ru
Feedback
ارزیابی شتابزده

ارزیابی شتابزده

Открыть в Telegram

یادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала ارزیابی شتابزده

Канал ارزیابی شتابزده (@solseghalam) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 13 353 подписчиков, занимая 15 246 место в категории Образование и 24 230 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 13 353 подписчиков.

Согласно последним данным от 12 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -79, а за последние 24 часа — -4, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 24.99%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает N/A% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 0 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 0 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как ترامپ, مهندسی, نتانیاهو, مهندس, فرد.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
یادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 13 июня, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Образование.

13 353
Подписчики
-424 часа
-267 дней
-7930 день
Архив постов
photo content
+1

photo content
+9

امروز یکشنبه ۲۷ اردیبهشت (۱۷ می) «روز تعطیل» به پایان رسید، ولی دونالد ترامپ در فاصله ۸ ساعت در شبکه اجتماعی تروث ۳۵ پست (فرسته) ارسال کرد! شگفت‌آور است و اندوه‌بار. حتی اگر یک پسربچه دبیرستانی یا یک بازیگر هالیوود در بازه زمانی “چند ساعت” اینهمه تصاویر عجیب و غریب را از خودش به شکل رگباری در شبکه‌های اجتماعی پست کند، اطرافیانش نگران سلامت احوال او می‌شوند. ولی چگونه است که در میان بزرگان سیاسی حزب جمهوری‌خواه نگرانی از ثبات رفتار/شخصیت این شخص ایجاد نمی‌شود؟ برخی از این عکس‌ها شگفت‌آور است.🔻مثلا عکسی که در آن شی جین‌پینگ رئیس‌جمهور چین را پشتِ سرِ خودش قرار داده! طرف تا دیروز در چین مهمان “شی” بوده و دم از دوستی و رفاقت زده، امروز که برگشته به کشور خودش چنین عکسی را از شی پست می‌کند… یا عکسی که خودش را پشت میز جنگ و مقابل دکمه انفجار نشان داده. یا عکس‌هایی که در آن‌ها به فرماندار کالیفرنیا توهین کرده... سوال اینجاست که چرا و چگونه امر سیاسی و سرنوشت دموکراسی/تحزب به این نقطه رسیده است؟ ▪️▪️▪️ t.me/solseghalam عکس‌ها🔻

✍️علت رفتار متواضع ترامپ در دیدار با عالیجناب شی چه بود؟ محمدرضا اسلامی 🔵 رفتار متکبرانه دونالد ترامپ در دیدار با سران اروپا (یا حتی در دیدار با رقبای دموکرات در داخل کشور آمریکا) امر عجیبی نیست، بلکه حتی مورد انتظار است؛ ولی‌ رفتار ترامپ در دیدار با «Xiشی» اینگونه نبود. اگر آنچه که مشاوران ترامپ به او گفته‌اند را از منظر اعداد و ارقام با هم مرور کنیم دلیل تفاوت رفتار ترامپ با رهبر چینی (در مقایسه رفتارش با رهبران اروپایی و آمریکایی) مشخص شود: ۱-تولید فولاد فولاد ستون فقرات توسعه در یک کشور است. از صنعت خودرو گرفته تا صنعت ساختمان، فولاد نقش مهمی در صنعت یک کشور داراست. آمار مقایسه ای تولید فولاد جالب است: - آمریکا: حدود ۸۰ میلیون تن در سال - روسیه: حدود ۷۰ تا ۷۵ میلیون تن در سال - چین: بیش از ۱،۰۰۰ میلیون تن (۱ میلیارد تن) در سال (بیش از ۱۲ برابر آمریکا) یعنی چین به تنهایی بیشتر از مجموع آمریکا، روسیه، ژاپن و بسیاری از کشورهای صنعتی جهان فولاد تولید می‌کند. این اعداد نشان می دهد که چین طی سه دهه گذشته چه سرمایه گذاری حیرت آوری در این صنعت انجام داده است. (لینک+) ۲- تولید برق - آمریکا: حدود ۴۶۰۰ تراوات‌ساعت در سال - روسیه: حدود ۱۲۰۰ تراوات‌ساعت - چین: بیش از ۱۰ هزار تراوات‌ساعت (بیش از ۲ برابر آمریکا) تولید برق برای توسعه هوش مصنوعی، دیتاسنترها، خودروهای برقی و صنایع پیشرفته حیاتی است. سرمایه گذاری چین در صنعت برق برای آمریکایی ها شگفت‌آور است. (لینک+) ۳- تولید سیمان - آمریکا: حدود ۹۰ میلیون تن - روسیه: حدود ۶۰ میلیون تن - چین: حدود ۲.۱ تا ۲.۴ میلیارد تن در سال این اختلاف حیرت‌آور نشان می‌دهد که مقیاس «ساخت‌وساز» و توسعه زیرساخت در چین تا چه حد عظیم است. (لینک+) ۴- تولید خودرو - آمریکا: حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون خودرو در سال - روسیه: حدود ۱ میلیون خودرو - چین: حدود ۳۱ میلیون خودرو در سال چین اکنون بزرگ‌ترین صنعت خودروسازی جهان را دارد و به سرعت در حال تسلط بر بازار خودروهای برقی است. شرکتهای چینی در حال جذب مهندسین ژاپنی از شرکتهای تویوتا، هوندا، نیسان و ... هستند. ۵- کشتی‌سازی تجاری - آمریکا: سهم بسیار محدود - روسیه: محدود و عمدتاً نظامی - چین: بیش از ۵۰ درصد کشتی‌های تجاری جهان کنترل چین بر کشتی‌سازی یعنی کنترل تجارت جهانی، زنجیره تامین و حمل‌ونقل بین‌المللی. ۶- قطار سریع‌السیر - آمریکا: تقریباً فاقد شبکه قطار سریع (!) - روسیه: محدود - ژاپن: حدود ۳۰۰۰ کیلومتر (لینک+) - چین: بیش از ۴۵ هزار کیلومتر چین بزرگ‌ترین شبکه قطار سریع‌السیر جهان را ساخته؛ بیشتر از مجموع کل دنیا. ۷- انرژی خورشیدی و باتری چین بزرگ‌ترین تولیدکننده پنل خورشیدی، باتری لیتیومی، و مواد معدنی فرآوری‌شده برای انرژی پاک است. در این بحث آمریکا هنوز در "نوآوری" جلوتر است، اما چین در مقیاس "تولید" برتری جدی دارد. ۸- جمعیت و نیروی انسانی - آمریکا: حدود ۳۴۰ میلیون نفر - روسیه: حدود ۱۴۵ میلیون نفر - چین: حدود ۱.۴ میلیارد نفر ▪️▪️▪️ در این سفر ویرایش جدیدی از ترامپ را شاهد بودیم. ترامپِ مودب و فروتن. همان شخصی که همیشه در مواجه با دیگران رفتاری تهاجمی و Bully داشت، در این سفر منضبط و قاعده‌مند رفتار کرد؛ زیرا مشاورین او طی سال‌های گذشته، آمار مذکور را بارها برایش شرح داده‌اند. او و مشاورین اش فهمیده اند که چین بدون شلیک یک گلوله بخش‌هایی از اقتصاد آمریکا را فتح کرده است (لینک+). لذا در «مواجهه با چین» ادبیات چاله میدانی پیت هگست کار نمی کند. بلکه با یک کشور «تولید محور» باید با احترام متقابل رفتار کنند. البته ژاپن هم کشوری تولید محور است ولی رفتار زشت چند هفته پیش ترامپ در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن را فراموش نکنیم! دلیل این تفاوت چیست؟ اعداد بالا. 🔴 برگ برنده آمریکا در برابر چین چیست؟ سوال مذکور را می‌توان به شکل دیگری بیان کرد: چرا هنوز آمریکا قدرتمندترین کشور دنیا محسوب می‌شود؟ چون قدرت فقط به تولید فولاد و سیمان و برق و ... محدود نیست. آمریکا همچنان مزیت‌های مهمی دارد که شامل این موارد است: ✔️دینامیک منابع انسانی (ورود دانشجویان خارجی به دانشگاههای آمریکا، باعث تنوع و برتری دایم در حوزه منابع انسانی نخبه است. لینک+) ✔️ نقش دلار در اقتصاد جهانی ✔️بزرگ‌ترین بازار سرمایه دنیا ✔️قدرت دانشگاهی و تحقیقاتی ✔️اکوسیستم استارتاپی و شرکت‌های فناوری پیشرفته ✔️برتری در نرم‌افزار و هوش مصنوعی ✔️ارتش/قدرت نظامی به رغم توانمندی های بالا، دونالد ترامپ در این سفر شخصیت دیگری از خودش بروز داد. گویی حتی متکبرترین انسان‌ها هم زبان قدرت و زور را می‌فهمند. کانال ارزیابی شتابزده در بله http://ble.ir/solseghalam t.me/solseghalam

