Winterfell.ir
Открыть в Telegram
کانال تلگرام رسمی سایت winterfell.ir «مرجع تخصصی ترجمه کتابهای نغمه ای از یخ و آتش»❄️game of thrones 🔥 دانلود خاندان اژدها در کانال👈 https://t.me/winterfell_hotd تماس با مدیریت برای خرید کتاب: @Galadriel7
Больше5 221
Подписчики
-124 часа
+217 дней
+14530 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Облако тегов
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+77
в 1 каналах
июнь '26
+213
в 1 каналах
Get PRO
май '26
+50
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+45
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+31
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+316
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+60
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+57
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+61
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+63
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+49
в 0 каналах
Get PRO
август '25
+55
в 1 каналах
Get PRO
июль '25
+55
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+42
в 1 каналах
Get PRO
май '25
+61
в 1 каналах
Get PRO
апрель '25
+69
в 3 каналах
Get PRO
март '25
+82
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+63
в 0 каналах
Get PRO
январь '25
+51
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+78
в 2 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+60
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '24
+110
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+130
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+205
в 1 каналах
Get PRO
июль '24
+399
в 3 каналах
Get PRO
июнь '24
+226
в 3 каналах
Get PRO
май '24
+81
в 0 каналах
Get PRO
апрель '24
+45
в 1 каналах
Get PRO
март '24
+69
в 0 каналах
Get PRO
февраль '24
+59
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+92
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '23
+92
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+95
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '23
+50
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+84
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+90
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+55
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+61
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+78
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+48
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+48
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+69
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+98
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+244
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+388
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+407
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+797
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+69
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+74
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+59
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+31
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+37
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+75
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+52
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+62
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+81
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+71
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+75
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+57
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+53
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+64
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+67
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+42
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+56
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+61
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+3 257
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 12 июля | +8 | |||
| 11 июля | +2 | |||
| 10 июля | +4 | |||
| 09 июля | +7 | |||
| 08 июля | +5 | |||
| 07 июля | +8 | |||
| 06 июля | +11 | |||
| 05 июля | +6 | |||
| 04 июля | +5 | |||
| 03 июля | +11 | |||
| 02 июля | +5 | |||
| 01 июля | +5 |
Посты канала
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹شاهزادهای که پادشاه شد (صعود جهیریس اول)
🔸بخش اول
جهیریس تارگرین اول در سال چهل و هشت پس از فتح در چهارده سالگی بر تخت آهنین جلوس کرد و تا زمان مرگ طبیعیاش در سال صد و سه پس از فتح پنجاه و پنج سال بر هفت پادشاهی حکومت کرد. در سالهای آخر سلطنتش و در مدت سلطنت جانشینش، او را به دلایلی مشخص پادشاه پیر صدا میزدند، ولی جهیریس برای مدت طولانیای جوان و نیرومند بود نه پیر و ضعیف، و بسیاری از اندیشمندان نیز محترمانه در مورد وی صحبت میکنند و وی را "آشتیدهنده" میخوانند، استاد بزرگ اومبرت، که تاریخ قرن بعد را نوشته است، سخن معروفی دارد که در آن میگوید، اگان اژدها و خواهرانش هفت پادشاهی را فتح کردند(شش تا، حداقل)، ولی این جهیریس آشتیدهنده بود که آنها را یکی کرد.
کار راحتی نداشت، زیرا شاهان پیشین هر آنچه فاتح رشته کرده بود را پنبه کرده بودند، اینیس با ضعف و تردیدش، میگور نیز با عطش سیریناپذیرش به خون و ظلم. مملکتی که جهیریس به ارث برده بود فقیر، جنگزده و بیقانون بود، و با بدگمانی و تفرقه نیز عجین شده بود، در حالی که شاه جدید جوانی بدون تجربه حکمرانی بود.
حتی ادعایش بر تاج و تخت نیز کاملاً جای تردید داشت. باوجوداینکه جهیریس تنها پسر زنده پادشاه اینیس بود، برادر بزرگترش اگان پیش از وی ادعای پادشاهی کرده بود. اگان بیتاج در جنگی که در کنار دریاچه چشم خدایان برای سرنگونی عمویش تلاش میکرد کشته شد، ولی پیش از آن خواهرش رینا را به همسری برگزیده بود و دو دختر، دوقلو ها آیریا و ریلا را بر جای گذاشته بود. همانگونه که اساتید خبره اعلام کرده بودند، اگر میگور ظالم را غاصبی بدانیم که هیچ حقی برای سلطنت نداشت، پس شاهزاده اگان پادشاه حقیقی بوده است، و جانشینی نیز طبق قوانین باید به دختر بزرگترش آیریا میرسید، نه برادر جوانترش.
جنسیت و سن دوقلوها مانعشان شد؛ دختران در هنگام مرگ میگور تنها شش سال داشتند. سوای این مسائل، گزارشات معاصرشان به ما میگوید که، شاهدخت آیریا در کودکی دختری خجالتی بود، بیش از حد گریه میکرد و شب ادراری نیز داشت، در حالی که ریلا، جسورتر و تنومندتر بود، در سپت ستارهای نیز خدمتکاری مبتدی بود و به مذهب هفت سوگند خورده بود. هیچکدام شرایط ملکه شدن را نداشتند؛مادرشان، ملکه رینا، این مسئله که تاج باید به جای سر دخترانش بر سر برادرش جهیریس گذاشته شود را پذیرفت.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir
| 2 | 📌رد شدن توسط تختآهنین یا یک اتفاق طبیعی؟
در دنیای نغمهیآتشویخ، تختآهنین فقط یک صندلی سلطنتی نیست؛ بلکه نمادی از قدرت، مسئولیت و حتی قضاوت است. در باور مردمان و مورخان، این تخت حاکمان شایسته را میپذیرد و حاکمان نالایق را با زخم زدن پس میزند.
