es
Feedback
کانال تخصصی اقتصاد

کانال تخصصی اقتصاد

Ir al canal en Telegram

معرفی و بهره گیری از علم اقتصاد، همراه با تحلیل اقتصاد ایران و جهان

Mostrar más
8 572
Suscriptores
-224 horas
-47 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
+1
🔴 همتی با مطرح کردن موضوع "توقف صادرات نفت"، زمینه گرانی دلار را فراهم کرد/ رئیس بانک مرکزی نباید در این شرایط این حرف را می‌زد 👤 دکتر مهدی پازوکی،

+1
🔴 دکتر حجت الله میرزایی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه: مجموع کشورهای حاشیه خلیج فارس در اثر جنگ ایران، ۳۵ سال به عقب بازگشته‌اند

🔷 دکتر محمدحسین عادلی، رئیس اسبق بانک مرکزی و دیپلمات سابق: بهترین درس جنگ با عراق این است که جنگ را باید در زمانی تمام کرد که شما در موقعیت بهتری قرار دارید

🔴 ۴۰ درصد جمعیت زیر خط فقر و ۴۰ درصد در آستانهٔ آن هستند 💬دکتر فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی: 🗣‌ در جامعه‌ای که بر محور تشویق رانت، ربا، فساد، دلالی و واردات شکل گرفته، حدود ۴۰ درصد جمعیت زیر خط فقر و ۴۰ درصد دیگر در آستانهٔ فروافتادن به زیر خط فقر قرار دارند، در حالی که قله‌های ثروت به خارج گسیل می‌شود یا صرف واردات کالاهای لوکس می‌گردد. 🗣خودروهای چند ده میلیاردی در کمتر از یک ساعت خریداری می‌شوند، اما برخی تحلیل‌گرانِ خوش‌نیتِ بی‌تخصص از این پدیده نتیجه می‌گیرند که «مردم فقیر نیستند»؛ در حالی که این پدیده نشان از توزیع به‌غایت نابرابر درآمد و ثروت دارد که کمر کشور را می‌شکند.

🔵 دکتر مرتضی افقه: 🔵 به‌نظر می‌رسد ترامپ کم‌هزینه‌ترین راه برای رسیدن به اهداف خود را فشار اقتصادی می‌داند. متاسفانه اقتصاد نیز طی سال‌های گذشته یکی از نقاط ضعف اصلی کشور بوده و حتی می‌توان گفت در مقاطعی آسیب‌پذیری اقتصادی ما از آسیب‌پذیری نظامی بیشتر بوده است. شاید ترامپ نیز این مساله را به‌درستی تشخیص داده و از همین مسیر وارد شده است؛ مسیری که متاسفانه هزینه‌های جانی و مالی قابل‌توجهی به مردم تحمیل کرده است. تهدید اخیر اقدام خطرناکی است. البته اگر ایران بخواهد دربرابر این فشار مقاومت کند، باید مانند گذشته راه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها و یافتن مسیرهای جایگزین پیدا کند؛ همان‌طور که پس از اعمال تحریم‌ها توانست راه‌هایی برای ادامه فروش نفت پیدا کند. اما اگر نتوانیم راه‌های جایگزین ایجاد کنیم، این بار شرایط تا حد زیادی از اختیار ما خارج خواهد بود؛ چراکه فشار آمریکا صرفا متوجه ایران نیست و شرکای تجاری کشور را نیز هدف قرار می‌دهد. اگر کشورهایی مانند چین و روسیه و حتی یکی دو کشور دیگر بتوانند در برابر این فشار مقاومت کنند، شدت آثار آن کاهش خواهد یافت اما اگر این کشورها همراهی نکنند یا نتوانند در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند، مشکلات اقتصادی ایران بسیار شکننده‌تر از وضعیت فعلی خواهد شد./متن کامل ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🟢 در ایران، کامیون را یک ساعت قبل از حرکت روشن می‌کنند تا گرم شود 💬دکتر فرشاد فاطمی، عضو هیات علمی دانشگاه شریف: 🗣‌ در آمریکا، کامیون‌داران برای کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی مصرف سوخت، با برنامه‌ریزی پشت سر هم حرکت می‌کنند تا از جریان باد استفاده کنند؛ این نشان از بهینه‌سازی مبتنی بر هزینه‌های واقعی سوخت دارد. 🗣در ایران، کامیون‌داران برای گرم کردن اتاق در زمستان، کامیون را یک ساعت قبل از حرکت روشن می‌کنند؛ این تفاوت آشکار، نشان‌دهندهٔ نبود بهینگی و قیمت‌گذاری غیرواقعی سوخت در ایران است که انگیزهٔ صرفه‌جویی را از بین برده است.

