کانال راسخ | 🇵🇸
رفتن به کانال در Telegram
9 260
مشترکین
+1124 ساعت
+447 روز
+14530 روز
آرشیو پست ها
9 262
«خوشا به حالت!»
خوشا به حالت، که در میان فتنهها استوار قدم برمیداری؛
وقتی نفست، سرکش میشود، مهارش میکنی و وقتی شهوتها با جلوهای فریبنده پیش رویت قرار میگیرند، از آنها روی برمیگردانی؛ و چیزی جز ترس از خدا و امید به آنچه نزد اوست تو را از آنها بازنمیدارد.
خوشا به حالت!
وقتی نفست پافشاری میکند و درهای هوس را به رویت میگشاید، اما تو به آن میگویی:
«حاشا لله!»
خوشا به حالت!
زمانی که بر وسوسهات غلبه میکنی، سلطهٔ شهوت را درهم میشکنی و رضایت پروردگارت را بر لذتی زودگذر ترجیح میدهی؛ لذتِ لحظهای را با پاداشی ماندگار معاوضه میکنی.
خوشا به حالت!
وقتی در روزگاری که بسیاری از باورها و ارزشهای ثابت فرو میریزند، دینت را محکم میگیری؛ در روزگار اضطراب و آشفتگی، استوار میمانی و هنگامی که درهای انحراف فراوان میشوند، قلبت را حفظ میکنی.
فراوانیِ رهروانِ یک مسیر، تو را فریب نمیدهد و کم بودنِ اهل حق نیز باعث نمیشود از راه حق احساس غربت کنی.
خوشا به حالت!
وقتی در خلوت، خدا را ناظر بر خود میبینی؛
وقتی گناه تو را فرامیخواند، عظمت خدا را به یاد میآوری؛
و وقتی مسیر سخت میشود، به یاد میآوری که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند و قلبی که او را بر هوای نفس ترجیح داده، تنها نمیگذارد.
خوشا به حالت، اگر در خلوت و آشکار، خدا را بر نفس خود ترجیح دهی.
— محمد مصطفی••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ
9 262
«هر کاری که به خاطر آن از مرگ میترسی، رهایش کن؛ پس از آن، دیگر مهم نیست چه زمانی بمیری!»
- ابوحازم رحمهالله••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ
9 262
هرکس که گرفتاریاش به درازا کشیده و گشایش و عطای الهی در حق او به تأخیر افتاده است، بداند که کلید گشایش او، در بسیار استغفار کردن است.
أَسْتَغْفِرُ اللهَ الْعَظِيمَ الَّذِي لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ، وَأَتُوبُ إِلَيْهِ
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
هرکس که گرفتاریاش به درازا کشیده و گشایش و عطای الهی در حق او به تأخیر افتاده است، بداند که کلید گشایش او، در بسیار استغفار کردن است.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
«پیش از خواب»
کسی که پیش از خواب توفیق پیدا کند که:
- وضو بگیرد؛
- نماز وتر را بخواند؛
- اذکار خواب و سورهٔ ملک را بخواند؛
- با دلی پاک از کینه و ناراحتیِ دیگران به خواب برود؛
- توبهاش را تازه کند؛
- و برای نماز صبح ساعت بیدارباش تنظیم کند؛
به خیر بزرگی دست یافته است. 🌙
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
«بزرگتر از تمام محاسبات تو»
ما در جهانی زندگی میکنیم که زبانش، زبانِ عدد و معامله است؛ برای بهدست آوردن هر چیزی، باید بهایش را بپردازی!
حقوق در برابر کار،
موفقیت در برابر شببیداری،
و محبت در برابر توجه...
این منطق سخت و حسابگرانهٔ انسانی، گاهی باعث میشود عطای خداوند را هم با همین معیار بسنجیم!
برای همین، گاهی یک آرزوی بزرگ را برای خودمان دستنیافتنی میبینیم؛ چون با خود میگوییم: «عمل و تلاش من کم است» یا «اسباب و امکاناتم ضعیف است.»
اینجاست که نام زیبای خداوند، «وهّاب»، جلوه میکند.
«هبه» در زبان عرب به معنای بخششی است که در برابر آن عوضی خواسته نمیشود؛ نه وابسته به استحقاقی است و نه در برابر آن بهایی دریافت میشود.
وقتی با «وهّاب» روبهرو میشوی، تمام محاسبات مادی فرو میریزد؛ زیرا او فقط به اندازهٔ تلاش تو عطا نمیکند، بلکه فراتر از آرزویت میبخشد، پیش از آنکه بخواهی، و حتی با وجود کوتاهیهایت.
