338
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
338
🪕
هرگاه حین گپزدنت خندهمیکنی
انگار ذوالفنون زده از «اصفهان» به «شور»
دردی دوانمیکند از من ترانههام
من آرزوی وصل تو را میبرم به گور
#حامد_عسکری نازنین
@yek_habbeh_sher
338
😢
به من بگو
کجای جهان را گرفتی
با دستهایی که
مرا رهاکردی؟!
منسوب به #إحسيِّن_صايِن (ناشناس)
@yek_habbeh_sher
338
😢
وعدتك أن لاأحبك
ثم أمام القرار الكبير، جبنت.
وعدتك أن لاأعود
و عدت.
وأن لاأموت اشتياقاً
و مُت.
وعدت مراراً
و قررت أن أستقيل مراراً
و لاأتذكر أني استقلت.
...
وعدتك
أن لاأكون ضعيفاً
و كنت.
وأن لاأقول بعينيك شعراً
و قلت.
وعدت بأن لا...
وأن لا...
وأن لا...
و حين اكتشفت غبائي، ضحكت.
--- --- --- --- ---
وعدهکردم که دوستتنداشتهباشم،
اما دربرابر آن تصمیم بزرگ،
ترسیدم.
وعدهکردم که بازنگردم.
و بازگشتم.
و از اشتیاق نمیرم،
و مُردم.
بارها وعدهدادم،
و بارها تصمیمگرفتم
که دستبکشم،
و بهیادنمیآورم
که هرگز دستکشیدهباشم...
...
وعدههایی دادم
بزرگتر از توانم.
[...]
وعدهکردم
که ضعیف نباشم،
و بودم.
و با چشمانت
شعر نگویم،
و گفتم.
وعدهکردم که نه...
و که نه...
و که نه...
و آنگاه که به حماقتم پیبردم،
خندیدم.
عالیجناب #نزار_قبانی
برگردان: #ناصر_رضاییپور
@yek_habbeh_sher
338
ماه را
به هر ستارهای که میدهینشان
میشناسد و از دور
دست میدهدتکان.
#قارن_سوادکوهی
📔 دارتان
📸 رضا فیلو
@yek_habbeh_sher
338
روز پزشک آمد و بیمار ماندهام
بیمار چشمهای خوش یار ماندهام
گوشی ندید در تپش قلب من چه بود
دور از فشارسنج، سبکبار ماندهام
با قرص خواب حلنشده التهاب من
تا صبح پشت پنجره بیدار ماندهام
کنج اتاق، بیحرکت، سالهای سال
زیر نگاه تلخ پرستار ماندهام
دیجیدی* مفاصل من از قدیم بود
از کودکی شکسته و تبدار ماندهام
روحم سیاهپوش غروب عقابهاست
روپوش من سپید و سپیدار ماندهام
چیزی نماندهبود رهایمکند غمش
تبریک گفتهاست و گرفتار ماندهام
***
روز پزشک زلزلهای تازه آمدهست
من هم که زیر اینهمه آوار ماندهام…
دکتر #عباس_سودایی
* دیجیدی (djd): آرتروز یا سائیدگی مفاصل
@yek_habbeh_sher
338
❣
خوردهام از بسکه خون دل ز جامِ زندگی
گر به خاکم خط کشی، خوناب میآید برون
جناب #صائب_تبريزی
📸 عکس: رضا فیلو
@yek_habbeh_sher
338
🔥
شکوفه لیمو! لبت انار رسیده!
بگو چگونه به پاییزتان بهار رسیده؟!
ادامه مرداد -ماه داغ جنوبی-
که در نگاه تو نخل و رطب به بار رسیده!
گمانکنم که تو پاداش شاعران جهانی
که هرکه از تو نوشته، به اعتبار رسیده...
آقای #سیداحمد_حسینی
📗 ساراییسم
@yek_habbeh_sher
338
🌙
شام است گیسوی تو و تا صبح بسته عقد
طاق است ابروی تو و با ماه گشته جفت
جناب #خواجوی_کرمانی
📸 ماه نوی ربیع/ رضا فیلو
@yek_habbeh_sher
338
🌺
ز دستم برنمیخیزد که یکدم بی تو بنشینم
بهجز رویت نمیخواهم که روی هیچکس بینم
من اولروز دانستم که با شیرین درافتادم
که چون فرهاد باید شست دست از جانِ شیرینم
تو را من دوستمیدارم خلاف هرکه در عالم
اگر طعنه است در عقلم، اگر رخنه است در دینم
وگر شمشیر برگیری، سپر پیشت بیندازم
که بی شمشیر خود کُشتی به ساعدهای سیمینم
...
