ar
Feedback
دومآن.

دومآن.

الذهاب إلى القناة على Telegram

حاشیهٔ نور/ از من، رو به هرکسی که می‌خواند. صدایت می‌رسد: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
322
المشتركون
-524 ساعات
-117 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
خواب‌های بد من تمامی ندارد، اما این‌بار کابوس تا بیداری ما رخنه کرده. _عباس کیارستمی

چیزهای ساده‌ای می‌خواهم. شب‌های آرام، صدای باران و کتاب‌هایم.

آناکارنینا❌ جم‌تیوی✅

هرچه بیشتر نگاه می‌کنم، بیشتر به این فکر می‌کنم که شاید بعضی آدم‌ها با مقدار بیشتری از احساس به دنیا می‌آیند؛ بیشتر می‌بینند، بیشتر لمس می‌کنند، بیشتر درگیر می‌شوند و شاید عمیق‌تر از آنچه ظرفیتشان اجازه می‌دهد، احساس می‌کنند. به همین دلیل است که بعضی از آن‌ها به هنر پناه می‌برند؛نه لزوماً برای اینکه هنرمند بودن آن‌ها را نجات می‌دهد،بلکه برای اینکه هنر راهی‌ست برای بیرون ریختنِ چیزی که درونشان بیش از حد زیاد است. — هَسْتی‌ـشِناسی

photo content

و آن خوشی که از دلیل حاصل شود را بقایی نباشد. _فیه‌مافیه / مولانا

می‌گردی، بین فلسفه می‌گردی، لابه‌لای ادبیات می‌گردی، درون سینما می‌گردی، میان موسیقی می‌گردی، بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی‌دانی تو را نواخته باشد. آدمی تشنه جرعه‌ای درک شدن است؛ می‌خواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.

وقتی حرف کم میاری:
وقتی حرف کم میاری:

🐅.
🐅.

آخرین بار می‌بینی‌شان و هیچ‌کدامتان نمی‌دانید که دیگر قرار نیست تکرار شود. _ف.

در من؛ غمِ بیهوده‌گی‌ها می‌زند موج. _حمید مصدق

شاید بعضی چرخه‌های معیوب زندگی باید بارها تکرار شوند؛ نه برای تنبیه تو، بلکه برای یادآوریِ مسیری که طی کرده‌ای. انسان موجود فراموش‌کاری‌ست؛ و گاهی تنها راهِ به یاد آوردن، دوباره دیدنِ همان چیزی‌ست که روزی از آن عبور کرده‌ای. — هَسْتی‌ـشِناسی

photo content
+3

"و او، میان تمام چیزهایی که از دست داده، فقط یک عادت را با خود نگه داشته بود؛ هر وقت دلش می‌گرفت، به آسمان خیره می‌شد."

خواستم آنقدر خوب باشم که هیچ کس از من نرنجد؛ حواسم به هر کلمه‌ام باشد، ببخشم، کوتاه بیایم و سکوت کنم مبادا کسی مرا بد برداشت کند. تا یک روز فهمیدم دارم خودم را ذره ذره خرج رضایت آدم‌هایی می‌کنم که حتی اگر تمام تلاشم را هم بکنم، باز چیزی برای دلگیر شدن پیدا می‌کنند. و تلخ‌تر از همه این بود که میان این همه مراقبت برای نرنجاندن دیگران، نفهمیدم چقدر خودم را رنجانده‌ام.

خاطرات در شما حل می‌شود یا ته‌نشین؟!

Repost from N/a
دل، بالاخره ممکنه به چهره عادت کنه؛ اما به یک روحِ زیبا، هرگز.

وقتی آدم به چیزی که میخواهد نمی‌رسد، زیاد دور نمی رود. همان حوالی پرسه میزند و به آشناترین چیزِ نزدیک به او، شبیه او، چنگ میزند. _رویای تبت / فریبا وفی

سعادت‌مندترین مردم جهانند آنان که به موسیقی غنی، کتاب خوب، نقاشی زیبا، نمایشنامه، رفیق شفیق و گفتگوی نشاط‌بخش عشق می‌ورزند.

×3
×3