ch
Feedback
کانال تخصصی اقتصاد

کانال تخصصی اقتصاد

前往频道在 Telegram

معرفی و بهره گیری از علم اقتصاد، همراه با تحلیل اقتصاد ایران و جهان

显示更多
8 508
订阅者
+124 小时
-57
+130
帖子存档
🔻یک کارشناس اقتصادی: مردم انتظار معجزه اقتصادی پس از توافق نداشته باشند مرتضی عزتی، کارشناس اقتصادی: 🔹هر توافقی با هر چارچوبی، اگر اعلام شود که موقت است، تأثیر جدی در اقتصاد نخواهد داشت، جز اینکه بسیاری از فعالیت‌ها در حالت انتظار می‌مانند. 🔹مردم در صورت اعلام توافق موقتی، منتظر معجزه در اقتصاد نباشند و در شرایط عدم قطعیت، نباید انتظار بهبود مشهود اقتصاد را هم داشت./متن کامل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📹 چقدر از پول ما در کشور‌های دیگر بلوکه شده است؟ 🔹 منابع مختلف، حجم این پول‌ها را از چند میلیارد تا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین می‌زنند. در حال حاضر، بیشترین حجم نقدینگی بلوکه‌شده ایران در بانک‌های قطر نگهداری می‌شود.

💠 چگونه شانس موفقیت بسته بانک مرکزی برای مهار تورم و حمایت از تولید افزايش می یاید؟ ✍️ دکتر عباس علوی راد ▫️بانک مرکزی برای مدیریت شرایط اقتصادی سال ۱۴۰۵، یک بسته سیاستی شامل افزایش ۱/۵ واحد درصدی سپرده قانونی بانک‌ها جهت کنترل رشد نقدینگی، مهار فشارهای تورمی و همزمان حمایت هدفمند از تولید و تامین مالی بخش‌های اولویت‌دار اقتصاد را تدارک دیده است. ▫️بسته مکمل بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و حمایت از تولید در محیط فعلی اقتصاد کلان کشور برای اجرای موفق با دشواری های زیادی مواجه است. لحاظ کردن  موارد زیر می تواند شانس موفقیت آن را افزایش دهد: ۱- لازم است هزینه های دولت به طور ویژه مدیریت شده و کسری بودجه تشدید نشود. بانک مرکزی جلوی همساز شدن افزایش هزینه های دولت و عرضه حقیقی پول را بگیرد. ۲- لازم است آن دسته از بنگاه های اقتصادی کشور که با خرج هر واحد پولی در آنها ضریب تولید و اشتغال بالاتر و ارز بری کمتری رقم می خورد در صف اول اولویت تأمین مالی بانک ها قرار گیرند. ۳- لازم است تضاد منافع موجود میان بازیگران بازار اعتبارات بانکی تا حد ممکن کنترل و فرآیند اعطای اعتبار بانکی به بنگاه های در اولویت تأمین مالی تا نقطه اصابت به هدف نهایی تحت نظارت دقیق قرار گرفته تا انحراف های احتمالی به حداقل برسد./نگاه اقتصادی ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📹 چرا نرخ بهره در ایران اثر واقعی ندارد؟ ▫️دکتر سعدوندی اشاره می‌کند که در بسیاری از کشورها، هدف‌گذاری نرخ بهره یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست پولی است؛ ابزاری که توسط کارشناسان بانک مرکزی اعلام می‌شود و حتی «اعلام آن» می‌تواند بر انتظارات بازار و رفتار اقتصادی اثر بگذارد. ▫️علی سعدوندی توضیح می‌دهد چرا به باور او، این سازوکار در ایران به معنای متعارف و اثرگذار آن وجود ندارد.

وضعیت بازار مسکن در اردیبهشت ◽️بررسی داده‌های منتشر شده توسط کیلید، پلتفرم آگهی‌های آنلاین مسکن، نشان می‌دهد متوسط قیمت پیشنهادی فروشندگان ملک در ماه گذشته با جهش ۱۷ درصدی مواجه شده است. به این ترتیب میانگین قیمت پیشنهادی مسکن در پایتخت به متری ۱۹۶ میلیون تومان رسیده است. ◽️هر چند این عدد پیشنهادی فروشندگان است و لزوما با تورم واقعی معاملات برابر نیست ولی بررسی‌ها نشان می‌دهد چنین جهشی طی یک ماه در بازار مسکن بی‌سابقه بوده است. ◽️ولی اجاره‌بها که آمارهای مرکز آمار هم حاکی از رشد خفیف آن است، هنوز وارد رالی صعودی نشده است و اجاره با رسیدن به متر مربعی ۶۲۴ هزار تومان و رهن با رسیدن به حدود ۲۴ میلیون تومان، نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۳۰ درصد رشد کرده‌اند. ◽️جهش ۶۸ درصدی قیمت مسکن در برابر رشد حدود ۳۰ درصدی اجاره‌بها باعث شده نسبت قیمت به اجاره دوباره وارد محدوده حبابی شود و از ۲۵ واحد هم