ایگان فاتح هنگام ساخت تخت آهنین از شمشیرهای ذوبشده دشمنانش، عمداً دستور داد لبههای آن تیز باقی بمانند. چرا که یک پادشاه نباید روی تخت خود احساس آسایش کند. فرمانروایی باید همیشه با سختی، خطر و مسئولیت همراه باشد.
در طول تاریخ وستروس بارها گفته شده است که حاکمان ضعیف، ظالم یا بیکفایت توسط تخت زخمی شدهاند و همین موضوع باعث شده بسیاری، تخت آهنین را موجودی نمادین و حتی نیمهزنده بدانند. پادشاه میگور اول، جسدش روی تخت آهنین پیدا شد؛ در حالی که تیغههای تخت بدنش را شکافته بودند. در فصل اول سریال خاندان اژدها چندین مرتبه دیده میشود که تخت دست و بدن ویسریساول را زخمی میکند و همین زخمها به مرور عفونت میکنند. در جلد دوم نغمهیآتشویخ، نزاع شاهان، جافری براثیون پس از یکی از تصمیمهای ظالمانهاش، تیغههای تخت او را زخمی میکنند و او با ترس از تخت فاصله میگیرد.
در کتاب آتشوخون، سپتون یوستاس روایت میکند که ملکه رینیرا هنگام نخستین جلوسش بر تخت آهنین، از ناحیه دست و ران به شدت زخمی میشود. او با دستانی خونین و پاهایی لرزان تالار را ترک میکند و بسیاری این اتفاق را نشانهای از نپذیرفتن او توسط تخت و پیشبینی سقوط آیندهاش میدانند.
سارا هس، شورانر و نویسنده اپیزود سوم فصل سوم در این مورد توضیح میدهد که ماجرای زخمی شدن و پس زده شدن رینیرا توسط تخت آهنین در واقع یک برداشت اشتباه از سوی تاریخنگاران وستروس بوده و خونی که در این صحنه دیده میشود، به دلیل آغاز عادت ماهانه رینیراست، نه زخم ناشی از تیغههای تخت!
هس همچنین میگوید این اپیزود، بر فشار سنگین قدرت و تجربه زنانه رینیرا تمرکز کرده است و هدف این بوده که نشان داده شود رینیرا با وجود داشتن بدنی که از نظر جسمانی آسیبپذیر به نظر میرسد، همچنان روحیه و اراده یک فرمانروا را دارد. این اظهارات نشان میدهد که تغییر ایجادشده در سریال کاملاً آگاهانه بوده و نویسندگان عمداً روایت نمادین کتاب را با برداشتی واقعگرایانه و مبتنی بر تجربه زیستی زنان جایگزین کردهاند.
در سریال این احتمال مطرح میشود که تاریخنگاران، یک اتفاق کاملاً طبیعی را بعدها به شکل افسانهای ثبت کردهاند و آن را پس زدن رینیرا نامیدهاند. در این برداشت، چیزی که نسلهای بعد به عنوان نشانهای ماورایی نقل کردهاند، در واقع یک اتفاق بیولوژیک بوده است.
این تغییر واکنشهای متفاوتی میان مخاطبان برانگیخته است. برخی آن را تلاشی برای ارائه تصویری انسانیتر و واقعگرایانهتر از رینیرا میدانند و معتقدند با یکی از مضامین اصلی سریال، یعنی تفاوت میان تاریخ و واقعیت، همخوانی دارد. در مقابل، گروهی ترجیح میدادند روایت نمادین آتشوخون حفظ شود؛ زیرا باور به اینکه تخت آهنین حاکمان را میپذیرد یا پس میزند، یکی از عناصر ماندگار و رازآلود دنیای مارتین به شمار میرود. در نهایت، این صحنه را میتوان نمونهای از تفاوت رویکرد کتاب و سریال در تفسیر وقایع تاریخی وستروس دانست.
🔥⚔❄️
@winterfellir | 620 |
| 3 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پایانی
تا به امروز خیلیها بر این باورند که خود تخت آهنین وی را به قتل رسانده است. آنها ادعا کرده بودند، زمانیکه رازبی و تاورز از اتاق تخت آهنین خارج شده بودند میگور زنده بود و نگهبانان درب اتاق نیز قسم میخوردند که کسی پس از آن وارد اتاق نشده است، تا اینکه ملکه الینور به مرگ میگور پی برد. بعضی نیز میگویند که شخص ملکه وی را وادار کرد تا روی شمشیرها و تیغهها برود، و انتقام قتل شوهر اولش را از وی بستاند. شاید هم گارد شاهی این کار را انجام داده باشد، با این وجود این کار نیازمند هماهنگی بود، زیرا دو شوالیه در کنار هر در نگهبانی میدادند. شاید هم کار فرد یا افراد ناشناختهای باشد که از گذرگاههایی مخفی به اتاق تخت آهنین وارد و از آن خارج میشدند. قلعه سرخ رازهای خود را داشت، دانستن آنها نیز هرکسی را به کام مرگ میکشاند. شاید هم پادشاه در آن ساعات از شب ناامید گشته و خودکشی کرده است، تیغها را تا جاییکه لازم بود به بدنش فرو کرد و از رگهایش خون جاری شد و خود را از شکست و خفتی که قطعاً در انتظارش بود رهایی بخشید.
