es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کرشمه

کرشمه

Ir al canal en Telegram

نچیده مانده و پوسیده بود میوه‌ی عشق - نمی‌گرفت به هنگام اگر کمین مرا #حسین_منزوی

Mostrar más
821
Suscriptores
+124 horas
+67 días
+1530 días
Archivo de publicaciones
Repost from کرشمه
جای این داغ خوب شدنی نیست... #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم ‌

Repost from N/a
و گفت: اگر کسی غیرِ من، گم‌شده‌ی توست پس وای بر تو! و اگر کسی غیرِ من گم‌شده‌ی توست پس من از کفِ تو برفتم و پریشان گشتی. تو گم‌شده‌ی منی و من گم‌شده‌ی توام و کسی که غایب شود از ما نیست. محمدبن عبدالجبار نِفَّری/ مواقف و مخاطبات

Repost from نشر اسب
💬 فقط یک روز دیگر تا انتشار اولین رمان اسب…
جنگ به‌زودی نمای ساختمانشان را چنان می‌فرسود که انگار خودِ زمان را شتاب بخشیده باشد؛ طوری که خرابی یک روزش به‌اندازه‌ی‌ ده سال می‌شد.
💳 پیش‌خرید با ۲۳ تخفیف: خروجی غربی خارج از ایران: €6.50 €5.00 داخل ایران: ۱۲۰٬۰۰۰ تومان ۹۲٬۰۰۰ تومان #تازه‌ها #رمان #ویدئو 🐎 نشر اسب • سر در پی افق‌ها ‏〰️ 🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر ❤️ حمایت از ما

photo content

‌ نمیرد آن که به دست تو روح بسپارد شیخ اجل #سعدی ‌

‌ به دل گرفته ماند، قدح شراب بی تو... #رفیع_خان‏_باذل ‌‌

‌ چه غم نداشته باشم تو را... که در نظر من سعادتی به جهان مثل دوست‌داشتنت نیست #حسین_منزوی ‌‌

‌ به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد صدای پای تو ز آن سوی در، شنوده نشد سرت به بازوی من تکیه ای نداد و... سرم دمی به بالش دامان تو غنوده نشد لبم به وسوسه‌ی بوسه‌دزدی آمده بود ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد نشد که با تو برآرم دمی نفس‌ به نفس هوای خاطرم امروز مشک‌سوده نشد به من که عاشق تصویرهای باغ و گُلم نمای ناب تماشای تـو نموده نشد یکی دو فصل گذشت از درو، ولی چه کنم که باز خوشه‌ی دلتنگی‌ام دروده نشد چه چیز تازه در این غربت است؟ کی؟ چه زمان غروب جمعه‌ی من بی‌تو پوک و پوده نشد؟ همین نه دیدنت امروز –روزها طی گشت- که هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد غم ندیدن تو شعر تازه ساخت، اگر به شوق دیدن تـو تازه‌ای سروده نشد #حسین_منزوی ‌

‌ دیدید فراغت رو فراقت نوشتم؟ کسی تیغ رو از من نگیره لطفا! ‌

‌‌ فراقت از تو میسر نمی‌شود ما را چرا؟ ‌

‌ سایه‌ای بر دلِ ریشم فکن ای گنج روان که من این خانه به سودایِ تو ویران کردم #حافظ ‌

‌ من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر بند پایی که به دست تو بود تاج سر است شیخ اجل #سعدی غزل شماره ۶۶ گنجور ‌‌

‌‌ به هر که جور نکردی، نمی‌توانستی تو آن نه‌ای که جفایی توانی و نکنی #نشاط_اصفهانی ‌

Repost from N/a
طبع آزاد مرا ز آفت دوران غم نیست پیکر سرو ز پیری به خمیدن نرسید بال معنی نکشد کوشش هر بی‌سر و پا اشک را منصب بینش به دویدن نرسید #بیدل

خال به کنج لب یکی، طُره‌ی مشک فام دو وای به حال مرغ دل، دانه یکی و دام دو محتسب است و شیخ و من، صحبت عشق در میان از چه کنم مجابشان؟ پخته یکی و خام دو از رخ و زلفت ای صنم روز من است همچو شب وای به روزگار من، روز یکی و شام دو ساقی ماهروی من از چه نشسته غافلی؟ باده بیار و می بده، صبح یکی و شام دو مست دو چشم دلربا همچو قرابه پر ز می در کف تُرکِ مست بین، باده یکی و جام دو کشته‌ی تیغ ابرویت گشته هزار همچو من بسته‌‌ی چشم جادویت، میم یکی و لام دو وعده‌ی وصل می‌دهی لیک وفا نمی‌کنی من به جهان ندیده‌ام، مرد یکی و کام دو گاه بخوان سگ درت، گاه کمینه چاکرت فرق نمی‌کند مرا، بنده یکی و نام دو    #طاهره قرة العین ‌‌‌

‌ جز دل تنگِ من ای مونس جان جای تو نیست تنگ مپسند دلی را که در او جا داری #شهریار ‌

دل رفت ذوق رفت تپش رفت شوق رفت از هرچه داشتیم فقط آبرو نرفت جز آرزوی مرگ که دور از تمامتان با من به زیر خاک کدام آرزو نرفت؟ یاغی @aliakbaryaghitabar

Repost from N/a
یاد آر اگر رگت را با مرگ می‌خراشی تو بازمانده‌ای تا او را گواه باشی!
یاد آر اگر رگت را با مرگ می‌خراشی تو بازمانده‌ای تا او را گواه باشی!

‌‌ ‏بگو چه کار کنم؟ وقتی شادی به دم بادبادکی بند است؛ و غم، چون سنگی مرا در سراشیب یک دره دنبال می‌کند… ‌ #غلامرضا_بروسان ‌‌

‌ سری بُریده ز پستانِ مادر آویزان... #محمدسعید_میرزایی ‌‌