ru
Feedback
کانال تخصصی اقتصاد

کانال تخصصی اقتصاد

Открыть в Telegram

معرفی و بهره گیری از علم اقتصاد، همراه با تحلیل اقتصاد ایران و جهان

Больше
8 585
Подписчики
-124 часа
+77 дней
+1030 дней
Архив постов
🔵 دلایل و آثار افزایش نرخ بهره در آمریکا 🔴 دکتر محمدرضا منجذب 💬 بر اساس آخرین تحولات، در سپتامبر ۲۰۲۶، فدرال رزرو آمریکا برای اولین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴.۰۰ درصد رساند. این تصمیم در پاسخ به ترکیبی از عوامل اقتصادی و ژئوپلیتیکی اتخاذ شد. 🔺 دلایل اصلی افزایش نرخ بهره مقابله با تورم چسبنده (اصلی‌ترین دلیل): تورم در آمریکا همچنان بسیار بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در ماه اوت ۲۰۲۶ رشد سالانه ۳.۴ درصدی را ثبت کرد. همچنین شاخص تورم مورد ترجیح فدرال رزرو (PCE) رشد سالانه ۳.۷ درصدی را نشان داد. بله، مقابله با تورم دلیل اصلی این افزایش نرخ بهره است. شوک قیمت انرژی ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیکی: تشدید تنش‌ها و جنگ در خاورمیانه (به‌ویژه با ایران) باعث اختلال در عرضه نفت خام و جهش قیمت جهانی انرژی شده است. قیمت نفت برنت از بشکه‌ای حدود ۷۰ دلار به بالای ۱۰۰ دلار رسید. این افزایش قیمت انرژی مستقیماً هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را بالا برده و به تورم دامن زده است. 🔺 فشارهای تورمی ساختاری و داخلی: تعرفه‌های جدید: اعمال تعرفه‌های تجاری، هزینه واردات را افزایش داده و به‌عنوان یک عامل تورمی عمل می‌کند. تقاضای ناشی از هوش مصنوعی: سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، تقاضا برای تراشه‌های کامپیوتری، تجهیزات فناوری و برق را به‌شدت افزایش داده و زنجیره تأمین را تحت فشار قرار داده است. حفظ اعتبار و استقلال فدرال رزرو: با توجه به تورم بالای موجود، عدم اقدام فدرال رزرو می‌توانست به اعتبار سیاست‌گذاری آن آسیب بزند و انتظارات تورمی را بیشتر کند. این تصمیم همچنین به‌عنوان آزمونی برای استقلال این نهاد در برابر فشارهای سیاسی (مانند درخواست‌های دونالد ترامپ برای کاهش نرخ بهره) تلقی می‌شود. 🔺 آیا رکود اقتصادی به وجود می‌آید؟ افزایش نرخ بهره با هدف کاهش تورم، معمولاً از طریق کاهش مصرف و سرمایه‌گذاری، رشد اقتصادی را کند می‌کند و می‌تواند ریسک رکود را افزایش دهد. در مورد آمریکا، ارزیابی‌ها حاکی از آن است که احتمال رکود افزایش یافته اما همچنان قطعی نیست: افزایش احتمال رکود: مؤسسه RSM احتمال رکود در ۱۲ ماه آینده را ۳۰٪ برآورد کرده که نسبت به قبل از جنگ (۲۰٪) افزایش یافته است. این شرایط به‌عنوان یک "رکود تورمی خفیف" (Stagflation Light) توصیف شده است؛ یعنی ترکیبی از رشد کند، تورم بالا و افزایش بیکاری. پیش‌بینی کاهش رشد: پیش‌بینی رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا برای سال ۲۰۲۶ از ۲.۴٪ به ۱.۷٪ کاهش یافته است. 🔺 دیدگاه‌های متفاوت: برخی مؤسسات مانند گلدمن ساکس احتمال رکود را کمی کاهش داده و به ۲۵٪ رسانده‌اند، که نشان‌دهنده مقاومت نسبی اقتصاد آمریکا است. با این حال، این رقم همچنان بالاتر از سطوح قبل از تنش‌های اخیر است. 🔺جمع‌بندی: افزایش نرخ بهره آمریکا اقدامی برای مهار تورم بالایی است که عمدتاً ریشه در شوک‌های عرضه (انرژی و تعرفه‌ها) و تقاضای قوی (هوش مصنوعی) دارد. این سیاست انقباضی، ریسک رکود را افزایش داده و اقتصاد را در مسیر رشد کندتر و همراه با تورم بالا (رکود تورمی خفیف) قرار می‌دهد. با این حال، به دلیل ماهیت عمدتاً عرضه‌محور تورم فعلی، تأثیر افزایش نرخ بهره بر مهار کامل آن ممکن است محدود باشد. 🔵 اینفوگرافیک مطلب 🔴 کانال دکتر منجذب

🟣 دکتر مسعود نیلی: اقتصاد دهه 60 هنوز ناشناخته است 🔹مسعود نیلی تأکید می‌کند که هنوز درباره اقتصاد دهه ۱۳۶۰ شناخت کافی نداریم؛ دوره‌ای که بسیاری از تحولات آن، با وجود شباهت‌های ظاهری، قابل مقایسه مستقیم با شرایط امروز نیست.