دوران سلطنت میگور تارگرین اول را در تاریخ و افسانهها با عنوان دوران میگور ظالم میشناسند. سلطنتش شش سال و شصت و شش روز طول کشید. پس از مرگش جنازهاش را در حیاط قلعه سرخ سوزاندند، خاکسترش را نیز در کنار خاکستر مادرش در دراگوناستون دفن کردند. او بیبچه مرد، و هیچ وارثی از خود بر جای نگذاشت.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 658 |
| 4 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش شصت و یکم
در بارانداز پادشاه تعداد کمی لرد بی اهمیت دور میگور جمع شده بودند، در میان آنها لرد دارکلین از داسکندیل، لرد مسی از استون دنس، لرد تاورز از هرنهال، لرد استانتون از روکز رست، لرد بار امون از شارپ پوینت، لرد باکوِل از آنتلرز، لردها رازبی، استوکورث، هایفورد، هارت، بیرچ، رولینگ فورد، بای واتر و مالری نیز حضور داشتند. بااینوجود فقط چهار هزار نفر بودند، و از هر ده نفرشان فقط یک نفر شوالیه بود. میگور آنها را به قلعه سرخ برد تا یک شب را به بحث در مورد برنامههایشان در مورد جنگ بپردازند. وقتی که دیدند تعدادشان کم است، و هیچ کدام از لردهای بزرگ به آنها نخواهد پیوست، خیلیها امیدشان را از دست دادند، تا جایی که لرد هایفورد به اعلیحضرت اصرار کرد که پادشاهی را واگذار کند و خود نیز ردای سیاه را بپوشد. اعلیحضرت نیز دستور داد فوراً سر از بدن هایفورد جدا کنند و شورای جنگش را نیز در حالیکه سر لردش پشت تخت آهنین بر نیزه بود ادامه داد. لردها تمام روز و شب را نقشه چیدند. ساعت گرگ بود که میگور بالاخره به آنها اجازه مرخصی داد. پادشاه همانجا ماند، روی تخت آهنین نشسته بود و به فکر فرو رفته بود که آنها از وی جدا شدند. لردها تاورز و رازبی آخرین کسانی بودند که اعلیحضرت را دیدند.
ساعاتی بعد، سحرگاه، آخرین ملکه میگور آمد تا به وی سر بزند. ملکه الینور وی را همچنان نشسته بر روی تخت آهنین یافت، رنگورورفته و مرده، لباسهایش از خون خیس شده بود. دستانش از مچ تا آرنج توسط شمشیرهای برنده تخت آهنین بریده شده بود، و تیغ دیگری نیز در گلویش فرو رفته و از زیر چانهاش بیرون آمده بود.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 746 |
| 5 | #کتاب #سریال #خاندان_اژدها
📌استاندارد دوگانه ملکه رینیرا
پس فتح کینگزلندینگ توسط ملکه رینیرا، بسیاری گمان کردند جنگ به پایان خود نزدیک شده است. اما سقوط پایتخت، آغاز یکی از تاریکترین دورههای تاریخ وستروس بود؛ ملکهی سیاه با حامیان جناح سبز با قاطعیت برخورد کرد. حتی کسانی که پس از سقوط شهر برای حفظ جان خود به او سوگند وفاداری خورده بودند، با سختترین مجازاتها روبهرو شدند.
در این میان لرد روزبی و لرد استوکورث که برای گریز از سیاهچالهای ردکیپ به جناح سبز پیوسته بودند تلاش کردند بار دیگر به ملکه رینیرا اعلام وفاداری کنند؛ اما ملکه اعلام کرد که دوستان بیوفا بدتر از دشمنان هستند و دستور داد زبان دروغگوی آنان را پیش از اعدام از کام بیرون بکشند اما مرگ آنها برای جانشینی مشکل ساز شد.
هر دو لرد اعدامشده بر حسب اتفاق، دخترانی خردسال از خود به جا گذاشته بودند؛ دختر لرد روزبی دوازدهساله و دختر استوکورث هم شش ساله بود ولی طبق قوانین وستروس، املاک و عناوین آنها باید به پسران یا نزدیکان مذکر آنان میرسید، اما شاهزاده دیمون راه دیگری را پیشنهاد کرد.
شاهزاده شریر پیشنهاد داد این دو دختر با دو بذر اژدها، یعنی هیوهمر و اولفوایت، ازدواج کنند تا آن دو در ازای به دست آوردن زمین، عنوان اشرافی و حق مالکیت، وفاداری خود را به رینیرا حفظ کنند. پیشنهادی که حتی با معیارهای قرون وسطایی نیز بسیار افراطی و غیراخلاقی به نظر میرسد. هرچند ازدواجهای سیاسی در آن دوران امری رایج بود، اما پیشنهاد دیمون به اقدامی بیشرمانه تبدیل شد.
این پیشنهاد با مخالفت لرد کورلیس ولاریون روبهرو شد. او هشدار داد که چنین اقدامی بسیاری از لردهای وستروس را که نسبت به جایگاه خاندانشان حساس بودند، علیه رینیرا خواهد شوراند؛ بهویژه اگر دو فرد عامی به واسطه ازدواج بر دو خاندان کهن مسلط شوند. در نهایت، ملکه رینیرا نیز با نظر کورلیس موافقت کرد. او به جای آنکه دختران خردسال را وارث بداند، عناوین و زمینهای روزبی و استوکورث را به خویشاوندان مرد و پسرانِ کوچکتر آن خاندان سپرد. بدین ترتیب، دختران از جانشینی کنار گذاشته شدند و هیوهمر و اولفوایت نیز بدون پاداش مورد انتظار باقی ماندند.