✍️نوسانات تنگه هرمز چگونه بر کشاورزان سویا، ذرت و لبنیات آمریکایی تأثیر می‌گذارد؟ محمدرضا اسلامی مقاله زیر در شبکه خبری ABC News به بررسی آثار تنش در تنگه هرمز بر زندگی کشاورزان آمریکا پرداخته است. در این مقاله به قلم کِلی مک‌آرتی به مشکلات کشت محصولاتی نظیر ذرت و سویا پرداخته، و همچنین به چالش گران شدن پروسه تولید لبنیات اشاره شده است. این شبکه در این مدت چندین گزارش خبری/مصاحبه با کشاورزان آمریکا که از جنگ ایران متاثر شده اند، پخش کرده است. 🔵 اصل مقاله را ببینیم (لینک)🔻: کشاورزان آمریکایی در اوج فصل کاشت با افزایش قابل‌توجه هزینه‌ها مواجه شده‌اند؛ افزایشی که به‌دلیل اختلال در تنگه هرمز و تأثیر آن بر قیمت «سوخت و کود» ایجاد شده است. تنگه هرمز یک گذرگاه اصلی برای حدود «یک‌سوم تجارت دریایی کودهای شیمیایی» در جهان است، بر اساس گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD). همچنین تا دو‌سوم تجارت دریایی جهانی اوره (که کودی غنی از نیتروژن است و برای انواع محصولات از ذرت تا سبزیجات استفاده می‌شود) از این تنگه عبور می‌کند. در نتیجه، قیمت «سوخت و کود» به‌شدت افزایش یافته و این موضوع در شرایط تورم بی‌سابقه و اختلالات تجاری، فشار زیادی بر کشاورزان آمریکایی وارد کرده است. ائتلافی متشکل از ده‌ها اتحادیه بزرگ کشاورزی و سازمان‌های مرتبط، ماه گذشته در نامه‌ای به ترامپ، به «طوفان جدی»ای از چالش‌ها اشاره کردند ( perfect storm) که پایداری بلندمدت تولید داخلی غذا را تهدید می‌کند کشاورزان می‌گویند یکی از مهم‌ترین مشکلات، افزایش قیمت کودهای شیمیایی (به‌ویژه کودهای نیتروژنی) است. این نوع کود برای کشت ذرت ضروری است، بنابراین کشاورزان ذرت بیشترین آسیب را دیده‌اند. بسیاری از آن‌ها مجبور شده‌اند برای کاهش هزینه‌ها، سطح زیر کشت ذرت را کاهش داده و به سمت سویا حرکت کنند که نیاز کمتری به کود دارد. علاوه بر این، افزایش قیمت سوخت نیز هزینه‌های عملیاتی را بالا برده است. ماشین‌آلات کشاورزی، حمل‌ونقل و آبیاری همگی به سوخت وابسته‌اند، و بالا رفتن قیمت انرژی به‌طور مستقیم سود کشاورزان را کاهش داده است. در بخش دامداری و لبنیات نیز شرایط مشابهی وجود دارد. دامداران با افزایش «هزینه خوراک دام، سوخت» و سایر نهاده‌ها روبه‌رو هستند. این موضوع باعث «کاهش حاشیه سود» آن‌ها شده و ادامه فعالیت را دشوارتر کرده است. با این حال، برخی کشاورزان همچنان امیدوارند بتوانند از این شرایط عبور کنند. برای بسیاری از آن‌ها، کشاورزی تنها یک شغل نیست، بلکه یک میراث خانوادگی است که تلاش می‌کنند آن را حفظ کرده و به نسل بعد منتقل کنند. یکی از دامداران در این گزارش می‌گوید با وجود فشارها، همچنان معتقد است که کشاورزی لبنی بهترین مسیر شغلی برای اوست، هرچند حفظ و انتقال آن به نسل بعد با چالش‌های زیادی همراه است. اصل مقاله را در این لینک ببینید: https://abcnews.com/amp/GMA/Food/strait-hormuz-volatility-impacts-soybean-corn-dairy-farmers/story?id=132133238 - - - - - در مجموع، این بحران نشان می‌دهد که کشاورزی آمریکا تا چه اندازه به زنجیره‌های تأمین جهانی وابسته است و چگونه یک گلوگاه ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز می‌تواند به‌سرعت بر قیمت‌ها، تصمیمات کشاورزان و حتی امنیت غذایی تأثیر بگذارد. ▪️پی‌نوشت: ذکر مباحث مذکور نباید تاثیر راهبردی در “تصمیمات” مرتبط با جنگ در داخل کشور داشته باشد. موارد مذکور صرفا مرتبط با بخش کشاوری است، در حالی که اخبار تحرکات نظامی نشان می‌دهد ترامپ و تیم‌همراهش (به رغم تمام موارد بالا) ‌در حال انتقال گسترده تجهیزات و سرباز به خلیج فارس هستند و احتمالا همچنان قصد بر تصعید تنش است. t.me/solseghalam