🟣 کاهش نامتوازن تعرفه واردات خودرو منطقی نیست 👤دکتر امیرحسن کاکایی: 🔹تعرفه اساساً یکی از ابزارهای درآمدی دولت است. بنابراین اگر قرار است تعرفه کاهش پیدا کند، باید مشخص باشد که این کاهش بر چه مبنایی انجام می‌شود 🔹 اینکه برای یک خودرو ۱۵ درصد و برای خودروی دیگر نزدیک به سه برابر این میزان تخفیف در نظر بگیریم، از نظر سیاست‌گذاری منطقی نیست و رفتار یکسانی با گروه‌های مختلف ایجاد نمی‌کند. بهترین کار در شرایط فعلی این است که همین تعرفه‌ها حفظ شود.

🔻کالبدشکافی «فقر درآمدی» در اقتصاد ایران؛ چرا صاحبان دارایی هم درمانده شده‌اند؟ | ندری: باید در سریع‌ترین زمان، محاصره و جنگ اقتصادی خاتمه یابد دکتر کامران ندری: 🔹ما با یک «فقر درآمدی» و یک «فقر دارایی» مواجه هستیم؛البته امکان دارد برخی از خانوارها به طور هم‌زمان دچار هر دو نوع فقر،یعنی فقر دارایی و فقر درآمدی باشند. 🔹فقر درآمدی به این معناست که سطح درآمد خانوارها در مقایسه با قیمت کالاها و خدمات کاهش یافته و درآمد جاری آن‌ها کفاف تأمین هزینه‌های ضروری زندگی را نمی‌دهد 🔹علت اصلی بروز این مشکل در اقتصاد کشور،افت مداوم و مستمر ارزش ریال طی سال‌های گذشته است 🔹شرایط فعلی اقتصاد به گونه‌ای است که مشکلات مالی بسیار شدید و حاد شده است. از سوی دیگر،الگوی حکمرانی نامناسب از دوره پیش از جنگ و درگیری‌ها وجود داشته و تغییر آن به سادگی امکان‌پذیر نیست 🔹اگر از ما پرسیده شود که در این شرایط چه باید کرد، توصیه کلیدی ما این است که در کوتاه‌مدت و سریع‌ترین زمان ممکن، مسئله محاصره دریایی و جنگ اقتصادی که شدت یافته است، خاتمه یابد./ مشروح گفتگو ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔸 پرونده ابرتورم ایران 🔹 نقدینگی کشور از سال ۱۳۶۰ تا امروز بیش از ۳۱ هزار برابر شده اما این حجم عظیم پول به کجا رفته است؟ در اقتصاد، رشد نقدینگی در بلندمدت یا باید به رشد اقتصادی تبدیل شود یا خودش را در قالب تورم نشان دهد. وقتی رشد اقتصادی متناسب با افزایش نقدینگی نباشد، نتیجه چیزی جز افزایش سطح عمومی قیمت‌ها نیست. در این سال‌ها سطح عمومی قیمت‌ها هم حدود ۲۰ هزار برابر شده؛ یعنی تورم در حال دنبال کردن رشد نقدینگی بوده است. اگر رشد نقدینگی بدون کنترل ادامه پیدا کند، سرنوشت تورم چه خواهد شد؟

