2 223
Подписчики
+124 часа
+197 дней
-1730 дней
Архив постов
2 222
ما ادبیات دوست داشتیم،
ما عاشق میشدیم،
ما قدری احساس برای
ادامهیِ زندگی داشتیم
اما اکنون بر همه حسهایمان
قدری خستگی، مقداری ملال
و یک مشت سردرگمی پاشیدهاند..
2 222
همه چیز در آخرین آدمی خلاصه میشود
که در تنگنای شب به یاد میآورید
قلب شما آنجاست.
2 222
"خاطراتی که آدمهایش رفته اند،درناکاند ولی خاطراتی که آدمهایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند، به مرتب دردناک ترند..."
2 222
مهم نیست بعدش بیای بگی ببخشید، مهم اینه که میدونستی ناراحت میشم و انجامش دادی.
2 222
گر مرا ترک کنی
من زِ غمت می سوزم ،
آسمان را به زمين
جان خودت می دوزم،
گر مرا ترک کنی
ترک نفس خواهم کرد،
بی وجود تو بدان
خانه قفس خواهم کرد...
2 222
تمامِ ترسم از این است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت بیدار نشسته باشم.
2 222
تو بازخواهی گشت،
مهربانتر از همیشه،در شبی از تاریخ که این عشق دیگر نبض نخواهد داشت.