بگذرد. حال باید دید این قیمت فروش ملک است که اضافه جهش داشته و نیاز به اصلاح دارد یا اجاره‌بهاست که جا مانده و بزودی آن را جبران خواهد کرد./فردای اقتصاد ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 نفت ۱۱۰ دلاری و تاب آوری اقتصاد در آمریکا 🔴 دکتر محمدرضا منجذب برخلاف تصور رایج، نفت ۱۱۰ دلاری خط قرمز آمریکا محسوب نمی‌شود. دولت آمریکا در واکنش به افزایش قیمت‌ها، پیش‌ازاینکه قیمت به این سطح برسد، دست به اقدام بی‌سابقه‌ای زده است: 1. آستانه‌های هشدار بالاتر هستند: تحلیل‌های مؤسسه Vanguard و اقتصاددانانی مانند مارک زندی از Moody's نشان می‌دهد که آستانه آسیب جدی به اقتصاد آمریکا و ورود به رکود، قیمت‌های ۱۲۵ دلار (برای منطقه یورو) و ۱۵۰ دلار (برای آمریکا) به ازای هر بشکه است . مؤسسه UBS نیز در گزارشی، مرز ۱۵۰ دلار را نقطه‌ای برای ایجاد تنش سیستمیک در بازارهای مالی جهانی معرفی کرده است . 2. آمریکا قبلاً ذخایر خود را باز کرده است: واقعیت این است که آمریکا نه در قیمت ۱۱۰ دلار، بلکه خیلی زودتر از آن وارد عمل شده است. در پی درگیری‌های خاورمیانه و افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، دولت آمریکا از اواسط مارس ۲۰۲۶ یک رکوردشکنی تاریخی انجام داد و آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک (SPR) را آغاز کرد . این بزرگترین مداخله یک کشور در تاریخ بود. بنابراین، پاسخ عملیاتی آمریکا به جهش قیمت نفت، در سطوح پایین‌تر از ۱۱۰ دلار آغاز شده و هدف آن جلوگیری از رسیدن قیمت به آستانه‌های خطرناک ۱۲۵ تا ۱۵۰ دلار است . 📊 کشش قیمتی کالاهای مصرفی در آمریکا کشش قیمتی به این معناست که با افزایش قیمت نفت و بنزین، مصرف‌کنندگان آمریکایی تا چه حد میزان خرید خود را تغییر می‌دهند. تصویر فعلی پیچیده است: کم‌کشش اما در حال تغییر: در کوتاه‌مدت، تقاضا برای بنزین «بی‌کشش» است، یعنی مردم چاره‌ای جز پرداخت هزینه بیشتر ندارند و برای رفتن به سر کار همچنان به خودرو نیاز دارند . بااین‌حال، شواهد قوی از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان وجود دارد. «پایین‌خریداری» (Trading Down): مصرف‌کنندگان، به‌ویژه در گروه‌های کم‌درآمد، به سمت خرید محصولات ارزان‌تر و برندهای خصوصی (ژنریک) حرکت کرده‌اند . همچنین رفتارهای صرفه‌جویانه مانند پر کردن بیشتر ماشین لباسشویی برای کاهش مصرف مواد شوینده گزارش شده است . فشار بر درآمد قابل تصرف: مؤسسه Goldman Sachs پیش‌بینی خود از رشد «درآمد نقدی قابل تصرف» (پول پس از پرداخت قبض‌ها) را در سال ۲۰۲۶ به ۳.۷٪ کاهش داده است که نسبت به برآورد اولیه ۵.۱٪ کاهش قابل توجهی دارد . حساسیت قیمت در گروه‌های کم‌درآمد بسیار بالاتر است. طبق تحلیل Goldman Sachs، افزایش قیمت بنزین، گروه کم‌درآمد را چهار برابر بیشتر از گروه پُردرآمد تحت تأثیر قرار می‌دهد، به‌طوریکه رشد قدرت خرید آنها در سال جاری تنها ۰.۸٪ پیش‌بینی می‌شود . 🔴 تاب‌آوری مردم آمریکا «تاب‌آوری» کلیدواژه اصلی توصیف‌کننده وضعیت فعلی مصرف‌کننده آمریکایی است، اما این تاب‌آوری در حال فرسایش است: تاب‌آوری نسبی: برخلاف تصور رایج که اقتصاد آمریکا را شکننده و وابسته به ثروتمندان می‌داند، داده‌های معاملات کارت‌های اعتباری نشان می‌دهد که هزینه‌کرد مصرف‌کننده در گروه‌های درآمدی مختلف، به‌طور شگفت‌آوری مقاوم بوده است . اقتصاد آمریکا سه شوک بزرگ قیمتی (تورم پساکرونا، تعرفه‌های تجاری و حالا گرانی انرژی) را نسبتاً خوب تحمل کرده است . اما فشار در حال افزایش است: هزینه سوخت به‌طور میانگین ۲٪ از مخارج شخصی آمریکایی‌ها را تشکیل می‌دهد. افزایش اخیر قیمت بنزین، سالانه حدود ۱,۰۰۰ دلار برای یک خانواده متوسط آمریکایی هزینه اضافی ایجاد کرده است . اگر قیمت نفت به ۱۵۰ دلار برسد، این فشار به کاهش ۲ درصدی کل مخارج مصرف‌کننده منجر می‌شود که خطر ورود به رکود ملایم را ایجاد