✍️روایت سازی ترامپ قبل و بعد از اسلام‌آباد (ترامپ اینگونه با مردم آمریکا سخن می‌گوید) 🔹 یک Showی کامل در اسلام‌آباد برگزار شد و سریع تمام شد. از قبل مشخص بود که ترامپ تمایل خاصی به «توافق» (Agreement) ندارد (این را به صراحت در مصاحبه روز ۱۰ اپریل هم ذکر کرد)؛ پس «چرا» مذاکرات برگزار شد؟ چرا جی‌دی‌ونس را فرستاد؟ پاسخ به این سوال از باب پیش‌بینی رویدادهای آتی، مهم است. 🔹۱- ترامپ استاد رسانه است. استاد ارتباط با اذهانِ مردمی که به او رأی داده‌اند. ترامپ استادِ روایت‌سازی است. او از جوانی مقابل دوربین بوده و این را آموخته. ترامپ «برای ادامه جنگ ایران» نیاز به یک «روایت اقناعی» دارد (متقاعد Convinceکردن مردمی که پایگاه رأی‌اش هستند)؛ اینکه به مخاطب آمریکایی بگوید: گر از الان به بعد بنزین گران‌تر شد، یا اگر از الان به بعد شاهد افزایش خشونت ارتش بودید، دلیلش این است که ما تلاش کردیم به توافق برسیم ولی ایرانی‌ها دیل را نپذیرفتند. جی‌دی‌ونس را فرستادم برای توافق (عالی‌ترین مقامی ‌که می‌توانستم بفرستم) ولی ایرانی‌ها او را پس زدند. ساخت این روایت، برای داخل آمریکا یک ضرورت است. ضرورت از این جهت که ترامپ ضربان نبض جامعه سفید آمریکایی و MAGA را خوب می‌شناسد. او هرگز دست به کاری نمی‌زند که از قبل بسترسازی افکار عمومی را برایش فراهم نکرده باشد. ترامپ هرگز جلوتر از ذهن طرفدارانش حرکت نمی‌کند. او پشت سرِ اذهان عمومی حرکت می‌کند. عملا رسانه برای ترامپ، مهمترین مؤلفه در کنشگری سیاسی و حاکمیتی است. ادامه جنگ پس از این چهل روز برای ترامپ دشوار شده بود چون «آثار تردید» در پایگاه هوادارانش (همان ۷۶ میلیون‌نفری که به او رأی داده اند) مشخص شده بود. نظرسنجی‌های معتبر حاکی از این بود که در حمایتِ حامیانش از او تَرک ایجاد شده. لذا ترامپ نیاز به یک روایت جدید داشت: «برای دیل تلاش‌مان را کردیم ولی ایرانی‌ها نخواستند» 🔹۲- مذاکرات حتی ۲ روز هم طول نکشید و جی‌دی ونس درحالی که پشت‌سرش ویتکاف به پهنای صورت می‌خندید و کیفور بود اعلام کرد که گفتگوها شکست خورده و تیم‌شان عازم بازگشت به آمریکاست. همان یک روز مذاکره، برای روایت‌سازی کافی بود! در رسانه‌های آمریکایی اینگونه ذکر شد: ایران نباید بمب اتمی داشته باشد، و ایرانی‌ها اهل مذاکره نیستند. 🔹۳- روایتی که ترامپ دارد درباره ایران در جامعه آمریکا می‌سازد، چیزی مشابه الگوی کره شمالی است؛ کشوری که در ذهن مخاطب مساوی است با دو گزاره: بمب اتمی و حکمرانی عجیب. او نمی‌گوید که ایران قبلا تمام نظارت‌های آژانس و برجام را پذیرفته بوده است. او به شهروند آمریکایی نمی‌گوید که چهل شب گذشته در خیابان‌های ایران چه خبر بوده؟ مایک پومپئو به صراحت می‌گوید ولی او نمی‌گوید که در وقایع دی‌ماه افسران موساد شب در خیابان‌های تهران بوده اند. ترامپ در سخنرانی دو هفته پیش گفت: حکومت ایران ۳۰ هزار شهروند خودش را کشته. سپس در سخنرانی هفته قبل گفت: حکومت ایران ۴۵ هزار شهروند خودش را کشته. (یعنی ۱۵هزار کشته ظرف یک هفته اضافه کرد!) سپس در سخنرانی این هفته گفت حکومت ایران «احتمالا» تا ۶۰ هزار نفر از شهروندان خودش را کشته. این نحوه روایت سازی ترامپ از ایران است. تصویرگری از یک کره شمالی جدید. 🔹۴- در چنین فضایی، باید با مردم آمریکا سخن گفت. در دنیای جدید ابزار سخن گفتن «یکطرفه» نیست. نباید رسانه فقط در دست ترامپ باشد. مردم ایران و دلسوزان آینده سرزمین باید جلوی تصویرسازی ترامپ را بگیرند. تولید محتوای کوتاه (به انگلیسی) در اینستاگرام، توئیتر، فیس بوک، تیک‌تاک… از جریان زندگی در ایران امروز یک ضرورت است. نبرد واقعی در میدان روایت‌هاست. تصویری که شهروند آمریکایی از ایران دارد متناسب با یک تمدن چندهزارساله نیست. در روایتی ‌که اکنون ترامپ به مردمش می‌دهد، بمباران نیروگاه‌های ایران امری جایز است. 🔹۵- جی‌دی‌ونس چند سال پیش پشت تریبون علیه ترامپ سخنرانی می‌کرد. مارکو روبیو در انتخابات ریاست جمهوری علیه ترامپ پشت تریبون دشنام می‌داد. اما فعلا همه اینها در ماجرای ایران گرد ترامپ جمع شده‌اند و در برابر «روایت‌سازی ترامپ از ایران» سکوت پیشه کرده‌اند. وانمود می‌کنند که نمی‌دانند ایران کشوری است که نظارت بین‌المللی تحت برجام را پذیرفته بوده است. ترامپ در حال فروختن روایت خودش به شهروندان آمریکاییِ هوادارش است. روایتی که به زدن زیرساخت‌های ایران منتهی می‌شود. ▪️▪️▪️ مذاکرات اسلام‌آباد، بیش از آنکه یک تلاش جدی برای توافق باشد، بخشی از یک فرآیند بزرگ‌ترِ روایت‌سازی بوده است. فرآیندی که می خواهد افکار عمومی را با خود همراه کند. - - - ای خطّهٔ ایران مهین‌، ای وطن من/ ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من ای عاصمهٔ دنیی آباد که شد باز/ آشفته کنارت چو دلِ پُر حَزَن من ✍️محمدرضااسلامی https://t.me/solseghalam/2670

