ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

«آتن، ولایمکن الفرار»

«آتن، ولایمکن الفرار»

Открыть в Telegram

بستری هستم مرطوب و تاریک برای رشد انگلی به نام غم.

Больше
1 521
Подписчики
Нет данных24 часа
-187 дней
-8030 дней
Архив постов
تو را با غیر ببینم و صدایم درنیاید عزیزم؟ من با اون "غیر" هم‌سفره بودم. در انتهای شب هم که همخواب رقیبان شدی و به یمن وجودش، خوابو از من گرفتی. اما می‌گذره عزیزم. اینم می‌گذره. چه چیز‌ها که بر من نگذشت و من هنوز زنده‌ام‌ حرومزاده!

من آغوشی به روی مرگ وا کردم، ولی افسوس یک عمر است خوشبختی مرا از خویش می‌راند ~محمد عزیزی

مرا دیوانه‌تر از پیش کن ای عشق، حرفی نیست مگر دیوانه بازی‌های من او را بخنداند

دل از وقتی که رازش را به او گفته است بی تاب است مدام از خویش می‌پرسد که می‌ماند؟نمی‌ماند؟

من از دلتنگی‌ام چیزی نخواهم گفت می‌‌ترسم که این حجم از پریشانی دل او را برنجاند

تظاهر می‌کند از حس من‌چیزی نمی‌داند که عاشق پیشه‌اش را آشنایی ساده می‌خواند

بله آقای محمد کلار، حق با شما بود. من هم روزی روزگاری از نبودن اون، جوری غمگین بودم که غم باهام رقابت کرد و دوم شد.

داشتم به همکارم می‌گفتم، من احتمالِ تورو به واقعیتِ بقیه ترجیح می‌دادم. عزیزِ من بودن فقط به تو میومد، چقدر حیف که دیگه در هیچ دنیایی تورو به هیچی ترجیح نمی‌دم.

یک روز دیگه هم بدون اشکان شادکامی سپری شد. نمی‌دونم تا کی می‌تونم طاقت بیارم.

Repost from N/a
photo content

یه سری چیزها داره از دستم می‌ره که مال من نبودن اما جوری بابتشون عصبانی‌ام که حد نداره. گربه‌ی دم رستوران از اول گربه‌ی من نبود ولی امروز که این دختر جدید رومخ اسگل خنگه میم مالکیت چسبوند به اسم گربه‌ی من، تمام غم دنیا نشست رو دلم. اون گربه‌ی منه، نه تو زنیکه!

به مو بندم، ولی دو‌ دستی چسبیدمش که پاره نشه. دلم نمی‌خواد پاره بشه.

اگه می‌تونستم یه چند روزی از زندگی کناره گیری می‌کردم. خسته شدم. به معنای واقعی. برای واقعی.

رو دلم مونده بود رو seen چتو تموم کنم. واقعا خوشحال کننده بود. هی بهش می‌گم نکن بدم می‌اد باز سین می‌کنه جواب نمی‌ده.

باورم نمی‌شه دو روز کامل دلم می‌خواست باهاش حرف بزنم و بی‌قرار و بی‌تاب بودم ولی الآن دلم می‌خواد بلاکش کنم. چرا آدم‌های زندگی من انقدر ناامیدکننده ظاهر می‌شن؟

الان فهمیدم هیچکدوم اینا نیست. با پسر جماعت حرف می‌زنم عنم می‌گیره دیگه.

با این پسر جدیده یجوری معده‌درد می‌گیرم که نمی‌فهمم از استرسه یا پروانه‌ها دوباره جون گرفتن.

چیزی که صالح -تراپیستم- سعی داشت تو چهار ماه بهم بفهمونه‌رو تیک تاک تو ۱۵ ثانیه حالیم کرد. درود بر تکنولوژی واقعا.

کوه صبرم من ولی از غصه می دانم شبی بی گمان این غم مرا آخر ز دنیا می برد!
-شاعر ناشناس

«آتن، ولایمکن الفرار» - Статистика и аналитика Telegram-канала @theathenashewas