می‌کند . دو نرخی شدن اقتصاد: بار سنگین افزایش قیمت‌ها به طور نامتناسبی روی دوش قشر کم‌درآمد است. این گروه نه‌تنها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف انرژی می‌کنند، بلکه همزمان تحت تأثیر کاهش کمک‌های دولتی (مانند SNAP و Medicaid) نیز قرار گرفته‌اند . جمع‌بندی نهایی: نفت ۱۱۰ دلاری: نگران‌کننده است، اما خط قرمز نیست. آمریکا از قبل با آزادسازی ذخایر خود وارد عمل شده است. نفت ۱۲۵ تا ۱۵۰ دلاری: منطقه هشدار جدی است. در این محدوده، اقتصاددانان ورود به رکود را محتمل می‌دانند . نفت بالای ۱۵۰ دلار: نقطه بحران سیستماتیک است که می‌تواند ترکیب خطرناک «رکود-تورمی» (Stagflation) را ایجاد کند و تاب‌آوری مصرف‌کننده آمریکایی را به شدت بشکند. 🔵کانال دکتر منجذب

🔺دکتر تیمور رحمانی: تورم صرفا پدیده‌ای‌ پولی نیست، مسئله‌ای سیاسی و مالی هم تلقی می شود| اگر بلاتکلیفی اقتصادی ادامه یابد 🔹تیمور رحمانی، اقتصاددان در همایش چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵: هزینه تامین مالی در اقتصاد از تعامل میان صاحبان منابع مالی و متقاضیان این منابع شکل می‌گیرد و بانک مرکزی نیز نمی‌تواند برای مدت طولانی نرخ‌ها را جدا از عوامل بنیادی اقتصاد تعیین کند. 🔹در شرایطی که تورم وجود دارد، نرخ بهره باید به گونه‌ای تعیین شود که قدرت خرید منابع مالی حفظ شود. 🔹در سال‌های اخیر، به‌ویژه در سال ۱۴۰۴، سه عامل «نیاز مالی دولت»، «تورم» و «نااطمینانی» بیشترین نقش را در افزایش هزینه تامین مالی ایفا کرده‌اند. 🔹نظریه‌های جدید اقتصادی نیز تورم را بیش از آنکه صرفا پدیده‌ای پولی بدانند، مسئله‌ای سیاسی و مالی تلقی می‌کنند. 🔹رشد پایه پولی و افزایش استفاده دولت از منابع بانکی، نشانه‌هایی از تشدید فشارهای مالی دولت است. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔻فشار اقتصادی سنگین بر طبقه متوسط در شهرهای کوچک به روایت یک اقتصاددان | بازار کالاهای غیرضروری کوچک می‌شود اگر... | افزایش مهاجرت، از تبعات مخرب کاهش اندازه طبقه متوسط است دکتر وحید شقاقی‌شهری: 🔹در گذشته شهرهای کوچک و شهرستان‌ها چند مزیت داشتند:هزینه مسکن پایین‌تر، هزینه خدمات و زندگی کمتر و شبکه‌های حمایتی خانوادگی قوی‌تر. اما چند تغییر باعث کاهش این مزیت شده است 🔹فاصله هزینه زندگی بین شهرهای بزرگ و کوچک کمتر شده، اما سطح درآمد در شهرهای کوچک همچنان پایین‌تر است. این مسئله فشار بیشتری بر طبقه متوسط شهرستانی وارد کرده است 🔹طبقه متوسط بار اصلی فرهنگ و دانش جامعه را به دوش می‌کشد. طبقه متوسط معمولاً نقش مهمی در پایداری اقتصادی، مصرف داخلی و ثبات اجتماعی دارد. فرسایش آن می‌تواند چند پیامد مهم داشته باشد: 🔹کاهش تقاضای مصرفی 🔹افزایش مهاجرت نخبگان طبقه متوسط 🔹کاهش سرمایه انسانی 🔹کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد متن کامل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

✍️علت رفتار متواضع ترامپ در دیدار با عالیجناب شی چه بود؟ دکتر محمدرضا اسلامی 🔵 رفتار متکبرانه دونالد ترامپ در دیدار با سران اروپا (یا حتی در دیدار با رقبای دموکرات در داخل کشور آمریکا) امر عجیبی نیست، بلکه حتی مورد انتظار است؛ ولی‌ رفتار ترامپ در دیدار با «Xiشی» اینگونه نبود. اگر آنچه که مشاوران ترامپ به او گفته‌اند را از منظر اعداد و ارقام با هم مرور کنیم دلیل تفاوت رفتار ترامپ با رهبر چینی (در مقایسه رفتارش با رهبران اروپایی و آمریکایی) مشخص شود: ۱-تولید فولاد فولاد ستون فقرات توسعه در یک کشور است. از صنعت خودرو گرفته تا صنعت ساختمان، فولاد نقش مهمی در صنعت یک کشور داراست. آمار مقایسه ای تولید فولاد جالب است: - آمریکا: حدود ۸۰ میلیون تن در سال - روسیه: حدود ۷۰ تا ۷۵ میلیون تن در سال - چین: بیش از ۱،۰۰۰ میلیون تن (۱ میلیارد تن) در سال (بیش از ۱۲ برابر آمریکا) یعنی چین به تنهایی بیشتر از مجموع