جی‌دی ونس، کمی قبل‌تر…🔺

در این مذاکرات «صورت سوال چیست؟» مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلام‌آباد‌ ساعاتی پیش آغاز شده است. اشتباه راهبردی این است که گمان کنیم این مذاکرات پیرامون مسئله هسته‌ای ایران است. «ظاهر مسئله» کنترلِ توان‌هسته‌ای ایران است ولی «اصل مسئله» نحوه تأمین امنیت اسرائیل است. در یک نگاهِ فراتر از سطح این سوال مطرح می‌شود که اساسا «مسئله اسرائیل» چیست؟ برای حل هر مسئله در فیزیک یا ریاضیات ابتدا تلاش می‌کنیم که خودِ «سوال/مسئله» را صورتبندی کنیم. در این بحث هم، قبل از آنکه بخواهیم فکر کنیم در مواجهه/مذاکره ایران با حامی اسرائیل «چه خواهد شد؟» باید بپرسیم: صورت مسئله درباره اسرائیل چیست؟ نحوه تعریف مسئله، ما را به سمت پاسخ ها خواهد کشاند. - در مواجه با اسرائیل، آیا مسئله اصلی غصبِ زمین است؟ - آیا مسئله اصلی، تحقیر سه نسل از فلسطینی ها است؟ - آیا مسئله عُلُو اسرائیل (برتری نظامی اسراییل در منطقه) است؟ - آیا مسئله احتمال «گسترش زمین» اسرائیل از نیل تا فرات است؟ - آیا مسئله ایدئولوژی صهیونیسم است؟ - آیا مسئله انواع دیگری از فساد کارتل‌ها است؟ (مشابه قصه اخیر در بحث اپستین و کارتل‌های مشابه؟) آیا «مسئله» ترکیبی از چند تا از آیتم‌های بالاست؟ یا خیر «مسئله» چند آیتم مشخص/منفک از میان اینهاست؟ اساسا «مسئله اسرائیل» را چطور باید صورتبندی کرد که بعد بتوان نسبت به مواجهه/مذاکره با حامی اسرائیل تحلیل کرد؟ - - - - تمام ساختارهای دنیای مدرن بعد از جنگ دوم جهانی شکل گرفتند: سازمان ملل، شورای امنیت، یونسکو، بانک جهانی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و … «کشور اسرائیل» نیز بعد از جنگ دوم جهانی شکل گرفته، ولی «مسئله اسرائیل» فراتر از کشور اسرائیل است. بجز IAEA که ده سال بعد از جنگ دوم جهانی شکل گرفت، همه موارد بالا بلافاصله بعد از جنگ دوم جهانی شکل گرفته اند. تحقیر اعراب فلسطینی، آواره شدن حدود ۷۰۰٫۰۰۰ انسان فلسطینی پس از جنگ، و بلاتکلیفی/فقر شدید (تحقیر) حدود ۴ میلیون انسان در شرایط فعلی، بخشی از «مسئله» اسرائیل است. حتی مسئله اشغال جنوب لبنان و منازعه دائم در مرزهای لبنان نیز بخشی از این «مسئله» است اما همه‌ی مسئله نیست. لذا باید به سوالِ اصلی بازگشت: صورت مسئله اسرائیل چیست که از زمان جنگ دوم جهانی تا به امروز «حل‌نشده» باقی‌مانده و این کشور‌ دائما در حال جنگ است. لذا پرسش اصلی این است: صورتبندی ما از این «مسئله» چیست؟ - - - بخشی از حاکمان عرب (نظیر شیخ محمد، بن زاید، تمیم بن حمد آل ثانی، بن سلمان و …) متوجه شدند که در صورت میل به «تداوم» حکومت‌شان باید از کنار این مسئله عبور کنند (بجای پیدا کردن پاسخ، صورت مسئله را پاک کنند تا حکومت‌شان طولانی شود). در رویکردی دیگر ترکیه است که در آن اردوغان و مشاورانش نگاه حاکمان عرب را ندارند (صورت مسئله را پاک نکرده) ولی درباره اسرائیل حرف نمی‌زنند! رویکرد آخر مربوط به دو رهبر قبلی جمهوری اسلامی است که با علم به چالش‌های پرداختن به «مسئله اسرائیل» از کنار آن عبور نکردند. هر گونه تحلیلی درباره شرایط ایران امروز، مذاکرات فعلی، و اتفاقات آینده، بدون مطالعه تاریخی/فلسفی از «مفهوم اسرائیل» تحلیلی سطحی خواهد بود.

