ru
Feedback
🌿حس و حال خوب 🌿

🌿حس و حال خوب 🌿

Открыть в Telegram

🍃 پروردگارا دیده ای حقیقت بین عطا کن👁️🤲

Больше
555
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+230 день
Архив постов
photo content

🔺️فرزانه با مهر و شفقت به اجزا می‌نگرد زیرا از کل آگاه است. 🔻این جمله یکی از ستون‌های نگاه تائویی به جهانه. فرزانه کسیه که جزئیات زندگی ، یعنی آدم‌ها، حیوانات، اتفاقات و احساسات رو با مهربونی نگاه می‌کنه. اما نه از روی دلسوزی سطحی یا ترحم، چون درک کرده که همه چیز بخشی از یک کل بزرگ‌تره. یعنی : تو وقتی فقط یه درخت رو می‌بینی، ممکنه فکر کنی "این یه درخته". ولی وقتی می‌فهمی اون درخت بخشی از یه جنگله، و اون جنگل بخشی از یه چرخه بزرگ طبیعته، دیگه نمی‌تونی باهاش بی‌رحم باشی. چون درک کل، رفتار تو با جزء رو تغییر می‌ده. فرزانه می‌دونه که هیچ‌چیز جدا نیست. همه‌چی به هم وصله. پس وقتی یه نفرو می‌بینه که خشمگینه، قضاوتش نمی‌کنه؛ می‌فهمه اون خشم از یه جای عمیق‌تر میاد، از زخمی که شاید خودش هم تجربه کرده. فرزانه "با مِهره" ، چون وقتی چیزی رو از دید کلی ببینی، مهربون‌تر، آروم‌تر، پذیرا‌تر می‌شی. هم با دیگران، هم با خودت. #تائو

موزیک مراقبه صدای طبیعت @Goodmoodf

4_6041964085669542879.mp35.56 MB

#راحت در آن است که هرچه حق‌تعالی تو را در پیش آورد ، آن را به‌ کلی #سعادت خود دانی. #شمس دَر دایِرِهٔ قِسْمَت، ما، نُقْطِهٔ تَسْلیمیم لُطْف، آن‌چه تو اَنْدیشی حُکْم آن‌چه تو فَرمایی #حافظ جانم

ابو سلیمان #دارانی را پرسیدند که : #حقیقت معرفت چیست ؟ گفت : آن است که #مراد جز یکی نبود در دو جهان. #نفحات‌الانس شیخ عبدالرحمن #جامی

#عجیب آدم هایی که به #وای‌فای و #بلوتوث باور دارند، اما هنوز #انرژی و #فرکانس و #ارتعاش را بی پایه و خرافی میدانند. #بیدار_شو

photo content

از عالم توحید تو را چه؟ از آن‌که او واحد است، تو را چه؟ چو تو صد هزار بیشی. هر جزوت به طرفی، هر جزوت به عالمی. تا تو این اجزا را در واحدیِ او درنبازی و خرج نکنی، تا او تو را از واحدیِ خود هم‌رنگ کند، سرت بماناد و سرّت! سجده‌ی تو مقبول است. شمس تبریزی خمی از شراب ربانی ص ۳۹۳ این قطعه از شمس، در ظاهر درباره‌ی توحید حرف می‌زند، اما در عمق، درباره‌ی پراکنده‌بودن انسان است. شمس می‌گوید: «از عالم توحید تو را چه؟ از آن‌که او واحد است، تو را چه؟ چو تو صد هزار بیشی.» یعنی اینکه خدا واحد است، به‌خودیِ خود برای تو چه فایده‌ای دارد؟ تو از وحدت او چه بهره‌ای برده‌ای؟ وقتی خودت در درونت هزار پاره‌ای، صرفِ دانستن اینکه «خدا یکی است» تو را موحّد نمی‌کند. بعد می‌گوید: «هر جزوت به طرفی، هر جزوت به عالمی.» یعنی وجود تو پراکنده است. یک بخش تو دنبال پول است، بخشی دنبال شهرت، بخشی دنبال تأیید دیگران، بخشی گرفتار گذشته است، بخشی نگران آینده، بخشی دنبال لذت و بخشی ادعای معنویت دارد. بدن اینجاست، اما ذهن جای دیگری است؛ زبان چیزی می‌گوید، اما دل چیز دیگری می‌خواهد؛ عقل یک راه را نشان می‌دهد، اما میل راه دیگری می‌رود. پس انسان عملاً «صد هزار» شده است. نقطه‌ی اصلی سخن شمس اینجاست: «تا تو این اجزا را در واحدیِ او درنبازی و خرج نکنی…» یعنی تا این تکه‌های پراکنده‌ی وجودت را در یک جهت جمع نکنی و از خودت نگذری، سخن گفتن از توحید هنوز بیشتر یک دانش است تا یک تجربه‌ی زیسته. «خرج کردن» در اینجا تعبیر بسیار زیبایی است؛ یعنی هرچه هستی و داری، از خودمحوری بیرون بیاوری و در راه حقیقت مصرف کنی. خواسته‌ها، غرور، تعلقات، ترس‌ها و حتی تصویرت از «خودت» را. و بعد: «تا او تو را از واحدیِ خود هم‌رنگ کند…» اگر این پراکندگی را رها کنی، کم‌کم تو نیز رنگ وحدت می‌گیری؛ یعنی میان فکر، گفتار، خواست و عملت فاصله کمتر می‌شود. دیگر چند انسانِ متناقض درونت زندگی نمی‌کنند؛ یکپارچه‌تر می‌شوی. به نظرم شمس در نهایت یک سؤال بسیار جدی مطرح می‌کند: آیا تو فقط به خدای واحد باور داری، یا خودت هم از این پراکندگی به سوی وحدت حرکت کرده‌ای؟ و جمله‌ی پایانی، «سرت بماناد و سرّت!»، حال‌وهوای عارفانه و طنزآمیزی دارد؛ گویی می‌گوید اگر هنوز در همین چندپارگی مانده‌ای، همان ظاهرِ سجده‌ات هم چندان مسئله‌ای را حل نکرده است. خلاصه‌ی حرف شمس: توحید فقط این نیست که بگویی «خدا یکی است»؛ مسئله این است که تو هم از هزارپارگی بیرون بیایی و وجودت را در یک جهت جمع کنی. آن‌وقت توحید از یک عقیده، به یک کیفیتِ وجودی تبدیل می‌شود.