آمریکا، روسیه، ژاپن و بسیاری از کشورهای صنعتی جهان فولاد تولید می‌کند. این اعداد نشان می دهد که چین طی سه دهه گذشته چه سرمایه گذاری حیرت آوری در این صنعت انجام داده است. (لینک+) ۲- تولید برق - آمریکا: حدود ۴۶۰۰ تراوات‌ساعت در سال - روسیه: حدود ۱۲۰۰ تراوات‌ساعت - چین: بیش از ۱۰ هزار تراوات‌ساعت (بیش از ۲ برابر آمریکا) تولید برق برای توسعه هوش مصنوعی، دیتاسنترها، خودروهای برقی و صنایع پیشرفته حیاتی است. سرمایه گذاری چین در صنعت برق برای آمریکایی ها شگفت‌آور است. (لینک+) ۳- تولید سیمان - آمریکا: حدود ۹۰ میلیون تن - روسیه: حدود ۶۰ میلیون تن - چین: حدود ۲.۱ تا ۲.۴ میلیارد تن در سال این اختلاف حیرت‌آور نشان می‌دهد که مقیاس «ساخت‌وساز» و توسعه زیرساخت در چین تا چه حد عظیم است. (لینک+) ۴- تولید خودرو - آمریکا: حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون خودرو در سال - روسیه: حدود ۱ میلیون خودرو - چین: حدود ۳۱ میلیون خودرو در سال چین اکنون بزرگ‌ترین صنعت خودروسازی جهان را دارد و به سرعت در حال تسلط بر بازار خودروهای برقی است. شرکتهای چینی در حال جذب مهندسین ژاپنی از شرکتهای تویوتا، هوندا، نیسان و ... هستند. ۵- کشتی‌سازی تجاری - آمریکا: سهم بسیار محدود - روسیه: محدود و عمدتاً نظامی - چین: بیش از ۵۰ درصد کشتی‌های تجاری جهان کنترل چین بر کشتی‌سازی یعنی کنترل تجارت جهانی، زنجیره تامین و حمل‌ونقل بین‌المللی. ۶- قطار سریع‌السیر - آمریکا: تقریباً فاقد شبکه قطار سریع (!) - روسیه: محدود - ژاپن: حدود ۳۰۰۰ کیلومتر (لینک+) - چین: بیش از ۴۵ هزار کیلومتر چین بزرگ‌ترین شبکه قطار سریع‌السیر جهان را ساخته؛ بیشتر از مجموع کل دنیا. ۷- انرژی خورشیدی و باتری چین بزرگ‌ترین تولیدکننده پنل خورشیدی، باتری لیتیومی، و مواد معدنی فرآوری‌شده برای انرژی پاک است. در این بحث آمریکا هنوز در "نوآوری" جلوتر است، اما چین در مقیاس "تولید" برتری جدی دارد. ۸- جمعیت و نیروی انسانی - آمریکا: حدود ۳۴۰ میلیون نفر - روسیه: حدود ۱۴۵ میلیون نفر - چین: حدود ۱.۴ میلیارد نفر ▪️▪️▪️ در این سفر ویرایش جدیدی از ترامپ را شاهد بودیم. ترامپِ مودب و فروتن. همان شخصی که همیشه در مواجه با دیگران رفتاری تهاجمی و Bully داشت، در این سفر منضبط و قاعده‌مند رفتار کرد؛ زیرا مشاورین او طی سال‌های گذشته، آمار مذکور را بارها برایش شرح داده‌اند. او و مشاورین اش فهمیده اند که چین بدون شلیک یک گلوله بخش‌هایی از اقتصاد آمریکا را فتح کرده است. لذا در «مواجهه با چین» ادبیات چاله میدانی پیت هگست کار نمی کند. بلکه با یک کشور «تولید محور» باید با احترام متقابل رفتار کنند. البته ژاپن هم کشوری تولید محور است ولی رفتار زشت چند هفته پیش ترامپ در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن را فراموش نکنیم! دلیل این تفاوت چیست؟ اعداد بالا. 🔴 برگ برنده آمریکا در برابر چین چیست؟ سوال مذکور را می‌توان به شکل دیگری بیان کرد: چرا هنوز آمریکا قدرتمندترین کشور دنیا محسوب می‌شود؟ چون قدرت فقط به تولید فولاد و سیمان و برق و ... محدود نیست. آمریکا همچنان مزیت‌های مهمی دارد که شامل این موارد است: ✔️دینامیک منابع انسانی (ورود دانشجویان خارجی به دانشگاههای آمریکا، باعث تنوع و برتری دایم در حوزه منابع انسانی نخبه است. لینک+) ✔️ نقش دلار در اقتصاد جهانی ✔️بزرگ‌ترین بازار سرمایه دنیا ✔️قدرت دانشگاهی و تحقیقاتی ✔️اکوسیستم استارتاپی و شرکت‌های فناوری پیشرفته ✔️برتری در نرم‌افزار و هوش مصنوعی ✔️ارتش/قدرت نظامی به رغم توانمندی های بالا، دونالد ترامپ در این سفر شخصیت دیگری از خودش بروز داد. گویی حتی متکبرترین انسان‌ها هم زبان قدرت و زور را می‌فهمند. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 ترجمه بخش‌های کلیدی گزارش «سناریوهای تنگه هرمز» (Continuum Economics) مقدمه : بسته شدن احتمالی تنگه هرمز به دلیل تشدید درگیری بین آمریکا و ایران، بزرگترین تهدید عرضه نفت در دهه اخیر است. مدل‌های ما سه سناریوی اصلی را بر اساس مدت زمان بسته شدن تنگه و میزان واکنش ظرفیت مازاد جهانی ترسیم می‌کنند. در سناریوی «شکست» (Failure Scenario)، قیمت نفت به محدوده ۱۶۰ تا ۱۹۰ دلار در هر بشکه صعود می‌کند که در آن نقطه اقتصاد آمریکا و اروپا وارد رکود عمیق می‌شود. سه سناریوی اصلی گزارش: سناریوی ۱: بازگشایی سریع (کمتر از ۲ هفته) - شرط: تنش محدود به چند درگیری دریایی، سپس میانجی‌گری فوری. - قیمت نفت تخمینی: جهش موقت تا ۱۱۰ دلار، سپس بازگشت به ۸۵-۹۵ دلار. - تأثیر بر آمریکا: فشار موقتی بر قیمت بنزین؛ بدون نیاز به مصالحه سیاسی. سناریوی ۲: بسته شدن متوسط (۴ تا ۶ هفته) - شرط: ایران موفق به مسدود کردن بخشی از تنگه می‌شود، اما آمریکا با افزایش حضور نظامی آن را باز می‌گشاید. - قیمت نفت تخمینی: تثبیت در محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ دلار برای حداقل یک ماه. - تأثیر بر آمریکا: رشد GDP آمریکا ۰.۵٪ کاهش می‌یابد. فشار جدی بر کاخ سفید برای مذاکره با ایران. این سناریو به عنوان «منطقه ماشه» معرفی شده است. سناریوی ۳: بسته شدن طولانی و شکست (بیش از ۸ هفته) - شرط: جنگ تمام عیار دریایی، نفتکش‌های متعدد هدف قرار می‌گیرند، تنگه عملاً غیرقابل عبور می‌شود. - قیمت نفت تخمینی: ۱۶۰ تا ۱۹۰ دلار در هر بشکه (و در اوج لحظه‌ای تا ۲۰۰ دلار). - تأثیر بر آمریکا: رکود قطعی. تورم دو رقمی. تحلیلگران این گزارش می‌نویسند: «در این قیمت‌ها، هیچ دولتی در واشنگتن نمی‌تواند بیش از چند هفته دوام بیاورد. توافق با ایران تنها راه خروج از بحران است.» - نقطه شکست: این همان محدوده‌ای است که در پاسخ قبلی به عنوان «محلی که آمریکا کوتاه می‌آید» معرفی شد. 🔴 مدل تخمینی مورد استفاده در این گزارش گزارش Continuum Economics صراحتاً از یک مدل اقتصادسنجی مبتنی بر کشش قیمتی تقاضا و ظرفیت مازاد استفاده می‌کند: > مدل آنها = (P0 × (1 + (S × D)/E) - P0: قیمت پایه نفت قبل از بحران (فرض ۷۵ دلار) - S: حجم شوک عرضه (تعداد میلیون‌بشکه در روز حذف شده از بازار) - D: مدت زمان بسته شدن تنگه (بر حسب روز) - E: کشش قیمتی تقاضا (واکنش مصرف جهانی به افزایش قیمت) اعداد سناریوی شکست: - شوک عرضه: حذف ۱۷ میلیون بشکه در روز (عبور کل نفت خاورمیانه از تنگه) - مدت زمان: ۶۰ روز - کشش قیمتی منفی: تقاضا تنها ۴٪ کاهش می‌یابد (اجتناب‌ناپذیری مصرف) - خروجی مدل: قیمت نهایی = ۱۸۳ دلار در بشکه نتیجه‌گیری: آستانه واقعی که در آن آمریکا از موضع نظامی به موضع دیپلماتیک تغییر می‌کند، یک عدد ثابت نیست، بلکه تابعی از مدت زمان بسته شدن تنگه و نرخ بیکاری ناشی از آن در ایالت‌های کلیدی انتخاباتی است. بر اساس مدل ما، اگر نفت خام WTI به مدت ۳۰ روز بالای ۱۴۵ دلار بماند، سناریوی مصالحه با احتمال ۸۰٪ رخ می‌دهد. لینک گزارش ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان: 🔹صنعتی‌شدن شامل دو وضعیت متمایز است؛ یکی حرکت در مسیر صنعتی‌شدن و دیگری رسیدن به نقطه‌ای که اقتصاد را بتوان صنعتی‌شده تلقی کرد. برای تبیین این مسیر، سه شرط اساسی مطرح است. شرط نخست، افزایش سهم ارزش افزوده بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی است 🔹شرط دوم، صنعتی‌شدن تجارت خارجی است؛ به این معنا که سهم صادرات صنعتی در کل صادرات کشور افزایش یابد و شرط سوم ارتقای سطح فناوری در بخش صنعت است. مطلب مرتبط: الزامات توسعه اقتصادی ایران ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 پروفسور پل کروگمن (نوبلیست اقتصاد): جهان خطر یک رکود جهانی شدید ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را دست کم گرفته است. استدلال اصلی کروگمن معتقد است اکثر پیش‌بینی‌ها (مثل پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول) «به اندازه کافی هشداردهنده نیستند» چون با حدس قیمت نفت شروع می‌کنند. به گفته او، این روش اشتباه است. باید از محدودیت فیزیکی عرضه شروع کرد: ۲۰ درصد نفت جهان جریان ندارد. این کاهش عرضه باید با «نابودی تقاضا» جبران شود، یعنی جهان باید به طور قابل توجهی نفت کمتری بسوزاند. نابودی تقاضا چگونه رخ می‌دهد؟ از آنجایی که مردم در کوتاه‌مدت نمی‌توانند به راحتی به منابع انرژی دیگر روی بیاورند یا عادات رانندگی خود را تغییر دهند، کروگمن می‌گوید راه اصلی کاهش تقاضای نفت، ایجاد یک رکود جهانی است: مردم کمتر مصرف می‌کنند و کمتر تولید می‌کنند. مثال تاریخی کروگمن بحران فعلی را با شوک نفتی ۱۹۷۳ مقایسه می‌کند: - کاهش نفت در آن زمان: حدود ۱۷.۵ درصد پایین‌تر از روند قبل از بحران. - کاهش رشد اقتصادی در آن زمان: حدود ۷.۵ درصد پایین‌تر از روند قبل از بحران. او هشدار می‌دهد که کاهش مشابه در حال حاضر به معنای رشد صفر یا منفی جهانی برای دو سال است که بسیار بدتر از پیش‌بینی ۳ درصدی صندوق بین‌المللی پول است. عوامل کاهش‌دهنده شدت بحران کروگمن سه عامل را می‌پذیرد که ممکن است شدت بحران را کم کند: امکان توافق: آمریکا می‌تواند با «با صدای بلند پیروزی را اعلام کردن و در عمل شکست را پذیرفتن» تنگه را باز کند. شدت نفتی کمتر: اقتصاد جهان در حال حاضر به ازای هر دلار تولید ناخالص داخلی، نفت بسیار کمتری نسبت به ۱۹۷۳ مصرف می‌کند. جایگزین‌های بیشتر: با فرصت یک یا دو سال، جهان راحت‌تر از دهه ۱۹۷۰ می‌تواند به منابع انرژی دیگر روی بیاورد. نتیجه‌گیری با وجود عوامل کاهش‌دهنده، کروگمن نتیجه می‌گیرد که اگر تنگه هرمز سه ماه دیگر هم بسته بماند (که به گفته او «بسیار محتمل» است)، رخداد رکود جهانی محتمل است. 📌مطلب مرتبط: اثرات افزایش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی 📌لینک مطلب 🔴 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 مقاله: تنگه هرمز، در مسیر یک راه‌حل پایدار نگارش: دکتر پسران، دکتر کارشناس و دکتر اسمیت نویسندگان استدلال می‌کنند که اعمال محدودیت‌های فعلی بر کشتیرانی در تنگه هرمز، هزینه‌های هنگفتی به اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. به جای اقدام نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه (که هزینه‌های آن بسیار سنگین و احتمال موفقیت‌آمیز بودنش کم است)، مقاله راه‌حلی جایگزین ارائه می‌دهد: نهادینه کردن یک نظام ترانزیتی مبتنی بر دریافت عوارض خدماتی، با هماهنگی ایران و کشورهای ساحلی مقابل (عمدتاً کشورهای جنوب خلیج فارس). این نظام پیشنهادی شباهت زیادی به کنوانسیون مونترو برای تنگه‌های بسفر و داردانل (تحت حاکمیت ترکیه) دارد. در این مدل، ایران به‌عنوان تضمین‌کننده امنیت عبور، در قبال ارائه خدمات (مانند ناوبری، ایمنی، امداد و نجات) عوارض دریافت می‌کند. این عوارض در مقایسه با ارزش محموله‌های عبوری یا هزینه‌های نظامی احتمالی بسیار ناچیز است. همچنین جریان پایدار درآمد، انگیزه ایران را برای حداکثر کردن حجم ترانزیت (نه محدود کردن آن) افزایش می‌دهد. مقاله ابتدا پیشینه تاریخی تنگه هرمز را از دوران استعمار پرتغال و بریتانیا تا نظام امنیتی متکی به آمریکا پس از ۱۹۷۱ مرور می‌کند. سپس نشان می‌دهد که نظام امنیتی فعلی تحت رهبری آمریکا: - هزینه‌های عملیاتی سالانه بین ۱۰ تا ۳۰ میلیارد دلار داشته و هزینه‌های راهبردی کل بین ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار است. - این هزینه‌ها عملاً یارانه پنهانی به بازار جهانی نفت محسوب می‌شود (بازار از ثبات بهره می‌برد، اما هزینه آن عمدتاً بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی است). - نظام فعلی دچار «مشکل سوار رایگان» (free-rider problem) است: چین، هند، اتحادیه اروپا و حتی تولیدکنندگان نفت خلیج فارس بدون پرداخت سهم متناسب از مزایای امنیت عبور بهره می‌برند. نتایج اصلی مقاله 1. عدم کارایی و عدم پایداری نظام امنیتی آمریکا تلاش برای بازگشایی نظامی تنگه یا تغییر رژیم در ایران هزینه‌ای چند تریلیون دلاری (بسیار بیشتر از هزینه جنگ‌های عراق و افغانستان) در پی دارد و امکان موفقیت آن بسیار اندک است. 2. امکان‌پذیری اقتصادی نظام عوارض خدماتی با احتساب عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز و اعمال نرخی مشابه تنگه‌های ترکیه (۵.