این مقاله بی‌بی‌سی فارسی درباره دکتر کمال خرازی واقعا خواندنی است. نمونه‌ای تمام عیار و کامل‌ است از «حرف‌هایی برای نزدن» . این مقاله باید سال‌های آینده در‌دانشگاه‌های علوم رسانه دنیا تدریس شود تا دانشجویان علوم رسانه بیاموزند که چگونه می‌توان در یک مقاله با ردیف‌کردن گزاره‌هایی مستند، حرف‌هایی را زد ولی حرف‌هایی مهم‌تر را «تعمدا» مسکوت گذاشت؟ این مقاله مصداق کامل و هنرمندانه‌ی گفتنِ «بخشی از» حقیقت است. 🔹مقاله به مرور سوابق دکتر کمال خرازی پرداخته است. در میان سطور ( between the lines ) هر جا که توانسته نیش و کنایه‌ای هم نصیب مرحوم دکتر خرازی کرده؛ مثلا اینکه «او گاهی هم‌زمان ریاست دو سازمان را به عهده داشت» ولی در هیچ کجای این مقاله عنوان نمی‌شود که «چرا» او باید به قتل می‌رسید؟ گفته نمی‌شود که چرا اسرائیل «تعمداً» چهره‌هایی نظیر علی لاریجانی یا کمال خرازی را به قتل می‌رساند؟ چرا «چهره‌های معتدلی» که توان/پتانسیل «مدیریت تخاصم» میان ایران و آمریکا را دارا هستند توسط اسرائیل سریعا به قتل می‌رسند؟ چون اساسا در راهبرد اسرائیل، تخاصم میان ایران و آمریکا «نباید کمتر» شود بلکه هدفِ اسرائیل حذف این چهره‌ها ‌و جایگزینی آنها با چهره‌هایی است که تصعیدِ تنش‌ میان ایران و آمریکا رخ بدهد/ادامه یابد. 🔹در میانه‌ی مقاله یک لگدی هم به دکتر سروش زده و خیلی ظریف و ملایم برای خواننده، دکتر سروش را با حسن روحانی و کمال خرازی و «کارگزاران جمهوری اسلامی!» یک‌کاسه کرده، تا از این فرصت برای‌ تسویه حساب با «فیلسوفِ مولوی‌پژوه» استفاده کند و سروش را (که سالهاست از سرزمینِ خودش رانده شده) بخاطر مواضع اخیرش در حمایت از رزمندگان/مدافعان مرزهای ایران، بنوازد. 🔹آنچه که در میان سطور این مقاله دیدنی است «رد خون» است. اینکه می‌گوید: کشتن کمال خرازی بی‌دلیل نبوده. او با اینکه الان سِمت مهمی نداشت، ولی چهره تاثیرگذار و مهمی بوده (و لذا قتل او لازم بوده) 🔴این روزها خواهد گذشت، ولی رد خون، قتل و انفجار، «راه حل» مسائل جوامع انسانی نیست. حذف چهره‌هایی مانند علی لاریجانی و کمال خرازی توسط کسانی انجام می‌شود که «باور دارند» حل مسائل جوامع انسانی فقط از طریق تصعید تنش، قتل و با رد خون رخ می دهد: صلح مسلح. - - - - - کمال خرازی خدایت رحمت کناد. نمونه‌ای بودی از متانتِ ایرانی. هرگز نه با هیجان سخن گفتی و نه شتابزده درشت‌گویی کردی. برای سرزمین‌ات کوشیدی، در خانه‌ات ماندی، فرار نکردی، و همراه با همسرت کشته شدی. سفر بخیر مرد کم سخن. https://www.bbc.com/persian/articles/c30r7p4pqn1o

Wars have come and gone, yet Iran has endured for thousands of years. You unleashed your bombs, but Iranian music, culture, and art have remained alive and unbroken for millennia. جنگ ها آمدند و‌ رفتند ولی ایران هزاران سال باقی مانده از بمب هایتان استفاده کردید ولی ساز ایرانی، فرهنگ و هنر ایرانی باقی ماند! - - - - ‏Hamidreza Afrideh plays the kamancheh in a place that once used to be his music school. * حمیدرضا آفریده در جایی کمانچه می‌نوازد که آموزشگاهش بوده t.me/solseghalam

این تصویر نتایج یک نظرسنجی از CBS News / YouGov را نشان می‌دهد دربارهٔ «حمایت از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران» که بر اساس گر
این تصویر نتایج یک نظرسنجی از CBS News / YouGov را نشان می‌دهد دربارهٔ «حمایت از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران» که بر اساس گرایش حزبی تفکیک شده است. 🔴خلاصهٔ داده‌ها: • دموکرات‌ها (Dems): • موافق: ۸٪ • مخالف: ۹۲٪ ✔️تقریباً به‌طور قاطع مخالف هستند. • مستقل‌ها (Inds): • موافق: ۳۱٪ • مخالف: ۶۹٪ ✔️اکثریت مخالف‌اند، اما نه به شدت دموکرات‌ها. • جمهوری‌خواهان (Reps): • موافق: ۸۴٪ • مخالف: ۱۶٪ ✔️اکثریت قوی موافق هستند. 🔴🔴تفسیر داده‌ها: این نظرسنجی نشان‌دهنده یک شکاف بسیار عمیق (حزبی) در آمریکا است. جمهوری‌خواهان به‌طور گسترده از اقدام نظامی حمایت می‌کنند. دموکرات‌ها تقریباً به‌طور کامل مخالف‌اند. مستقل‌ها بین این دو قرار دارند، ولی بیشتر به سمت مخالفت متمایل‌اند. (جنگ علیه ایران در افکار عمومی آمریکا به‌شدت قطبی (polarized) و «فعلا» وابسته به گرایش سیاسی است) ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ششم آوریل - - - - ** واژه «اقدام نظامی» را شبکه خبری CBS استفاده کرده، که برای پایبندی به اصل خبر، همان استفاده شد. t.me/solseghalam