رقیب انگشت میخاید که سعدی! چشم برهمنِه
مترس ای باغبان از گل؛ که میبینم، نمیچینم
#سعدی جان
@yek_habbeh_sher
338
😔
نه فقط از تو اگر دلبکنم، میمیرم
سایهات نیز بیفتد به تنم، میمیرم
بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هریکی را که برایت بکنم، میمیرم
برق چشمان تو از دور مرا میگیرد
من اگر دست به زلفت بزنم، میمیرم
بازی ماهی و گربه است نظربازی ما
مثل یک تُنگ، شبی میشکنم، میمیرم
روحِ برخاسته از من! ته این کوچه بایست
بیشازاین دور شوی از بدنم، میمیرم
آقای #کاظم_بهمنی
@yek_habbeh_sher
338
❣
آن فروریخته گلهای پریشان در باد
کز می جام شهادت همه مدهوشانند
نامشان زمزمه نیمهشب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند!
استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@yek_habbeh_sher
338
👷🏼♂
از خود سٶالمیکنم
آیا آنان که در کارخانه اسلحهسازی کارمیکنند،
کارگران مرگند؟
آنان که فروشگاه لوازم آرایشی دارند،
کارگران زیبایی؟
و من که شاعرم،
من که سطربهسطر در هر شعر،
خودم را تنهاتر میکنم
کارگر تنهاییام؟
آیا آنان،
که خانهنشین زنداناند
کارگران آزادی بودهاند
و کارگردان
با زندگی کارگرها بازیمیکند!؟
چیزی برای توضیح نیست
ما گرسنهایم
و به هر قیمتی
و در هرکجا
کارگران مشغول کارند.
آقای #محسن_بیدوازی
@yek_habbeh_sher
338
🌅
نخستین شاعر جهان
حتماً بسیار رنج بردهاست
آنگاه که تیر و کمانش را کنارگذاشت
و کوشید برای یارانش
آنچه را که هنگام غروب خورشید احساسکرده،
توصیفکند
و کاملاً محتمل است که این یاران
آنچه را که گفتهاست
به سخره گرفتهباشند.
عالیجناب #جبران_خلیل_جبران
📸 عکس: سارا حاجیزمانی
@yek_habbeh_sher
338
🏙
با محبوبم
در یک شهر زندگیمیکنم
بین ما
چند خیابان
چندین خانه
یک پل هوایی
دریاچهای کوچک
و صدهاهزار آدماند.
بانو #نیکی_فیروزکوهی
@yek_habbeh_sher
338
😢
صبورم از طرفی، بیقرارم از طرفی
به باد داده مرا روزگارم از طرفی…
#سیدتقی_سیدی عزیز
@yek_habbeh_sher
338
🌄
انگار که من ماهم و تو خورشیدی
کمکم به دل کوچک من تابیدی
گفتی که شبی به دیدنت میآیم
رفتی و غروبکردی و خوابیدی
بانو #میترا_ملک_محمدی
@yek_habbeh_sher
338
🖼
ابری تمام روز با من بود
چشمام هنوزم خیس بارونه
برگشتم از حالی که میفهمی
برگشتم از دنیا به این خونه
تو پشت قاب عکس پنهونی
بارون به من میباره، تر میشم
تو چندروز عاشق شدی و من
هر روز دارم پیرتر میشم
داغی مثل روزای غمگینم،
حسی مثل روزای شادم نیست
من با تو عمری زندگیکردم،
یا بی تو بودم، هیچ یادمنیست
امروز رو قاب عکس تو خوابمبرد
پرسیدم از تو ساعتت چنده
برگشتم از حالی که میفهمی
عکست هنوزم داره میخنده
استاد #عبدالجبار_کاکایی
@yek_habbeh_sher
338
😢
اگر این داغ جگرسوز که بر جان من است
بر دل کوه نهی، سنگ به آواز آید...
آقا #سعدی
@yek_habbeh_sher
338
😔
من
برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم
جز چشمهایم چیزی ندارم.
زندهیاد #احمد_شاملو
📓 آهنگهای فراموششده
@yek_habbeh_sher
338
😍
چشم خود بستم که ديگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد «ديوانه! من میبينمش!»
#شهريار عاشق
@yek_habbeh_sher