🔴 چگونه با سلطان نرخ بهره رفتار کنیم؟ 👤 دکتر تیمور رحمانی؛ استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ✍️ نرخ بهره، متغیر کلیدی سیاست‌گذاری پولی برای مدیریت ثبات اقتصاد کلان، تورم و رکود است. در اقتصاد ایران، با وجود بالا بودن نرخ‌های اسمی، نرخ بهره حقیقی به دلیل تورم انتظاری به شدت منفی است. ✍️ با این حال، واقعیت‌های اقتصادی نشان می‌دهد که نرخ بهره در بازار با روند صعودی روبرو است. نرخ‌های بازار بین بانکی، نرخ سود سپرده‌ها و تسهیلات در عمل بسیار بالاتر از نرخ‌های رسمی اعلام شده است. ✍️ همچنین داده‌های مربوط به بازده اوراق بدهی دولت در بازار ثانویه، روند صعودی نرخ بهره را تأیید می‌کند؛ به طوری که نرخ اوراق دولت در بازار و نرخ‌های تامین مالی نهادهایی مانند تأمین سرمایه، به مرزهای ۴۲ تا ۵۰ درصد رسیده است. ✍️ فشار بر نرخ بهره اسمی ناشی از عوامل بنیادی همچون افزایش نرخ تورم انتظاری، افزایش ریسک نکول و نیاز مالی بخش عمومی است. حتی اگر سیاست‌گذار پولی تمایلی به افزایش نرخ بهره نداشته باشد، این عوامل نرخ بهره را به سمت بالا سوق می‌دهند. ✍️ با این حال، افزایش ناگهانی و یک‌باره نرخ بهره می‌تواند ناترازی مالی بخش عمومی و نیازهای مالی دولت را تشدید کرده و به تورم منجر شود. تجربه بانک مرکزی آمریکا نشان می‌دهد که افزایش نرخ بهره معمولاً به صورت تدریجی و مرحله‌به‌مرحله انجام می‌شود. ✍️ برای اثرگذاری بر تورم، سیاست‌گذار پولی باید بر نرخ بهره بازار بین بانکی تمرکز کرده و اجازه دهد نرخ سپرده‌ها و تسهیلات بر اساس واقعیت‌های بازار تعیین شود. همچنین، افزایش نرخ بهره باید یک فرآیند مستمر باشد تا زمانی که به اهداف مشخص برسد. ✍️ علاوه بر این، موفقیت سیاست پولی مستلزم کنترل ناترازی‌های مالی دولت و مدیریت ریسک‌های بانکی است. در حال حاضر، تفاوت میان نرخ بهره مورد استفاده دولت برای تأمین مالی (حدود ۴۲ درصد) و نرخ‌های پایین تسهیلات، نوعی اعوجاج در نرخ بهره ایجاد کرده است که می‌تواند بر مدیریت تورم اثرگذار باشد. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵 ۱۴ دلیل اصلی پیشی گرفتن ترکیه از ایران 🔴 دکتر محمدرضا منجذب 1. تعامل بین‌المللی هوشمندانه و تنش‌زدایی: ترکیه بر مبنای منافع ملی، روابطی متوازن با طیف گسترده‌ای از کشورها (از آمریکا و اسرائیل تا روسیه و کشورهای مسلمان) برقرار کرد. 2. جذب سرمایه‌های سرگردان و تولیدکنندگان: ترکیه با شناسایی نقاط ضعف همسایگان، به‌ویژه جذب سرمایه و تولیدکنندگان ایرانی که تحت تأثیر تحریم‌ها دچار مضیقه بودند، به رشد اقتصاد خود کمک کرد. 3. تسهیل جذب سرمایه و گردشگری: ایجاد قوانین تسهیل‌کننده، اعطای شهروندی و اقامت آسان، و تقویت زیرساخت‌های گردشگری، سرمایه‌های قابل توجهی را به این کشور سرازیر کرد. 4. اقتصاد چندمنبعی و متنوع: برخلاف اتکای ایران به نفت، اقتصاد ترکیه بر سه ستون صنعت (خودرو، نساجی و...)، کشاورزی و گردشگری استوار شده است. 5. تسلط بر صادرات صنعتی: ترکیه با تمرکز بر تولید و صادرات محصولات صنعتی، به رکوردهای تاریخی در این زمینه دست یافت و به پنجمین صادرکننده بزرگ نساجی جهان تبدیل شد. 6. گسترش بخش خصوصی و افزایش رقابت: دولت ترکیه با کاهش تصدی‌گری و واگذاری امور به بخش خصوصی، بستری برای افزایش بهره‌وری و رقابت‌پذیری اقتصاد فراهم کرد. 7. باز کردن بازار به روی تجارت جهانی: ترکیه با ادغام در اقتصاد جهانی و پیوستن به زنجیره ارزش، توانست بدون اتکا به درآمدهای نفتی، شکاف درآمد سرانه خود را با کشورهایی مانند عربستان کاهش دهد. 8. ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی: کاهش تورم به زیر ۵ درصد در دوره‌هایی و ایجاد ثبات سیاسی، اعتماد شهروندان و سرمایه‌گذاران را جلب کرد. 9. داشتن برنامه توسعه بلندمدت: ترکیه از برنامه‌های توسعه اقتصادی بلندمدت و پیوسته برخوردار بود که تداوم سیاست‌ها را تضمین می‌کرد. 10. گماردن افراد کاربلد در راس امور اقتصادی: مدیریت اقتصادی کشور در دوره‌های کلیدی به افراد متخصص و کارآمد سپرده شد. 11. حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط: سیاست‌های حمایتی از کسب‌وکارهای کوچک، به عنوان موتور محرکه اشتغال و رشد، در دستور کار قرار گرفت. 12. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها (مانند سدسازی): ساخت زیرساخت‌های عظیم مانند سدها، به گسترش کشاورزی و تأمین امنیت غذایی و صادرات محصولات غذایی کمک کرد. 13. مدیریت سریع بحران‌های اقتصادی: دولت ترکیه توانست بحران‌های اقتصادی دوره‌ای را به سرعت مدیریت و سرکوب کند تا از تبدیل شدن آن‌ها به بحران‌های ساختاری جلوگیری شود. 14. استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک: موقعیت جغرافیایی ترکیه به عنوان پل ارتباطی بین اروپا و آسیا، به توسعه ترانزیت، تجارت و گردشگری آن کمک شایانی کرد. 💎 جمع‌بندی و مقایسه آماری همان‌طور که اشاره شد، تا سال ۱۹۸۰ درآمد سرانه ایران بیشتر از ترکیه بود، اما از آن سال به بعد این روند معکوس شد. امروزه این شکاف به‌طرز چشمگیری افزایش یافته است. رشد یک دهه: در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳، درآمد سرانه ترکیه ۹۰ درصد رشد کرد، در حالی که این شاخص برای ایران تنها ۱۳.۵ درصد افزایش یافت. این عوامل در کنار هم، ترکیبی از تعامل هوشمندانه جهانی، ثبات اقتصادی، تنوع‌بخشی به اقتصاد و مدیریت کارآمد را نشان می‌دهد که ترکیه را در مسیر رشد پایدار قرار داد، در حالی که ایران با چالش‌هایی مانند تحریم‌ها، انزوای اقتصادی و اتکای بیش از حد به نفت دست و پنجه نرم کرد. 🔴 کانال دکتر منجذب