این روایت، یکی از مهمترین تناقضهای سیاسی رینیرا تارگرین در طول حکومتش است. هرچند باید به یک نکته مهم توجه کرد که مشروعیت رینیرا برای نشستن بر تختآهنین، صرفاً بر ادعای ارشدیت استوار نبود! مهمترین پایه مشروعیت او این بود که شاه ویسریساول، او را رسماً وارث خود اعلام کرده بود و لردهای وستروس به جانشینی او سوگند خورده بودند. بنابراین، ادعای رینیرا در درجه اول بر فرمان پادشاه و اعتبار سوگند لردها استوار بود.
اما همین نکته، تناقض رفتاری او را از بین نمیبرد... زمانی که نوبت به دختران روزبی و استوکورث رسید، رینیرا حاضر نشد همان استثنایی را که درباره خود پذیرفته بود، درباره آنان نیز اعمال کند. او میتوانست اعلام کند که همانگونه که فرمان ویسریس سنت را درباره خودش کنار زد، اکنون نیز فرمان ملکه میتواند حق این دختران را حفظ کند؛ اما چنین نکرد و ترجیح داد مطابق سنت رایج وستروس عمل کند و میراث را به خویشاوندان مذکر واگذار کند.
این تصمیم پیام روشنی دارد که رینیرا حاضر بود سنت را تنها زمانی کنار بگذارد که به سود خودش باشد، اما هنگامی که پای دیگر زنان در میان بود، همان سنت را پذیرفت و اجرا کرد. این رفتار نشان داد که ملکهی سیاه به دنبال تغییر ساختار تبعیضآمیز و مردسالانه نبود، بلکه فقط میخواست خودش استثنایی بر آن قاعده باشد.
🔥⚔❄️
@winterfellir | 763 |
| 6 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش شصتم
شاهزاده جهیریس وقتی که مدعی تاج و تخت شد چهارده ساله بود؛ جوانی خوشقیافه که در کار با نیزه و کمان بلند خبره بود در سوارکاری نیز مهارت بالایی داشت. بعلاوه، او سوار هیولایی برنزی به نام ورمیتور بود، و خواهرش آلیسان، دوشیزهای دوازده ساله، اژدهایش سیلور وینگ را هدایت میکرد. لرد روگار رو به لردهای طوفان کرد و گفت،"میگور فقط یک اژدها دارد شاهزاده ما دو تا دارد."
خیلی زود تعداد اژدهایانشان سه تا شد. وقتی که خبر جمع کردن نیرو توسط جهیریس در استورمز اند به قلعه سرخ رسید، رینا تارگرین سوار بر دریمفایر به او پیوست، و عمویش که وادارش کرده بود با وی ازدواج کند را رها کرد. او دخترش آیریا را نیز همراه خود برده بود، شمشیر بلکفایر را نیز در هنگام خواب پادشاه از غلاف پادشاه در آورده بود و دزدیده بود.
پاسخ پادشاه کند و همچنین از روی دستپاچگی بود. او به استاد اعظم دستور داد کلاغهایی بفرستد، همه لردهای وفادار و پرچمدارانشان را به بارانداز پادشاه فرابخواند، در همان اثنی دریافت که بنیفر سوار بر کشتی شده و به پنتوس رفته است. پس از اینکه فهمید آیریا رفته، سواری به اولد تاون فرستاده تا سر خواهر دوقلویش، ریلا، را درخواست کند و مادر خیانتکارشان را مجازات کند، ولی در عوض لرد هایتاور پیغامرسان را به سیاهچال انداخت. دو نفر از گارد شاهی در یک شب ناپدید شدند، و به سوی جهیریس رفتند، سِر اووِن باش را نیز مرده خارج از یک عشرتکده پیدا کردند، آلت تناسلیاش را نیز در دهانش فرو کرده بودند.
لرد ولاریون از دریفتمارک در میان اولین کسانی بود که به شاهزاده جهیریس پیوست. به این دلیل که ولاریونها بعنوان دریاداران اجدادی شناخته میشدند، پادشاه میگور دریافت که کل ناوگان سلطنتی را از دست داده است. پس از آن نیز تایرلها و کل قوای اقلیم ریچ نیز همین کار را کردند. هایتاورهای اولد تاون، ردواینهای آربور، لنیستر های کسترلی راک، ارنهای ایری، رویس های ران استون...یکبهیک، علیه پادشاه شدند.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 688 |
| 7 | 📌چرا بابت کار مردها منو مقصر میدونی!؟
گاهی در سینما و تلویزیون، یک اپیزود کامل تمام خطوط داستانی و کشمکشهای خود را پیش میبرد تا در نهایت به یک سکانس یا یک دیالوگ کلیدی برسد؛ لحظهای که قرار است پیام اصلی نویسندگان را به مخاطب منتقل کند. در اپیزود سوم فصل سوم خاندان اژدها، به نظر میرسد چنین نقشی بر عهده سکانس گفتوگوی سه زن اصلی داستان است.
در سکانسی از قسمت سوم، سه زن در سه جهت مخالف یک اتاق ایستادهاند: آلیسنت هایتاور به عنوان نماد جناح سبز، رینیرا تارگرین به عنوان نماد جناح سیاه، و هلینا تارگرین به عنوان نماد بیطرفی و معصومیت محض. این سه زن، در یک نقطه جغرافیایی و روانی مشترک به یک نتیجه واحد و تلخ میرسند؛ این جنگ، اساساً عاملی مردانه بوده که به آنها تحمیل شده است و آلیسنت با لحنی آمیخته به گلایه میگوید: «چرا بابت کار مردها منو مقصر میدونی؟»
میتوان گفت که آلیسنت، زنی است که پیامدهای تصمیمهای مردان اطرافش را از کنترل خارجشده میبیند. رینیرا، ملکهای است که با وجود دستیابی به قدرت، همواره از سوی مردان شورای خود به تشدید جنگ تشویق میشود. و هلینا نیز نماد بیگناهی و شخصیتی است که بیشترین آسیب را از این نزاع دیده است.
