ru
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Открыть в Telegram
1 962
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1330 дней
Архив постов
آیا تا به حال پیش آمده که در میان یک رنج بزرگ، یک اندوه عمیق، ناگهان بایستید و به این فکر کنید که آیا همه‌ی این‌‌ها واقعی‌است؟ همه‌ی این‌ها اتفاق افتاده؟ که انسان چگونه نجات پیدا می‌کند و چگونه دوام می‌آورد؟

آیا من تنها کسی بودم که برای این آینده‌ی بدون امید و مبهم، چنین آشفته بود؟

آیا من تنها کسی بودم که بابت این آینده‌ی بدون امید، چنین آشفته بود؟

Hans-Zimmer-S.T.A.Y.mp314.64 MB

1545846610_Moisés_Daniel_I_Just_Want_to_Walk_New_Album_2019!.mp34.78 MB

زندگی فراتر از این‌هاست عزیزدلم. یا بهتر بگویم، زندگی به بلندی صدای مورچه‌ی کوچکی‌ست که تو آن را نمیشنوی و زیر پا میگذاری‌اش‌ زندگی از کوچکی بسیار است که بزرگ است. هروقت در خلوت خویش مینشینم و احوالم خوش است، طعم گیلاس کیارستمی را ریواچ میکنم و آنجا که آقای باقری میگفت یک توت ما را نجات داد، عشق میکنم. که واقعا یک توت ما را نجات میدهد گاهی! یک تابش نور کوچک. یک املت و دوغ آبعلی. یک آغوش ذوق‌زده. یک تلفن مخفیانه پانزده ثانیه‌ای گاهی آن‌چنان امیدت میبخشد که مثل سگ، میدوی تا باشگاه و پانزده دقیقه بی‌وقفه ال‌اپتیکال میزنی و شب را هم چیزی نمیخوری! شروع میکنی به درس خواندن، نمره‌هایت بالا میرود، موسیقی‌ات فاخر میشود و کتاب‌هایت آگاه میشوند. سطح فکرت جامپ میکند و تمام اینها از مشوق کوچکی آغاز میشود گاهی اکنون که برایت مینویسم زندگی‌ام را دوست دارم. خون چیزی نجس است اما میان سینه‌ی گاو که میچرخد، عالمی را سبز میکند و شیر میدهد. تجاوزی که به روح و ذهن من وارد شد آنچنان نجس بود که با آب جاری هم پاک نمیشود، اما گویی زیر پایم را سبز کرد. فکرم را باز کرد. حالم را بهتر کرد. من خوبم. یک اتفاق بد گاهی مسبب حال خوبت میشود من خوبم و امید دارم که حال تو نیز، خوب باشد …

1545846610_Moisés_Daniel_I_Just_Want_to_Walk_New_Album_2019!.mp34.78 MB

Repost from N/a
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم

لحظه‌هایی هم هست که آدم دلش میخواهد از خودش بیرون بزند و برود جایی و فقط آرام بخوابد. بدون هیچ فکری، آسوده‌یِ آسوده

‏به‌هرحال، پریروز، یعنی جمعه، نزدیک بود از تنهایی و خستگی دق کنم. ساعت ده و نیم از خواب بیدار شدم، یعنی پس از ده دوازده ساعت خواب و آن وقت ناگهان عظمت یا حقارت تنهایی خودم را حس کردم و به حدّی گریه‌ام گرفت که خدا داند ‏ ‏نامه بهرام صادقی به ابوالحسن

توقع زیادی نبود تا سهم من از تمام دنیا، خانه‌ای باشد که تو در آن به انتظار من نشسته باشی

یکی پس از دیگری پشت اسامی بزرگان ما میخوره شهید، هنیئاً لک یا هنیه 🖤
یکی پس از دیگری پشت اسامی بزرگان ما میخوره شهید، هنیئاً لک یا هنیه 🖤

کم‌ کم آموختم که اگر دلتنگ هم شدم، سراغی از تو نگیرم

می‌ترسم از آن روز که تو را بیش‌ از توانت دوست بدارم

ری‌اکشن زیر پست‌ها داشته باشیم یا نه؟ انتخاب کنید ؛

photo content

آدمی که امروز و بعد از رها شدن به آن تبدیل شدم، هیچ شباهتی به کسی که روزی تو را دوست می‌داشت، ندارد. برای این رشد ناخواسته، از تو ممنونم

آدمی که امروز و بعد از رها شدن به آن تبدیل شدم، هیچ شباهتی به کسی که روزی دوستت داشت ندارد. برای این رشد ناخواسته از تو ممنونم

A Cerulean State - Story of winter.mp32.48 MB