✍️ الان میدان ونک، صحبتهای اسکات ریتر و فرازهای جوشن همین الان پخش زنده شبکه ۳ در حال نشان دادن مردمی است که در میدان ونک تهران جمع شده اند و زیر دود، در این هوایِ بعد از بمبارانِ تهران، همراه با فرزندانشان نشسته اند و فرازهای دعای جوشن را می خوانند. شگفت‌آور است. این دقیقا همان حلقه مفقوده‌ای است که شبکه خبری ABC News نشان نمی‌دهد. CNN‌ نشان نمی‌دهد. فاکس‌نیوز نشان نمی‌دهد. 🔵 نشان «ندادن» مردمی که «بعد از چندین روز بمباران» در هوای پس از انفجار مخازن نفت، روی زمین خیابان می‌نشینند و فرازهای دعا را نجوا می‌کنند… این نشان «ندادن» در رسانه غربی، فقط به دلیل رذلی و پستیِ رسانه نیست بلکه رسانه وقتی از صورتبندیِ «مفهومی» عاجز می شود، ترجیح می‌دهد درباره آن سخن نگوید. ترجیح می‌دهد از کنارش مسکوت بگذرد. در دیدگاه رسانه غربی، با هیچ منطقِ عقلانی‌ و منطق سود/زیان قابل صورتبندی نیست که چطور ممکن است عده ای پس از هشت روز بمباران شهر، همراه با فرزند و همسر در چنین هوایی در خیابان به نجوای با خداوند آسمان‌ها بپردازند. 🔵صورتبندی این موضوع، در توان رسانه نیست. لذا از آن عبور می کند! حال آنکه در غرب افرادی مثل اسکات ریتر یا تاکر کارلسون پیدا شده اند که به مفهوم تشیع فقط از منظر «بمب» نگاه نمی‌کنند. در فایل یوتیوب زیر صورتبندی اسکات ریتر را از اتفاقات اخیر ایران بشنوید. اینکه چطور توضیح می دهد که با «بمب» نمی‌شود یک گونه از زیست انسانی را از بین برد! با بمباران می‌توانی اهداف فیزیکی و حتی انسانی را از بین ببری، ولی با بمب نمی‌توانی یک گونه از زیست انسانی را محو کنی. اسکات ریتر در گفتگو با یوتیوبر جوان می‌گوید: ما آمریکایی ها از درک این مفهوم عاجزیم. اسکات در بیست دقیقه اول این یوتیوب می‌گوید: در چارچوب زیست شیعی ما آمریکایی ها ذره ای «مفهوم حسین» را در زیست شیعی نمی‌فهمیم. ما آمریکایی ها از درک این مفهوم عاجزیم که چطور یک سیستم چند روز بعد از کشته شدن مقام اول کشور هنوز می جنگد. بعد می‌خواهیم در گفتگو با کسی که به حسین معتقد است با «زبان بمب» و با «بان تحقیر» جلو برویم. چرا؟ چون ما احمقیم. صحبت‌های اسکات در کمتر از ۲۴ ساعت در یوتیوب بیش از هشتصد و پنجاه هزار بار دیده شده. https://www.youtube.com/live/8X7L1JIrR0g?si=4CXaJ41u7QYINFlg

الان - میدان ونک فرازهای جوشن در خیابان‌🔻
الان - میدان ونک فرازهای جوشن در خیابان‌🔻

✍️ رفتار شیشه در انفجار محمدرضا اسلامی 🔵 در زمان برخورد موج انفجار به سازه‌ها، رفتار نمای شیشه ای و پنجره‌های ساختمان بسیار مهم است. با توجه به اتفاقات جنگ اخیر در مناطق مسکونی، مروری بر نکات مربوط به بحث مکانیزم خرابی شیشه داشته باشیم. دانستن این موارد برای افزایش ایمنی شهروندان در برابر انفجار ضروری است: ۱- براساس تجربه، در زمان انفجار در مناطق مسکونی، تعداد محدودی ساختمان دچار «فروریختن کامل» (Progressive collapse/Total Collapse) می‌شوند، در حالی که تعداد زیادی ساختمان (گاه ده‌ها ساختمان) دچار خسارت در شیشه پنجره ها می‌شوند. مطالعه علمی این موضوع اولین بار پس از انفجار ساختمان فدرال موراه در ایالت اوکلاهوما توسط سازمان FEMA در سال ۱۹۹۵ بود. در اثر مواد منفجره (حدود ۲ تن نیترات آمونیوم، فقط ۵ ساختمان «به طور کامل» فروریختند ولی‌ در صدها ساختمان بروز خسارت شدید در پنجره ها، باعث جراحت ساکنین و آسیب جدی به چشم‌ها و صورت شد. (رفرنس: گزارش علمی FEMA 227) ۲- انفجار چیست؟ انفجار یک فرآیند فیزیکی یا شیمیایی بسیار سریع است که در آن «مقدار زیادی انرژی» در مدت‌زمان کوتاه آزاد می‌شود و موجب افزایش ناگهانی فشار، دما و حجم گازها می‌گردد. این آزادسازی سریع انرژی معمولاً یک موج فشار (موج ضربه‌ای) ایجاد می‌کند که در محیط اطراف منتشر شده و می‌تواند سبب تخریب سازه‌ها و آسیب به موجودات زنده شود. ۳- شیشه های ساختمان‌ها برای بارگذاری باد طراحی می‌شوند (و نه انفجار). برای مثال در تهران شیشه پنجره ها برای بار باد 2 تا 3 کیلو پاسکال طراحی می‌شوند در حالی که همان شیشه در لحظه انفجار ممکن است تحت بار فشاری تا ۱۰۰ مگاپاسکال واقع شود. ۴- سه نوع شیشه در پنجره ها داریم: ▪️شیشه های آنیلد (معمولی) ▪️شیشه های تمپرد (شیشه حرارت‌دیده) ▪️شیشه‌های لمینیتد (شیشه لایه‌دار) عملکرد این شیشه‌ها تحت موج انفجار کاملاً متفاوت است. اگر پنجره‌های ساختمان شما از شیشه‌های آنیلد (شیشه معمولی) است حتما/سریعا باید نسبت به چسب زدن سطح شیشه (یا حتی پوشاندن پنجره با فیلم ایمنی یا تخته چوب) اقدام کنید. برای روشن‌تر شدن موضوع رفتار شیشه در انفجار هر یک را توضیح کوتاهی می‌دهم: ▪️شیشه آنیلد (Annealed Glass) این شیشه معمولی‌ترین و ضعیف‌ترین نوع شیشه ساختمانی است. در اثر موج انفجار به‌سرعت ترک می‌خورد، به قطعات بزرگ و تیز (تیغه‌ای شکل) خرد می‌شود. این قطعات در اثر موج انفجار با سرعت بالا به داخل اتاق "پرتاب" می‌شوند. بیشترین آسیب‌های انسانی در انفجار معمولاً ناشی از پرتاب خرده‌شیشه‌های آنیلد است، نه خود موج فشار. ▪️شیشه تمپرد (Tempered Glass) این شیشه با عملیات حرارتی مقاوم‌تر شده و حدود ۴ تا ۵ برابر قوی‌تر از آنیلد است. لذا در برابر موج انفجار ظرفیت تحمل تنش بیشتری دارد. این شیشه در صورت شکست، به «قطعات کوچک» و نسبتاً گرد (دانه‌ای) خرد می‌شود. بنابراین خطر بریدگی عمیق توسط این شیشه در زمان انفجار کمتر است. با این حال در انفجار شدید، همچنان از قاب پنجره جدا شده و به داخل پرتاب می‌شود و انسجام خود را حفظ نمی‌کند. بنابراین شیشه تمپرد از نظر کاهش شدت جراحت بهتر از آنیلد است، ولی هنوز برای سناریوهای انفجار شدید ایده‌آل نیست. ▪️شیشه لمینیتد (Laminated Glass) این شیشه از دو یا چند لایه شیشه به همراه یک لایه میانی «پلیمری» (معمولاً PVB) تشکیل شده است. این شیشه در زمان انفجار ممکن است ترک بخورد، اما قطعاتش به لایه میانی PVB می‌چسبند. بنابراین این شیشه معمولا یکپارچگی خود را در هنگام رسیدن موج انفجار حفظ می‌کند و از پرتاب خرده‌شیشه، جلوگیری می‌شود. در پنجره هایی که از این نوع شیشه استفاده شده، انتقال فشار موج انفجار و خطر آسیب ثانویه به‌طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند. 🔴۵- توصیه های راهبردی: الف-در صورت وجود شیشه های ترک دار ‌در ‌پنجره ها، حتما سریعا آنها را عوض نموده و با شیشه لمینیتد جایگزین کنید. ب-هنگام انفجار از پنجره فاصله بگیرید. به هیچ وجه نزدیک شیشه نایستید، حتی اگر لمینیتد و دوجداره باشد. ج- در‌صورت امکان روی شیشه‌ها را با پرده یا کرکره داخلی بپوشانید تا در‌ صورت برخورد موج انفجار، قطعات شیشه به داخل اتاق پرت نشود. د- موج انفجار باعث خم شدن شیشه می‌شود. لذا در صورت امکان شیشه‌های خانه را با فیلم ایمنی (Security Film) بپوشانید. فیلم ایمنی یک لایه شفاف و نازک پلیمری است که از سمت داخل روی شیشه چسبانده می‌شود و تقریباً دیده نمی‌شود. با اینکه رفتار شیشه را در حد لمینیتد بهبود نمی‌دهد ولی در زمان انفجار خرده‌ها به فیلم می‌چسبند و به داخل فضا پرتاب نمی‌شوند. ▪️چند مقاله اخیر ما که در این بحث منتشر شده اند جهت همکاران مهندسین محاسب: مقاله ۱ مقاله ۲ مقاله ۳ مقاله ۴ امید که کشورمان از جنگ به سرعت دور بشود. t.me/solseghalam/2662

