uk
Feedback
یاس بنفش

یاس بنفش

Відкрити в Telegram

گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
262
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+3230 день
Архів дописів
من دارم فکر میکنم که شاید ما خیلی وقت پیش، همون دورانی که یک دفعه ازش گذشتیم و نفهمیدیم چیشد که همه چی اینقدر بد شد، مردیم و الان داریم تاوان کارهای بدمون رو میدیم، اگه نه که این وضعیت نمیتونه برای انسان‌ها و آدم‌هایی که در حال زندگی و تلاش کردن هستن و مداوم میخوان از این وضعیت دور بشن و آینده شونو بسازن، پیش بیاد.

Repost from نیل‌سآ🪁
تو لازم نیست خاص باشی؛ همین معمولی‌بودنِ مخصوصِ خودت کافیه.

اولین پنجشنبه و جمعه‌ای بود که بعد از مدت‌ها با حس بی‌قراری و انتظار برای تموم شدنش، نگذشت‌.

اینجا رو همیشه با یک آهنگ و موسیقی شروع میکنم و بعد میرم سراغ نوشتن، اما این اولین باریه که موسیقی‌ای که گذاشتم رو خودم نواختم، فکر کنم این روزها دلخوشیم به جز وجود دوستام، ساز سنتور باشه که با این‌که هزار تا مشغله داشتم دلم نیومد بذارمش کنار.

مقدمه‌ی بیات ترک.m4a2.89 MB

photo content
+2

البته برای اینکه همچین اتفاقی بیفته باید بدون قصد خرید کتاب و فقط برای دیدن‌شون بری تا نخوای قیمت‌ها رو ببینی و همون‌جا گریه‌ات بگیره.

میری بیرون، وارد کتاب فروشی میشی، بوی کتاب و کاغذ‌ رو حس میکنی، بین کتاب‌ها قدم میزنی و می‌بینی که تیکه‌های خاکستری زندگی یه کوچولو رنگ گرفت و روشن شد.

خیلی روز خوبی بود، احساس میکنم زندگی یکم رنگ گرفت.

زندگی همینجوری‌ سخت هست، هر روز یک مشکل، نگرانی، فشار، اتفاق جدید، یک آدمی که یه چیزی میگه و میره ولی حرفش تا ساعت‌ها شاید هم روزها میمونه توی سر تو، تو دیگه خودت به این سختی‌ها و افکار فرسوده کننده، چیزی اضافه نکن.

"اتفاق شاید فقط یک‌بار افتاده باشه، ولی تو با مداوم فکر کردن به اون اتفاق، داری صد بار دیگه تجربه‌اش می‌کنی."

06 - The End Of The Summer.mp35.53 MB

اگه یه روز همه‌ی این‌ها برات تبدیل شدن به یه خاطره‌ی قدیمی، امیدوارم تو هیچ‌وقت اون لحظه‌ای رو فراموش نکنی که فهمیدی می‌تونی کاری رو که فکر می‌کردی از پسش برنمیای، انجام بدی. چون من فکر می‌کنم تو خیلی وقت‌ها قبل از اینکه واقعاً شکست بخوری، خودت رو می‌ترسونی که شاید نتونی. ولی بعد انجامش می‌دی. و امیدوارم یک روز دیگه لازم نباشه کسی بهت بگه "تو می‌تونی". امیدوارم خودت قبل از همه بدونی.

چقدر هر چنلی رو خوندم، آدما از نتیجه تلاششون راضی و خوشحال بودن، خوشحالم برای همه آدمایی که الان خوشحال شدن با دیدن نتیجه‌ها و خستگی‌شون در رفت.

برای روزهایی که هنوز نیامده‌اند، کمی امید نگه‌داشته‌ام.

اگر کسی به اندازه‌ی «خودت» بهت سخت می‌گرفت، حاضر بودی توی زندگیت نگه‌ش داری؟!

یک‌جوری بی‌قرارم که دلم می‌خواست می‌تونستم خودم رو بذارم روی پام، براش لالایی بخونم و خوابش کنم.

Repost from دو در یک
‏کاش به جای دلار من می‌رفتم بالا، همین‌طور مستقیم به سمت آسمون و اون دنیا. : سفید برفی

شاید اگر متوجه می‌شدیم، کلمات چقدر بار معنایی زیادی دارن و چه احساسی به آدمی که داره اونا رو می‌شنوه، منتقل ميکنن، الان کمتر غمگین بودیم و به این زندگی مزخرفی که داریم تجربه می‌کنیم، چهار تا احساس بد و غیرقابل تحملِ دیگه اضافه نمی‌کردیم.

آخه اصلا شما وضعیت زندگی‌مونو نگاه کن، یک غره که اون وسطا یکمم زندگی توشه.