🔴 پرسش: اینکه نظام حکمرانی احتمالاً نسبت به مشکلات و محدودیت‌های معیشتی مردم آن‌طور که باید حساسیت نشان نمی‌دهد، چه تبعاتی می‌تواند در پی داشته باشد؟ 🔴 پاسخ دکتر محمد طبیبیان: در مقطع فعلی، پرسشی که برای من مطرح است این است که وقتی از «نظام حکمرانی» سخن می‌گوییم دقیقاً از چه ساختاری صحبت می‌کنیم؟ مرکز نهایی تصمیم‌گیری اقتصادی کجاست؟ چه کسانی مسئول‌اند؟ اهداف اقتصادی چگونه تعیین می‌شوند و در صورت شکست یک سیاست، چه نهادی پاسخ‌گوست؟ ابهام در پاسخ به همین پرسش‌ها خود بخشی از مشکل است. اما درباره معیشت مردم، خطر فوری و ملموس، تورم بسیار بالاست. اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که خطر تثبیت تورم در سطوح بسیار بالا و حتی حرکت به سوی نرخ‌های سه‌رقمی را نمی‌توان نادیده گرفت. در چنین شرایطی، اگر کسری‌های مالی، رشد نقدینگی، افت ارزش پول ملی و انتظارات تورمی یکدیگر را تقویت کنند، شتاب تورم می‌تواند به مراتب بیشتر شود. البته ابرتورم نتیجه اجتناب‌ناپذیر تورم بالا نیست؛ اما تجربه کشورهایی که گرفتار آن شده‌اند نشان می‌دهد که پس از بی‌ثبات شدن انتظارات و کاهش اعتماد عمومی به پول، کنترل تورم بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود. تورم بالا یک پیامد اجتماعی بسیار خطرناک نیز دارد. همه گروه‌ها توان یکسانی برای دفاع از درآمد واقعی خود ندارند. صاحبان برخی مشاغل آزاد می‌توانند، دست‌کم تا حدودی، قیمت خدمات یا کالاهای خود را با تورم تعدیل کنند. برای مثال، راننده تاکسی می‌تواند کرایه خود را افزایش دهد یا فروشنده قیمت کالا را تغییر دهد. اما حقوق‌بگیران، بازنشستگان و بسیاری از کارکنان دولت چنین امکانی ندارند و تعدیل درآمد آنها معمولاً با تأخیر صورت می‌گیرد. بنابراین بخش بزرگی از بار تورم بر دوش کسانی قرار می‌گیرد که درآمد اسمی نسبتاً ثابت دارند. خطر فقط کاهش سطح رفاه این افراد نیست. اگر قدرت خرید حقوق کارکنان دولت تا جایی کاهش یابد که دیگر حتی هزینه‌های اولیه زندگی را تأمین نکند، مسئله از یک بحران معیشتی به بحران ظرفیت حکمرانی تبدیل می‌شود. کارمند، معلم، پرستار، مهندس یا کارشناس دولتی ناچار می‌شود وقت و انرژی خود را صرف یافتن منبع درآمد دیگری کند یا اساساً دستگاه اداری را ترک کند. در چنین شرایطی، دولت به تدریج سرمایه انسانی و توان اجرایی خود را از دست می‌دهد. فروپاشی ظرفیت اداری یک کشور می‌تواند از بسیاری از خسارت‌های فیزیکی نیز خطرناک‌تر باشد، زیرا ساختمان و تأسیسات را می‌توان دوباره ساخت، اما بازسازی یک نظام اداری حرفه‌ای، انباشت تجربه و اعتماد نهادی ممکن است سال‌ها زمان ببرد. در روزهای اخیر نیز سخنان رئیس‌جمهور آمریکا