en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

🌿حس و حال خوب 🌿

🌿حس و حال خوب 🌿

Open in Telegram

🍃 پروردگارا دیده ای حقیقت بین عطا کن👁️🤲

Show more
554
Subscribers
-124 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
اینجا کسی ست پنهان ... 🕊️

غایت کار،دگرگونی خود توست، تمام مکاتب در این نقطه به یکدیگر می رسند: کیمیاگران اصرار داشتند که سنگ فلاسفه خود فرد است و آیین های تشرف ،صحنه ی مرگ و زایش هویت بودند، دانشی که صاحب خود را از بنیاد دگرگون نکند، و #عادات فرساینده را نسوزاند،#خرد نیست , صرفا انباشت اطلاعات بی اثر است،

موزیک مراقبه هال اِ. لینگرمن می‌گوید: همان طور که برخی از قطعات موسیقایی تن فیزیکی و لایه عاطفی شما را تقویت می‌کنند، همین طور هم گونه دیگری از موسیقی سلامتی بیشتری برای ذهن شما به ارمغان می‌آورد @Goodmoodf

سالک؛ در زندگی روزمره خود راه را به هدایت دل برمی‌گزیند ؛ گزینش راه به هدایت #دل همان چیزی است که سالک را از آدم‌ها جدا می‌سازد . آنگاه که #سالک و راه یکی شد؛ سالک در می‌یابد که راه دل دارد... و آنچه که سالک برمی‌گزیند تا سپرهایش را از آنها بسازد چیزی جز ذات راه دل نیست ... ✍🏽 دون خوان ماتیوس

Repost from N/a
Âşık_Atışması_Bağlama_ile_Erkek_Kadın_Düet_Telgram_s_sevda33.mp32.28 MB

Repost from N/a
Âşık_Atışması_Bağlama_ile_Erkek_Kadın_Düet_Telgram_s_sevda33.mp32.28 MB

🔺️یک از تائو متولد می‌شود. دو از یک به وجود می‌آید. سه از دو زاده می‌شود. و همه چیز از سه به وجود می‌آیند. 🔻بیایید خط به خط پیش بریم : 🔸️یک از تائو متولد می‌شود: تائو خودش بی‌نهایت و بی‌تعریفه. ولی از دلش "یک چیز" زاده می‌شه: اون یک، "نیروی زندگی" یا چی (Qi) یا "هستی اولیه" هست. یه اصل بی‌شکل که ظرفیت داره همه چیز رو تبدیل به چیزهای متفاوت کنه. 🔸️دو از یک به وجود می‌آید: از اون نیروی بی‌تعریف (چی)، دوگانگی پدید میاد ، یعنی یین و یانگ، تاریکی و روشنایی، زن و مرد، شب و روز... این اصل دوگانگی، همون چیزیه که در تمام جهان دیده می‌شه. جهان ما با تضادها معنا پیدا می‌کنه. اگه فقط نور بود، تاریکی رو نمی‌فهمیدیم. 🔸️سه از دو زاده می‌شود: این بخش رمزآلود ترینه ولی خیلی تفسیرهای ارزشمند براش وجود داره. یکی از رایج‌ترین و پذیرفته‌ترین برداشت‌ها اینه که: سه یعنی تعادل، یعنی تعامل میان یین و یانگ، یعنی حرکت، یعنی چیزی که باعث می‌شه از تضاد، آفرینش به وجود بیاد. مثال: شب (یین) روز (یانگ) و زمانِ گذار بین این دو (سپیده‌دم / غروب) = عنصر سومه که چرخه رو کامل می‌کنه. یا مثلاً: مرد (یانگ) زن (یین) فرزند = سومین چیزیه که از ترکیب این دو پدید میاد. جهان فقط با دو قطب مخالف ساخته نمی‌شه، بلکه با تعامل این دو، چیز سومی خلق می‌شه که هم تعادله، هم جریان، هم تولد. و از دل اون، همه‌چیز متولد می‌شه. #تائو

رهگذاری دیوانه در برابر مغازه‌ای ایستاد و از صاحب مغازه پرسید: چه چیز تو را وا می‌دارد که هر روز و همه روز اینجا بنشینی؟  مرد گفت: برای این‌که سود کنم! دیوانه پرسید: سود چیست؟ تاجر گفت: سود یعنی یکی را دوتا کنم. دیوانه گفت: این سود نیست. سود وقتی است که دوتا را یکی کنی. او یک دیوانه معمولی نبود

"این" یک رویاست

غم به شما عمق می‌دهد و شادی ارتفاع...

