ru
Feedback
یک حبه شعر

یک حبه شعر

Открыть в Telegram

ما تلخ، ما شیرین

Больше
337
Подписчики
-124 часа
-17 дней
-330 дней
Архив постов
🥰 روزی به دامن تو رسیده‌ست دست من اعجاز دست‌های مرا دست‌کم مگیر… آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

🥰 روزی به دامن تو رسیده‌ست دست من اعجاز دست‌های مرا دست‌کم مگیر… آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

❣ ای غنچه خندان! چرا خون در دل ما می‌کنی؟ خاری به خود می‌بندی و ما را ز سر وامی‌کنی؟ از تیر کجتابی تو، آخر کمان شد قامتم کاخت
❣ ای غنچه خندان! چرا خون در دل ما می‌کنی؟ خاری به خود می‌بندی و ما را ز سر وامی‌کنی؟ از تیر کجتابی تو، آخر کمان شد قامتم کاخت نگون باد ای فلک! با ما چه بد تامی‌کنی! ای شمع رقصان با نسیم! آتش مزن پروانه را با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارامی‌کنی با چون منی نازک‌خیال ابروکشیدن از ملال زشت است ای وحشی‌غزال! اما چه زیبا می‌کنی! امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می‌کنی ای غم! بگو از دست تو، آخر کجا بایدشدن؟ در گوشه میخانه هم ما را تو پیدامی‌کنی ما شهریارا! بلبلان دیدیم بر طرف چمن شورافکن و شیرین‌سخن اما تو غوغامی‌کنی استاد #شهریار 🎊 بیست‌و‌هفتم شهریورماه، سالروز درگذشت استاد محمدحسین بهجت و روز شعر و ادب فارسی، خجسته‌باد! @yek_habbeh_sher

💖 از وطن واژگان عشق زنگار نمی‌بندند اما یار دربند است. ای عشقی که پنجره‌های کنده از توفان دروازه‌ها و بار گناهان را بر دوشم نهاده‌ای! روزگاری بود جز چشم تو در دلم نبود. اما اینک از وطن سرشارم. #محمود_درویش برگردان: #موسی_بیدج 📙 ریتا... عشق و یاسمن @yek_habbeh_sher

🧕🏻 بیا ای دوست! اینجا، در وطن باش شریک رنج و شادی‌های من باش زنان، اینجا، چو شیر شرزه کوشند اگر مردی، در اینجا باش و زن باش استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی @yek_habbeh_sher

😔 خودم تقدیر را تغییردادم با دعاهایم زمین‌خوردم به‌سختی با تمام ادعاهایم... #سید‌تقی_سیدی عزیز @yek_habbeh_sher

🤍 مرا به درد تو شوق است یا به دیدارت؟ طبیب من! نظری‌کن به حال بیمارت نمی‌شود تُهی از تو دقیقه‌ای حتی سری اگر بگذارم به روی دیوارت به‌جز حسد به شکوهت، چه منطقی دارد هجوم باکتری‌ها برای آزارت؟ نداشت نسخه من غیرِ قرص و شربت عشق خدا کند که نیفتد به من سر و کارت! خدا کند که نباشند خسته از غم من، دریچه‌های پر از مهر قلب غمخوارت! خدا که ریخته باران به خشکی چشمم به بخت خفته من داد چشم بیدارت فدای هر قدمت! جان من که قابل نیست تویی که جان جهانی، شده گرفتارت به دوره‌گردی خود مثل باد می‌نازم تو یوسفی، نرسیدم به گَرد بازارت رسیده آخر عمر و تکیده‌ام ای عشق! قیامتی بشود هم، منم هوادارت دکتر #عباس_سودایی @yek_habbeh_sher

😢 دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبرنکرد یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد حضرت #حافظ @yek_habbeh_sher

😔 من وفادارم به غم، غم بی‌وفایی‌می‌کند هرچه با من می‌كند، دست جدايى مى‌كند در نبود چشم‌های بی‌نظیرت نازنین! چشمم از نامردمان شادی گدایی‌می‌کند آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

☝️ کسی که طعم زبان عسل نمی‌فهمد تو هرچه هم كه بخوانی، غزل نمی‌فهمد حكايت «نرود ميخ آهنين در سنگ» نگو به سنگ، كه ضرب‌المثل نمی‌فهمد کسی كه صنعت تشبیه را نمی‌داند رکوع ماه و طواف زحل نمی‌فهمد میان آینه و آب و شانه و گيسو لطیفه‌ای است كه آن را کچل نمی‌فهمد حدیث درد به پایان نمی‌رسد اما هزارحيف كه این را اجل نمی‌فهمد آقای #سیدمرتضی_آخرتی @yek_habbeh_sher

🫠 درد دارد! وقتی ساعت‌ها می‌نشینی به حرف‌هایی که هیچ‌وقت قرارنیست بگویی فکرمی‌کنی... جناب #هاینریش_بل @yek_habbeh_sher

