کانال هاوریانی سروشتی نیشتمان
Открыть в Telegram
Admins:ارتباط با ادمین👇👇👇👇👇👇👇 @Farzaneh_8193👉۰۹۱۸۳۸۰۲۹۹۶ @bayazid_51۰۹۱۸۱۷۱۸۰۹۲ انجمن هاوریانی سروشتی نیشتمان ۱-برنامه کوهنوردی روزهای دوشنبه هر هفته (بصورت مختلط) ۲-برنامه های کوهنوردی و طبیعت گردی بانوان روزهای چهارشنبه
Больше433
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
+430 дней
Архив постов
هوش مصنوعی؛ آزمون تازه هوشمندی انسان
✍️ سیدجواد میرموسوی
💠 این روزها با سروصدایی که پیشرفت در فناوری هوش مصنوعی در جامعه به راه انداخته؛ پرسشی بهطور مکرر و بخصوص در محیطهای دانشگاهی و میان نخبگان مطرح است که با گسترش و فراگیری هوش مصنوعی، آینده بشر چگونه خواهد بود؟ پرسشی مهم که گاهی با نگرانی درباره آینده مشاغل، تغییر سبک زندگی، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی همراه میشود و حتی بسیاری از خانوادهها را نیز نسبت به آینده فرزندانشان نگران کرده است. در این میان اما در پاسخ به این پرسش، دیدگاههای متفاوتی بیان میشود؛ برخی هوش مصنوعی را یک فرصت تاریخی برای ارتقای کیفیت زندگی بشر میدانند و برخی دیگر، نسبت به پیامدهای کنترلنشده آن هشدار میدهند.
💠 اما به نظر میرسد هوش مصنوعی، در اصل، چیزی متفاوت از سایر فناوریهایی نیست که بشر در طول تاریخ ساخته و به کار گرفته است؛ با این تفاوت که دو لبه بودن این فناوری، بسیار بُرندهتر و اثرگذارتر است. هوش مصنوعی نه ذاتاً نجاتبخش است و نه ذاتاً ویرانگر. آنچه سرنوشت آن را تعیین میکند، بیش از آنکه به خود فناوری مربوط باشد، به نوع استفاده انسان از آن ارتباط پیدا میکند. همان فناوری که قادر است به تشخیص بهتر بیماریها، آموزش شخصیسازی شده، افزایش بهرهوری، کاهش خطاهای انسانی، حل مسائل پیچیده و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند، اگر بدون مسئولیت، اخلاق و آگاهی به کار گرفته شود، میتواند به ابزار فریب، جعل، نقض حریم خصوصی، حذف فرصتهای شغلی، گسترش اطلاعات نادرست و حتی آسیبهای اجتماعی تبدیل شود.
💠 بنابراین، مسأله اصلی آینده بشر، صرفاً هوش مصنوعی نیست؛ بلکه نسبتِ انسان با هوش مصنوعی است. ما نمیتوانیم این فناوری را نادیده بگیریم و نیز نمیتوانیم آن را از زندگی خود حذف کنیم. هوش مصنوعی، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال ورود به لایههای مختلف زندگی، آموزش، اقتصاد، مدیریت، پزشکی، محیط زیست، ارتباطات و حتی تصمیمگیریهای روزمره انسان است. از این رو، به جای ترسیدن از هوش مصنوعی، باید فرهنگ استفاده از آن را ارتقا دهیم.
💠 با هوش مصنوعی همراه باشیم اما اطلاعات شخصی و محرمانه خود را بیمحابا در اختیارش نگذاریم و در عین حال، ظرفیتهای ارزشمند آن را نیز نادیده نگیریم. باید بپذیریم که هوش مصنوعی قرار نیست جای «انسان» را بگیرد؛ بلکه میتواند جای بسیاری از کارهایی را بگیرد که انسان تاکنون انجام میداده است. بنابراین، آنچه بیش از هر چیز باید ارتقا پیدا کند، خودِ انسان است؛ هوشمندی، خلاقیت، تفکر انتقادی، قدرت تحلیل، اخلاق، مسئولیت پذیری و توانایی تشخیص درست از نادرست.
نتیجهگیری راهبردی:
💠 هوش مصنوعی هر روز هوشمندتر میشود؛ پس انسان نیز باید هوشمندانه تر رفتار کند. بیاد داشته باشیم؛ راه پیشگیری از پیامدهای احتمالی این فناوری، فرار از آن نیست، چرا که گریزی از آن، نه امروز و نه در آینده وجود ندارد. راه درست، ارتقای فرهنگ استفاده، آموزش عمومی، تقویت سواد دیجیتال و هوش اخلاقی انسان است. آینده متعلق به کسانی نیست که از هوش مصنوعی هراس دارند و نه الزاماً به کسانی که شیفته آن هستند؛ آینده متعلق به کسانی است که میآموزند چگونه هوشمندانه، مسئولانه و انسانی از آن استفاده کنند. زیرا در نهایت، خطر اصلی هوش مصنوعی نیست؛ بلکه خطر اصلی، خودِ انسان است که ابزار بسیار قدرتمندی را در اختیار میگیرد، که بایستی فرهنگ استفاده از آن را نیز بیاموزد.