در همین زمینه بسیار قابل تأمل بوده است. مضمون سخنان آقای ترامپ این بوده که در برابر ایران دو راه می‌بیند: تشدید فشار اقتصادی تا جایی که اقتصاد ایران با شکست جدی روبه‌رو شود، یا استفاده از نیروی نظامی. این سخن نشان می‌دهد که فرسایش اقتصادی ایران خود به بخشی از محاسبات راهبردی طرف مقابل تبدیل شده است. این مسئله بسیار خطرناک است. هنگامی که ضعف اقتصادی یک کشور به ابزار فشار خارجی تبدیل می‌شود، اصلاح اقتصادی دیگر فقط مسئله رفاه و رشد نیست؛ بخشی از امنیت ملی است. آیا می‌توان در برابر چنین راهبردی سیاست متقابل مؤثری اتخاذ کرد؟ به نظر من پاسخ مثبت است. اما لازمه آن اصلاح سازوکار تصمیم‌گیری، ایجاد انضباط مالی و پولی، کاهش نااطمینانی، بازگرداندن اعتماد به سیاست‌گذاری، بهبود روابط اقتصادی خارجی و مهم‌تر از همه، قرار دادن حفظ معیشت و سرمایه انسانی جامعه در رأس اولویت‌های کشور است. مانع اصلی صرفاً کمبود دانش اقتصادی نیست. ایران اقتصاددان، مدیر، کارشناس و نیروی انسانی متخصص کم ندارد. مشکل بنیادی‌تر، ساختار تصمیم‌گیری و ساختار منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار می‌کند. تا زمانی که هزینه ادامه وضع موجود برای برخی مراکز تصمیم‌گیری کمتر از هزینه اصلاح باشد، حتی سیاست‌های اقتصادی نسبتاً روشن و شناخته‌شده نیز به دشواری اجرا خواهند شد. به همین دلیل، مسئله امروز اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفاً با این پرسش توضیح داد که «کدام دولت سیاست اقتصادی بهتری دارد؟» پرسش بنیادی‌تر این است: آیا ساختار حکمرانی به دولت اجازه می‌دهد یک سیاست اقتصادی منسجم را انتخاب کند، ابزارهای لازم را در اختیار داشته باشد، آن را اجرا کند و در برابر نتایجش پاسخ‌گو باشد؟ اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، تغییر افراد و دولت‌ها، هرچند بی‌اهمیت نیست، به تنهایی برای حل مشکلات بنیادی اقتصاد کافی نخواهد بود. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 دولت به جای ایجاد تورم، به مردم بگوید یک سری کارها را نمی‌تواند انجام دهد 💬دکتر محمدحسین عادلی، رئیس کل اسبق بانک مرکزی: 🗣 در شرایط تورم، باید هزینه‌های غیرضروری را حذف کرد، همان‌گونه که یک خانواده با کاهش درآمد، سفرهای خود را کمتر می‌کند؛ دولت نیز باید فعالیت‌های کم‌بازده را کنار بگذارد و به‌جای خرج کردن پول‌های ناکافی، به مردم بگوید که توانایی انجام برخی کارها را ندارد. 🗣 انجام فعالیت‌های غیرضروری با استقراض یا چاپ پول، تورم را به کل جامعه تحمیل می‌کند و به معیشت، اخلاق و مناسبات اجتماعی آسیب می‌زند؛ بهتر است به‌جای تحمیل تورم، هزینه‌ها را مدیریت و اولویت‌بندی کرد.