🌐 مصرف واقعی خودرو در نیمه دوم سال کاهش پیدا می‌کند 👤دکتر امیرحسن کاکایی: 🔹در حال حاضر با اطمینان می‌توان گفت که رکود شدیدی در بازار خودرو است. بازار دیگر مانند گذشته نیست که با افزایش قیمت، مردم برای خرید هجوم بیاورند. 🔹قدرت خرید کاهش پیدا کرده و حتی سرمایه‌گذاران نیز در همان سطوح گذشته اقدام به خرید نمی‌کنند. 🔹با کاهش ارزش ریال، قیمت خودرو نیز به‌طور طبیعی افزایش پیدا می‌کند، اما میزان این افزایش برای همه خودروها یکسان نخواهد بود. از طرف دیگر، اصلاح تدریجی قیمت‌ها توسط خودروسازان، از جمله ایران‌خودرو و سایپا، باعث شده است روند افزایش قیمت‌ها تا حدودی تعدیل شود.

🔴 ۳۷۷ همت مالیات به خزانه نرسید دولت در پنج ماه نخست سال جاری تنها ۷۹۸ هزار میلیارد تومان مالیات وصول کرده است. این رقم نشان
🔴 ۳۷۷ همت مالیات به خزانه نرسید دولت در پنج ماه نخست سال جاری تنها ۷۹۸ هزار میلیارد تومان مالیات وصول کرده است. این رقم نشان‌دهنده فاصله ۳۷۷ هزار میلیارد تومانی با هدف‌گذاری بودجه است. بخش مشاغل با بیشترین عقب‌ماندگی مواجه شده و تنها ۳۲.۳۶ درصد از هدف تعیین‌شده محقق شده است. رشد درآمد مالیاتی کالا و خدمات نیز عمدتا ناشی از فشار تورم بر قیمت‌هاست. وقوع جنگ یک عامل مهم برای عقب افتادن دریافت مالیات بوده است.

