uk
Feedback
دومآن.

دومآن.

Відкрити в Telegram

حاشیه‌‌یِ نور/ داروساز؛ پناه‌گرفته در رنگ و واژه. ردّی از خودت به جا بگذار: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
343
Підписники
+2224 години
-27 днів
-230 день
Архів дописів
‏در قضیه خودکشی پسر اروین یالوم،‌ اکثراً‌ از این متعجبند که پسر یک روان‌درمانگر مشهور بوده. نکته‌ی مهم‌تر شاید این باشه که ویکتور یالوم، خودش دکتری روان‌شناسی بالینی داشت و نزدیک به ۴۰ سال به کار روان‌درمانی مشغول بود.

بعضی آدم‌ها آن‌قدر تنها می‌شوند که دیگر تنهایی برایشان یک انتخاب نیست؛ سرنوشت است. نه خانواده آن‌ها را می‌فهمد، نه دوستان، نه جامعه‌ای که هر روز از آن‌ها توقع بیشتری دارد. همه طلبکارند، اما کمتر کسی می‌پرسد: «حالت چطور است؟» هر بار که زیر بار بی‌انصافی خم می‌شوند، به جای دستی برای بلند شدن، انگشتی به سمتشان نشانه می‌رود. دردهایشان قضاوت می‌شود، سکوتشان بی‌تفاوتی تعبیر می‌شود و خستگی‌شان تنبلی. انگار هیچ‌کس نمی‌بیند که آن‌ها مدت‌هاست در حال جنگیدن‌اند. و کم‌کم، آدم از جایی به بعد دیگر توضیح نمی‌دهد. دیگر از خودش دفاع نمی‌کند. فقط عقب می‌نشیند و در تنهاییِ خودش فرو می‌رود؛ نه چون تنهایی را دوست دارد، بلکه چون از درک نشدن خسته شده است.

دلم می‌خواست چیز محکمی به او بگویم که بداند چقدر دوستش دارم... گفتم: تو مسیح منی. _سمفونی مردگان / عباس معروفی

_چشمانم کجاست؟ +وقتی روحت را شناختم، چشمانت را نقاشی خواهم کرد.
_چشمانم کجاست؟ +وقتی روحت را شناختم، چشمانت را نقاشی خواهم کرد.

آزاد بود؛ به همان اندازه که زنجیرهایش اجازه می‌دادند.

آخه تو اونجا چیکار میکنی بچه🫠
آخه تو اونجا چیکار میکنی بچه🫠

هر روز چیزی را از دست می‌دهیم؛ بی‌آنکه حتی متوجه فقدانش شویم.

_سمفونی مردگان / عباس معروفی
_سمفونی مردگان / عباس معروفی

The journey never ends.

میتواند ساعت ها، روز ها و حتی ماه ها سخن نگوید. بعضی روزها صدای خود را فراموش میکند و از تارهای صوتی خود برای گوش‌ کردن به صدایش استفاده میکند. آنقدر در ذهنش حرفهایش را تکرار کرده است که نمیتواند تشخیص دهد کدام حرف را به زبان آورده و کدام یک را نیاورده است. نمیتواند واقعیت و خیال را از هم تفکیک کند. فاصله... تنها چاره برای بهبود روح و روانش. میگفتند زمان همه چیز را حل میکند. اما فاصله رقیبی سخت برای زمان است. فاصله انسان را دوست داشتنی‌تر و محترم میکند. یک قدم از هر چیزی ک به آن نزدیک هستید، فاصله بگیرید.

منی که اسبم را این چنین چهار نعل می‌تازم، آیا می‌خواهم برسم یا فرار می‌کنم؟

هر خوشی ای در دلش احساس میکرد، از درون ترس و عذابی جانش را میگرفت. به گونه‌ای بزرگ شده بود، که فکر میکرد وقتی خوشحال است، به کسی چیزی بدهکار است. انگار که اجازه نداشت اندکی برای خود و در حال خود باشد. اگر تنهایی به زندگی خود می‌پرداخت و لذت می‌برد، از آن‌ها چیزی جز اخم و تخم نصیبش نمی‌شد. کسی او را دوست نمی‌داشت. گله‌ای از این بابت هم نداشت. تنها چیزی ک آزارش می‌داد این بود که "او را فقط زمانی دوست داشتند که شبیه به چیزی باشد که آنها می‌خواهند."

_سمفونی مردگان / عباس معروفی
_سمفونی مردگان / عباس معروفی

مدرک دانشگاهی، تضمینِ شرافت نیست و جایگاه علمی، نمی‌تواند فقرِ اخلاق را پنهان کند.

هیچ فریادی بلندتر از سکوت بازماندگان نیست.

Sana doyamadım ben.

هر جامعه‌ای که حقیقت را قربانی ترس و شایعه کند، نوعی جامعه آدم‌خوار است.
هر جامعه‌ای که حقیقت را قربانی ترس و شایعه کند، نوعی جامعه آدم‌خوار است.

_اعترافات در ساعت ۷:۴۵ / لیزا انگر
_اعترافات در ساعت ۷:۴۵ / لیزا انگر

غرق شدن او در اندک علایق باقی مانده‌اش نه از روی تفریح؛ بلکه آخرین راه نجات او از رنج حیات بود.

انگار کسی غم را ترجمه کرده باشد به زبان نت‌ ها.