🔴 ‏نفت صادراتی کشورهای حوزه خلیج فارس 🔴 ‏به گفته کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، «به‌طور متوسط روزانه ۱۵ میلیون بشکه نفت از خلیج فارس خارج می‌شود.» ‏✍️ عبداله باباخانی کارشناس انرژی ‏این رقم با محاسباتی که پیش‌تر درباره نحوه انتقال و عبور نفت در ماه‌های حون، جولای و آگوست تا کنون، چندین بار در کانال منتشر کرده بودم، همخوانی دارد. برآورد تقریبی به این صورت است: ‏- خط لوله عربستان: حدود ۶ میلیون بشکه در روز ‏- خط لوله امارات: حدود ۲ میلیون بشکه در روز ‏- خط لوله و حمل زمینی عراق: حدود ۱٫۲ میلیون بشکه در روز ‏-انتقال شاتلی: حدود ۳ میلیون بشکه در روز ( بیشترین حجم متعلق به عراق، سپس کویت و مقداری هم ایران) ‏- حمل با نفتکش: حدود ۴ میلیون بشکه در روز ‏🔹جمعا حدود ۱۶ میلیون بشکه در روز، در مقابل ۱۹ میلیون بشکه قبل از تنش ‏اما از هفته گذشته و با ورود عربستان به انتقال شاتلی، حدود ۱٫۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز به ظرفیت این بخش اضافه شده و احتمالاً حجم انتقال شاتلی به حدود ۵ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. ‏عربستان اکنون بسیار بیشتر از ظرفیت اوپکی خودش صادرات دارد. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🟣 مردم اصلا توان خرید ندارند که بخواهند به فروشگاه‌ها هجوم آورند/ ۴۰ درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارند/ ۴۰ درصد دیگر جامعه نیز در آستانه فروافتادن به زیر خط فقر هستند دکتر فرشاد مومنی: 🔹اینکه در ایام جنگ به فروشگاه‌ها هجوم برده نشد، ریشه در فقر گسترده دارد. 🔹اکنون طبق گزارش‌های رسمی، ۴۰ درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارند و بخش بزرگی از عدد، نیز زیر خط فقر شدید هستند؛ یعنی شرایط مماس بر قحطی‌زدگی. کسی که قحطی‌زده است و حتی فقر غذایی خود را هم نمی‌تواند برطرف کند، اصلا تقاضایی ندارد که بخواهد به فروشگاه‌ها هجوم بیاورد. 🔹گزارش‌های رسمی همچنین اعلام می‌کند که ۴۰ درصد دیگر جامعه نیز در آستانه فروافتادن به زیر خط فقر هستند. ما باید به اینکه فقرای ایران در قله شعور تاریخی قرار دارند، نمره دهیم. در تمام دنیا، در چنین شرایطی بحث هجوم برای خرید نیست، بلکه بحث شورش گرسنگان است. اما فقرای کشور ما شرافت و بلوغ فکری بالایی از خود نشان دادند، زیرا می‌دانستند اکنون وقت چنین اعتراضاتی نیست./ جماران ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔴 چرا عجم‌اوغلو بی‌جهت ستایش می‌شود؟ / تاثیرگذارترین اقتصاددان جهان، به‌طرز عجیبی قانع‌کننده نیست! هیات تحریریه اکونومیست 🔹دارون عجم‌اوغلو، اقتصاددان MIT، در سال ۲۰۲۴ به‌همراه سایمون جانسون و جیمز رابینسون جایزه نوبل اقتصاد را برای پژوهش درباره نقش نهادها در رفاه اقتصادی دریافت کرد. 🔹او با کتاب‌ها، مقالات علمی فراوان و نفوذ گسترده در میان اقتصاددانان و رسانه‌ها، به یکی از چهره‌های مسلط اقتصاد تبدیل شده است. 🔹بااین‌حال، برخی اقتصاددانان معتقدند اعتبار و نفوذ او همیشه با کیفیت و نوآوری پژوهش‌هایش تناسب ندارد؛ هرچند او را نابغه و پژوهشگری توانمند می‌دانند. 🔹مقاله سال ۲۰۰۱ او درباره تفاوت ثروت کشورها، نهادهای «استخراج‌گر» و «فراگیر» را عامل اصلی این تفاوت معرفی می‌کند. 🔹با وجود استناد گسترده به مقاله، اعتبار داده‌های مربوط به مرگ‌ومیر مهاجران و برخی برآوردهای آماری آن از سوی پژوهشگران به چالش کشیده شده است. عجم‌اوغلو این نقدها را ارزشمند می‌داند، اما از نتیجه کلی مقاله دفاع می‌کند. 🔹منتقدان همچنین معتقدند نظریه کلان او درباره نهادها گاهی بدیهی، مبهم و گرفتار توضیح‌های دوری است و نمونه چین را به‌سادگی نادیده می‌گیرد. دیدگاه‌های عمومی او درباره سیاست نیز چندان نوآورانه تلقی نمی‌شوند. 🔹در کتاب «قدرت و پیشرفت» و تحلیل‌های مربوط به هوش مصنوعی، عجم‌اوغلو بر پیامدهای منفی فناوری و تصاحب منافع توسط نخبگان تأکید دارد و رشد بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی را محدود پیش‌بینی می‌کند. 🔹منتقدان این رویکرد را بیش‌ازحد بدبینانه می‌دانند. پیشنهاد او برای «هوش مصنوعی حامی کارگران» جذاب اما بدیهی توصیف شده و نفوذ گسترده‌اش گاه عاملی برای کم‌رنگ‌شدن تفکر انتقادی دانسته می‌شود./متن کامل