مدیریت بار و توزیع وزن کوله در صعودهای فنی
در صعودهای فنی، کوله فقط وسیله حمل نیست؛ اگر درست بسته نشود، تعادل، سرعت و ایمنی را به خطر میاندازد. رعایت اصول توزیع وزن، خستگی را کم و کنترل بدن را بیشتر میکند.
۱. وسایل سنگین را نزدیک به ستون فقرات و در بخش میانی کوله قرار بده. هرچه وزن به بدن نزدیکتر باشد، اهرم فشار کمتر و تعادل بهتر است.
۲. مرکز ثقل را بالا نبر. کولههای top-heavy در شیبهای فنی باعث عقب کشیدن شانهها و از دست رفتن تعادل میشوند.
۳. وسایل سبک و حجیم مثل کیسهخواب و لباس اضافه را در پایین کوله بگذار.
۴. وسایل پرکاربرد مثل دستکش، کلاه، هدلامپ، میانوعده و نقشه را در جیبهای بالایی یا کناری قرار بده تا مجبور نشوی کوله را کامل باز کنی.
۵. وزن را بین دو طرف کوله متعادل کن. سنگینی یکطرفه، فشار روی یک شانه و کمر را افزایش میدهد.
۶. هیچ وسیلهای را بیرون کوله و آویزان نگذار. طناب، کلنگ، باتوم و کارابینهای اضافه باید محکم و بدون لقی بسته شوند.
۷. از بندهای فشاری و کمربند کمری استفاده کن. کمربند باید روی استخوان لگن بنشیند، نه روی شکم.
۸. در مسیرهای فنی، حجم کوله را تا حد ممکن کوچک نگه دار. کوله بزرگتر از نیاز، تعادل را مختل میکند.
۹. اگر مسیر بسیار فنی است و کوله سنگین، بخشی از بار را بین اعضای تیم تقسیم کن یا کوله را با طناب بالا بکش.
۱۰. وزن کل کوله برای صعودهای فنی نباید بیشتر از ۲۰ تا ۲۵ درصد وزن بدن باشد.
نکته طلایی: کوله خوب بستهشده، انگار بخشی از بدن است؛ کوله بدبسته، یک وزنه سرگردان که هر لحظه تعادلت را به هم میزند.
میگرن در ورزش کوهنوردی; پیشگیری و احتیاطات لازم:
ميگرن شايعترين اختلال نورولوژيك (عصبي) در انسان به شمار ميرود و حدود 12% از جمعيت كل جهان مبتلا به سردردهاي مزمن از نوع ميگرن هستند. سردرد ميگرن، درد شديدي است كه در يك يا هر دو طرف سر احساس ميشود. محل درد اغلب در قسمت جلوي سر و در اطراف نواحي گيجگاهي و يا در پشت چشمها و گوشهاست.
علاوه بر درد، مبتلايان به ميگرن، ممكن است دچار احساس تهوع و استفراغ شده و نسبت به نور و صدا بسيار حساس شوند. سردردهاي ميگرني در هر زمان از طول روز ممكن است ديده شوند. با وجود اين در بيشتر موارد حملات ميگرن در ساعات صبحگاهي آغاز ميشوند. درد ناشي از ميگرن ممكن است از چندين ساعت تا بيش از يكي دو روز به طول انجامد. اگر از علل و عوامل شيوع اين بيماري صرف نظر كنيم عوامل تشديدكننده حملات ميگرن اغلب از هر فرد به فرد ديگر متفاوت است. حملات ميگرن به تنهايي و توسط يك عامل يا فاكتور تشديد نمييابند .
👈عوامل زير برخي از علل تشديدكننده حملات ميگرن هستند.
1) صداي بلند يا نور بويژه اشعه UV
2) گرسنگي و يا فقدان چربي در رژيم غذايي
3) تغييرات آب و هوا
4) برخي مواد غذايي و افزودنيهاي غذايي
5) تغييرات هورموني در طي سيكل قاعدگي
6) استرس و اضطراب
7) فعاليتهاي سنگين بدني
👈بررسي حملات ميگرن از نظر كوهنوردي از چند نظر حائز اهميت است:
1) باتوجه به شيوع بيماري حاد ارتفاع (AMS) در بين برخي از كوهنوردان و اشتراك علايم باليني با حملات ميگرن، تشخيص افتراقي اين دو، براي كوهنوردان داراي سابقه ميگرن مهم ميباشد به عبارت ديگر تهوع، سردرد، استفراغ شديد و سردرد صبحگاهي هم از علايم AMS ميباشد و هم از علايم حملات ميگرن.
2) شدت تابش اشعه UV، گرسنگي، #استرس و تغييرات آب و هوايي را كوهنوردان و طبيعتگردان با درصد بالايي تجربه ميكنند لذا عدم آگاهي از عوامل زمينهساز فوق ميتواند كوهنوردي را از حالت لذتبخشي خارج و گاه به مخاطره بياندازد.