گزارش سازمان FEMA درباره ساختمان های متاثر از انفجار 1995 اُکلاهما (مقایسه شکست شیشه با فروریختن سازه)🔺🔻
گزارش سازمان FEMA درباره ساختمان های متاثر از انفجار 1995 اُکلاهما (مقایسه شکست شیشه با فروریختن سازه)🔺🔻

گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی از آسمان اسرائیل و تفاوت این دفعه با جنگ ۱۲ روزه - - - - و البته به صراحت هم می‌گوید که خبرنگارها در اسرائیل برای دسترسی به مناطق اصابت موشک‌ها در نقاط استراتژیک و پایگاه‌های نظامی محدودیت دارند. (اطلاعاتی منتشر نمی‌شود)

چقدر براحتی بی‌شرم از احتمال تغییر نقشه و مرزهای ایران می‌گوید. تغییر مرزهای کشوری که با هشت‌سال جنگ مرزهایش جابجا نشد.

مدل ونزوئلا یا مدل عراق/لیبی؟ تفاوت ترامپ با نتانیاهو؟ سوال اساسی‌ در این مرحله این است که چه برنامه‌ای برای «ادامه جنگ» با ایران طراحی شده است؟ مکانیزم فکر کردن ترامپ یک سیستم مبتنی برای چارچوب ریاضی نیست. او وارد یک ماجرا/معامله می شود، جلو می رود تا ببیند به کجا می‌رسد؟ بر اساس رخدادها و وقایع، شرایط جدید را می‌سنجد، ارزیابی می‌کند و برای اقدام بعد تصمیم می‌گیرد. این روش کاملا متفاوت با مکانیزم فکری فردی مانند بنیامین نتانیاهو است که deterministic mental model محسوب می شود. ذهنی مبتنی بر معادلات مشخص. او فردی است که برنامه های مشخص دارد، نتایج مشخصی از امور را می‌خواهد و برای رسیدن به «اهداف مشخص» نهایت تلاشش را می‌کند. یعنی در عمل دو ذهن متفاوت در موضوع ِیک جنگ با هم همگرا شده اند: دترمینیسم امنیتی در برابر ذهن معامله‌گر غیرخطی. 🔴 با این تفاوت ادامه جنگ ایران تا کجا پیش می رود؟ برای ترامپ مدل مطلوب در یک جنگ، «مدل غیرفرسایشی» مشابه مدل ونزوئلاست. اینکه نظام دیوانسالار و بروکراسی در کشورِ مورد حمله متلاشی «نشود» و فقط رأس هرم حاکمیت عوض بشود. دلیل این منطق فکری، تجربه عراق و افغانستان است. برای یک معامله‌گرِ بازار املاک نیویورک، مصرف چندهزار میلیارد دلار بودجه دولت آمریکا در عراق و افغانستان «اتلاف منابع» بود. ولی این نگاه، با نگاه نتانیاهو متفاوت است. او معتقد است تفکر مبتنی بر تشیع اساسا یک خطر وجودی برای اسرائیل است: Existential threat لذا نه فقط رأس هرم، بلکه «کل تشکیلات» از اساس باید متلاشی و نابود شود. حتی اگر تجربه ویرانی در عراق و افغانستان هم رخ بدهد، باکی نیست چون در یک «دترمینیسم امنیتی» اهداف مشخص «باید» تامین شود. 🔵ادامه این جنگ «اگر» با منطق ذهنی نخست‌وزیر اسراییل باشد، تا انقراض کلیه تشکیلات اداری-نظامی ایران ادامه‌دار خواهد بود. چیزی شبیه مواجه با غزه. مشابه مواجه با سوریه. یا لیبی. ولی ادامه جنگ «اگر» مبتنی بر مکانیزم ذهن ترامپ باشد، نیاز به متلاشی شدن «همه چیز» نیست. 🔵 در یادداشت‌های قبل هم ذکر شد که با اینکه شخصیت ترامپ با نتانیاهو در برخی حوزه‌ها همپوشانی دارند، ولی دارای تفاوت‌های ماهوی نیز می‌باشد. ترامپِ شیفته جایزه صلح نوبل، مایل به این نیست که در «میراث» حکمرانی‌اش ذکر شود که یک ویرانه بزرگ (به بزرگی عراق) از او در ایران به جای ماند. در حالی که در منطق ذهنی نتانیاهو تمامیت ارضی ایران «احتمال» خطر وجودی برای اسرائیل (در آینده) خواهد بود. جمهوری اسلامی نه، خود ایران. بحث مشخصا در این است : مدل ونزوئلا (توقف درگیری نظامی) یا مدل عراق/لیبی (و ادامه جنگ تا سطح منازعات خیابانی)؟ ▪️▪️▪️ مذاکرات قبل با ترامپ مذاکرات غیرمستقیم بود. بدیهی بود که مذاکره غیرمستقیم به نتیجه‌ای نمی‌رسد. در این مقطع هرگونه مذاکره ای باید مستقیم و با خود ترامپ باشد. نه ویتکاف و نه کوشنر. اگر «احتمالی» بر جلوگیری از «تجزیه ایران» و حفظ تمامیت ارضی کشور وجود دارد، باید برای آن احتمال تلاش کرد. ۱- علی لاریجانی باید شخصا به واشنگتن سفر کند. او باید به شکل مستقیم در این «تلاش» برای جلوگیری از تجزیه ایران، تحرک داشته باشد. ۲- محمدجواد ظریف باید در مسیر گفتگوها با علی لاریجانی همراه باشد. چهره‌های موجه دانشگاهی و علمی نظیر دکتر نیلی نیز باید لاریجانی را همراهی کنند. ۳- این امر به مفهوم تضعیف قوای مسلح کشور نباید باشد. بلکه به مفهوم تلاش برای جلوگیری از تصاعد تخاصم/گسترش جنگ و «تجزیه کشور» باید تلقی شود. سفر لاریجانی به واشنگتن باید پس از نشان دادن قدرت قوای نظامی کشور باشد. ▪️▪️▪️ در ذهن نتانیاهو «مسئله» فقط «جمهوری اسلامی» نیست بلکه اسرائیل با مفهوم «ایران وسیع» مسئله دارد. ایران بزرگ یعنی خطر وجودی برای اسرائیل؛ درحالی که ایرانِ شکسته، ایرانِ بدون خوزستان، ایران بدون کردستان، ایران بدون آذربایجان، ایران بدون بلوچستان، در اندازه «چند امارات و قطر» در دیترمینیسم امنیتی اسرائیل قابل پذیرش/مطلوب است. محمدرضا اسلامی t.me/solseghalam

