من چراغها را روشن میکنم.
رفتن به کانال در Telegram
اشکالی نداره اگه زندگیت تاریک شده عزیزِ دلم، تو فقط صدام کن؛ من چراغها رو روشن میکنم. روشنا صدایم کن✨ کپی نه؛ فوروارد کن.
نمایش بیشتر6 117
مشترکین
+1524 ساعت
+407 روز
+15030 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+67
در 17 کانالها
اوت '26
+376
در 56 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+293
در 62 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+460
در 60 کانالها
Get PRO
مه '26
+188
در 30 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+48
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '26
+22
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+202
در 47 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+84
در 20 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+285
در 62 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+359
در 93 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+365
در 84 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+292
در 56 کانالها
Get PRO
اوت '25
+360
در 75 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+498
در 98 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+376
در 64 کانالها
Get PRO
مه '25
+313
در 50 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+252
در 51 کانالها
Get PRO
مارس '25
+214
در 42 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+176
در 22 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+187
در 30 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+117
در 15 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+277
در 48 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+275
در 47 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+270
در 42 کانالها
Get PRO
اوت '24
+392
در 57 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+114
در 13 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+223
در 34 کانالها
Get PRO
مه '24
+330
در 40 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+333
در 15 کانالها
Get PRO
مارس '24
+231
در 24 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+258
در 27 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+235
در 27 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+324
در 22 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+126
در 12 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+760
در 10 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | +9 | |||
| 04 سپتامبر | +18 | |||
| 03 سپتامبر | +18 | |||
| 02 سپتامبر | +10 | |||
| 01 سپتامبر | +12 |
پستهای کانال
Repost from مخفیگاه من
وقتی همرنگ جماعت میشی، زیبایی رنگ واقعی خودت رو میون سایهها گم میکنی. گاهی تنها موندن، بهای وفاداری به خودته.
| 2 | بله عزیزم؛ مثل تو. | 218 |
| 3 | آره عزیزم؛ ″هنوزم با تو نشستن، به همه دنیا می ارزه″ | 408 |
| 4 | مادرت میگوید:« هر که خدارا دارد، چه ندارد؟!» و تو فکر میکنی:«پول مادر جان! پول! هر که خدا را دارد، پول ندارد. بیپولها خدا را دارند؛ پولدارها اما خودشان خدا هستند. قلمرویِ خداییشان هم به اندازه پولداریشان است. خدایی در صفِ خانه، حجره، کارگاه یا کارخانهشان.» مادرت قیافهات را میبیند و میفهمد که داری به جنگ خدا میروی. هنوز از تو ناامید نشده، برایت میخواند:«خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.» و تو به این فکر میکنی تنها دری که گشاده شده، در ورودی خانهت است و درِ خروجیِ خودت.
-رادیو بندر تهران؛ صد و هشتادم. | 461 |
| 5 | یه شب تا دیر وقت گریه میکنی و به انواع و اقسام روشهای خودکشی فکر میکنی و فردا صبح بلند میشی، به صورتِ پفکردهت آب سرد میزنی و لباس میپوشی میری سر کار. واقعا مارا به سختجانی خود این گمان نبود. | 1 017 |
| 6 | صحیح. | 653 |
| 7 | من منتظرِ روزایِ بهترم و تویِ ذهنم تصورشون میکنم و مطمئنم میان. چون دیگه بعدِ همهٔ اون شکستها و از دستدادنها و فراقها، نوبتِ ماست. نوبتی هم که باشه دیگه نوبتِ ماست. | 873 |
| 8 | درود بر آدمهایی که از جزئیات چیزهایی که دوست دارم و ندارم، مطلعن؛ مثلِ کتابِ موردِ علاقهشون. | 774 |
| 9 | حامد بهداد راست میگفت؛ من هیچوقت قدم اول رو برای بیاحترامی بر نمیدارم. | 1 008 |
| 10 | من اولین بار از دیگران، نیکا رو پیدا کردم. یکی از پیامهای چنلم فوروارد شد اونجا و بعد من نیکا رو شناختم. دیگران برایِ من یک سیارهست، از چیزهایی که دلم میخواسته بنویسم و کلماتِ اهلیش رو پیدا نکردم و اونجا خوندمش. احساس میکردم قبل از گفتنِ احساسم، فهمیده شدم. بینهایت این چنل رو دوست دارم و مستحقِ دیدهشدنهای بیشتره. | 1 544 |
| 11 | هرچی بیشتر زندگی رو میشناسی، کمتر به قطعیتِ لحظهها اعتماد میکنی؛ میفهمی اون چیزی که امروز غیرقابلتحمل به نظر میرسه، ممکنه فردا تنها خاطرهای دور باشه؛ و آنچه امروز پایان راه میپنداری، شاید تنها پیچ دیگری از مسیر باشد. | 916 |
| 12 | ای دل که بی گدار به آبها نمیزدی
با قایقت، میانه دریا چه میکنی؟!
-معین دهاز | 1 705 |
| 13 | چرا احساس ناکافی بودن میکنی عزیزِ من؟! تو مسیری رو دویدی که بقیه حتی نمیتونستن توش قدم بردارن. | 2 089 |
| 14 | شبایی که هدر میرن، تلافی روزایی هستن که بهشون بیتوجهی شده.
بهترین جواب برایِ این که چرا بیدارم و پشت هم ریلز میبینم: | 1 041 |
| 15 | دیلیِ دوستام رو میخونم. یکیشون تنهایی سفر رفته تهران، داره مستقل گشت و گذار میکنه و لذت میبره. یکیشون از تمرینایِ نوازندگیش برامون نوشته. یکیشون درگیرِ تزشه و خیلیخیلی کم وقت داره و عملا داره میدوعه دنبالِ کارا. یکیشون از اضطرابش نوشته. یکیشون داره از هوایِ بارونی لذت میبره. یکیشون ویدیومسیج داده داره برامون از سوگش برای دوستش میگه. یکی داره دربی میبینه، اون یکی سوارِ اتوبوسه بعدِ دورانِ سختِ امتحاناتش، با کلی خستگی و غم داره میره خونه و یکیشون از پیشرفتی نوشته که توی ورزش و باشگاهش داشته و کلی دیلی که هنوز نخوندمشون، اما برام جالبه که همه داریم ادامه میدیم، همه داریم زندگی میکنیم، هیچکدوممون ساکن نیستیم. درود بر این نسلِ بچهپررویِ عاشقِ زندگی. | 1 318 |
| 16 | متاسفانه یا خوشبختانه خودم رو سپردم دست زندگی و دارم تماشا میکنم ببینم چی پیش میاد. | 1 921 |
| 17 | شانهات البرز، تن اهواز وُ چشمانت خزر
قامتت هم بامِ تهران، اصلا ایرانِ منی!
-
یاسِ امینی | 1 101 |
| 18 | نمیدونم عزیزم؛ گاهی هم فکر میکنم شاید واقعا تلاشهام کافی نبود و این همه مدت فقط خودم رو گول میزدم. | 819 |
| 19 | من هم اندازهٔ نجات دادنِ جهان، افسانهای، دور و عجیب و غریب رویا میبافتم. غافل از این که جهان، درونِ خودِ من بود؛ باید خودم رو نجات میدادم. | 1 650 |
| 20 | منو ببخش؛ من خیلی وقتا برایِ گرههایِ ذهنیِ خودم هم راهِ حلی ندارم. | 1 406 |