3) اگر فردي دچار بيماري كوهگرفتگي در ارتفاع شود چنانچه به اشتباهات حملات ميگرن تشخيص و درمان شود ممكن است به بيماري مهلك ادم ريوي و يا ادم مغزي سوق پيدا كند.
👈اقدامات پيشگيري :
1) قبل از اقدام به كوهنوردي ابتدا با پزشك خود در مورد تاثير ارتفاع بر روي سردردهاي ميگرن مشاوره كنيد.
2) سرپرست برنامه و دوست خود را در جريان سابقه بيماري خود قرار دهيد.
3) داروهاي مصرفي خود را همراه ببريد.
4) با استفاده از عينكهاي UV protect يكي از فاكتورهاي دخيل در تشديد حملات ميگرن را كاهش دهيم.
5) با استفاده از لباسهاي مناسب و آمادگيهاي جسماني و فيزيولوژيك و رواني قبلي استرسهاي ناشي از تغييرات آب و هوايي، سختي كار كوهنوردي و ... به بدن را كاهش دهيم.
6) با خوردن و آشاميدن مداوم و مناسب ضمن جبران انرژي و آب از دست رفته از عوامل مساعدكننده سردرد ميگرن و حتي كوهگرفتگي جلوگيري نماييم.
7) صعود تدريجي براي همه كوهنوردان به طور عموم و براي افراديكه داري سابقه ميگرن هستند موكداً توصيه ميشود.
8) اگر در حد حرفهاي كوهنوردي يا هيماليانوردي ميكنيد و سابقه حملات ميگرن داريد حتماً با پزشكان داراي تجربه هيماليانوردي در اين زمينه مشاوره نماييد.
👈اقدامات درماني:
1) به محض بروز علائم سردرد، تهوع، صعود را متوقف كنيد و مبنا را بر كوهگرفتگي حاد (AMS) قرار دهيد.
2) در مدت توقف ضمن مصرف داروهاي اختصاصي با نظر پزشك تيم يا با تماس با پزشك خانواده با كسب راهنمائي لازم، علاوهبر درمانهاي اختصاصي در صورت نياز درمانهاي علامتي را هم ادامه دهيد.
3) در صورتيكه بهبودي حاصل نشود و يا تشديد شد ارتفاع را كاهش دهيد. خلاصه ، - در هر مرحله از صعود به ارتفاعات بلند اگر علائم سردرد و استفراغ و تهوع بروز كرد مبنا بر كوهگرفتگي است حتي اگر فرد سابقه ميگرن داشتهباشد. چرا كه بيتوجهي به آن موجب پيشرفت بيماري به سمت بيماريهاي ناشي از ارتفاع كه تهديدكننده حيات ميباشند (خيز مغزي يا ريوي) ميگردد.
آغاز فصل واقعی کوهنوردی
زمستان، فصل برف و سرماست؛
فصل بادهای سخت، مسیرهای یخزده و گامهایی که هر قدمشان آزمونی برای اراده است.
آنجا که بسیاری از طبیعتگردان کولهها را زمین میگذارند و فصل صعود را پایانیافته میدانند، کوهنورد واقعی تازه آماده رفتن میشود.
کوهستان زمستانی، جای ماجراجویی بیمحاسبه نیست؛
جایی است برای آمادگی، دانش، تجهیزات مناسب، تجربه و احترام به طبیعت.
برف که میبارد، کوهستان چهره دیگری نشان میدهد؛
سختتر، خاموشتر و باشکوهتر...
و درست در همین سکوت سفید است که کوهنورد، خودش را بهتر میشناسد؛
با هر نفس، با هر گام و با هر متر ارتفاع،
ترس را به آگاهی، سختی را به تجربه و خستگی را به افتخار تبدیل میکند.
زمستان پایان کوهنوردی نیست؛
آغاز فصل مردان و زنانِ عاشق کوهستان است.
📚زندگی رو ورق بزن،
هرفصلش رو بخون ،
با بهار برقص....
با تابستون بچرخ ،
درپاییز قدم بزن ،
با زمستون بنشین چاییت رو به سلامتیِ نفس کشیدنت بنوش .
مبادا زندگی رو دست نخورده بگذاری!🍁
روز خوش دوستان
حس مسئوليت پذيري" در کوهنوردی:
حس مسئولیت پذیری" يك كوهنورد پيوسته خود را در مقابل همنوردان ، هم تيمي ها ، افراد ضعيف گروه ، كوهنوردان مبتدي ، پيشكسوتان گروه ، سرپرست برنامه و حتي كوهنوردان رهگذر و بيگانه مسئول مي داند .
گرچه در كوهستان هركس در مقابل رفتار و حركات خود مسئول است ولي چون اين ورزش ، ورزشي گروهي است همه در مقابل هم و در مقابل گروه و تشكيلات سازماني خود مسئول هستند .
زيرا اگر اتفاقي براي يكي اعضاي حاضر برنامه بيوفتد خواه ناخواه همه بايد براي رفع آ اتفاق تلاش كنند و هيچكس نمي تواند خود را كنار بكشد .
از اين گذشته تك تك اعضاي يك گروه مثل حلقه هاي زنجير به هم متصل اند .