🔵 کنترل انتظارات تورمی اولویت کوتاه‌مدت دولت باشد ♦️دکتر محمدتقی فیاضی با تاکید بر اینکه مهم‌ترین اقدام در کوتاه‌مدت، باید کنترل انتظارات تورمی باشد، اظهار داشت: در شرایط کنونی انتقال اخبار واقعی و شفاف سازی تصمیماتی که دولت می‌خواهد برای اقتصاد بگیرد، بسیار مهم است و حتی بیان شفاف مسایل مرتبط با سیاست خارجی نیز در جهت آرامش‌بخشی به بازارها اهمیت ویژه دارد. فیاضی با اشاره به کاهش درآمدهای مالی و نفتی دولت به دلیل شرایط ناشی از جنگ را مهم دانست و افزود: با توجه به کسری بودجه دولت، انتظار می رود تدابیری اندیشیده شود که جبران آن از محل استقراض از شبکه بانکی و بانک مرکزی صورت نگیرد بلکه با کاهش هزینه های غیرضروری دولت تعادل به بودجه بازگردد. وی تاکید کرد: اگر سیاست های اعلامی رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر پرهیز از چاپ پول و استقراض در عمل اتفاق بیفتد و با بانک‌های ناتراز هم برخورد جدی‌تری صورت گرفته و جلوی اضافه‌برداشت آنها گرفته شود، مهمترین کاری خواهد بود که دولت و بانک مرکزی در شرایط کنونی انجام داده اند./متن کامل مطلب مرتبط: عوامل موثر بر تورم کدامند؟ ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔵ابزارهاي مقابله با تورم 🔵 دکتر كامران ندري براي مقابله با تورم بايد بر استفاده همزمان از چند ابزار تاكيد كرد، اما در ميان ابزارهاي پولي، براي نرخ بهره اهميت ويژه‌اي قائل است. پس از نرخ بهره، كنترل ترازنامه بانك‌ها و نسبت ذخيره قانوني قرار مي‌گيرند و اگر بانك مركزي بتواند نرخ بهره در بازار بين‌بانكي را كنترل كند، رشد پايه پولي نيز تا حدودي به‌ صورت خودكار كنترل خواهد شد. يكي از مهم‌ترين ابزارهايي كه كارشناسان براي مهار تورم مطرح مي‌كنند، كنترل رفتار شبكه بانكي و جلوگيري از خلق نقدينگي توسط بانك‌هاست، زيرا رشد بي‌ضابطه ترازنامه بانك‌ها مي‌تواند به افزايش خلق پول و در نهايت تشديد فشارهاي تورمي منجر شود. بانك مركزي بايد همزمان دو مسير را دنبال كند كه شامل مديريت نرخ بهره در بازار بين‌بانكي و كنترل مقداري ترازنامه بانك‌هاست. در شرايط فعلي افزايش مستقيم نرخ سود سپرده و تسهيلات لزوما راهكار مناسبي نيست و بانك مركزي بايد به جاي تمركز بر نرخ‌هايي كه مستقيما به مردم و توليدكنندگان منتقل مي‌شود، نرخ بهره بازار بين‌بانكي را مديريت كند، زيرا بانك مركزي مي‌تواند با كنترل ترازنامه بانك‌ها، فعاليت آنها را منظم و تسهيلات بانكي را به سمت نيازهاي ضروري كشور هدايت كند. بخشي از تورم موجود از سمت عرضه در اقتصاد ايجاد مي‌شود و سياست پولي به تنهايي توان مقابله با آن را ندارد؛ اين وضعيت را محصول تحريم و محاصره اقتصادي است كه وقتي تجارت مختل مي‌شود يا درآمدهاي ارزي كاهش مي‌يابد، اقتصاد با «شوك عرضه» مواجه مي‌شود. در چنين شرايطي، كمبود كالا به‌طور طبيعي قيمت آن را بالا مي‌برد و افزايش نرخ بهره يا محدود كردن نقدينگي نمي‌تواند كالايي را كه وجود ندارد، وارد بازار كند. بنابراين اگر منشا افزايش قيمت، كمبود كالا يا اختلال در زنجيره تامين باشد، راه‌حل بايد در سمت عرضه جست‌وجو شود.  بر اين اساس يك تقسيم كار ‌بايد در ميان اركان دولت صورت گيرد؛ در جبهه سياست‌هاي پولي، بانك مركزي بايد كنترل ترازنامه بانك‌ها را ادامه دهد، نرخ بهره در بازار بين‌بانكي را مديريت كند و اجازه ندهد خلق اعتبار بدون پشتوانه به رشد مداوم نقدينگي منجر شود. در عين حال، محدوديت اعتباري نبايد به شكل كور اجرا شود؛ بلكه منابع محدود بايد به بخش‌هايي اختصاص يابد كه بيشترين اثر را بر افزايش عرضه و كاهش گلوگاه‌هاي تورمي دارند. در بخش مديريت منابع مالي دولت، سازمان برنامه و بودجه بايد مراقبت‌هاي لازم را براي جلوگيري از كسري بودجه داشته باشد تا اين كسري به شبكه بانكي و بانك مركزي منتقل نشود، زيرا در شرايطي كه درآمدهاي نفتي و حتي مالياتي دولت تحت فشار قرار دارد، تامين مالي تورم‌زا مي‌تواند تمام تلاش‌هاي بانك مركزي را خنثي كند. در جبهه سياست‌هاي ارزي نيز ثبات سياستي، بازگشت ارز صادراتي، جلوگيري از خروج سرمايه و ايجاد اعتماد براي سرمايه‌گذاري داخلي بايد در اولويت قرار گيرد. در سمت عرضه نيز واردات هدفمند، تامين مواد اوليه، رفع گلوگاه‌هاي توليد، تقويت تجارت و حفظ جريان كالاهاي اساسي بايد بخشي از برنامه ضدتورمي باشد./تعادل مطلب مرتبط: عوامل موثر بر تورم کدامند؟ ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 بنزین با کشش قیمتی کم دکتر محمدرضا منجذب 🔹 تقریباً تمام این مطالعات نشان می‌دهند که تقاضا برای بنزین در ایران در کوتاه‌مدت کم‌کشش است، یعنی افزایش قیمت تأثیر محدودی بر کاهش مصرف دارد. این موضوع عمدتاً به دلیل وابستگی شدید به خودروی شخصی و قیمت‌های پایین و یارانه‌ای است. 🔷 نتایج مطالعات کلیدی ارقام دقیق کشش قیمتی بسته به روش مطالعه و دوره زمانی متفاوت است، اما همگی بر کم‌کشش بودن تقاضا تأکید دارند. مطالعه داده‌های تراکنش (دانشگاه صنعتی شریف) | ۰٫۱۲۷- | با استفاده از داده‌های خرد و یک شوک قیمتی واقعی، این مطالعه معتقد است که برآوردهای قبلی (مثل ۰٫۳-) که با داده‌های تجمیعی انجام شده‌اند، دارای سوگیری هستند.(اینجا را ببینید) گزارش سازمان برنامه و بودجه | ۰٫۳۶۶- | پس از شوک قیمتی سال ۱۳۹۸ برآورد شده و نشان می‌دهد افزایش قیمت، واکنش محدودی در کاهش مصرف دارد.(اینجا را ببینید) مدل AIDS (مقاله ۲۰۲۳) | ۰٫۴۸- تا ۰٫۹۴- | جالب‌ترین یافته این است که کشش برای گروه‌های مصرفی مختلف متفاوت است. برای مثال، کشش برای گروه‌های با مصرف ۶۰ تا ۸۰ لیتر در ماه (۰٫۹۴-) بیشتر از گروه‌های با مصرف بالای ۱۲۰ لیتر (۰٫۴۸-) است.(اینجا را ببینید) مطالعه بلندمدت (۲۰۱۶) | ۰٫۳۶۱- (بلندمدت) | کشش در بلندمدت بیشتر از کوتاه‌مدت است، اما همچنان کمتر از ۱- است، یعنی کم‌کشش. 🔷 نقطه شروع حساسیت قیمتی مطالعات نشان می‌دهند که بنزین در یک نقطه یا قیمت مشخص ناگهان کشش‌پذیر نمی‌شود، بلکه این موضوع به تغییرات قیمت واقعی (نسبت به تورم) و سطح مصرف افراد بستگی دارد. قیمت واقعی، نه اسمی: کارشناسان بر این باورند که اثر بازدارندگی افزایش قیمت، به افزایش اسمی آن نیست، بلکه به افزایش قیمت واقعی بستگی دارد. در شرایط تورمی، اثر افزایش قیمت اسمی به سرعت خنثی می‌شود و تأثیر آن بر کاهش مصرف از بین می‌رود. نقاط اشباع: برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد که افزایش قیمت از یک حدی به بعد، تأثیر چندانی در کاهش مصرف ندارد و عمدتاً به یک مالیات پنهان تبدیل می‌شود. برای مثال، اشاره شده که افزایش قیمت از ۸,۵۰۰ تومان به ۱۰,۰۰۰ تومان، اثر بازدارندگی اضافی بر مصرف‌کننده نخواهد داشت. 🔷 راز تفاوت در کشش: مصرف شما چقدر است؟ جالب‌ترین نکته آن است که حساسیت به قیمت برای همه یکسان نیست. بر اساس یک مطالعه معتبر، می‌توان انتظار داشت: مصرف‌کنندگان با حجم متوسط (۶۰ تا ۸۰ لیتر در ماه): بالاترین کشش قیمتی را دارند (۰٫۹۴-). یعنی این گروه بیشتر از دیگران در واکنش به افزایش قیمت، مصرف خود را کاهش می‌دهند. مصرف‌کنندگان پرمصرف (بالای ۱۲۰ لیتر در ماه): کمترین کشش را دارند (۰٫۴۸-). یعنی حتی اگر قیمت افزایش یابد، این گروه به دلیل وابستگی شدیدتر، کمترین تغییر را در میزان مصرف خود خواهند داد. 🟣 جمع‌بندی نهایی: تحقیقات نشان می‌دهد بنزین در ایران کالایی «بی‌کشش» است و افزایش قیمت به‌تنهایی، ابزار چندان مؤثری برای کاهش قابل‌توجه مصرف نیست. این موضوع به عوامل ساختاری مانند مالکیت خودرو وابسته است و اثر آن در گروه‌های مختلف مصرف‌کننده و در سطوح مختلف قیمت واقعی، متفاوت خواهد بود. 🔻 ویدیوی تکمیلی را ببینید 🔴 کانال دکتر منجذب