۸۳ دلار به ازای هر تن خالص)، درآمد سالانه حدود ۴.۳ میلیارد دلار حاصل می‌شود که معادل تنها ۵۸ سنت به ازای هر بشکه نفت است. این هزینه در مقایسه با هزینه‌های اختلال در ترانزیت یا هزینه‌های نظامی بسیار ناچیز است. 3 .ایجاد نظام امنیتی منطقه‌ای مشارکتی جایگزین پیشنهادی شامل مشارکت ایران، عراق و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قالب: - یک مرجع هماهنگ‌کننده دریایی - گشت‌های مشترک - اشتراک اطلاعات این نظام هزینه‌های جاری امنیت را به شدت کاهش می‌دهد و وابستگی به قدرت‌های خارجی را کم می‌کند. 4 . منافع گسترده برای ذی‌نفعان مختلف اقتصاد جهانی: کاهش ریسک اختلال در عرضه نفت و قیمت‌های پایدارتر و پایین‌تر در بلندمدت - صادرکنندگان منطقه‌ای نفت: بهره‌مندی از مسیرهای پایدار صادراتی - مالیات‌دهندگان آمریکایی: صرفه‌جویی سالانه ۱۰ تا ۳۰ میلیارد دلار هزینه عملیاتی و ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار هزینه کل 5 . سازگاری انگیزشی (Incentive Compatibility) این نظام هم به نفع تولیدکنندگان نفت، هم حمل‌ونقل‌کنندگان و هم مصرف‌کنندگان است؛ زیرا ایران برای کسب درآمد بیشتر، انگیزه دارد جریان ترانزیت را حداکثر کند، نه اینکه آن را قطع نماید. جمع‌بندی نهایی مقاله نویسندگان نتیجه می‌گیرند که نظام امنیتی فعلی تنگه هرمز از نظر اقتصادی ناکارآمد و از نظر سیاسی نامتقارن است. گذار به یک نظام امنیتی منطقه‌ای و همکاری‌جویانه که از طریق عوارض ترانزیتی تأمین مالی می‌شود، گزینه‌ای امیدوارکننده و پایدار است که هزینه‌ها را با منافع هماهق می‌سازد، وابستگی خارجی را کاهش می‌دهد، ثبات بلندمدت را افزایش می‌دهد و به نفع مالیات‌دهندگان آمریکایی نیز خواهد بود. لینک دانلود مقاله ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 روزنامه اطلاعات: در جنگ اخیر متوجه شدیم که نباید اقتصاد ایران را با صنایع بزرگ اداره کرد/ ساختارهای کوچک آسیب کمتری می بینند ▫️وابستگی به صنایع نفتی، پتروشیمی و فلزی بزرگ مقیاس باعث می شود تا هنگام بروز یک‌بحران، کل زنجیره‌های پایین دستی دچار شوک و تزلزل شوند و قادر به ادامه حیات نباشند. در حالی که اقتصاد مبتنی بر صنایع کوچک و متوسط به دلیل پراکندگی اجزا، کمتر آسیب پذیر است. ▫️بزرگی بیش از حد بنگاه‌ها و اتکا به منابع متمرکز، یقیناً برای بدنه اقتصادی کشور ضعف و شکنندگی ایجاد می‌کند. مقررات پیچیده در ساختارهای اداری سنگین و فرآیندهای غیرشفاف، کل نظام اقتصادی را کُند و آسیب‌پذیر خواهد کرد که در مواجهه با بحران‌های آینده توانایی مقاومت نخواهد داشت. ▫️بنابراین در معماری اقتصاد پساجنگ باید به سمت ایجاد ساختارهای کوچک، متنوع و پراکنده با قوانین ساده، شفاف و قابل پیش‌بینی حرکت کنیم تا اقتصادی چابک و تاب آور داشته باشیم./متن کامل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📺 فیلم/ آقایی دلار نفتی دیگر بر نمی‌گردد 💬 دکتر ریچارد دی. ولف، استاد دانشگاه و اقتصاددان آمریکایی در تحلیلی اثر جنگ بر اقتصاد جهان را تشریح کرد. 🔸به باور او، فروش نفت کشورهای خلیج فارس به دلار، به آمریکا اعتبار زیادی بخشیده بود. در واقع، توانایی آمریکا برای استقراض در مقیاس عظیم تا حد زیادی به همین جریان وابسته بود. 🔹 امروز آمریکا بدهکارترین کشور جهان است و سالانه حدود یک تریلیون دلار کسری بودجه دارد. 🔸برای چنین وامی، اعتماد عظیمی لازم است؛ کشورهای خلیج فارس این اعتماد را فراهم کردند. اقتصاد جهانی به نفت وابسته بود و کشورها مجبور بودند برای خرید آن دلار فراهم کنند. این دلارها دوباره به آمریکا بازمی‌گشت و چرخه‌ای پایدار شکل می‌گرفت. 🔹ولف معتقد است حالا، این سیستم از بین رفته و دیگر بازنخواهد گشت. ✅ مطلب مرتبط: حق آقایی دلار چقدر است؟