✍️سخنرانی ترامپ در کنگره و بحث حمله به ایران محمدرضا اسلامی 🔵 ترامپ دیروز در کنگره آمریکا تحت عنوان State of the Union سخنرانی کرد؛ طولانی‌ترین سخنرانی رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ این قالب رسمی. رکوردشکنی در زمان، اما مهم‌تر از زمان، پیام‌هایی بود که در میان سطور آن پنهان شده بود. 🔵 برخلاف موج تحلیل‌هایی که از «نزدیک بودن جنگ» می‌گفتند، ترامپ نه از حمله ده‌روزه سخن گفت، نه از ضرب‌الاجل پانزده‌روزه. خبری از اعلام رسمی یک عملیات قریب‌الوقوع نبود. آیا این خدعه است یا واقعا او نیازی به قریب الوقوع بودنِ حمله به ایران در این جلسه ندید؟ نمی دانیم؛ اما یک جمله کلیدی گفت: ایران در حال آماده‌سازی موشک‌هایی است که به‌زودی به خاک آمریکا نیز دسترسی خواهند داد. 🔵این جمله را باید جدی گرفت. نه به معنای وقوع فوری جنگ، بلکه به معنای «آماده‌سازی افکار عمومی». در سیاست آمریکا، جنگ‌ها یک‌شبه آغاز نمی‌شوند؛ ابتدا «روایت» ساخته می‌شود، تهدید برجسته می‌شود، و بعد فضا آماده می‌شود. آنچه ترامپ گفت، بیشتر شبیه چیدن آجرهای نخست «یک روایت امنیتی» بود. با این حال، سکوت او درباره "زمان‌بندی حمله" نشان می‌دهد که یا او در حال حاضر، تصمیم فوری برای ورود به جنگ نگرفته، یا اینکه مایل است درگیر بروکراسی کنگره برای مجوزهای جنگ نشود (لذا "زمانبندی" جنگ را پررنگ نکرد). اما فراتر از ایران، این سخنرانی دو پیام بزرگ‌تر داشت: ۱. آمریکای درگیر در هزار جبهه داخلی کافی بود به تنوع موضوعات مطرح‌شده نگاه کنیم: اقتصاد، مهاجرت، مرزها، جرم و جنایت، رقابت با چین، انرژی، فرهنگ، دانشگاه‌ها و … این حجم از مسائل نشان می‌دهد آمریکا «در داخل» با انبوهی از چالش‌ها روبه‌روست. رئیس‌جمهوری که در خانه با این سطح از بحران سیاسی و اجتماعی مواجه است، هر تصمیم خارجی‌اش نیز ناگزیر در چارچوب همین فشارهای داخلی شکل می‌گیرد. (موضوع یادداشت قبل) ۲. دوقطبی‌ای که به مرز بی‌سابقه رسیده است: «انحطاط امر سیاسی» شاید مهم‌تر از محتوای سخنرانی، فضای آن بود. ترامپ در صحن رسمی کنگره، نمایندگان دموکرات منتخب مردم را با تعابیری تند خطاب کرد (These People are crazy). مجادله لفظی او با ایلهان عمر شبیه یک Bully در یک دبیرستان آمریکایی بود. جایی که یک پسر دبیرستانی یک دختر را با قلدری مسخره می کند. بعد می گوید: اگر جرات داری بلند شو و بایست. این فضای جدال در یک فضای هیجانی بود تا یک گفت‌وگوی نهادی در بالاترین سطح قانون‌گذاری آمریکا. این همان تغییر بزرگ دوران ترامپ است: سیاست از قالب کلاسیک و کنترل‌شده خارج شده و به صحنه تقابل مستقیم، شخصی و نمایشی تبدیل شده است. دوقطبی در آمریکا دیگر یک اختلاف نظری ساده نیست؛ به یک شکاف عاطفی و هویتی تبدیل شده است. چیزی که تا پیش از ترامپ سابقه نداشت. 🔵ترامپ دیروز جنگ اعلام نکرد. اما تهدید را قاب‌بندی کرد. و همزمان نشان داد که آمریکا بیش از هر زمان دیگری از درون دچار شکاف است. این‌که جمله او درباره موشک‌های ایران صرفاً ابزار فشار سیاسی است یا مقدمه یک مسیر تنش‌آلودتر، به هفته‌ها و ماه‌های آینده بستگی دارد. اما یک چیز مشخص است: ترامپ خطرناک تر از آن چیزی بود که همگان می پنداشتند.