ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

سنگِ صبور | جیم

سنگِ صبور | جیم

前往频道在 Telegram

روزمرگی‌های یک آدم معمولی که عاشق کتاب، فیلم، موسیقی، طبیعت و نوشتن است. لینک ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=328826783

显示更多
伊朗175 131未指定类别
495
订阅者
+224 小时
+57 天
+730 天

正在加载数据

吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+18
在1个频道中
九月 '26
+27
在8个频道中
Get PRO
八月 '26
+57
在6个频道中
Get PRO
七月 '26
+66
在6个频道中
Get PRO
六月 '26
+39
在10个频道中
Get PRO
五月 '26
+62
在7个频道中
Get PRO
四月 '26
+25
在10个频道中
Get PRO
三月 '26
+60
在5个频道中
Get PRO
二月 '26
+18
在5个频道中
Get PRO
一月 '26
+23
在4个频道中
Get PRO
十二月 '25
+31
在7个频道中
Get PRO
十一月 '25
+16
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+13
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+29
在5个频道中
Get PRO
八月 '25
+16
在2个频道中
Get PRO
七月 '25
+5
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+341
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
23 十月+1
22 十月+2
21 十月+1
20 十月0
19 十月+1
18 十月0
17 十月+1
16 十月+1
15 十月+2
14 十月+1
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月0
09 十月+2
08 十月+1
07 十月+2
06 十月0
05 十月+1
04 十月0
03 十月0
02 十月0
01 十月+2
频道帖子
语音消息02:25

