کرشمه
Відкрити в Telegram
نچیده مانده و پوسیده بود میوهی عشق - نمیگرفت به هنگام اگر کمین مرا #حسین_منزوی
Показати більше777
Підписники
-124 години
-27 днів
+1530 день
Архів дописів
778
مثل اخترها به گِرد کعبه و کانونِ خود -خورشید-
خندهها و اشکهایم گرد تنهاییم چرخیدند
#حسین_منزوی
778
هر دل که پر از خون شود از داغ عزیزان
از گریه محال است سبکبار توان کرد
این درد نه دردیست که بیرون رود از دل
این داغ نه داغیست که هموار توان کرد
آن صبر نداریم که خاموش نشینیم
آن زهره نداریم که اظهار توان کرد...
#صائب
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#دی_ماه_خونین
778
▨ نام شعر: ای باغ چه شد مدفنِ خونین کفنانت؟
▨ شاعر: حسین منزوی
▨ با صدای: حسین منزوی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
___________
ای باغ! چه شد مدفنِ خونین کفنانت؟
کو خاکِ شهیدانِ کفن پیرهنانت؟
تا سرب که پاشیده و تا لاله که چیدهست
در سینه و سیمای بهارین بدنانت؟
آه ای وطن! ای خورده به بازارِ شقاوت
بس چوبِ حراج از طرفِ بیوطنانت
خونِ که شتک زد ز پدرها و پسرها
بر صبحِ یتیمان و شبِ بیوه زنانت
رودابهی من! رودگری کن که فتادند
در چاهِ شغادانِ زمان، تهمتنانت
رگبار گرفت آنگه و بارید ز هر سو
بر سینه و سر، نیزه و شمشیر و سنانت
ای باغِ اهوراییام افسوس که کردند
بیفرّه و بیفرّ و شکوه، اهرمنانت
همخوانِ نسیمم من و همگریهی باران
در ماتمِ سرخِ سمن و یاسمنانت
▨
#حسین_منزوی
پ.ن:
خوانش این شعر به تاریخ نوزدهم آذرماه ۱۳۸۱ در دانشگاه زنجان انجام شده
778
در هشیاری
به سراغت
نمیآیم
هر بار
از سوزش انگشتانم
در مییابم
که باز
نام تو را
مینوشتهام...
#حسین_منزوی
778
Repost from به قول غزل
دوستان عزیزم
کانال قبلی خوشهگاه با کلی شعر و مطلب و عضو وفادار، متأسفانه از دست رفت. این آدرس جدید کاناله که اگر دوست داشتید، میتونید دنبال کنید.
ممنونم از همراهی شما.
778
Repost from من که ملول بودمی
آن روزها غربت نبود
و غم میان دو انگشت جای میگرفت
آرام آرام غم بزرگ شد
و غربت پا گرفت
حالا میتوانند میز را بلند کنند
صندلی را بلند کنند
اتاق را طوری بچینند که خود میخواهند
آنهایند که تصمیم میگیرند
بلندبلند حرف میزنند
و مرا میترسانند
غلامرضا بروسان
778
Repost from من که ملول بودمی
چون بیابانی
دور افتادم از خودم
و پوسیدم
چون پایههای پلی
در آب
غلامرضا بروسان
778
Repost from «لعلیات»
و پیوسته درِ خانقاه بسته داشتی چون مسافر بدر خانقاه رسیدی او در پس در آمدی و گفتی: "مسافری یا مقیم؟ اگر مقیمی درآی و اگر مسافری این خانقاه جای تو نیست که روزی چند بباشی و ما با تو خوی کنیم آنگاه بروی و ما را در فراق تو طاقت نبود."
«ذکر شیخ ممشاد دینوری»
#تذکرة_الأولیاء | لعلیات
778
Repost from N/a
✨ من رؤیایی دارم
همیشه دلم میخواست نشر خودم را داشته باشم و کتابهایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر میکنم لایق خوانندهها و کتابهاست.
سالها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشهمتلاطم روز خوب از راه میرسد؟ این شد که در دل سیاهترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دستوپا میزدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چهقدر است که دستبهکار نشوم؟»
نشر اسب اینگونه زاده شد؛ برای انتشار داستانهایی گُلچینشده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش میشوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستانها بهصورت آنلاین منتشر میشوند.
به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب میکنند قول میدهم بهترین داستانها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوشحال میشوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستانهایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید.
به نشر اسب بپیوندید:
🔊 کانال: t.me/asb_pub
👥 گروه: t.me/asb_pub_group
💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact
🌐 وبگاه: asbpub.ir
✉️ ایمیل: asbpub.official@gmail.com
امیرمحمد شیرازیان،
۱۱ تیرماه ۱۴۰۵
778
نشد برم اونجایی که الان باید میبودم...
به جاش با این غم سق میزنم و به قول مولانا با خونِ دل قضاش رو ادا میکنم!
778
Repost from 💥·♩♪♫ کاـ؋ــہ בلچی♫♪💥
ساز و آواز (چه خوش باشد، که دلدارم "تو" باشی...)
آواز: #استاد_محمدرضا_شجریان
شاعر: #عراقی
آلبوم: #همایون_مثنوی
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