🔵 با وجود شعارهای ضد امپریالیستی، اقتصادمان روز به روز به خارج وابسته‌تر شده 💬دکتر فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی: 🗣‌ در سال ۱۳۸۴، در حالی که ایران ۱۵-۱۶ سال برنامهٔ تعدیل ساختاری را اجرا می‌کرد، برنامهٔ چهارم توسعه برای دستیابی به رشد ۸ درصد، سالانه ۱۶.۵ میلیارد دلار ارز نیاز داشت. 🗣تنها ۱۰ سال بعد (آغاز برنامهٔ ششم)، سازمان برنامه اعلام کرد که برای همان رشد ۸ درصد، سالانه به ۲۰۰ میلیارد دلار ارز نیاز است؛ این مقایسه نشان می‌دهد که بنیهٔ تولیدی کشور چقدر توخالی شده و وابستگی به خارج چه اندازه افزایش یافته است، در حالی که شعارهای ضد امپریالیستی همچنان تکرار می‌شود.

🔴 تورم رکودی حاکم بر بازار مسکن و تبعات آن در بازار اجاره 🔵 تدوین دکتر محمدرضا منجذب ⭕️ اینفوگرافیک مطلب را از اینجا ببینید 🔴 کانال دکتر منجذب

🔵 دکتر مسعود نیلی: مشکلات اقتصاد ایران از سال ۸۳ آغاز شد ▫️چطور مجموعه‌ای از شوک‌های سیاستی، از تثبیت قیمت‌ها تا شوک انرژی و تحریم، مسیر اقتصاد ایران را تغییر داد؟ ▫️از تثبیت قیمت‌ها در سال ۱۳۸۳ و کاهش نرخ سود بانکی در سال ۱۳۸۵ تا تشدید بیماری هلندی و افزایش واردات، اقتصاد ایران در دهه ۸۰ مجموعه‌ای از شوک‌های سیاستی را تجربه کرد. ▫️همزمان با افزایش قیمت جهانی نفت، تثبیت قیمت حامل‌های انرژی فاصله قیمت داخلی و خارجی را بیشتر کرد و زمینه برای قاچاق سوخت شکل گرفت. در ادامه نیز سیاست‌گذار با افزایش قابل توجه قیمت حامل‌های انرژی در سال ۱۳۸۹ مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. ▫️در این روایت، این تصمیم‌ها در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا نشان داده شود چگونه سیاست‌های اقتصادی در طول زمان ساختار اقتصاد ایران را تغییر دادند و زمینه شکل‌گیری ذی‌نفعان جدید را فراهم کردند؛ روندی که با پررنگ‌تر شدن تحریم‌ها و درگیری‌های خارجی، ابعاد تازه‌ای پیدا کرد.

