uk
Feedback
SevenHells

SevenHells

Відкрити в Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Показати більше
484
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1030 день
Архів дописів
چرا این قرصای تقویتی همه‌شون بزرگن و مزهٔ کپسول می‌دن؟ :( چه بلایی سر اون گردالوهای کوچولو اومده؟ 😭

یکی از دوستام سعی کرد با این استدلال که «وقتی چیزی هست، از هیچ به وجود نیومده و خالقی داره حتما» راضی‌م کنه که خدا وجود داره. یهو برگشتم به چهارسالگی و بابایی که اصرار داشت حتی وقتی می‌ریم پیش ببعی‌ها که بغلشون کنم روسری بپوشم و توی ماشین برام هی این استدلال‌های کهنه رو نشخوار می‌کرد و وقتی من چهارساله حرفش رو عقلانیت مسلم نمی‌دونستم سرم داد می‌زد. حالم خیلی بد شد. خیلی.

photo content

البته خب منم می‌تونستم دارو قاچاق کنم احتمالا الان ساختمونم آسانسور ماشین داشت. چی بگم والا. :(

حاجی یادم رفت. ساختمون مطبه آسانسور ماشین داشت. توی عمرم نشنیده بودم. اولین بار که «هشدار کشیدن ترمز دستی بعد از استفاده از آسانسور ماشین» رو خوندم خیلی جا خوردم. چجوری بگم؟ دنیام تغییر کرد. برای یک مدتی، دیگه فکر نمی‌کردم دهاتی هستم. می‌دونستم دهاتی‌ام و دهاتی‌بودنم قطعیه. چ طبقهٔ فرودست دهاتی بودم دقیقا. 🙏

خودش اصلا درد نداشت. الان جاش خیلی درد می‌کنه. :(

خیلی دیگه حرف زدم. داره دراما اتفاق می‌افته. می‌رم اون رو گوش کنم. 🙏

سکوت رو نگاه! شمردم. یازده‌تا نینی تو همین اتاق هست.

Відеоповідомлення00:06

نینی‌هاشونم مثل خارجیان. بعد واکسن یه دو سه تا غر می‌زنن و گریه می‌کنن بعد آروم می‌شن. من در کودکی تا پنج کوچه بعدتر رو آباد می‌کردم (طبق گفته‌ها).

تو دهات ما اینقد بی‌فرهنگیه بابا اصلا ماهیت و ذات بچه‌داشتنش رو گردن نمی‌گیره. اینجا همه نینی‌ها بغل باباهان، مامانا فقط پیش‌پیش می‌کنن. واقعیت با این طبقهٔ اجتماعی و اینا خیلی اوکی نیستم.

کفشای اکثر باباها مارکه. اینجا مال یه طبقهٔ اجتماعی دیگه‌ست واقعا.

هندزفری‌مم خونه جا گذاشتم و مجبورم صدای گریهٔ نینی گوش کنم فقط. مبارک بدخواها. 🙏

سلام. من عزب‌اوغلی اومدم واکسن بچه‌های یه‌ساله رو بهم بزنین. ☺️🙏

مطب اطفال اومدم و مطمئن شدم که بچه مال پولداراست. لوازم جانبی نینی‌های اینجا رو بفروشیم یه ماشین از توش درمی‌آد. :)))))))

جدیدا می‌شینم محتوای عصبانی مصرف می‌کنم چون خودم نمی‌تونم جیغ بزنم و ظرف بشکنم و کتک بزنم و درودیوار خراب کنم. حالا این وسط یه ویدئو اومد برام که می‌گفت مردها وقتی به خودشون اجازه می‌دن عصبانیتشون رو ابراز کنن (داد بزنن، چیزی بشکنن، کتک‌کاری کنن) احساس می‌کنن تازه روی اوضاع کنترل دارن و زن‌ها کاملا برعکس، فکر می‌کنن موقع ابراز خشم کنترل اوضاع از دستشون خارج شده. نتیجه‌ای نمی‌تونم از قضیه بگیرم. فقط می‌دونم الان بیشتر از همیشه دلم می‌خواد تتو بزنم. ربطی به خشم فروخورده داره؟ نمی‌دونم. ویدئوهای بعدی مشخص خواهند کرد فکر کنم.

تصویری از سلول‌به‌سلول وجودم زیر میکروسکوپ.
تصویری از سلول‌به‌سلول وجودم زیر میکروسکوپ.

به‌خاطر اینکه اسفند داروم قطع شده و پاییز دوباره شروع می‌شه، چهار فصل سال رو در این بی‌دارویی تجربه کردم. خیلی ممنون :))))🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

تا واکسنه رو بزنم و اثر کنه و قضیه تموم شه، می‌شه ۸ ماه که دارو نخوردم و ۶ ماه که دنبال داروام. می‌شه تقریبا سه فصل که دارو نخوردم و دو فصل که دنبال داروی جدیدم رفتم. جنگ شد، صلح شد، مذاکره شد، مکانیسم ماشه فعال شد، دلار صد تومن شد، قهر و دعوا و آشتی و دوستی کردم، تصمیم گرفتم کارم رو عوض کنم ولی هنوووووووووووووووز به داروم نرسیدم. کنکوریا از اون موقع کنکورشون رو دادن و تا اون موقع رفتن دانشگاه. امتحانای دانشگاه که عقب افتاده هم برگزار شده و ترم جدید شروع شده. لوبیا دور جدید واکسنش رو زده. ماشینمون یه دور خراب شده و تعمیرش کردیم. ۱۶ کیلو لاغر شده‌م. مامانم اینا یه دور رفته‌ن عراق و برگشته‌ن، فلان فامیل دو دور رفته دبی و برگشته، روند کار قبلی‌م عوض شده و فرمت کارم کاملا تغییر کرده و من هنوز داروم رو نمی‌تونم بخورم. شاید پیشونی می‌خواد که من ندارم. نمی‌دونم بخدا دیگه. خسته شدم. ای کیررررزنسسنیتیپسنس