🔴 کاهش اختلاف طبقاتی مسکن در مناطق پرمعامله تهران* ◽️در مناطق اقتصادی‌تر اما نه خبری از اختلاف فاحش بین محله‌ها وجود دارد و
🔴 کاهش اختلاف طبقاتی مسکن در مناطق پرمعامله تهران* ◽️در مناطق اقتصادی‌تر اما نه خبری از اختلاف فاحش بین محله‌ها وجود دارد و نه حد بالای معاملات فاصله چندانی با میانگین دارد. نمودار بالا قیمت آپارتمان‌های نوساز و چند ساله منطقه پنج را در مرداد ماه سال جاری نمایش داده است. محله‌های اباذر و پونک همواره جزو بهترین نقاط منطقه پنج بوده‌اند اما برای آن که بتوانیم تاثیر سن بنا را از معادلات خارج کنیم، همه قیمت‌ها با قیمت نوساز معادل‌سازی شده که در نتیجه اکباتان جایگاه نخست را در بین محله‌های منطقه به دست آورده است. به عبارت دیگر قیمت آپارتمان‌های اکباتان معمولا گرانتر از آپارتمان‌های ابوذر و پونک نیست ولی اگر سن بنا را در محاسبات لحاظ کنیم، به طور نسبی مطلوبیت اکباتان (با معماری و شهرسازی ۶۰ سال پیش) بیش از محلات نوسازتر منطقه پنج است.

