مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
Открыть в Telegram
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. https://t.me/Emptycreaturebot
Больше780
Подписчики
Нет данных24 часа
+577 дней
+6030 дней
Архив постов
Repost from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
ایرلندیها یه ضربالمثل دارند که میگه:
“May the cat eat you, and may the devil eat the cat.”
که معنیش میشه امیدوارم گربه تورو بخوره و شیطان هم گربه رو بخوره. یه جور نفرین بامزهست؛ یعنی طرف انقدر ازت شاکیه که برای گربهای که تو رو میخوره هم آرزوی مرگ داره.
Repost from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
دلم میخواد درس نخونم ولی دلم بیجا کرده با خودم.
انقدر خوابم میاد میخوام برم به دوست هشت سالهمون بگم نظرت چیه این جلسه رو بخوابیم💕🎉
Repost from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
«ما در آغوش هم هستیم، اما هنوز انسانهایی شکنندهایم.»
The Embrace (Lovers II), 1917, Egon Schiele
تا نیم ساعت پیش یک کله کیری با معده سالم داشتم، خداروشکر الان یک کله کیری با یک معده کیری دارم. خدایاشکرت همیشه همین رو از زندگیم میخواستم💕.
Repost from Lia's 🌧
once something is said out loud, it doesn’t belong only to you anymore. it lives in someone else’s understanding now. they can think about it later, interpret it in ways you didn’t mean, remember it slightly different than how it felt when you said it.
it becomes something fixed.
and i think i’m a lot more comfortable with my thoughts when they’re still flexible. still mine. still able to be reshaped or softened before anyone else sees them.
so when i say something real, there’s this immediate loss of control.
and i don’t think i handle that well at all.
it’s like i want to be known, but only in ways i can manage. only in ways that still feel safe, still feel contained.
i want someone to understand me deeply, but i also want to decide exactly how they get to that understanding.
which doesn’t really work.
-the guilt after being vulnerable
ببخشید من جدا این جمله «خیلی قوی هستی» و فلان رو درک نمیکنم. یعنی چی عزیزم؟ مگه کار دیگهای میتونستم بکنم؟مگه انتخاب شخصیم بود؟
Repost from If Darkness Had A Son.
بنظرم که دیگه وقتشه معده ام رو در بیارم بذارم جلوی در سگا و پیشیارو سیر کنه
بعضی وقتا واقعا دلم برای چیزهایی تنگ میشه که باید یکی رو استخدام کنم در اینجور مواقع بزنه تو دهن مغزم جدی.