علاوه بر موارد بالا ، گروه كوهنوردي از جمع شدن تك تك ورزشكاران تشكيل مي شود.
در گروه هر موفقيتي كه حاصل شود ، افتخارش مال تمام اعضاست و اگر هم مشكلي و يا يك گرفتاري براي گروه حادث شود باز گرفتاري مال تك تك اعضاي گروه است.
عشق هنرِ از بین بردنِ «من»
و رها کردنِ غرور است؛
جایی که دیگر خودت را بر دیگری برتر نمیدانی
و یاد میگیری با دل، نه با غرور، دوست بداری.
سلام صبح بخیر دوستان
امشب.آخرین شب تابستونه... ☀️
تابستون؛ فصل روزهای بلند، شبهای دیرهنگام، سفرهای بیهوا، جادههای شلوغ، خندههای بلند، دورهمیهای طولانی و خاطرههایی که شاید بعضیهاشون تا سالها یادمون بمونه.
فصلی که با گرمای خودش اومد و حالا با یک عالمه خاطره داره آرومآروم خداحافظی میکنه. 🌅
تابستون جان...
خسته نباشی برای تمام روزهای گرمت، برای تمام سفرهایی که ساختی و برای تمام لحظههایی که کنار هم خندیدیم و زندگی کردیم.
حالا وقت رفتنه... 🍃
برو که نوبت فصل بعدیه!
و فردا...
پاییز از راه میرسه؛ فصل رنگها و شروعهای تازه 🍂🍁
پاییز فقط فصل برگریزان نیست؛
فصل عوض شدن حالوهوای شهر، هوای خنک صبحها، بوی بارون، جادههای رنگی، سفرهای پاییزی و دورهمیهای گرم در دل هوای خنکه. ☕🍁
پاییز یعنی طبیعت لباسش رو عوض میکنه،
اما ما قرار نیست از حرکت بایستیم! 😍
قرارِ سفرهای جدید، برنامههای تازه، آدمهای جدید، تجربههای متفاوت و کلی خاطرهی قشنگ دیگه در راهه. 🚌🌿✨
پس با هم بگیم:
خداحافظ تابستونِ پرخاطره ☀️❤️☘️🌻
و هزاران سلام بر پاییزِ هزاررنگ 🍂🧡🍁
امیدوارم مقدم پاییز امسال برای تکتک شما
پر از سلامتی، حال خوب، سفرهای پُرهیجان وشگفت انگیز، و اتفاقهایی باشه که آخر فصل با لبخند بگیم:
«چه پاییز خوبی بود!» 🍁✨🍂🍁🍂🍁
کمکهای اولیه در شکستگی و دررفتگی در کوهستان
در کوهستان، شکستگی و دررفتگی ممکن است با سقوط، ریزش سنگ یا لغزش رخ دهد. هدف اولیه: جلوگیری از آسیب بیشتر، کنترل درد و انتقال ایمن.
۱. ایمنی و ارزیابی: صحنه را امن کن و مگر در خطر جدی، مصدوم را حرکت نده. تنفس، نبض، سطح هوشیاری و علائم شوک را بررسی کن.
۲. بررسی ناحیه: درد، تورم، تغییر شکل، خونریزی و عدم توانایی حرکت را ببین. در شکستگی باز، استخوان بیرونزده را برنگردان؛ روی آن پانسمان استریل بگذار.
۳. کنترل خونریزی: فشار مستقیم و پانسمان فشاری. از تورنیکت فقط در خونریزی شدید و غیرقابل کنترل استفاده کن.
۴. بیحرکتسازی: با آتل، باتوم، طناب یا زیرانداز ناحیه را ثابت کن. آتل باید مفصل بالای آسیب و مفصل پایین آن را بگیرد. قبل و بعد از آتل، گردش خون، حس و حرکت (CSM) را چک کن.
۵. اندام فوقانی: آویز (Sling) و بستن به تنه. اندام تحتانی: آتلبندی به پای سالم یا آتل کششی در صورت آموزش.
۶. دررفتگی: مفصل را در همان حالت بیحرکت کن، یخ و مسکن بده. جااندازی فقط توسط فرد آموزشدیده و در صورت قطع خونرسانی اندام مجاز است.
۷. ستون فقرات: در صورت شک به آسیب گردن یا کمر، سر و گردن را ثابت نگه دار و مصدوم را فقط با تخته سخت یا چند نفر جابهجا کن.
۸. درد و شوک: مسکن در صورت عدم منع پزشکی، گرم نگه داشتن، و در صورت هوشیاری آب و الکترولیت بده.
۹. انتقال: درخواست امداد، انتقال آرام و کنترلشده. در شکستگی ران، هر حرکت اضافی خطرناک است.
قانون طلایی: در شکستگی و دررفتگی، بیحرکتسازی و انتقال ایمن مهمتر از جااندازی است.
✍حرفی برای گفتن
یاد وخاطره بانو وشاعر گرانقدر پروین اعتصامی گرامی باد
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقتبین است
هر که باشی و به هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
حرفی برای گفتن
ورزش همگانی ،برای همه
ورزش چیست؟
به تعبیر لغتنامه دهخدا:
«اجرای تمرینهای مرتب و منظم بدنی بهمنظور تکمیل قوای جسمی و روحی و ورزیدگی اندامها را ورزش میگویند.»