این سکانس را میتوان تلاشی برای طرح یک ایده سیاسی ـ جنسیتی دانست؛ اینکه اگر تصمیمگیری نهایی در اختیار زنان بود، شاید جنگ هرگز تا این اندازه گسترش پیدا نمیکرد. در این روایت، زنان بارها برای جلوگیری از خونریزی حاضر به عقبنشینی یا مصالحه میشوند. آلیسنت از واگذاری قدرت سخن میگوید و رینیرا نیز بارها از آغاز جنگی تمامعیار خودداری میکند. در مقابل، بسیاری از شخصیتهای مرد، از کریستون کول و ایموند گرفته تا دیمون، عمدتاً جنگطلب، جاهطلب و مشتاق نابودی کامل رقیب به تصویر کشیده میشوند.
یکی از مهمترین نقدهایی که به این رویکرد وارد میشود، فاصله گرفتن آن از جهانبینی آثار جورج آر. آر. مارتین است. در کتاب آتش و خون، آلیسنت و رینیرا هر دو شخصیتهایی پیچیده و قدرتطلب هستند. آلیسنت برای پادشاهی پسرش برنامهریزی میکند و رینیرا نیز در ادامه داستان، پس از تحمل خسارتهای سنگین، به شخصیتی بسیار خشنتر و بیرحمتر تبدیل میشود. در نگاه مارتین، این میل به قدرت است که انسان را تغییر میدهد، نه جنسیتش!
در مقابل، اقتباس تلویزیونی با تأکید بیشتر بر جنبههای همدلانه و صلحطلبانه شخصیتهای زن، از پیچیدگی اخلاقی نسخه اصلی فاصله گرفته و مسئولیت جنگ را بیشتر متوجه شخصیتهای مرد کرده است. این سکانس را میتوان یکی از مهمترین بیانیههای فکری فصلهای اخیر خاندان اژدها دانست. سریالی که قرار بود روایتی خاکستری از یک جنگ داخلی بر سر قدرت باشد، در اینجا بیش از گذشته به سمت ارائه برداشتی جنسیتی از ریشههای جنگ حرکت میکند؛ برداشتی که در آن، مردان عمدتاً عامل خشونت و زنان نماینده عقلانیت و صلح معرفی میشوند.
در حالی که جهان فانتزی جورج آر. آر. مارتین تصویری پیچیدهتر ارائه میدهد؛ دنیایی که در آن، قدرت میتواند هر انسانی را، فارغ از زن یا مرد بودن، به خشونت و استبداد بکشاند. در این نگاه، آنچه انسانها را تغییر میدهد جنسیتش نیست، بلکه وسوسه قدرت و تاجوتخت است.
🔥⚔❄️
@winterfellir | 858 |
| 8 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پنجاه و نهم
ششمین سال حکومت پادشاه میگور، و آخرین سال زندگیاش. حالا هیچکس در هفت پادشاهی شک ندارد که پادشاه نفرین شده بود. مردم هرچه از او به یاد داشتند را کم کم از یاد بردند، مانند مه صبحگاهی دود شد رفت هوا. اخباری مبنی بر اینکه سِر جافری داجت، نه به عنوان اسیر بلکه بعنوان مهمان لرد تالی، وارد ریورران شده است به بارانداز پادشاه رسید. سپتون مون نیز بار دیگر پدیدار شد، و رهبری هزاران نفر از مذهبیان را که از اقلیم ریچ به سوی اولدتاون میرفتند بر عهده گرفته بود، قصدش را نیز مقابله با چاپلوس اعظم در سپت ستارهای عنوان کرده بود تا از وی درخواست کند تا "پلیدی که روی تخت آهنین است" را محکوم کند، و دستور وی مبنی بر ممنوعیت حرکت نظامی مذهب را بردارد. لردها اوکهارت و رووان نیز همراه با سربازانشان پیش رویشان قرار گرفتند، ولی نه برای حمله به سپتون مون بلکه برای پیوستن به آنها. لرد سلتیگار از مقام دست پادشاه استعفا داد، و به مقرش در جزیره پنجه بازگشت. گزارشاتی نیز مبنی بر اینکه دورنیها در مرزهای دورن دور هم جمع شدهاند، و آماده تجاوز به مملکت هستند نیز مخابره شده بود.
کاریترین ضربه از جانب استورمز اند وارد شد. در سواحل خلیج کشتیشکن، لرد روگار باراتیون، جهیریس تارگرین جوان را بعنوان پادشاه حقیقی و قانونی آندالها، روینارها و مردان نخستین اعلام کرده بود، و شاهزاده جهیریس نیز لرد روگار را محافظ مملکت و دست پادشاه نامید. مادر شاهزاده؛ ملکه آلیسا و خواهرش آلیسان نیز در کنار جهیریس که شمشیر دارک سیستر را از غلاف در آورده بود، قرار گرفتند تا به سلطنت عموی غاصبش پایان دهند. صدها لرد پرچمدار و شوالیههای سرزمینهای طوفان پس از این اعلان فریاد شادی سر دادند.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 924 |
| 9 | #سریال #طنز
بهترین رنگ و لایت وستروس
در سالن زیبایی اورموند بیوتی
😂😂
🔥⚔❄️
@winterfellir | 983 |
| 10 | #سریال #خاندان_اژدها
تصاویر رسمی از قسمت چهارم.