2
از هفته و جمعه تان بگویید. http://t.me/HidenChat_Bot?start=328826783
1
3
روز جهانی پسر؟ مگه داریم؟ شوخی نکنید لطفا.
106
4
یک روزی تمامی آدم‌ها در مسیر دشوارگذر زندگی به نقطه‌ای، به جایی و به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر آن زندگی ایده‌آل و آن زندگی آرمانی سابق رنگ می‌بازد و مفاهیم بسیاری دگرگون می‌شوند. شاید آن‌جا و آن‌ نقطه همان اوج پخته‌گی آدم‌ها باشد. مرحله آب دیده شدن آدمی... شاید. ضیا
107
5
گاهی که چرخ گردون بر وفق مراد نمی‌چرخد و تنگ می‌شود چنبره زندگی، له می‌شود آدمی در این میان. خرد و خمیر می‌شود. نیست و نابودش می‌شود آدمی و زندگی و ناسازگاری‌‌هایش کاری می‌کند که از آدمی چیزی نماند و... درست همان زمان است که آدمی صدای خرد و ریز شدن استخوا‌ن‌هایش را با گوش‌هایش می‌شنود ولی کاری از دستش بر نمی‌آید. زندگی است دیگر. برای یک‌بار هم که شده، برای عده‌ای آن‌طور که باید، نمی‌چرخد. زندگی ما آدم‌ها را خوب دور خودش می‌چرخاند. ما آدم‌ها، «عروس‌های خیمه شب‌بازی‌ زندگی» هستیم. رابطه‌ی میان آدم‌ها و زندگی را از این بهتر نمی‌شود تعریف کرد. ضیا
105
6
没有文字...
116
7
没有文字...
182
8
没有文字...
194
9
مردی در ارزگان افغانستان بخاطر اینکه «امت حضرت محمد» بیشتر باشد، چهار بار ازدواج کرده و اکنون ۵۹ فرزند دارد. او با افتخار از این همه فرزند یاد می‌کند و می‌گوید اکنون نان و شب روز فرزندانش را ندارد. در فقر زندگی می‌کند و از دولت خواستار کمک شده است.
77
10
از اینکه شروع خوبی داشتم، خوشحالم ولی از اینکه در ادامه‌ی مسیر، تلاشم اندک شد و همه‌چیز را ساده فرض کردم و نتیجه هم چیزی که باید، نشد سخت پشیمانم.
93
11
http://t.me/HidenChat_Bot?start=328826783 چه خبر؟
19
12
خب که چه؟ از چی جی بی تی بپرسید که برای تان تفسیر کند.
1
13
کارگر از بایسکل‌ خود پایین شد و آن را کنار آهنی که روی پل بود، برد و در آنجا قفل کرد.  تابلویی در عقب گل‌گیر تایر پشت‌سر بایسکل او نصب بود و جمله‌ی: «مرد برای نام خود جان می‌بازد و نامرد برای نان» نصب بود. موتری سر پل ایستاد، شیشه‌اش را پایین کرد، چهار- پنج کارگر که از گرمای آفتاب اول صبح، دل شان گرم شده بود، بدو بدو خود شان را به موتر رساندند، آن‌ها سر مزد با مرد سوار بر موتر، چنه می‌زدند. یکی می‌گفت سه صد، دیگری می‌گفت دو و نیم صد. کارگری که تازه بایسکل‌اش را کنار آهن قفل زده بود، نیز خودش را به موتر رساند و به صاحب آن گفت: ما در بدل دو صد برایت کار می‌کنم و سوار موتر شد.
110
14
گاهی دلم می‌خواهد زندگی را ساده‌تر بگیرم؛ مثل درختی که بی‌هیچ ادعایی سایه می‌دهد، مثل رودخانه‌ای که راهش را از میان سنگ‌ها پیدا می‌کند و مثل پرنده‌ای که برای پرواز کردن، از کسی اجازه نمی‌گیرد. می‌خواهم آرام‌تر زندگی کنم؛ کمتر قضاوت کنم، بیشتر تماشا کنم، صدای باد را بشنوم و از کنار چیزهای کوچکی که هر روز از برابر چشمانم می‌گذرند، بی‌تفاوت عبور نکنم. می‌خواهم جهان را نه آن‌گونه که به من آموخته‌اند، بلکه آن‌گونه که با جانم لمس می‌کنم، بشناسم. شاید خوشبختی، خانه‌ای بزرگ یا رسیدن به انتهای تمام آرزوها نباشد؛ شاید خوشبختی همین باشد که صبح، پنجره را باز کنی و از دیدن تکه‌ای آسمان، چیزی درونت روشن شود. من هنوز آرزو دارم، هنوز گاهی در ازدحام جهان گم می‌شوم و هنوز چیزهایی هستند که دلم را سنگین می‌کنند؛ اما می‌خواهم یاد بگیرم که با تمام این‌ها، زندگی را دوست داشته باشم. حتی اگر همه‌چیز مطابق میل من پیش نرود. می‌خواهم به شیوه‌ی آب زندگی کنم؛ نرم، پیوسته و رها. به شیوه‌ی درخت، ریشه در خاک داشته باشم و نگاهم رو به آسمان باشد. شاید معنای زندگی، پیدا کردن پاسخ تمام پرسش‌ها نباشد؛ شاید باید گاهی پرسش‌ها را کنار گذاشت، به آسمان نگاه کرد و به سادگیِ یک نفس کشیدن، ایمان آورد. من هنوز در آغاز راه‌ام؛ با دلی که گاهی خسته است، ذهنی که بیش از اندازه می‌اندیشد و چشمانی که هنوز می‌خواهند زیبایی را کشف کنند. و چه خوب است اگر در پایان این راه، به‌جای آن‌که فقط از رسیدن حرف بزنم، بتوانم بگویم: زندگی کردم؛ آرام، عمیق و به شیوه‌ی خودم. علی‌فر
142
15
فراموشی خودش درد است، اما در دل‌تنگی را تسکین می‌دهد. دختران خاک | جواد خاوری
44
16
ارزش هرچیزی زمانی معلوم می‌شود که از دست برود. دختران خاک | جواد خاوری
160
17
جواد خاوری در رمان دختران خاک خود نوشته است که «انتظار معنی زندگی است.» با کمال احترام و ارادات بسیار: نخیر آقای خاوری، انتظار قاتل زندگی و لحظه‌هایش هست، مگر نشنیده‌اید که می‌گویند: «الانتظارُ أشدُّ من القتل.»
166
18
به راستی که ما آدم‌ها «لعبتکانِ» گرفتار در دست «فلک لعبت‌باز» هستیم، در خم‌وپیچ این «لعبت‌بازی» به حقیقتی تلخ پی برده‌ایم. برای رسیدن به چیزی، باید چیزی را قربانی کرد؛ برای بزرگ‌شدن، کودکی را، برای آموختن، آسودگی را و برای درک واقعیت‌های زندگی، خوش‌باوری و ساده‌انگاری را. پرواضح است که ما هم‌چون گوسفندها، گرفتار چنگال گرگ سرنوشت هستیم. پی بردن به این مهم نیز بی‌هزینه و به آسانی به‌دست نیامده است. بهای آن گرفتارشدن در چنگال گرگ سرنوشت و جاری‌شدن خون ماست.
174
19
没有文字...
3
20
تاب تماشای نگاه‌های حسرت‌بار زنان در پشت دروازه‌ بسته‌ی زیارت سخی را نداشتم.
3