اوحدی کرمانی :
با بلندای عشق ورزش کن
خویشتن را بلند ارزش کن
این روزها در کوهپایه ها و پارکهای شهر، صحنههای زیبایی از ورزش همگانی دیده میشود؛ از پیادهرویهای فردی و دستهجمعی گرفته تا نرمشهای گروهی و استفاده از تجهیزات ورزشی در ایستگاهها.
این فعالیت ها، گرچه نیازمند بررسیهای کارشناسانه است، اما برای عموم مردم و رهگذران، سرشار از انگیزه و شور زندگی است.
در مناطق کوهستانی وجشنواره ها ،در در اقصی نقاط این مرز و بوم پیاده روی وفعالیت های جسمانی آرامش خیال به همراه دارد وامید آفرین است.
بسیاری از کارشناسان معتقدند صبحگاهان بهترین زمان برای ورزش است؛ چرا که آغاز روز با تحرک، نشاطی مضاعف به جسم و جان میبخشد. استاد طوس میفرماید:
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کجی زاید و کاستی
ورزش صبحگاهی، علاوه بر تقویت بدن، دیدار چهرهبهچهره و ایجاد ارتباط انسانی را تقویت می کند ونوید می دهد که هنوز زندهایم .
با این حال، ورزش نیز همچون هر فعالیت دیگری نیازمند آگاهی، آمادگی و رعایت اصول است. گرمکردن، نوشیدن مایعات، استراحتهای کوتاه و تنفس درست از ضروریات است. چنانچه اصول فنی رعایت نشود، بهویژه در ورزشهای گروهی و همگانی که افراد با سنین و شرایط بدنی متفاوت فعالیت میکنند، احتمال آسیبهای جسمی وجود دارد.
از اینرو، مربیان و ورزشکاران باید احتیاط را در نظر داشته باشند ، که پیروی از یک روش ، میتواند آسیبهای ناخواسته ایجاد کند. بنابراین لازم است کسانی که بهطور داوطلبانه و با نیت خیر در پارکها به آموزش یا هدایت ورزش صبحگاهی میپردازند، شناخت کافی از ترکیب نفرات داشته و خود نیز با آخرین شیوههای استاندارد ورزشی آشنا باشند.
به قول سعدی:
نصیحت که خالی بود از غرض
چو داروی تلخ است دفع مرض..
☕️نقش کافئین در ورزش چیست و کافئین چگونه بر ورزش اثر میگذارد؟
☕️بسیاری از ورزشکاران معتقدند کافئین به آنها کمک میکند تا در طول فعالیت پر انرژی باشند و در طول رقابت به سطح بالاتری از اجرای خود برسند. اما واقعاً کافئین در بدن چگونه عمل می کند؟ آیا مضرات کافئین از فواید آن بیشتر و مهم تر است؟ در این مطلب علم ورزش به بررسی اثرات مثبت و منفی کافئین در فعالیتهای ورزشی میپردازد.
کافئین چیست؟
☕️کافئین یک محصول گیاهی و یکی از مهمترین و پر استفادهترین مواد محرک در سرتاسر جهان است. مصرف نوشیدنی حاوی کافئین در کشور آمریکا برای هر نفر ۲ فنجان در روز است اما میتوان کافئین را در محصولاتی همچون شکلات، چایی، کاکائو، نوشابههای انرژیزا و سودا پیدا کرد. کافئین غالباً به عنوان یک مواد مغذی انرژیزا که باعث ارتقای سطح عملکرد ورزشکار میشود قلمداد شده است اما کافئین به خودی خود هیچ ارزش غذایی ندارد.
کافئین چگونه بر بدن تأثیر میگذارد؟
☕️بعد از مصرف کافئین، حدود یک الی دو ساعت، از طریق معده جذب میشود و غلظت آن در جریان خون به اوج خواهد رسید. از آنجایی که تمامی ارگانها و بافتهای بدن کافئین را جذب میکنند، بنابراین کافئین بر تمامی بدن اثر میگذارد. مقدار کافئینی که در جریان خون باقی میماند به کبد منتقل شده و از طریق ادرار از بدن دفع میشود.
کافئین چگونه بر فعالیت استقامتی تأثیر میگذارد؟
☕️در هنگام فعالیت، بدن از گلیکوژن- قند ذخیره در بدن- برای تولید انرژی استفاده میکند. اما زمانی که این منبع انرژی در پایان یک ورزش طولانی خالی میشود، شما احساس خستگی و تبلی میکنید. کافئین سرعت خالی شدن بدن از گلیکوژن را کند میکند. این عمل با تشویق بدن به استفاده از چربی ذخیره دربدن به عنوان منبع سوخت صورت میگیرد که باعث میشود ورزش برای مدت زمان بیشتری ادامه یابد.
