🌿حس و حال خوب 🌿
Відкрити в Telegram
550
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 день
Архів дописів
🔺️وقتی آرزویی نباشد،
همه چیز در صلح و آرامش است.
🔻این جمله خیلی ساده به نظر میاد، ولی در واقع یکی از ژرفترین اصول تائو توشه.
اینجا "آرزو" (desire) به معنی صرفاً میل یا انگیزه نیست.
بلکه به اون میل کشنده و توقفناپذیر برای "چیزی بیشتر" اشاره داره:
بیشتر داشتن
بیشتر بودن
بیشتر دیده شدن
بیشتر کنترل کردن
لائوتسه میگه این میلِ "همیشه بیشتر خواستن"
ریشهی بیقراری، اضطراب، خشونت، جنگ، رقابت و ناراحتیهای درونیه. حالا چرا با نبود آرزو، صلح میاد؟ وقتی آرزو (به معنای حرص، تمایل به تغییر مداوم وضع فعلی) نباشه، دیگه تو با چیزی یا کسی در جدال نیستی با خودت نمیجنگی خودتو با بقیه مقایسه نمیکنی دنیا رو همونطور که هست میپذیری و از لحظهی سادهی الآن، لذت میبری این همون آرامش عمیق و بینیازیایه که لائوتسه دربارهش حرف میزنه. 🔸️تصور کن یه روز توی طبیعتی. نه گوشی، نه اخبار، نه دغدغهی شغلی. فقط صدای آب، نسیم، آفتاب... تو چیزی نمیخوای. نه دنبال چیزی هستی، نه نگران چیزی. همون لحظه، لحظهی خالصِ صلح و آرامشه. و لائوتسه میگه: اگه ما بتونیم اینجوری زندگی کنیم، نه فقط لحظهای، بلکه همیشگی... اونوقته که "دنیا به آهنگ طبیعی خودش برمیگرده" #تائو
《 هو 》
در جشن می #عشق که خون جگرم ریخت
نقل من دلسوخته جز #خون جگر نیست
#مستان میعشق درین بادیه رفتند
من ماندم و از ماندن من نیز #اثر نیست
#عطار
حق تعالی با سلطان #بایزید گفت که یا بایزید چه خواهی؟
گفت : خواهم که #نخواهم.
" اُرِیْدُ اَنْ لَا اُرِیْدَ "
🔺️اگر مردان و زنان قدرتمند میتوانستند خود را در آن متمرکز کنند...
🔻همونطور که قبلا در مورد این جمله صحبت کردیم، اینجا منظور از "قدرتمندان"، فقط حاکمان یا سیاستمداران نیستن.
بلکه همهی کسانی هستن که نفوذ دارن ، معلمها، والدین، هنرمندان، رهبران فکری، کسایی که بقیه ازشون الگو میگیرن.
اگه این افراد مرکزشون رو در تائو بذارن،
یعنی زندگیشون رو بر مبنای سادگی، تعادل، و دخالت نکردن تنظیم کنن ...
🔺️ ...دنیا خودبهخود متحول میشد و به آهنگ طبیعی خود بازمیگشت.
🔻اینجا به یکی از آموزههای تائوئیسم اشاره داره؛
دنیا نیازی به اصلاح نداره،
دنیا خودش هوشمنده، ولی ما با دخالتهای زیاد، آشفتش میکنیم.
لائوتسه میگه:
اگر انسانها از سر راه طبیعت کنار برن، جهان خودش تنظیم میشه.
مثل آبی که اگه مانعی جلوش نباشه، خودش مسیرشو پیدا میکنه.
🔺️مردم به زندگی ساده و روزمره خود راضی میشدند...
🔻وقتی الگوها و رهبران زندگی ساده و طبیعی دارن،
مردم هم تحت تأثیر اونها قرار میگیرن.
رقابت و مقایسه کم میشه.
نیازی به "دستاوردهای توخالی" نیست.
رضایت از سادگی، نشونهی آرامش درونی و پیوند با تائویه.
🔺️...و از هر آرزویی آزاد و رها بودند.
🔻در نگاه تائو، آرزوهای زیاد، ما رو از خودمون دور میکنن.