🌞 در شب چشمانش آفتاب برآمد شب همه شب، آفتاب در بر من بود. زنده‌یاد #جواد_مجابی 🩶 جواد مجابی (۲۲ مهر ۱۳۱۸ – ۱۴ شهریور ۱۴۰۵) شاعر، نویسنده، نقاش، طنزپرداز، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی، آسمانی شد. @yek_habbeh_sher

😔 مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند! #حافظ جان @yek_habbeh_sher

👁 در نظرسنجی چشمان تو ثابت شده‌است مژه‌هایت به خودی قالب ضرب‌المثل است ۳۶درصد چشمان تو جنسش عسل است مابقی قهوه و فنجان و شراب و غزل است آقای #حامد_قاسمی @yek_habbeh_sher

🍞 نام مَهین (اسم اعظم) خداوند در سخن فریدالدین #عطار_نیشابوری سائلی پرسید از آن شوریده‌حال گفت اگر نام مَهین ذوالجلال می‌شناسی، بازگوی ای مرد نیک! گفت: «نان» است، این بِنَتوان‌گفت لیک مرد گفتش احمقی و بی‌قرار کِی بُوَد نامِ مهین «نان»؟! شرم دار! گفت در قحط نشابور ای عجب! می‌گذشتم گرسِنه چل روز و شب نه شنودم هیچ‌جا بانگ نماز نه دری بر هیچ مسجد بود باز من بدانستم که نان نام مهین نقطهٔ جمعیت و بنیاد دین از پی نان نیستت چون سگ قرار حق چو رزقت می‌دهد، تو حق‌گزار حق چو رزقت داد و کارت کرد راست تو بخور وز کس مپرس این از کجاست جناب #عطار 📗 مصیبت‌نامه 🔆 پیغمبر (ص) عرض‌می‌کند: «خدایا! بین ملت ما و نانِ ملت جدایی نیانداز!» «خُبز» به‌معنای نان نیست، به معنی «اقتصاد» است. «اللّهم بارک لنا فی الخبز و لا تفرّق بیننا و بینه فلو لا الخبز ماصمنا و لاصلّینا و لاادّینا فرائض ربّنا» خدایا! اگر می‌خواهی دین تو محفوظ باشد، «باید جیب مردم خالی نباشد»؛ همین! اگر نان مردم، اقتصاد مردم، گرانی و فشار و قحطی و محرومیت زیاد شود، دین‌داری برای مردم بسیار مشکل است. [درس خارج تفسیر قرآن کریم آیت‌الله جوادی آملی؛ ۱۳۹۸/۰۹/۲۶] (برگرفته از کانال دکتر مجید انوشیروانی) @yek_habbeh_sher

😢 خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می‌کنم افشردنِ جان است عالی‌جناب #هوشنگ_ابتهاج @yek_habbeh_sher

🌅 بیا ورق بزن اندوه برگ‌برگ مرا هوای مهر تو دارد غروب شهریور. بانو #پروا_غیاثوند @yek_habbeh_sher

😔 خسته‌ام، مثل جوانی که پس‌از سربازی بشنود دوستش از نامزدش دل‌بُرده مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده جرم پسرش برخورده خسته‌ام، مثل پسر‌بچه که در جای شلوغ بین دعوای پدر مادرِ خود گم شده‌است خسته مثل زنِ راضی‌شده به مُهر طلاق که پُراز چشم بد و تهمت مردم شده‌است خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد خماری شده، فریادزده مثل یک پیرزنی که شده سَربار عروس پسرش پیش زنش بر سر او دادزده خسته‌ام، مثل زنی حامله که ماه نهم دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است مثل مردی که قسم‌خورده خیانت‌نکند زنش اما به قسم‌خوردن آن مشکوک است خسته مثل پدری گوشهٔ آسایشگاه که کسی غیر پرستار سراغش نرود خسته‌ام، بیشتر از پیرزنی تنها که  عید باشد، نوه‌اش سمت اتاقش نرود خسته‌ام، کاش کسی حال مرا می‌فهمید! غیر‌از این بغض که در راه گلو سَد شده‌است شده‌ام مثل مریضی که پس‌از قطع امید در پیِ معجزه‌ای، راهی مشهد شده‌است جناب #علی_صفری @yek_habbeh_sher

❤️ هیچ‌کس هیچ‌کس نمی‌داند به نگاهت چه عادتی دارم هیچ فرقی نمی‌کند دیگر اینکه با تو چه نسبتی دارم آقا #یاسر_قنبرلو @yek_habbeh_sher

🪕 هرگاه حین گپ‌زدنت خنده‌می‌کنی انگار ذوالفنون زده از «اصفهان» به «شور» دردی دوانمی‌کند از من ترانه‌هام من آرزوی وصل تو را می‌برم به گور #حامد_عسکری نازنین @yek_habbeh_sher