ru
Feedback
سنگِ صبور | ضیا

سنگِ صبور | ضیا

Открыть в Telegram

روایت روزهای یک آدم

Больше
Иран129 215Категория не указана
465
Подписчики
Нет данных24 часа
+87 дней
+3230 день

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+64
в 4 каналах
июнь '26
+39
в 7 каналах
Get PRO
май '26
+62
в 7 каналах
Get PRO
апрель '26
+25
в 9 каналах
Get PRO
март '26
+60
в 5 каналах
Get PRO
февраль '26
+18
в 4 каналах
Get PRO
январь '26
+23
в 4 каналах
Get PRO
декабрь '25
+31
в 7 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+16
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '25
+13
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+29
в 5 каналах
Get PRO
август '25
+16
в 2 каналах
Get PRO
июль '25
+5
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+341
в 1 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
28 июля0
27 июля+1
26 июля+1
25 июля+10
24 июля0
23 июля+1
22 июля+1
21 июля+1
20 июля+2
19 июля+1
18 июля+2
17 июля0
16 июля+1
15 июля+1
14 июля+2
13 июля+11
12 июля+11
11 июля+12
10 июля+6
09 июля0
08 июля0
07 июля0
06 июля0
05 июля0
04 июля0
03 июля0
02 июля0
01 июля0
Посты канала
«چه جوانانی، اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی. بسیارشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند .» • براهنی @letterssto

2
روستایی در دایکندی عکس: کریم ابراهیمی
57
3
Нет текста...
55
4
سفر به ناکجاآباد می‌تواند بازگشت به خویشتن باشد.
61
5
چرا منتظر بمانیم؟ چرا چیزهای خوب را بگذاریم برای بعد؟
65
6
برای اینکه ساعت زودتر یازده شود. کسی را دارید که برایش شعر بخوانید؟ یا برای شما شعر بخواند؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=328826783
41
7
منتظرم ساعت یازده شود تا چند فیلم خوب دانلود کنم. شما هم وقت منتظر چیزی هستید، زمان برای تان کند می‌گذرد؟
46
8
سمفونی مردگان تقابل سنت و مدرنیته، پدری که دنیا را همواره از دید سنتی ‌اش می‌بیند و پسری که دوست دارد بیاموزد، بنویسد، شعر بگوید و شعر بخواند. از آنطرف برادری که فکر می‌کند وجود برادرش به نفع او نیست و باید از شر او خلاص شود. زنان همانند دیگر جوامع سنتی در این داستان بازهم همان نقش منفعل را بازی می‌کنند، نقشی که باید در خانه باشند، از اظهار نظر پرهیز کنند و باید زندگی مشترک نابود شده خود را تا پای جان ادامه دهند. برای من خواندن سمفونی مردگان تجربه شگفت انگیزی بود، روایت، زاویه دیدهای متفاوتی دارد و نویسنده احساسات شخصیت ها را هم در داستان گنجانده است. بعد از خواندن کتاب با خودم می‌گویم:« مگر می‌شود سرنوشت یک خانواده اینقدر تلخ باشد؟» بلافاصله، با توجه به تجربه‌های عینی‌ای که در جامعه خودمان دیده‌ام، خودم پاسخ این سؤال را می‌دهم.
81
9
به وقت اکنون: ساعت پنج و پنجاه‌وپنج دقیقه‌ی روز پنجم ماه پنجم سال هزار و چهارصدوپنج.
99
10
آدم‌های باکلاس عصر ما سگ و گربه دارند. چرا؟
57
11
هر انسان فهیم و تربیت‌شده‌ی عصر ما، بزدل و برده‌صفت است و باید هم چنین باشد؛ این وضعیت عادی اوست. من عمیقا به این قضیه ایمان دارم... در همه‌ی دوره‌ها انسانِ دانا و مترقی باید بزدل و برده باشد. این قانونِ طبیعت برای همه‌ی انسان‌های متمدن و فهمیده‌ی روی زمین است. یادداشت‌های زیرزمینی | داستایفسکی ترجمه‌ی حمیدرضا آتش بر‌آب
104
12
نوشتن؛ راستی که انگار برای خودش کاری است. یادداشت‌های زیرزمینی | داستایفسکی ترجمه‌ی حمیدرضا آتش بر‌آب
107
13
من واقعا با نوشتن آرامش پیدا می‌کنم. یادداشت‌های زیرزمینی | داستایفسکی ترجمه‌ی حمیدرضا آتش بر‌آب
103
14
انسان حتما به خودش دروغ می‌گوید. یادداشت‌های زیرزمینی | داستایفسکی ترجمه‌ی حمیدرضا آتش بر‌آب
98
15
در خاطرات هر کسی، چیزهایی است که به هیچ‌کس نمی‌گوید، فقط برای دوستانش بازگو می‌کند. مسائلی هم هست که حتا به دوستان نمی‌شود گفت و آدم فقط برای خودش می‌تواند بازگو کند؛ عین راز است. اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی می‌ترسد برای خودش هم‌ آشکار کند. هر انسان شایسته‌ای به قدر کفایت از این دست مسائل دارد. یادداشت‌های زیرزمینی | داستایفسکی ترجمه‌ی حمیدرضا آتش بر‌آب
96
16
Нет текста...
94
17
اگر به ۱۴۰۶/۰۶/۰۶ رسیدیم به این تاریخ ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ و این روزها افسوس خواهیم خورد. آدمی همین است.
95
18
۱۴۰۵/۰۵/۰۵ یکی از همین روزها
3
19
شاید این فرفری‌ها یادآوری کوچکی باشد که زیباترین چیزها همیشه صاف و ساده نیستند؛ بعضی زیبایی‌ها در همان پیچیدگی‌ها، در همان تفاوت‌ها و در همان بی‌نظمی‌های دلنشین پنهان شده‌! https://t.me/badbadake_abiii
102
20
امروز حین رفتن سمت پارک، از مسیری می‌گذشتیم که این دو عکس را از آن‌جا برداشته‌ام. داکتر دوبار به من گوش‌زد کرد که در محل‌های شلوغ و دارای دوربین امنیتی، عکاسی نکنم. او از فردی نام برد کرد که چندی پیش دیدن دوستش می‌رفته و وقتی به محل قرار می‌رسد، عکسی از خودش گرفته و به دوستش ارسال می‌کند. در همین یک عضو جالبان از راه می‌رسد، موبایل او را گرفته و شروع می‌کند به بازرسی محتوای آن. او را بازداشت کرده و با خود به حوزه‌ می‌برد و بعد از یک شبانه روز و پس از لت‌وکوب مفصل رهایش می‌کند.
100