🔺️متن چهل و دوم يك از تائو متولد مي شود. دو از يك به وجود مي آيد. سه از دو زاده مي شود و همه چيز از سه به وجود مي آيند. آن چه وجود دارد پشت به نيروي مونث دارد و رو به نيروي مذكر. وقتي نيروي مونث و مذكر تركيب مي شوند، همه چيز در هماهنگي آرامش مي يابد. انسان هاي عادي تنهايي را دوست ندارند در حالي كه فرزانه تنهايي را به كار مي گيرد. او در تنهايي درك مي كند كه با هستي يگانه است.

هر چقدر بهت بگم بازم کمه که هر موقعیتی که برات اتفاق می‌افته برای رشدت لازمه، هیچ اشتباهی وجود نداره، همه‌ی چیزهایی که پشت سر گذاشتی و تمام چیزهایی که قراره برات اتفاق بیوفته تماماً برای رشد معنویت لازمه. اگر به نظرت درست نیست بدون که این ذهنته که داره واکنش نشون میده. این #واکنش# ایگو است؛ و راه کنار اومدن با این هم فقط #مشاهده درونی است. خودت رو با جروبحث و دعوا و تلاش برای تغییر دادن چیزها درگیر نکن، فقط مشاهده کن... اگر بتونی بدون برانگیخته شدن مشاهده کنی اونوقت اون امتحان رو پاس کردی و دیگه نیاز هم نیست که برات تکرار بشه، اما اگه عصبانی بشی، ناراحت بشی یا بخوای تلافی کنی یا مدام بهش فکر کنی و نفرت و خصومت داشته باشی حتی اگه از اون شرایط دور هم بشی، باز بارها و بارها با چنین وضعیتی روبه‌رو میشی تا زمانی که یاد بگیری واکنش نشون ندی، ✍🏼رابرت‌آدامز

گفت : از جای ها کجا #بهتر؟ گفت : جایگاه آن بهتر که آدمی را آنجا #مونسی باشد. فیه ما فیه #مولانای جان

هیچ‌چیز مایه‌ی آزار نباشد تا آدمی آزردگیِ خاطر خویشتن بر آن نیفزاید. سنکا مکتوبات رواقی سنکا در این جمله، به یکی از پنهان‌ترین سرچشمه‌های رنج اشاره می‌کند: این‌که انسان، اغلب تنها رنجِ واقعه را تحمل نمی‌کند، بلکه رنجِ دیگری نیز بر آن می‌افزاید؛ رنجی که ساخته‌ی ذهنِ خودِ اوست. بسیاری از چیزهایی که ما را می‌آزارند، در آغاز آن‌قدر سهمگین نیستند. یک سخنِ تلخ، یک بی‌مهری، یک فقدان، یا حادثه‌ای ناخواسته. اما ذهن، آرام نمی‌ماند. حادثه را بارها بازسازی می‌کند، در خیال ادامه‌اش می‌دهد، با «اگر» و «چرا» و «ای کاش» آن را می‌پرورد، و زخمی را که می‌توانست آرام‌آرام التیام یابد، مدام تازه می‌کند. سنکا نمی‌گوید انسان نباید اندوهگین شود یا درد بکشد. او می‌داند که رنجْ بخشی از زندگی‌ست. اما هشدار می‌دهد که مبادا ما خود، شریکِ رنجِ خویش شویم. گاه آنچه ما را فرسوده می‌کند، خودِ رویداد نیست؛ داستانی‌ست که ذهنِ ما پیرامونِ آن می‌سازد. رواقیان باور داشتند میانِ «آنچه رخ می‌دهد» و «برداشتِ ما از آن» فاصله‌ای هست؛ و آزادیِ انسان، درست در همین فاصله پدیدار می‌شود. آدمی همیشه قادر نیست مانعِ درد شود، اما می‌تواند نگذارد ذهنش، درد را به اقامتگاهی دائمی بدل کند.