‍ 🔵 آستانه ۱۰۰ دلاری برای قیمت نفت، یک مرز روانی و اقتصادی مهم برای آمریکا و دولت ترامپ دکتر محمدرضا منجذب 🔴یک مرز روانی قدرتمند قیمت ۱۰۰ دلار برای نفت، بیش از یک عدد، یک "آستانه روانی" در بازارهای جهانی است. زمانی که نفت به این سطح می‌رسد، به عنوان یک سیگنال هشداردهنده از بروز مشکلات عمیق‌تر در اقتصاد جهانی تلقی می‌شود و توجه همگان را به خود جلب می‌کند. این موضوع باعث ایجاد نگرانی در میان سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان شده و می‌تواند به سرعت انتظارات تورمی را افزایش دهد. 🔴 تهدید برای اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا افزایش تورم و فشار بر مصرف‌کننده: افزایش قیمت نفت مستقیماً به گرانی بنزین و سایر محصولات انرژی منجر می‌شود. این موضوع مانند یک مالیات پنهان بر خانوارها و کسب‌وکارها عمل کرده و توان خرید آنها را کاهش می‌دهد. حتی اقتصاددانان همفکر با ترامپ نیز هشدار داده‌اند که اقتصاد آمریکا برای تحمل نفت ۱۰۰ دلاری به اندازه کافی قوی نیست و تورم را بدتر از قبل خواهد کرد. خطر رکود و پیامدهای انتخاباتی: افزایش پایدار قیمت انرژی، هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را بالا می‌برد، حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار می‌دهد و در نهایت می‌تواند به کاهش رشد اقتصادی و حتی رکود منجر شود. چنین فضای اقتصادی برای هر دولتی نامطلوب است، اما برای ترامپ که انتخابات میاندوره‌ای در پیش دارد و نرخ محبوبیت پایینی دارد، می‌تواند یک فاجعه سیاسی باشد و شانس حزب او را به شدت کاهش دهد. 🔴 ابزارهای پاسخ، تمام شده‌اند نکته کلیدی این است که به گفته تحلیلگران، دولت ترامپ برای مقابله با افزایش قیمت نفت، تقریباً هیچ اهرم فشار مؤثری در اختیار ندارد. ذخایر استراتژیک نفت (SPR): این ذخایر در دور قبلی تنش‌ها تا حد زیادی تخلیه شده و دیگر کاربردی ندارند. تولید داخلی: تولیدکنندگان و پالایشگاه‌های آمریکایی در حال حاضر با حداکثر ظرفیت خود کار می‌کنند و امکان افزایش چشمگیر تولید وجود ندارد. تعطیلی مالیات بنزین: این طرح نیاز به تأیید کنگره دارد که در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر می‌رسد. 🔴 بحران ژئوپلیتیک و تنگه هرمز دلیل اصلی نزدیک شدن قیمت نفت به ۱۰۰ دلار در این مقطع، تشدید مناقشه نظامی با ایران است. تهدید یا اختلال در تنگه هرمز که یکی از مهمترین آبراه‌های جهان برای انتقال نفت است، مستقیماً قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. تحلیلگران معتقدند در این شرایط، دولت ترامپ با یک معادله دشوار روبروست: یا باید تنش‌ها را تشدید کند که می‌تواند نفت را به مرزهای بسیار بالاتری (حتی تا ۱۲۴ دلار) برساند، یا اینکه عقب‌نشینی کند و کنترل تنگه را به ایران واگذار نماید. برخی از ناظران این دوراهی را با اصطلاح "TACO" (مخفف "ترامپ همیشه جا می‌زند") توصیف می‌کنند که نشان می‌دهد بازارها بر این باورند که فشار اقتصادی در نهایت باعث خواهد شد ترامپ از تشدید تنش دست بکشد. به طور خلاصه، آستانه ۱۰۰ دلار برای دولت ترامپ نقطه‌ای است که در آن هزینه‌های سیاسی و اقتصادی یک بحران نفتی، به مراتب بیشتر از هر دستاورد نظامی یا ژئوپلیتیک احتمالی خواهد بود. ⭕️ اینفوگرافیک مطلب 🔴 کانال دکتر منجذب

🔵 اقتصاد رفاقتی با دسترسی سهل به منابع بانکی شکل گرفت 💬دکترحسین راغفر، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا: 🗣‌ از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴، تغییر ایدئولوژی در جمهوری اسلامی به شکل‌گیری «اقتصاد رفاقتی» انجامید که با سه مشخصه همراه بود: دسترسی سهل به منابع بانکی برای دوستان، ایجاد انحصارها و شبه‌انحصارها (مانند انحصار واردات شکر، میوه و خودرو)، و افزایش شکاف بازده سرمایه در برابر رشد اقتصادی. 🗣این روند باعث رشد شدید نابرابری شد و از سال ۱۳۸۴ به‌بعد، با وجود درآمدهای نفتی بالای ۱۲۰ دلار، فقر در کشور افزایش یافت؛ نرخ رشد بازده سرمایه از نرخ رشد نیروی کار پیشی گرفت و نهادهای حاکمیتی نقش جدیدی در اقتصاد پیدا کردند، اما معلوم نیست این درآمدهای عظیم نفتی به کجا رفته است.