🕊 🔥 موسیقی سرخپوستی 🔥 آنقدر عالیست این قطعه که فقط میتوانم بگویم گوارای تان باد

موزیک مراقبه کلود دبوسی (1918-1862) می‌گوید: «اثرِ هنری‌ست که قوانین را پدید می‌آورد؛ قوانینِ از پیش تعیین‌شده نمی‌توانند باعث خلق یک اثر هنری شوند.» @Goodmoodf

photo content

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کفِ او موم است سنگِ خارا #حافظ

photo content

🔺️هنگامی که انسان در تائو دخالت می‌کند آسمان آلوده می‌شود، زمین فقیر می‌شود، تعادل از میان می‌رود و نسل موجودات منقرض می‌شود. 🔻دخالت یعنی "کنترل‌گری" : یعنی ما فکر کنیم می‌دونیم چطور باید طبیعت، بدن، ذهن، دیگران یا زندگی رو هدایت کنیم. آسمان آلوده میشود : هم استعاره‌ست هم واقعیت. آسمانِ بیرونی با دود و مصرف‌گرایی، و آسمان درونی‌مون (ذهنمون) با فکرهای سمّی، وسواس، حرص و ترس. زمین فقیر می‌شود: وقتی دائم خاک رو مصرف می‌کنیم بدون اینکه بهش فرصت استراحت بدیم ، خاکش فرسوده میشه و مواد مغذی ته می‌کشه. و در معنای درونی ، وقتی دائم از خودمون کار می‌کشیم، بی‌وقفه در حال عملکرد و بازدهی هستیم، و به خودمون فرصت استراحت، تأمل، تفریح ، یا سکوت نمی‌دیم، روان‌مون فقیر می‌شه. احساسات‌مون سطحی می‌شن. خلاقیت و الهام از بین می‌رن. برای حاصل‌خیز موندن، باید چرخه‌ی "عمل – استراحت – رها کردن – بازگشت" حفظ بشه. تعادل از میان می‌رود: چون خودمون رو مرکز دنیا می‌بینیم، نه بخشی از یک کل و می‌خواهیم هرچیزی رو در کنترل خودمون در بیاریم. و این یعنی دائم در حال مقاومتیم و نتیجه اش میشه استرس دائمی ، کمال گرایی ، ترس ،  مقایسه و حسادت و ... نسل موجودات منقرض می‌شود: نه فقط حیوانات، بلکه گونه‌های درونی هم از بین می‌رن مثل آرامش، شهود، همدلی. (توضیح بیشتر در کامنت) به طور کلی تا اینجای متن داره دو تصویر از جهان می‌ده: یکی جهان در هماهنگی با جریان زندگی (تائو)، که زنده‌ست، تازه‌ست و پر از رضایت طبیعی. و دیگری جهانی که انسان سعی کرده همه‌چیز رو کنترل کنه و مالکش بشه؛ و نتیجه‌اش نابودی، خستگی و بی‌تعادلیه. لائوتسه می‌گه: اگر با جریانِ هستی همراه بشی، جهان بیرون (و جهان درون) مثل یک باغ خودبه‌خود رشد می‌کنه. ولی اگه بخوای باغ رو با زور رشد بدی، ریشه‌ها رو از بین می‌بری. #تائو

_lotfi_tar_shoor_م_مد_رضا_لطفي_تار_شور_flydownloader.mp311.63 MB

نه شخصم معین نه عکسم مقابل خیال آفرین حیرت خود نمایم بیدل

مانترا🧘‍♀️