🔻آیا اقتصاد ایران در آستانه «ابرتورم» است؟ | بازگشت تحریم‌ها و جنگ، کسری بودجه دولت را بیشتر کرد 🔹مردم ایران در دو سال اخیر به نسبت تورم بالاتری را در مقایسه با سال‌های قبل‌تر تجربه کرده‌اند. موضوعی که در ماه‌های گذشته حتی تشدید نیز شده است. تورم سالانه طبق گزارش مرکز آمار در تیرماه به 66 درصد رسیده و زمزمه‌هایی هم در رابطه با نزدیک شدن اقتصاد کشور به «ابرتورم» شنیده می‌شود. با این‌حال طبق تعریف، اقتصاد ایران نه تنها به ابرتورم نزدیک نیست بلکه در زمره کشورهای با تورم بسیار بالا نیز طبقه‌بندی نمی‌شود. البته این به معنای پایین بودن تورم در ایران نیست و صرفا برداشتی علمی از وضعیت موجود محسوب می‌شود. 🔹طبق تعریف، ابرتورم به معنای تورم 50 درصدی در تنها و تنها یک ماه است. به عبارتی زمانی که سطح عمومی قیمت‌ها در 30 روز حدود 50 درصد بیشتر شود، این امر نشانه اصلی ابرتورم در یک اقتصاد است. 🔹از طرف دیگر تعریف علمی تورم بسیار بالا، تورم بالاتر از 100 درصد به صورت سالانه است که البته میزان شیوع بیشتری در اقتصادها داشته است.| مشروح گزارش مطلب مرتبط: پدیده ای به نام ابر تورم ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🎥تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل ترامپ در آستانه سرنوشت‌سازترین انتخابات آمریکا / الجزیره

🌑 ✅ دکتر مسعود نیلی: بودجه نهادهایی که هیچ سرویس عمومی ارائه نمی‌کنند را حذف کنید؛ این کار از گران کردن بنزین راحت‌تر است و ده سال وقت لازم ندارد! اما انجام ندادیم؛

🟣 چرا بحث در مورد آثار اقتصادی تحریم در کشور ممنوع شد؟ 💬دکتر علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس جمهور: 🗣تاب‌آوری ادراکی ایران از جنگ شروع نشد، بلکه ریشه در تاریخ سیاسی، معیشت تحت تحریم، بی‌سامانی سیاسی و بی‌آیندگی طولانی دارد؛ اما گفتگو دربارهٔ آثار تحریم ممنوع شد و این سکوت، زمینهٔ قطبی‌سازی داخلی و کاهش تاب‌آوری ذهنی را فراهم کرد. 🗣 امروز نباید زمینه‌زدایی از مسائل اجتماعی کرد، زیرا عملیات روانی سنگین خارجی (به‌ویژه رسانه‌های فارسی‌زبان) و کوچ مرجعیت رسانه، به شدت تاب‌آوری ادراکی را کاهش داده است؛ حرکت اصلاحی باید از همین امروز با گفتگوی صریح دربارهٔ آثار اجتماعی جنگ آغاز شود.

🎥 گزارش شاپرک از اقتصاد ایران 🔹 در تیرماه ۱۴۰۵، شبکه پرداخت کشور با ثبت بیش از ۴.۵ میلیارد تراکنش و رشد نزدیک به ۱۰۰ درصدی ارزش اسمی پرداخت‌ها، تصویری از افزایش مبادلات ارائه می‌دهد؛ اما افت ارزش واقعی تراکنش‌ها نشان می‌دهد این رشد بیش از آنکه ناشی از رونق خرید باشد، حاصل تورم و افزایش قیمت‌هاست.