☕️به دلیل کاهش سریع منابع گلیوکوژن بخصوص در ورزشهای استقامتی، ورزشکاران از مصرف کافئین فواید زیادی کسب می کنند. فعالیتهایی مثل دویدن، دوچرخه سواری و اسکی که بیشتر از یک ساعت طول میکشند و نیازمند حفظ اوج اجرای ورزشی در طول تمرین هستند، کافئین به ورزشکاران این اجازه را میدهد تا استقامت، دقت و سرعت خود را افزایش دهند. بر خلاف ورزشهای استقامتی، کافئین هیچ اثر محسوسی بر فعالیتهای قدرتی و توان مثل وزنه برداری نمیگذارد.
کافئین چگونه بر فعالیتهای شناختی تأثیر میگذارد؟
☕️به دلیل وارد شدن کافئین به تمامی بافتهای بدن،سیستم عصبی ومغز هم تحت تأثیر مصرف کافئین قرار میگیرند. کافئین به عنوان یک محرک عمل کرده و شما را بیدار میکند به این معنی بعد از مصرف کافئین ورزشکار هوشیارتر بوده و سریع عکس العمل نشان میدهد.
☕️مصرف کافئین #قبل از فعالیت های ورزشی باعث کاهش ادراک درد می شود. در یک تحقیق افرادی که کافئین مصرف کرده بودند عصبانیت کمتری درطول تمرینات شدید کسب کردند.
اگر احساس میکنید در طول تمرینات شدید عضله های شما دچار درد میشوند، مصرف کافئین قبل از شروع تمرین این احساس را فروکش میکند.
☕️کافئین چگونه بر کم آبی بدن تأثیر میگذارد؟
برای حفظ اوج اجرای ورزشی بخصوص در فعالیت های طولانی مدت، حفظ آب بدن ضروری است آب دمای بدن را تنظیم، مفاصل را روان و مواد مغذی در کل بدن را حمل میکند. آب بدن از طریق عرق ریزی در ورزش از بدن دفع میشود. هر چه فعالیت شدیدتر باشد دفع آب از بدن سریعتر و بیشتر اتفاق خواهد افتاد.
☕️شاید شما هم شنیده باشید کافئین مدر میباشد و باعث دفع آب از بدن میشود. نتایج تحقیقات نشان میدهند این اثر کافئین در صورتی عملی خواهد شد که ورزشکار مقدار زیادی کافئین در هرروز، دوزی معادل ۵ تا ۷ فنجان در روز مصرف کند. کمتر از این مقدار بدن آب زیاد و قابل توجهی از دست نمیدهد.
آیا کافئین باعث چاقی و اضافه وزن میشود؟
یک فنجان قهوه تلخ حاوی ۲ کیلوکالری انرژی و فاقد چربی میباشدپس قهوه نمیتواند انرژی لازم برای اضافه وزن را وارد بدن بسیاری از افراد کند، شیر، شکر،خامه ومواد طعم دهنده را به قهوه اضافه میکنند که باعث بالارفتن کالری ورودی به بدن میشود. بطور مثال یک قاشق خامه حدود ۵۰ کیلوکالری و شیر حدود ۵ کیلوکالری به قهوه اضافه میکند. قهوه های شیرین حدود ۱۰۰ کیلوکالری انرژی به بدن واردمیکنند. بنابراین اگر قصد کاهش یا ثبات وزن دارید بهتر است قهوه را بدون افزودنی مصرف کنید.
☕️آیا کافئین اثرات جانبی دیگری دارد؟
بسیاری از تحقیقاتی که در مورد کافئین انجام شده اند، مصرف ۳ الی ۴ فنجان قهوه در روز را پیشنهاد کرده اندقهوه را باید متعادل مصرف کرد. افرادی که حداقل ۴ فنجان قهوه تلخ در روز مصرف میکنند، اثراتی همچون عصبانیت و وحشت، درد معده و تپش قلب را تجربه کرده اند.
☕️یکی ازاثرات غیر قابل انکار کافئین، تأثیرآن برروی خواب است.
آیا ورزش کردن در دوران قاعدگی درست است؟
ورزش_قاعدگی
بسیارند خانم هایی که در دوران قاعدگی ورزش های روزانه خود را متوقف کرده و گمان می کنند ورزش در دوره پریودی کار درستی نیست.
اگر جزو آن دسته از خانم هایی هستید که در این دوران، دچار دل درد و کمر درد شدید می شوند، می توانید ورزش های سبکی مثل پیاده روی یا یوگا را انتخاب کنید.
در صورتی که حال مساعدی دارید،انجام هیچ ورزشی در این دوران ممنوع نیست و می توانید به تمرینات خود ادامه دهید.
👈چند نمونه ورزش های مناسب مخصوص دوران قاعدگی :
🔹ورزشهای_شکم:
دردهای شکم در دوران قاعدگی ناشی از گرفتگی عضلات شکم می باشد که می توانید با انجام دادن ورزش های شکمی؛ تا حدودی درد شکم تان را تسکین دهید.یکی از تمرینات بسیار عالی برای تسکین درد شکم و درد کمر انجام مانور شکمی است.
بدین صورت که فرد در حالت دراز کش با زانوهای خم قرار گرفته سپس با تنفس از طریق دیافراگم سعی می کند فشار ایجاد شده از طریق شکم را به پشت و کمر منتقل کند و به زمین نیرو وارد شود.
