معتمدآریا
رفتن به کانال در Telegram
1 730
مشترکین
-2224 ساعت
-877 روز
-11830 روز
آرشیو پست ها
1 725
فقط منتظر اینم از هر عن و گوهی یه رومنس بکشم بیرون. خفه شو دیگه. هی عشق عشق عشق. عشق تا حالا آب و نون شده برا تو؟ که انقدر گه میخوری؟ همون ممد باش و نباش خواهشا.
1 725
قبول هم نمیکند. انگار که من احمقم. البته که هستم. انقدر احمقم که اگر بخواهد، برای او احمق هم میشوم. اصلا احمقِ تمام وقتِ او میشوم.
1 725
آدمها خیلی خسته کنندهتر از چیزین که فکر میکنن و در شرایط فعلی، تقصیر خودشون هم نیست.
1 725
خب من که مطمئنم وقتی من دیگه نباشم و دیگه نخوامت و دیگه سودای عشقت به سر نداشته باشم و دیگه جونم به جونت بسته نباشه، تو قطع به یقین خیلی یهویی عاشقم میشی پسر جون؛ خب همونو همین الان انجامش بده دیگه. همین حالا که زندهام یه حرکتی بزن تا قلبم تجزیه نشده بخاطرت.
1 725
نیازمند اون یه نفرم که بهش بگم "من نمیدونم، خودت یه جوری آرومم کن. من که جز دستای تو راه فراری ندارم." ندارم پسر جون. از تو راه برگشت هم ندارم.
1 725
خسته شدم، خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچپیچ کله خودم را درآورده بیندازم دور، بیندازم جلو سگ!
-صادق هدایت
1 725
اَحِبَني بشَکلٍ لا یُبقي اَيُ اُمنیَةٍ اُخري بقَلبي.
(جوری مرا دوست بدار؛
که آرزوی دیگری در دلم باقی نَمانَد.)
-نزار قبانی