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 176 |
| 11 | #سریال #خاندان_اژدها
📌 آغاز سلطنت رینیرای پیروز
🔹️قسمت سوم از فصل سوم سریال خاندان اژدها با الهام از یکی از فصلهای کتاب آتشوخون، بنام «رینیرای پیروز» نامگذاری شده است. این قسمت، برخلاف اپیزودهای قبلی که بر جنگ و خونریزی تمرکز داشتند، روایتی روانشناختی و سیاسی ارائه میدهد و شکاف عمیق میان بهدست آوردن قدرت و حفظ قدرت را به تصویر میکشد؛ جایی که ملکهی هفت اقلیم بر لبه باریک سقوطی اخلاقی قرار میگیرد.
🔸️نشستن بر تخت آهنین برای رینیرا پایان بحرانها نبود، بلکه آغاز کابوسی فرسایشی بود. در این قسمت، کینگزلندینگ همچون موجودی زنده، خفه و در آستانه انفجار به تصویر کشیده میشود. رینیرا اکنون با واقعیتهایی روبهروست که هیچ اژدهایی قادر به حل آنها نیست.
🔹️انبارها خالیاند، مردم از گرسنگی رنج میبرند و خزانه سلطنتی توان بازسازی زیرساختهای ویرانشده را ندارد. صدای مداوم و ناهنجار ناقوسهای شهر به موتیفی صوتی تبدیل میشود که رینیرا را پیوسته از خاطرات شیرین کودکیاش در این قلعه جدا کرده و به واقعیت تلخ حکومت بازمیگرداند.
🔸️نقطه اوج داستان زمانی رقم میخورد که رینیرا متوجه میشود که لرد اولدتاون اورا فریب داده است و ارتش هایتاور هرگز به اولدتاون بازنگشته، بلکه به شهر راهبردی تامبلتون حمله کرده و آن را تصرف کرده است. سقوط تامبلتون، رینیرا را در برابر دشوارترین تصمیم دوران حکومتش قرار میدهد. این شهر هنوز مملو از مردمی است که به او وفادار ماندهاند، اما اکنون به اشغال دشمن درآمده است. اگر رینیرا بخواهد ارتش هایتاور را نابود کند، ناچار است اژدهایان خود را روانه شهر کند؛ اقدامی که به معنای سوختن تامبلتون و قتلعام هزاران شهروند بیگناه و وفادار خواهد بود.
🔹️اکنون باید میان دو انتخاب دردناک یکی را برگزیند؛ حاکمی اخلاقمدار اما شکستخورده باشد، یا فاتحی بیرحم که برای حفظ تاجوتخت، از روی خاکستر مردم خود عبور میکند. پاسخ این سؤال در ذات ویرانگر رقص اژدهایان پنهان است. ایگاندوم نیز در آغاز سلطنتش میکوشید پادشاهی مردمی و عادل باشد؛ او در تالار اصلی به دادخواهی کشاورزان و گلهداران گوش میداد و تلاش میکرد خود را حاکمی منصف نشان دهد. اما شعلههای جنگ، خیانتهای پیاپی و جراحات سنگین، او را به پادشاهی خشمگین، بدگمان و بیرحم تبدیل کردند. جنگ، شخصیت انسانها را دگرگون میکند.
🔸️رینیرا نیز تا اینجای داستان خود را متفاوت از دشمنانش میدانست؛ کسی که برای صلح و تحقق نغمه یخ و آتش میجنگد، اما فشار جنگ و مسئولیت حکومت نشان میدهد که او نیز از قواعد بیرحم تخت آهنین مستثنا نیست. اکنون بزرگترین آزمون رینیرا این خواهد بود که آیا میتواند بدون تبدیل شدن به همان هیولایی که با آن میجنگد، بر تختآهنین باقی بماند؟
🔥⚔❄️
@winterfellir | 887 |
| 12 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پنجاه و هشتم
نیم سال بعد دست پادشاه، ادوِل سلتیگار، اعلام کرد که ملکه جین باردار است. هنوز شکمش شروع به بزرگ شدن نکرده بود که شخص پادشاه اعلام کرد ملکه الینور نیز باردار است. میگور هدایا و امتیازات ویژه بسیاری به آنان داد، و سرزمینها و مایملک جدیدی به پدران، عموها و برادرانشان بخشید، ولی لذتش دوامی نداشت. سه ماه پیش از پایان زمان بارداری، ملکه جین را با درد زایمانی ناگهانی به تختش بردند، و نوزاد مردهای به دنیا آورد، بچه مثل بچهای که آلیس هارووی به دنیا آورده بود هیولا بود، موجودی بیدستوپا که مشخص نبود نر است یا ماده. مادر نیز از زایمان جان سالم به در نبرد.
مردم میگفتند میگور طلسم شده است، برادرزادهاش را کشت، جنگی بر علیه مذهب هفت و سپتون اعظم به راه انداخت، از فرامین خدایان سرپیچی کرد، مرتکب گناهانی چون قتل و زنای محارم و محصنه و تجاوز شد. شرمگاهش سمی شده بود، بذرهایش پر از کرم شده بود، خدایان هرگز به وی یک پسر زنده عطا نخواهند کرد. زمزمهها پیچید. شخص میگور کس دیگری را مقصر میدانست، و سر اووِن باش و سِر مالادون مور را فرستاد تا ملکه تیانا را دستگیر کرده و به سیاهچال بیاندازند. در همان اثنی که شکنجهگران پادشاه ابزار شکنجه را آماده میکردند، ملکه پنتوسی اقرار کرد؛ وی بچه جین وسترلینگ را در رحمش مسموم کرده بود، درست مثل همان کاری که با آلیس هارووی کرده بود. او قول داده بود که توله الینور کاستاین نیز همین سرنوشت را خواهد داشت.
