«آتن، ولایمکن الفرار»
前往频道在 Telegram
1 539
订阅者
-224 小时
+77 天
-11430 天
帖子存档
معلومه که از این پسر میپرم به اون پسر. بهترین حواس پرتیِ ممکن همین اسگل مسگلان.
با اینکه از دوباره مردن واهمه دارم، بازم با کله میرم تو دهن شیر. پس درود بر من که به عشق و امید زندهام.
بله آقای عمو حسن، درکت میکنم. ما هم یک روزی به زبان زرگری و به انواع و اقسام زبانهای زنده و مردهی دنیا به یکی گفتیم هر چی ما میریم پیشتر و پیشتر، ما دوستش داریم بیشتر و بیشتر؛ ولی اون تو کاسه نیکولای رید برامون!
مغز عزیز لطفا خاموش شو. فردا باید صبح خیلی زود بیدار بشم. لطفا خاموش شو. انقدر منو اذیت نکن. خا موش شو.
امیدوارم کسی که این ساعت داره بهم فکر میکنه و نمیذاره بخوابم اشکان شادکامی باشه.
خدایا یادم میمونه به من یه اشکان شادکامی ندادی! باشه. باشه. یادم میمونه.
بله اینستاگرام عزیز، من اینایی که ساجست میکنیرو میشناسم. یکیشون حتی تو خواب هم دست از سرم برنمیداره.
بله اینستاگرام عزیز، من اینایی که ساجست میکنیرو میشناسم. قرار بود با یکیشون ازدواج کنم.
بله اینستاگرام عزیز، من اینایی که ساجست میکنیرو میشناسم. یکیشون زندگیمو نابود کرد.
بله اینستاگرام عزیز، من اینایی که ساجست میکنیرو میشناسم. قبلا به یکیشون میگفتم «بابای بچههام».
من؟ من تحمل میکنم. چارهی دیگهای ندارم. گر چه نمیدونم تحمل کردن اصلا چاره به حساب میآد یا نه!
عزیزم، نور چشمِ من، مادرِ من؛
امشب میشه سومین سالی که نیستی. عزیزم. عزیزم. عزیزم. عزیزم. کاش بودی و برات تعریف میکردم که این سالها بدون تو چقدر سخت گذشت. بعد از تجربهی نبودنت، باید بگم که حد و مرزی برای سوگ وجود نداره، من تورو هر روز در یک چیز تازه و جدید پیدا میکنم و غم مهمون چشمهام میشه که تو نیستی که ببینی من چقدر غمگین و تنهام. تو رفتی و من خیلی خیلی خیلی خیلی تنها شدم مادر. عزیزم. عزیزم. عزیزم. کاش راهی بود تا به من برگردی. دلتنگتم، تا روزی که بمیرم.
Repost from «آتن، ولایمکن الفرار»
امشب افولیت انسانیترو در خودم دیدم چرا که از یه پسر ۱۸ ساله خوشم اومد. خاک بر سرت کنن آتن جون.
امشب افولیت انسانیترو در خودم دیدم چرا که از یه پسر ۱۸ ساله خوشم اومد. خاک بر سرت کنن آتن جون.