🔹پیاده روی:
پیاده روی در زمان قاعدگی تاثیرگذار می باشد و درد پریود را کمتر می کند. پیاده روی در هوای آزاد ضربان قلب را افزایش میدهد و باعث سرزِندگی و نشاط می شود.
🔹 ایروبیک:
ورزش ایروبیک و بخصوص زومبا و باعث تعریق فرد می شود و احساس شادی را در وی بوجود می آورد. این ورزش میزان انرژی را افزایش داده و در این دوران به بهبود وضعیت تان کمک می کند.
🔹 پلانک:
این تمرین برای دوران قاعدگی بسیار مفید بوده؛ تاثیر زیادی در تقویت عضلات مرکزی بدن دارد.
برای انجام این تمرین، رو به شکم دراز بکشید و ساعد و انگشتان پاهایتان را به زمین تکیه داده و برای زمانی بدنتان را بالا و ثابت نگه دارید.این تمرین را در زمان و تکرارهای مختلف انجام دهید..
مدیریت دیابت در کوهنوردی و صعودهای بلند
دیابت، مانع قطعی کوهنوردی نیست؛ اما صعود به ارتفاع برای فرد دیابتی چالشی جدی است. فعالیت شدید، سرما، ارتفاع، تغییر رژیم غذایی و استرس، قند خون را بهشدت نوسان میدهد. بدون برنامهریزی دقیق، خطر افت یا افزایش شدید قند خون، بیهوشی و حتی مرگ وجود دارد.
قبل از صعود
· با پزشک متخصص غدد درباره برنامه سفر، ارتفاع و داروها مشورت کن.
· قند خون باید کنترلشده باشد (HbA1c مناسب).
· برنامهی دقیق دارو، انسولین و تغذیه برای روزهای صعود بنویس.
· همراه داشتن گلوکاگون، قند سریع، کتونی و انسولین یدکی الزامی است.
· به سرپرست و همتیمیها بگو دیابت داری و در صورت بیهوشی چه کاری انجام دهند.
در مسیر
· قند خون را هر ۲ تا ۴ ساعت و قبل از هر وعده چک کن.
· کربوهیدرات را در وعدههای کوچک و مکرر مصرف کن.
· انسولین را در سرما نزدیک بدن نگه دار؛ یخزدگی انسولین را از بین میبرد.
· دارو و وسایل را در دو کیسهی جداگانه بگذار تا اگر یکی گم شد، دومی بماند.
· از الکل پرهیز کن؛ علائم افت قند را پنهان میکند.
افت قند (هیپوگلیسمی)
لرزش، تعریق سرد، گرسنگی شدید، تپش قلب، گیجی و تاری دید. درمان: ۱۵ تا ۲۰ گرم قند سریع (آبقند، خرما، شکلات) و استراحت. اگر هوشیار نبود، گلوکاگون تزریقی و انتقال فوری.
افزایش قند (هیپرگلیسمی)
تشنگی شدید، تکرر ادرار، تهوع، نفس میوهای و ضعف. در صورت ادامه، خطر کتواسیدوز. مایعات و انسولین طبق برنامه و در صورت نیاز، فرود و مراجعه پزشکی.
نکات ارتفاع
· ارتفاع میتواند حساسیت به انسولین را تغییر دهد.
· علائم بیماری ارتفاع با علائم افت قند اشتباه میشود؛ همیشه قند را چک کن.
· در صورت بیماری، استفراغ یا بیاشتهایی، برنامه دارو را با پزشک هماهنگ کن.
چه زمانی صعود نکنیم؟
· قند کنترلنشده
· حملات مکرر افت قند
· عفونت فعال
· نبود همراه آگاه و تجهیزات اضطراری
دیابت با کوهنوردی قابل مدیریت است، اما فقط با کنترل دقیق، همراهی تیم و احترام به علائم. قله ارزش جان را ندارد.
زندگی جریانی است که منتظر هیچ کس نمی ماند.
مردی بود که بیست سال تمام، بدون حتی یک روز وقفه، پیش از سپیده دم بیدار میشد، شال و کلاه میکرد و مسیر سخت و پر پیچ و خم قله کوه را بالا میرفت تا به تماشای باشکوهترین اتفاق هر روزه جهان، یعنی طلوع خورشید بنشیند. برای او، این یک عادت نبود، بلکه یک نیایش خاموش بود؛ لحظهای که در آن با تمام هستی یگانه میشد.
روزی، یکی از آشنایان پرهیاهو و پرمشغلهاش که آوازه این کار او را شنیده بود، به سراغش آمد و گفت: «من هم امروز با تو میآیم تا ببینم این خورشیدی که بیست سال است برای دیدنش از خوابت میزنی، چه تفاوت عجیبی با بقیه خورشیدها دارد!» مرد پیر با آرامش پذیرفت و هر دو در تاریکی و سکوت مطلق شب به سمت قله به راه افتادند.