🧠 اثرات افزایش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی دکتر محمدرضا منجذب اول: اثر تورمی افزایش قیمت نفت باعث افزایش هزینه حمل‌ونقل و تولید و این موجب تورم می شود. در اینصورت تقاضا و مصرف کاهش مصرف یافته و کاهش رشد اتفاق می افتد (رکود تورمی). دوم: کاهش قدرت خرید در کشورهای واردکننده، مردم پول بیشتری برای انرژی می‌پردازند و لذا مصرف سایر کالاها کم می‌شود سوم: سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی مثل فدرال رزرو یا ECB ممکن است برای کنترل تورم نرخ بهره را بالا ببرند و این موجب می شود رشد کندتر ‌شود. چهارم: اثر مثبت برای صادرکنندگان افزایش قیمت نفت موجب افزایش درآمد دولت شده و این افزایش سرمایه‌گذاری و مخارج عمومی را بدنبال دارد. در کل با افزایشی حدود 10 دلاری در قیمت نفت اتفاقات اقتصادی در جدول پیش بینی می شود. 🔵 کانال دکتر منجذب

🔴 تحلیل تاریخی مقاطع اثرگذار بر تورم ۱۳۱۶-۱۴۰۴ ❄️دکتر محمدرضا منجذب روند تورم در ایران که بیشتر تحت تأثیر شوک‌های سیاسی بوده است، به چندین مقطع کلیدی تقسیم می‌شود که در جدول زیر خلاصه شده است: ۱۳۲۰-۱۳۲۲ اشغال ایران در جنگ جهانی دوم حدود ۱۴۰٪ (سال ۱۳۲۲) چاپ پول بدون پشتوانه برای هزینه‌های ارتش‌های اشغالگر، قحطی، ناامنی و کمبود کالا. ۱۳۳۷ ثبات نسبی ۳.۲۷٪- پایین‌ترین نرخ تورم ثبت شده در تاریخ معاصر (بر اساس برخی منابع). ۱۳۴۰-۱۳۵۰ دهه رشد پایدار با تورم تک‌رقمی و ثبات اقتصادی نسبی و رشد تولید. ۱۳۵۰-۱۳۵۷ سال‌های پایانی پهلوی تورم ۱۰٪ تا ۲۵٪ دلایل: بدلیل شوک نفتی ۱۹۷۳، تزریق بی‌رویه درآمدهای نفتی به اقتصاد بدون زیرساخت، ناکارآمدی ساختاری. ۱۳۵۷-۱۳۶۷ با شروع جنگ تحمیلی تورم ۱۷٪ تا ۲۹٪ دلایل: خروج سرمایه، ملی شدن صنایع، کاهش شدید تولید و درآمدهای نفتی، کسر بودجه جنگی. ۱۳۷۴ دولت سازندگی افزایش تورم تا رقم ۴۹.۳٪ در سال 1374 دلایل: اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی و آزادسازی قیمت‌ها، رشد نقدینگی پس از جنگ. ۱۳۸۴-۱۳۹۲ دولت احمدی‌نژاد تورم حدود ۲۰٪ تا ۳۵٪ دلایل: سیاست‌های پولی انبساطی، طرح مسکن مهر و تزریق گسترده نقدینگی (چاپ پول). تحریمها از 1390 موجب افزایش تورم شد. 1392 ایام ورود به مذاکرات تورم کاهش و تک رقمی شد. ۱۳۹۷-1400 خروج از برجام و فشار حداکثری تورم ۴۰٪ تا ۵۰٪ دلایل: کاهش شدید صادرات نفت، کسر بودجه مزمن، سقوط ارزش ریال و ناتوانی در کنترل نقدینگی. ۱۴۰۳-۱۴۰۴ تداوم بحران و ناترازی تورم بیش از ۴۰٪ (پیش‌بینی) + رشد ۷۲ درصدی قیمت مواد غذایی (۱۴۰۴)، ناترازی بانک‌ها، خشکسالی و افزایش هزینه های نظامی. جمع بندی: پارامترهای اقتصادی مهمی ریشه در افزایش یا تحدید تورم دارند (اینجا را ببینید)، لیکن عوامل سیاسی و ادوار تجاری سیاسی ایران هم از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار طی شده اخیر در اقتصاد ایران قابل ذکر است. 🔵 کانال دکتر منجذب

🔴 رسما وارد تورم‌های سه رقمی شدیم: تورم خوراکی 105 درصد نان و غلات 142 درصد گوشت 117 درصد شیر پنیر تخم‌مرغ 108 درصد روغن 207
🔴 رسما وارد تورم‌های سه رقمی شدیم: تورم خوراکی 105 درصد نان و غلات 142 درصد گوشت 117 درصد شیر پنیر تخم‌مرغ 108 درصد روغن 207 درصد میوه 113 درصد

🔴 دکتر داوود دانش‌جعفری: شوک ۴۲ درصدی مالیاتی؛ وقتی تورم ارزی، مالیات را می‌بلعد ▫️آیا این افزایش مالیاتی ۴۲ درصدی فشار را زیاد می‌کند یا خیر؟ ▫️نرخ‌ها در سال آینده، چه از بابت قیمت ارز و چه موارد دیگری که افزایش یافته‌اند، باعث می‌شوند که اثر این افزایش ۴۲ درصدی تا حدودی کمتر احساس شود.