گفته شده که پادشاه شخصاً وی را کشته است، قلبش را با بلکفایر از سینه اش درآورده و خوراک سگهایش کرده است. ولی حتی پس از مرگش نیز، ملکه تیانا انتقام خود را گرفت و همان شد که او قول داده بود. ماهها گذشت، و ملکه الینور نیز بچهای ناقص و مرده به دنیا آورد. یک پسر بدون چشم با بالهایی ناقص.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 874 |
| 13 | #سریال #خاندان_اژدها
پرومو قسمت چهارم از فصل سوم
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 013 |
| 14 | دوستان عزیز
گروه تا فردا بسته میشه
برای بحث و تبادل نظر درباره قسمت دوم به گروه king's landing
مراجعه کنید | 1 012 |
| 15 | لینک های قسمت سوم با زیرنویس چسبیده فارسی در کانال دانلود قرار گرفت
🔥⚔❄️
@winterfellir | 969 |
| 16 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پنجاه و هفتم
با حضور پسر بانو جین و سه پسر بانو الینور مطمئناً آنها نقش خود را در جشن به نحو احسن انجام خواهند داد، ولی خیلیها انتظار داشتند شاهدخت رینا مخالفت کند. این امیدها وقتی که ملکه تیانا در جشن حضور یافت رنگ باخت، به همراه دو دختر جوان با موهای نقرهای و چشمانی بنفش، ملبس به رنگ سیاه و سرخ خاندان تارگرین. تیانا رو کرد به شاهدخت و گفت،"چقد احمقی که فکر کردی میتونی اینارو از دست من قایم کنی."رینا سری خم کرد و به سردی سوگندهای ازدواج را گفت.
داستانهای متناقض و مضحکی در مورد آن شب گفته شده، و با گذشت سالها سخت است که افسانهها را از واقعیتها جدا کنیم. آیا همانگونه که بعضی ادعا میکنند هر سه عروس در یک تخت استراحت کردند؟به نظر نمیآید اینگونه باشد. آیا اعلیحضرت در همان شب به هر سه آنها سر زده است؟ شاید. آیا ادعای شاهدخت رینا مبنی بر اینکه با خنجری که زیر بالشتش قایم کرده بود اقدام به قتل پادشاه کرد راست است؟آیا الینور کاستاین در هنگام معاشقه با وی کمر پادشاه را چنگ زده و کمر پادشاه را خونین کرده بود؟ آیا جین وسترلینگ معجون باروریای که احتمالاً ملکه تیانا به وی داده بود نوشیده بود؟ یا آن را به سمت صورت بانوی پیر پرتاب کرده بود؟ اصلا چنین معجونی وجود خارجی داشت؟ اولین گزارشات مربوط به آن در زمان سلطنت جهیریس پخش شد، بیست سال پس از مرگ هردویشان.
این را میدانیم. پس از عروسی میگور دختر رینا آیریا را بعنوان وارث خود اعلام کرد،"تا وقتی که خدایان پسری به من ببخشند."در همان اثنی نیز دوقلویش ریلا را به اولد تاون فرستاد تا بعنوان یک سپتا بزرگ شود. برادرزادهاش جهیریس، وارث حقیقی هفت پادشاهی، صراحتاً در همان اعلامیه از ارث محروم شد. پسر ملکه جین بعنوان لرد تاربک هال منصوب شد، و به کسترلی راک فرستاده شد تا تحت قیومیت لایمن لنیستر بزرگ شود. از شر بچههای بزرگ الینور نیز به همین نحو راحت شدند، یکی را به ایری و دیگری را به هایگاردن فرستادند. پادشاه وقتی مراقبتهای ملکه از پسرش را خستهکننده یافت، نوزاد را به یک دایه سپرد.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 057 |
| 17 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پنجاه و ششم
بانو جین از خاندان وسترلینگ که با آلین تاربک، که همراه با شاهزاده اگان در نبرد دریاچه چشم خدایان جانش را از دست داده بود، ازدواج کرده بود، چند ماه بعدش نیز، فرزندی از لرد کشتهشده به دنیا آورده بود. بلند و ظریف، با موهایی قهوهای و درخشان، یکی از پسران جوان لرد کسترلی راک در زمانی که میگور وی را فراخوانده بود خاستگارش بود، ولی این موضوع اهمیتی برای پادشاه نداشت.
بیشترین دردسر را بانو الینور از خاندان کاستاین داشت، همسر سِر تئو بولینگ، شوالیهای که در نزاع آخر پادشاه با برادران گدا برای وی جنگیده بود. باوجوداینکه فقط نوزده سال داشت، وقتی که چشمان پادشاه به وی افتاد، بانو الینور سه پسر برای بولینگ به دنیا آورده بود. پسر کوچکتر هنوز شیرخوار بود که سِر تئو به جرم توطئه چیدن با ملکه آلیسا برای قتل پادشاه و نشاندن جهیریس، پسر بچه کوچک، بر تخت آهنین توسط گارد شاهی دستگیر شد. باوجوداینکه بولینگ خود را بیگناه میدانست، وی گناهکار شناخته شد و در همان روز سرش را از بدنش جدا کردند. پادشاه میگور، به خاطر خدایان، به بیوهاش هفت روز فرصت سوگواری داد، پس از آن وی را فرا خواند تا به وی اعلام کند قرار است با وی ازدواج کند.
