Saved Messages
Открыть в Telegram
2 450
Подписчики
-224 часа
-67 дней
+47830 дней
Архив постов
2 450
قسمت تأسفبار ماجرا اینجاست که هربار این اتفاق میافتد و من به آنها میگویم از نیت و هدفی که دارند باخبر هستم بلافاصله یک چهرهی کاملا متفاوت از آنچیزی که قبلا داشتند نمایان میشود !
همهی آنها احساسات و عواطفی که امید داشتم صادقانه باشد در یک آن از بین میرود و جایش را به واقعیتی میدهد که بسیار زشت و مأیوس کنندهاست.
به محض اینکه هدف و خواستهشان را دور از دسترس یا ناممکن میبینند، چهرهی واقعیشان نمایان میشود. و من، احساس میکنم تمام مدت وسط یک نمایش مضحک، نقش عروسک خیمه شب بازی را داشتهام.علارغم اینکه همه چیز را میدانستم!
غمگین، ناامید و مستأصل میان برزخی از ناباوری و دروغ زانو میزنم و میخواهم تا ابد در اینجا بمانم. نه توانی برای بازگشت دارم و نه حتی شهامت بلند شدن و ادامه دادن.
2 450
یکی از چیزهایی که به جد مرا آزار میدهد و باعث شده نسبت به هرگونه ارتباطی گاردم را بالاتر بگیرم این است که آدمها همان ابتدا شفاف به من نمیگویند هدفشان از نزدیکی به من چه هست!
معمولاً یک هدف، یک خواسته در ذهنشان دارند و سعی میکنند آن را از من پنهان کنند چون فکر میکنند اگر صادقانه خواستهشان را مطرح کنند مرا ناامید میکنند یا ترکشان میکنم.
اما من از همان ابتدا فرق کسی که خواسته و هدف خاصی دارد با آنکس که بدون هیچ چشمداشتی به من نزدیک شده است را میدانم و اگر میمانم، فقط یک دلیل دارد. آن هم این است که به خودم ثابت کنم اشتباه میکنم.
اما متاسفانه آدمها همیشه در این زمینه ناامیدم میکنند …
2 450
پختگی و بلوغ، اغلب از یک جدا شدن شروع میشود. جدا شدن از احساس امنیت، جدا شدن از حس قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر میکنیم بدون آن هیچ خواهیم شد! پختگی دقیقاً از همینجا شروع میشود.
2 450
خب
سلام🌑
یه صحبت کنیم درمورد رأیگیری و امروز؟ رأی دادین؟
https://t.me/HarfinoBot?start=f737b7d7cb1351d
2 450
من برای بودن در جهان بدون تو، جهان سردی که سوز آن استخوانسوز است، بسیار برهنه و شکسته، و بیپناهم.
2 450
اگه امشب هم بگذره و نتونم این اندوه رو به کلمه تبدیل کنم، دیگه مطمئن نیستم بخوام به شفای نوشتن باور داشته باشم.
2 450
Repost from Saved Messages
آمــدی
قصّــه ببـافی
که
موجّــه بـروی؟!
در
نـزن
رفتهام از خویش ؛
کسی
منـزل
نیست …