وقتی به بالاترین نقطه کوه رسیدند، آسمان کمکم شروع به تغییر رنگ کرد. نواری از رنگهای ارغوانی، طلایی و نارنجی بر لبه افق کشیده شد و خورشید با عظمتی وصفناپذیر شروع به رخنمایی کرد.
در همان لحظه که سکوت و شکوه کوهستان به اوج خود رسیده بود، مرد تازهوارد سکوت را در هم شکست. او که از دیدن این منظره به شدت هیجانزده شده بود، شروع کرد به حرف زدن و قدم زدنهای عصبی:
«وای خدای من! چقدر قشنگه! اون سایه درخت کاج رو روی صخره ببین! گوشیم کجاست؟ باید یه عکس بگیرم... نه تار شد، بذار یکی دیگه بگیرم. البته خب، تو که بیست ساله داری میای اینجا دیگه مخ برات نمونده، حتماً این چیزا برات خیلی عادی و تکراری شده! ای وای، کاش زنم رو هم با خودم میآوردم، اون عاشق این منظرههاست. کاش به رفیقم هم میگفتم بیاد... اصلاً باورم نمیشه، باید از این زاویه هم یه ویدیو بگیرم که بفرستم توی گروههامون...»
او بیوقفه از این طرف به آن طرف میدوید، دکمه دوربینش را فشار میداد، حسرت نبودن دیگران را میخورد و مدام حرف میزد. در تمام این مدت، مرد پیر در گوشهای نشسته بود، چشمهایش را به افق دوخته بود، نسیم خنک صبحگاهی را روی پوستش حس میکرد و در سکوتی عمیق، طلوع را «مینوشید».
چند دقیقه بعد، خورشید کاملاً از افق جدا شد، رنگهای جادویی آسمان جای خود را به نور تند و سفید روز دادند و آن لحظه سحرآمیز به پایان رسید.
مرد پیر آرام از جای خود بلند شد، نگاهی عمیق و پر از ترحم به آشنایش که هنوز درگیر تنظیمات دوربین گوشیاش بود انداخت و با صدایی محکم اما آرام گفت:
«چقدر حرف زدی... چقدر دویدی... تمام شد!»
مرد تازهوارد با تعجب سرش را بلند کرد و پرسید: «چی تمام شد؟»
پیرمرد گفت: «طلوع خورشید! آن لحظه جادویی شکافتن تاریکی، کلاً دو دقیقه بود. و تو در تمام این دو دقیقه، به جای آنکه آن را با چشمانت ببینی و درونت حس کنی، درگیر لنز دوربینت بودی، حسرت کسانی را خوردی که اینجا نبودند، و درباره زیباییِ چیزی حرف زدی که اصلاً نگاهش نمیکردی. تو تمام این زیبایی را از دست دادی، چون اینجا نبودی؛ جسمت روی قله بود، اما ذهنت در گذشته و آینده پرسه میزد.
«زندگی» ما انسانهاست. زندگی دقیقاً مانند همان طلوع خورشید است؛ کوتاه، گذرا، بینهایت زیبا و به شدت بیتفاوت نسبت به حواسپرتیهای ما. اگر حواسمان نباشد، در همان لحظاتی که درگیر حواشی هستیم، تمام میشود.
ما انسانها اغلب فراموش کردهایم که چگونه زندگی کنیم. ما مدام در تلاشیم تا زندگی را به چنگ بیاوریم، آن را ثبت کنیم، برای دیگران تعریفش کنیم یا برای فردایی که هنوز نیامده برنامهریزی کنیم. در لحظاتی که باید صرفاً «باشیم»، درگیر «شدن» و «دویدن» هستیم
فردی که در یک رستوران زیبا، خوشمزهترین غذای ممکن را میخورد، اما در تمام طول صرف غذا، ذهن درگیر قسطهای ماه آینده یا دعوای روز گذشته با همکارش است. او غذا را میجود، اما طعم آن را هرگز نمیفهمد.
زوجی که به زیباترین نقطه طبیعت سفر میکنند، اما به جای گوش دادن به صدای رودخانه و پرندگان، تمام وقتشان را صرف بحث بر سر این میکنند که چه کسی مقصر مشکلات گذشته است یا از چه زاویهای عکس سلفی بگیرند که در شبکههای اجتماعی بهتر دیده شود.
زندگی در لحظاتی که حواست نیست، در لحظاتی که درگیر گذشته و آیندهای، به سرعت برق و باد میگذرد. زندگی جریانی است که منتظر هیچکس نمیماند. اگر تو درگیر به چنگ آوردن آن باشی، اگر بخواهی آن را تحلیل کنی، اگر بخواهی مدام دربارهاش حرف بزنی، درست در همان لحظه از دستش دادهای.
قانون هستی بسیار ساده و در عین حال قاطع است: زندگی در «بودن» است، نه در «داشتن» و نه حتی در «ثبت کردن».
زندگی در شاهد بودنِ زیباییهاست، بدون آنکه بخواهی آنها را تصاحب کنی.
کاش بشه
کاش بشه اینو درک کنیم.
ادامه دادن،
معنیش فراموشی نیست؛
معنیش اینه که تو شادی
رو به درد ترجیح دادی!
سلام صبح بخیر