این به این معنی نیست که "هیچ آرزویی نداشته باشی"،
بلکه به این معناست که اسیر و وابستهی محقق شدن این آرزو ها نباشی.
وقتی در آرامش باشی، آرزو دیگه تو رو نمیبلعه.
دیگه حریص نیستی، دیگه در حسرت دائم نیستی.
انگار اون عطشِ همیشگی برای "چیزی بیشتر" محو میشه.
اگه رهبران زندگی طبیعی، متعادل و متواضعی داشته باشن،
مردم هم نیاز به خودنمایی، رقابت و حرص ندارن.
جامعه خودبهخود آروم میشه،
همه از داشتنِ کم ولی عمیق، خوشحال میشن.
و این یعنی بازگشت به "آهنگ طبیعی زندگی"#تائو
⚠️ اسپویل
در نهایت چیرین فقط قویتر از گرگ نمیشود؛ بلکه حتی از مفهوم «گرگ» هم عبور میکند. وقتی او گرگ را میکُشد، دیگر نه گوسفند است و نه گرگ. تبدیل میشود به موجودی تازه؛ چیزی شبیه همان «ابرانسان» نیچه، که بیرون از دوگانهی خیر و شر میایستد و ارزشهای خودش را میسازد.
اَبَـرگوسفنـد
انیمیشن «Ringing Bell (1978)» از آن کارهای بهظاهر کودکانه است که اصلاً مناسب بچهها نیست. داستانش یکجور تصویر تکاندهنده از نگاه نیچه به زندگی است.
«چیرین» در شروع قصه مثل آدمی است که خودش را به قوانین و اخلاق سنتی گره زده؛ همان اخلاق مطیع و رام که نیچه همیشه به آن میتازد.
وقتی مادرش را از دست میدهد و با شَرِ عریان روبهرو میشود، انگار برایش «خدا» میمیرد. همهی چیزهایی که به آنها تکیه داشت ــ امنیت، مهربانی، بخشش ــ جلوی چشمش فرو میریزد. این همان لحظهای است که انسان مدرن با پوچی روبهرو میشود.
تصمیم چیرین برای رفتن پیش گرگ و یاد گرفتنِ کشتن، دقیقاً لحظهی عبور او از اخلاق بردهوار است؛ جایی که دیگر نمیخواهد قربانی باشد. او میخواهد قدرت را تجربه کند و شکارچی شود.
🔺️تائو هرگز عملی انجام نمیدهد،
ولی همه چیز از طریق آن انجام میشود.
🔻تائو خودش کاری نمیکنه، چون نیازی نداره کاری بکنه.
اما همه چیز، خودبهخود از طریق اون پیش میره.
این یعنی، تائو در قلب هستی جاریه، بدون دخالت، بدون زور زدن، بینام و بیادعا. ولی همهچیز از اون زاده میشه.
مثل چی؟
خورشید رو تصور کن.
خورشید نمیگه "الان باید بدرخشم، باید گیاهان رو رشد بدم."
فقط هست.
اما همین بودنِ ساکت و بدون ادعاش، زندگی رو ممکن میکنه،
گیاه رشد میکنه، آبها بخار میشه، جانورها گرم میشن...
تائو هم مثل همینه.
بیادعا، بیدخالت، اما همهچیز از طریقش شکل میگیره.
🔸️تو زندگی مون چطور میتونیم این ویژگی تائو رو داشته باشیم؟
ما آدمها معمولاً فکر میکنیم باید همهچیز رو کنترل کنیم،
نقشه بکشیم، بجنگیم، زور بزنیم تا زندگی پیش بره.
اما لائوتسه میگه: نه!
اگه تو همراستا با طبیعت زندگی کنی،
اگه توی جریان طبیعی باشی،
اون وقت کارها خودشون اتفاق میافتن.تلاشهات بینیاز از زور میشن. تو فقط تلاشت رو انجام میدی ، و نتیجه رو رها میکنی ، اینطوری با تائو هماهنگ میشی به رودی که خودش راهش رو بلده اجازه میدی تو رو ببره اونجایی که باید. #تائو
