SevenHells
Открыть в Telegram
468
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-630 дней
Архив постов
468
Repost from هرزعلف
خاطرات خوب هم خیلی عجیبن. پیش خودت میگی ایول تو این زندگی به درد نخور حداقل چهارتا خاطره خوب دارم که باهاشون لبخند بزنم. همینکه یادشون میافتی کل عضلات صورتت از کار میافتن و تنها کاری که میتونی بکنی، زل زدن به سقفه.
468
آرزو میکنم یک روز بتونم اندازهٔ ژیژک واقعی باشم. خود واقعی خالیم. هوش، خودآگاهی و عزت نفس بالایی میخواد که بتونی اینقد صادق و خالص باشی. او اسطورهٔ من است. :(
468
چند روزه یه تیکهای از تراماهای قدیمیم باز شده که بسته نمیشه به این زودیا. لطفا برگردیم به دوران گذشته (هفتهٔ پیش) که تراماهای قبلی رو تپونده بودیم ته مغزمون و فقط ترامای جنگ مرور میکردیم. حاضرم از صدای کفگیر بترسم ولی به گذشته فکر نکنم.
468
کاشکی این دو سالی که باید درس بخونم سریعتر بگذره. برای ویراستاری دیگه هیچ شوقی ندارم و جونم در میآد سر همهچیز.
🕯🕯🕯🕯کار خوب. بردگی در سیستم کاپیتالیست. پول. 🕯🕯🕯🕯🕯🕯
468
Repost from near to the wild heart
چهارم جولای .
A summer day in the woods by Peter Mork Mönsted,1891.
468
خواب تببار و چشم خمار از گریه میخوام. از اینا که چشمت میسوزه، سرت درد میکنه ولی حتی حوصله نداری آب بخوری و فقط بیهوش میشی و با مرده فرقی نداری. ۱۴ ساعت میخوابی و بیدارت نمیکنن و وقتی بیدار میشی هم کسی بهت کاری نداره. پوچ و شناور و خالی، صرفا درحال ریکاوری، تا مغزت همهچیز رو بپوشونه و دوباره زنده بشی.
شاید ناسالم باشه ولی از سالمش هم چیز زیادی بهمون نماسیده حالا همچین.
468
فکر کنم هزار بار در دو هفتهٔ اخیر این انیمیشنه رو دیدم.
شعر عالی. اجرا محشر. انیمیشن فوقالعاده. هر هزار بار مو به تنم سیخ شده.
468
اینقد بهش گفتم لوبیاشاه، باورش شده شاهه. یهجوری فیف میکرد به من و دوستم انگار خونه مال اونه. (که البته هست. ما رعایای ایشانیم.)
468
بعد از دوستام، فقط پول خوشحالم میکنه. پولم واسه اینکه بدبخت نباشم و بیشتر دوستامو ببینم. پول زیاد 🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯🕯
468
حداقل سه تا همسایه باید بیان خونهٔ ما رو مرتب کنن. اصلا حوصلهش رو نه دیشب داشتم نه امروز دارم. اصلا خونهٔ مرتب کانسپت مسخرهایه. که چی بشود در نهایت؟ تا کجا؟ چهکسی ذینفع این مفهوم مسخره است جز مامانی که از عمهٔ بچهها بدش میآید و مادرشوهری که به عروس احساس ناکافی بودن میدهد؟ چه فرقی میکند من شویندهای را که قرار است، دو ساعت دیگر دوباره استفاده کنم، بگذارم روی کابینت یا توی کابینت؟ چرا باید هر شب چراغ مطالعه را گذاشت روی میز و باز گذاشت روی آن یکی میز؟ چرا باید ظرفهای دمدستی را دوباره چپاند توی کابینت؟ ای خدا. من آخر بهخاطر نفرت از خانهداری خودم رو از پنجره میندازم پایین. 😭
468
هر بار بعد از مردی میرم حموم دچار بحران میشم. با آب ۶۰-۷۰ درجه دوش میگیره. من اگه دمای دوشگرفتنم اینقد بالا باشه تا هفت روز بعدش پوستم خشک و تاولزدهست. بعد اونو نگاش میکنی انگار پوستش از الماسه. بدون مراقبت خاصی میدرخشه، حتی وقتی عملا تو حموم داشته مثل چای کیسهای دم میکشیده. نمیدونم جنسیتیش کنم یا ژنتیکی، ولی مطمئنم یه جایی داره در حقم ظلم میشه.
