ru
Feedback
فیه ما فیه

فیه ما فیه

Открыть в Telegram

این «من» نیز منكر می‌شود مرا. #شمس

Больше
9 067
Подписчики
+1824 часа
+767 дней
+30630 день
Архив постов
Repost from فیه ما فیه
جهانی هیـچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان وگر خفته بدانستی که درخوابم چه غم بودی! @fihehmafih #مولانا
جهانی هیـچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان وگر خفته بدانستی که درخوابم چه غم بودی! @fihehmafih #مولانا

من گنگ خواب دیده و خلقی تمام ، کر من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش. #شمس

مرده بودم زنده شدم #مولانا

آخر سنگ پرست را بد می‌گویی که رو سوی سنگی یا دیوار نقشین کرده است و تو هم رو به دیواری می‌کنی. اخر کعبه در میان عالم است، چون این کعبه را از میان برداری، سجده ایشان به سوی دل همدیگر باشد. سجده آن بردل اين، سجده اين بر دل آن. #شمس

Repost from فیه ما فیه
تو را بی‌کس یافتم همه‌ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خود تنهات، رها کردند من یار بی‌یارانم. @fihehmafih #مقالات_شمس
تو را بی‌کس یافتم همه‌ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خود تنهات، رها کردند من یار بی‌یارانم. @fihehmafih #مقالات_شمس

آخِر، تو به این تَن چه نظر می‌کنی؟! تو را به این تن چه تعلّق است؟! تو قائمی بی این و هماره بی ‌اینی. اگر شب است، پروای تـن نــداری، و اگر روز است، مشغولی به کارها. هرگز با تن نیستی. اکنون چه می‌لرزی بر این تن، چو یک ساعت با وی نیستی؛ جاهای دیگری؟! تو کجا و تن کجا؟! #فیه_ما_فیه

sticker.webp0.57 KB

Repost from فیه ما فیه
بشنو از نی ....

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی #مولانا

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون #مولانا

حق تعالی با بایزید گفت که یا بایزید چه خواهی؟ گفت: خواهم که نخواهم اُرِیْدُ اَنْ لَا اُرِیْدَ @fihehmafih #فیه_ما_فیه

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد #مولانا

sticker.webp0.56 KB

https://t.me/joinchat/AAAAAD-93INYwR2QMMi8fg لینک کانال👆🏻 #فیه_ما_فیه

نخواهم عمر فانی را توی عمر عزیز من نخواهم جان پرغم را توی جانم به جان تو چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم وگر یک دم زدم بی‌تو پشیمانم به جان تو اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم وگر بی‌تو به گلزارم به زندانم به جان تو سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو درون صومعه و مسجد توی مقصودم ای مرشد به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو #مولانا

گویی درخت را درجنباند تا میوه فرود آید وقتی باشد که به جنبانیدن میوه باز رود و فرو نیاید همه چنان نباشد که بیاید چاره نیست الّا سکوت و تسلیم است هر شجره در این صورت نیست اینجا هیچ طریق دیگر نیست الّا سکوت و تسلیم. #شمس

اکنون جهد میباید کرد که در اندرون نوری حاصل کنی. تا از این نار تشویشات خلاص یابی و ایمن شوی فیه ما فیه

تو را بی‌کس یافتیم همه‌ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خود و تنهات رها کردند من یار بی‌یارانم. #شمس

Repost from فیه ما فیه
ز خاکِ من اگر گندم برآید از آن، گر نان پزی مستی فزاید خمیر و نانبا دیوانه گردد تنورش بیت مستانه سراید @fihehmafih مولوی به تصحیحِ بدیع‌الزمان فروزانفر

تو بر آنک خلق را حیران کنی من بر آنک مست و حیرانت کنم #نیما_یوشیج