در استونی سپت، سپتون مون، برنامه عروسی پادشاه میگور را تقبیح کرد، و صدها نفر از رعایای شهر تشویقش کردند، ولی تعداد کمی از آنها جرئت داشتند مستقیماً با اعلیحضرت مقابله کنند. سپتون اعظم از اولد تاون سوار کشتی شده و روانه بارانداز پادشاه شد تا تشریفات مذهبی عروسی را انجام دهد. در یک روز گرم بهاری در سال چهل و هفت پس از فتح، میگور تارگرین در حیاط قلعه سرخ با سه همسرش ازدواج کرد. با وجود اینکه هر کدام از ملکه های جدید ردا و لباسهایی با رنگهای خاندان پدریشان پوشیده بودند، رعایای بارانداز پادشاه آنها را "عروسهای سیاه" نامگذاری کرده بودند، زیرا همه آنها بیوه بودند.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 026 |
| 18 | #کتاب #سریال #خاندان_اژدها
📌شوالیههای وفادار اما فراموششده
🔹️تاریخ را فاتحان مینویسند؛ به همین علت، نام بسیاری از کسانی که با شجاعت جنگیدند اما در نهایت شکست خوردند، بهمرور در سایهی پیروزمندان محو میشود. در کتاب آتش و خون نیز چنین قهرمانان گمنامی کم نیستند. یکی از این روایتها، به ۱۱۳ مدافعی بازمیگردد که در روز سقوط کینگزلندینگ، تا آخرین لحظه در برابر نیروهای جناح سیاه ایستادگی کردند.
🔸️این ۱۱۳ نفر، متشکل از سیزده شوالیه از خاندان هایتاور و صد مرد مبارز، در دروازهی رودخانه راه را بر رداطلاییهای وفادار به دیمون تارگرین بستند. آنها با وجود آگاهی از برتری دشمن، ساعتها مقاومت کردند و بهای سنگینی از نیروهای مهاجم گرفتند؛ اما سرانجام با سقوط دیگر دروازههای شهر، مقاومتشان بیثمر ماند و نامشان در تاریخ به فراموشی سپرده شد.
🔹️دربارهی آنها در آتشوخون آمده است:
«با وجود استحکام دیوارهای کینگزلندینگ، شهر در کمتر از یک روز سقوط کرد. نبردی کوتاه اما خونین در دروازهی رودخانه درگرفت؛ جایی که سیزده شوالیه از خاندان هایتاور، همراه با صد مرد مبارز، رداطلاییها را عقب راندند و برای چندین ساعت، حملات دشمن را از هر دو سو، درون و بیرون شهر، دفع کردند. اما در همین هنگام، سربازان رینیرا شش دروازهی دیگر را گشوده بودند و از همین رو، مقاومت قهرمانانهی آنان دستاوردی برای جناح سبز نداشت. حضور اژدهایان ملکه در آسمان، آخرین امیدهای مدافعان را نیز از میان برد و وفاداران باقیماندهی پادشاه ایگاندوم یا گریختند، یا پنهان شدند و یا در برابر ملکه رینیرا زانو زدند.»
🔸️در سریال خاندان اژدها، این بخش از روایت بهطور کامل حذف شده است. به نظر میرسد سریال برای برجستهتر نشان دادن رینیرا و تقویت روایتی که بسیاری آن را دارای رویکردی فمینیستی میدانند، این مقاومت را کنار گذاشته است؛ در نتیجه، یکی از معدود صحنههایی که وفاداران جناح سبز تا آخرین نفس ایستادگی میکنند، هرگز به تصویر کشیده نمیشود و بخشی از عظمت و پیچیدگی فتح کینگزلندینگ از بین میرود.
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 020 |
| 19 | #کتاب #ترجمه #آتش_و_خون
🔹پسران اژدها
🔸بخش پنجاه و پنجم
چنین فراری برای شخص رینا تارگرین غیرممکن بود. باوجوداینکه نامش را تغییر میداد، موهایش را رنگ میکرد، و جامهای مانند فاحشههای میخانهها یا جامههای بلند سپتاها را بر تن میکرد، هیچ راهی برای استتار اژدهایش پیدا نمیکرد. دریمفایر ماده اژدهایی باریک و به رنگ آبی روشن با علامتهایی نقرهای که پیش از این دو بار تخمگذاری کرده بود، و رینا نیز از دوازده سالگی با وی پرواز میکرد.
مخفی کردن اژدهایان کار راحتی نبود. در عوض شاهدخت تا جایی که میتوانست از میگور دور شده بود، به جزیره انصاف رفته بود، جایی که مارک فارمن با مهماننوازی از وی در قلعه انصاف، همراه با برجهای سفید بلندش که از بالای دریای غروب سر بر آورده بودند، پذیرایی میکرد. و وی آنجا استراحت میکرد، دعا میکرد، کسب علم میکرد، کنجکاو بود بداند که قبل از اینکه عمویش کسی را به دنبال او بفرستد، چه مدت فرصت دارد. رینا مطمئن بود که او اینکار را انجام خواهد داد، پس از آن گفت؛ مسئله اصلی زمان آمدنش بود، نه آمدنش.
احضارها زودتر از وقتی که دوست داشت برایش فرستاده شد، بااینوجود ترسی نداشت. راهی برای سرپیچی نداشت. اگر چنین میکرد پادشاه با بالریون بر سر مردم جزیره انصاف هوار میشد. رینا شیفته لرد فارمن و بیش از وی نیز شیفته پسر دومش اندرو، شده بود. او قصد نداشت پاسخ مهربانیهای آنان را با آتش و خون بدهد. سوار بر دریمفایر راهی قلعه سرخ شد، آنجا بود که فهمید باید با عمویش، قاتل شوهرش، ازدواج کند. و آنجا نیز با دیگر عروسها دیدار کرد، زیرا این عروسی سه نفره بود.
#rokh
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 120 |
| 20 | #سریال #خاندان_اژدها #طنز
وقتی هشت فصل با وایت واکرها میجنگی، کشته میشی و دوباره زنده میشی و میجنگی، آخرش دیمون تارگرین میگه شاهزاده موعود یک زنه...
🔥⚔❄️
@winterfellir | 1 162 |
