fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

آبیِ رگ‌هایِ تو

آبیِ رگ‌هایِ تو

رفتن به کانال در Telegram

چه حُزنِ مُهلکی گُل کرده پشتِ طرحِ لبخندم. : ) : 🤍🐋🚬

نمایش بیشتر
إيران167 536دسته بندی مشخص نشده است
567
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1330 روز
آرشیو پست ها
مجدد من میرم تو غارم و نور اینجا هست.

فکر کنم فشار روحی و روانی که امشب بهم وارد شد تا چند هفته باهام بمونه. خلاصه بگم که جونم درد می‌کنه و اشکام تموم نمیشه‌.

دلشوره داره خفه‌م می‌کنه. به زور جلوی خودمو گرفتم که گریه نکنم.

بدون هیچ حرفی.
بدون هیچ حرفی.

گولم زدی، فهمیدم؛ منم گولت زدم که باورت کردم.

تقریبا همه‌ی دوستامو رنجوندم. یکی دو نفر دیگه موندن.

کاش بشه قد یه بوسه، تورو ببینمت تو آغوشم دوباره، محکم بگیرمت

استاد خراب کردن رابطه‌های دوستانه هستم. اولی‌ش هم نمو؛ بقیه که بماند.

خیلی وقته نپرسیدم چرا بیدارید.

اگه موزیک آروم و خواب آور دارید. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7610333743

دلم تنگ شده.

من که پذیرفتم تنهام، نمی‌دونم چرا آدما کاری می‌کنن که بیشتر احساس تنهایی کنم. منی که دستام بالاست و توی تنهایی حل شدم.

تا چشم کار می‌کنه هیچکس نیست.

Repost from رفرش
آدم ممکنه سال‌ها کنار بقیه زندگی کنه، باهاشون حرف بزنه، بخنده، حتا دوست داشته بشه، ولی هنوز یه گوشه‌ای از وجودش باشه که هیچکس بهش نمی‌رسه. لزوما نه چون بقیه نمی‌فهمنش یا کم می‌ذارن، شاید چون فقط اون قسمت از وجودشو نمی‌تونه راحت برای کسی توضیح بده. جالبه که آدم همیشه هم نمی‌خواد یکی بیاد که همه‌ی وجودشو بشناسه. گاهی فقط دلش می‌خواد یکی یه جایی اتفاقی به همون گوشه برسه و لازم نباشه براش توضیح بده که چی توی دلش می‌گذره. فکر می‌کنم بعضی وقتا چیزی که از یه آدم می‌خوایم، نه عشق عجیب و غریبه، نه کامل فهمیده‌ شدن، نه حتا موندن طولانی مدت. فقط می‌خوایم کنارش مجبور نباشیم مدام خودمونو توضیح بدیم. یکی که پیشش لازم نباشه برای فهمیده شدن، خودمونو ترجمه کنیم.

خدا پس از آن که تو را به من معرفی کرد به خانه‌اش برگشت فکر کردم برایش نامه‌ای بنویسم روی کاغذ آبی پوشیده در پاکتی آبی شسته شده با اشک‌هایم و نامه را این‌گونه شروع کنم: دوست خوب من... •نزار قبانی•

امروز رفتیم باغ؛ سیب چیدیم. بین سیب ها یه کفشدوزک پیدا کردم و گذاشتمش تو یه شیشه و درشو بستم. امیدوارم زنده بمونه. عاشق کفشدوزکم.

الان یادم افتاد چسبیده بودم به میزم به زور جدام کردن. سم. :))))))))

چه خواب بدی بود. خواب دیدم از اداره‌مون اومدن مرکز، وارد اتاقم شدن دارن میز و کامپیوترم رو با خودشون می‌برن. چه گریه و زاری و شیونی می‌کردم. خدا لعنتشون کنه با این سیستم معیوب‌شون که تو خواب و‌ روز تعطیل هم از دست‌شون آسایش ندارم‌. ممنون از توجه‌تون.

یه آهنگی دانلود کردم که مثل قرص خواب آور عمل کرد.

می‌تونم آدمارو فراموش کنم ولی رفتاری که باهام داشتن رو هرگز.