🔵 مختصاتي از بازار ارز 🔵دکتر مرتضي عزتي نوسان‌هاي اخير بازار ارز بار ديگر اين پرسش را مطرح كرده كه ريشه اصلي تغييرات قيمت دلار در اقتصاد ايران چيست؛ آيا بازار تحت تاثير كمبود واقعي ارز و فشار تحريم‌ها حركت مي‌كند يا آنكه تصميمات سياستگذار همچنان مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده مسير نرخ ارز است؟ پاسخ به اين پرسش براي تحليل آينده اقتصاد ايران اهميت زيادي دارد، زيرا بازار ارز نه‌تنها بر قيمت كالاها و خدمات، بلكه بر انتظارات تورمي و رفتار فعالان اقتصادي نيز اثر مستقيم مي‌گذارد. واقعيت آن است كه ساختار بازار ارز ايران با بسياري از اقتصادهاي متعارف تفاوت دارد. بخش عمده منابع ارزي كشور از محل صادرات نفت، پتروشيمي و ساير بخش‌هايي تامين مي‌شود كه به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم در اختيار دولت يا بنگاه‌هاي وابسته به دولت قرار دارند. به همين دليل، عرضه و تقاضاي ارز بيش از آنكه صرفا محصول نيروهاي بازار باشد، به تصميمات سياستگذار اقتصادي وابسته است و همين موضوع نقش دولت را در مديريت نرخ ارز پررنگ‌تر مي‌كند. در چنين چارچوبي، تغييرات اخير نرخ ارز را نمي‌توان صرفا نتيجه متغيرهاي بازار دانست. آنچه در عمل بر بازار اثر مي‌گذارد، نحوه مديريت عرضه ارز، سياست‌هاي ارزي و تصميماتي است كه درباره تخصيص منابع ارزي اتخاذ مي‌شود. به همين دليل، نوسان‌هاي قيمت دلار بيش از آنكه از سازوكار خودكار بازار ناشي شود، بازتاب تصميمات و رويكردهاي سياستگذار است. البته در كنار اين موضوع، ريسك‌هاي سياسي و امنيتي نيز در هفته‌هاي اخير مورد توجه تحليلگران قرار گرفته است. محاصره دريايي، تنش‌هاي منطقه‌اي و نگراني درباره محدود شدن جريان تجارت خارجي، فضايي از نااطميناني در بازار ايجاد كرده است؛ اما اين عوامل زماني مي‌توانند به بحران ارزي تبديل شوند كه منابع واقعي ارز كشور كاهش پيدا كرده باشد. اگر ذخاير ارزي و درآمدهاي صادراتي در سطح قابل قبول باقي بماند، اثر شوك‌هاي سياسي نيز محدودتر خواهد بود. از سوي ديگر، آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد تصوير بازار ارز پيچيده‌تر از تصور عمومي است. هرچند صادرات برخي بخش‌هاي غيرنفتي كاهش يافته، اما درآمدهاي حاصل از صادرات نفت افت محسوسي نداشته و حتي به دليل افزايش قيمت جهاني نفت و وصول بخشي از مطالبات ارزي گذشته، منابع ارزي دولت در مقاطعي تقويت شده است. همزمان، كاهش واردات نيز باعث شده تقاضاي ارزي كشور نسبت به گذشته كمتر شود و در نتيجه، عرضه و تقاضا تا حد زيادي به موازات يكديگر كاهش يابد. به بيان ديگر، مساله اصلي بازار ارز در شرايط فعلي بيش از آنكه كمبود مطلق منابع باشد، نحوه مديريت اين منابع است. اگر سياست ارزي بتواند با شفافيت بيشتري جريان عرضه ارز را مديريت كند و انتظارات فعالان اقتصادي را كاهش دهد، امكان كنترل نوسان‌ها نيز بيشتر خواهد شد.  در مقابل، هرگونه بي‌ثباتي در تصميمات يا تغييرات ناگهاني در سياست‌هاي ارزي مي‌تواند فضاي نااطميناني را تشديد كند. در نهايت بازار ارز ايران همچنان بازاري سياست‌محور است؛ بازاري كه آينده آن بيش از هر چيز به كيفيت تصميم‌گيري اقتصادي وابسته است. در شرايطي كه فشارهاي خارجي ادامه دارد، حفظ ثبات ارزي نه صرفا با اتكا به ذخاير، بلكه با مديريت منسجم عرضه، ايجاد اطمينان در ميان فعالان اقتصادي و پرهيز از تصميمات غيرقابل پيش‌بيني امكان‌پذير خواهد بود./تعادل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

✍️ جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع دکترمجتبی لشکربلوکی   🔹 آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آن‌گونه که برخی رسانه‌های داخلی می‌گویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آن‌گونه که در برخی رسانه‌های خارجی گفته می‌شود)؟ برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص مقایسه‌ای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است). 🔹 قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخص‌های جهان؛ ◽️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ خیر! ◽️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر! ◽️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر! ◽️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازه‌گیری می‌کنند؟ خیر! 🔹 پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخص‌های جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخص‌های جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت.     ⭕️ نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستاده‌ایم؟ 🔹 آنچه از مجموع این شاخص‌ها و گزارش‌ها بدست می‌آید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخص‌ها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است. 🔹 ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیف‌تر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقی‌مانده نیز توانسته با یکی از آن‌ها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد.   🔹 اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پله‌ای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخص‌های توسعه‌سنج (میوه‌های توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پله‌ای توسعه ایستاده‌ایم. اما بر اساس شاخص‌های توسعه‌ساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پله‌های صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح داده‌ایم.   خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟ 🔹 جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کرده‌ایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمی‌شود. نه باید در دام سیاه‌نمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان! 🔹 چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخص‌هایی که سنجش‌گر میزان توسعه‌یافتگی‌اند ما در میانه جهان ایستاده‌ایم. 🔹 و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخص‌ها که کم هم نیستند، یا در جا زده‌ایم، یا عقب‌گرد داشته‌ایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقه‌ای جا مانده‌ایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیت‌های برون‌زا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحران‌های برآمده از سیاست‌های غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفت‌هایی که در برخی دهه‌ها داشته‌ایم را از دست بدهیم. ☑️⭕️تجویز راهبردی باید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاست‌ها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمی‌کنید؟ رشد اقتصادی، خانواده‌های زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوق‌العاده‌ای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همین‌ها نشان می‌دهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده. باید نگران بود یا امیدوار؟ 🔹 جواب: هم‌زمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخص‌ها، در کنار ۸ نقطه نگران‌کننده (تنهایی و حاشیه‌نشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایه‌گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارت‌های میان‌فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت‌های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ). 🔹 ترکیب استراتژی‌های اهرم‌ساز (Leveraging) در کنار استراتژی‌های آزادساز (Unblocking) می‌تواند نجات‌بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگران‌کننده. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد