آبیِ رگهایِ تو
Открыть в Telegram
590
Подписчики
-324 часа
-87 дней
-2230 дней
Архив постов
نگاه کن که غم، درونِ دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایهیِ سیاهِ سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
نگاه کن
تمام هستیم خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پُر از شهاب میشود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راهِ پُر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره مینشانیام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان، تب شدم
چو ماهیانِ سرخ رنگِ ساده دل
ستارهچینِ برکههایِ شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبودِ غرفههایِ آسمان
کنون به گوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدایِ بالِ برفیِ فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیدهام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسهات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستارهها جدا مکن
نگاه کن که مومِ شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحیِ سیاهِ دیدگانِ من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب میشود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب میشود
- فروغ فرخزاد
جاحرفی. اگر بگید چی گوش میدید خیلی خوب میشه.
http://t.me/BluChtBot?start=6ea5af06bfd9a9888e47
کاش یک نفرو داشتم بهش پیام میدادم که حوصلهم سر رفته بیا باهام حرف بزن. الان اینطوریم که چرا باید کسی برام وقت بذاره.
اولین بار که
بخواهم بگویمت دوستت دارم
خیلی سخت است
تب میکنم
عرق میکنم
میلرزم
جان میدهم هزار بار
میمیرم و زنده میشوم
پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار
که بخواهم بگویمت دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز میخواهم
برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم
چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی
#شل_سیلور_استاین
نخواستم با غم بسازی
نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو
دیگه با هیشکی نگی
آخه عشق اجباری نیست
تو زندون من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون
تا دیدم میخوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد
بدون من بعد من
دلتو هرجا جا نذار
غم با من بودنو
تو من بعد یادت نیار
اگه شونهت تکیهگاهمه
پس چرا من تنها شدم
چرا هر لحظهم همیشه
منم تنها با خودم
یه تصویر از عکس چشمات
روی دیوار دلم
چقدر قصهم خنده داره
چقدر بیکاره دلم
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
آدمی که دلش به بودن نیست، دنبال بهانه میگرده؛ آدمی که دلش به بودنه هم دنبال بهانه میگرده؛ یکی پی بهانه برای موندن و اون یکی برای فرار کردن.