به حضرت زکریا علیهالسلام فکر کن؛ مردی که موهایش از پیری سفید شده بود، به نهایت سالخوردگی رسیده بود و همسرش نیز نازا بود.
اگر با معیار پزشکان و اسباب ظاهری نگاه کنیم، احتمال فرزنددار شدن: صفر درصد!
اما او به اسباب نگاه نکرد؛ به کسی روی آورد که اسباب در دست اوست و گفت:
﴿رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ﴾
«پروردگارا! از جانب خود، فرزندی پاک و شایسته به من عطا کن؛ بیتردید تو شنوندهٔ دعایی.»
و نتیجه، بخششی الهی بود که همهٔ محاسبات ظاهری را درهم شکست:
﴿فَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى﴾
«پس یحیی را به او بخشیدیم.»
پس آرزوهایت را در زندانِ منطق و «محال» خفه نکن...
وقتی دستهایت را به سوی خدا بلند میکنی، به یاد داشته باش که از بانکی درخواست نمیکنی که موجودی حسابت را بررسی کند، و از مدیری نمیخواهی عملکردت را ارزیابی کند.
تو از «وهّاب» درخواست میکنی؛ همان خدایی که وقتی عطا میکند، شگفتزدهات میکند، و وقتی میبخشد، فراوان میبخشد.
برای او دشوار نیست که در یک چشم برهمزدن، چیزی را به تو ببخشد که سالها به دنبال آن دویدهای.
او بهشت را عطا میکند؛ آیا برایش دشوار است که اندکی از دنیایی را به تو ببخشد که در نزد او حتی به اندازهٔ بال پشهای ارزش ندارد؟!
#وهٌاب
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
خودمان را خسته میکنیم تا تصویر خوبی از خودمان نزد انسانهایی بسازیم که نه سودی به ما میرسانند و نه زیانی؛ اما فراموش میکنیم خرابیِ رابطهمان با کسی را آباد کنیم که روح، جان و روزی ما در دست اوست.
بدبختترین آدم، کسی است که تمام زندگیاش را روی صحنهٔ دنیا بازی کند و منتظر تشویق تماشاگران باشد؛ اما جای رضایت خدا در قلبش خالی بماند.
﴿وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ﴾
میان خودت و خدا، عملی پنهانی و خالصانه داشته باش که هیچکس از آن خبر نداشته باشد.
در نهایت، تنها دفن خواهی شد و تنها مورد حساب قرار خواهی گرفت.
اللهم أصلح سرائرنا، واجعلنا أفقر خلقك إليك، وأغناهم بك.
خدایا! درون ما را اصلاح کن و ما را از نیازمندترین بندگانت به خودت، و بینیازترینشان به غیر خودت قرار بده.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
تو با آمدنت به دنیا کامل نمیشوی؛
برای زندگی، دو نفخه لازم است:
نفخهٔ فرشته که جسمت را از عدم به وجود آورد؛
و نفخهٔ وحی که قلبت را از تاریکیها بیرون میآورد.
کسی که به اولی بسنده کند،
با جسمی زنده و روحی مرده زندگی میکند.
﴿أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا ۚ﴾
«آیا کسی که از نظر عقلی و روحی مرده بود و ما او را به وسیله هدایت و ایمان زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم به درستی و سلامت حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکی هایِ جهل و گمراهی است»
[انعام: ۱۲۲]
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
«هرکس صاحب فرزندی شد، در تربیت او تلاش کند؛ و هنگامی که به پنجسالگی رسید، او را به حفظ قرآن وادارد؛ زیرا حفظ قرآن در کودکی، مانند نقشی است که بر سنگ حک شود.»
امام ابن جوزی رحمهالله••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•• @Raaasekh | راسخ
9 262
سلیمان تیمی رحمهالله میگوید:
«آدمی گاهی در خلوت مرتکب گناهی میشود؛ اما صبح که از خواب برمیخیزد، خواری و آثار آن گناه بر او نمایان است.»
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
امشب و فردا، این سه عمل را فراموش نکنید:
• صلوات بر پیامبرﷺ،
• تلاوت سوره کهف،
• دعای خیر برای مجاهدان اُمّت،
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
گاهی ناگهان میبینی در طاعت سنگین شدهای و به سوی گناهی کشیده میشوی که فکر میکردی در برابرش مصونی.
همانجا با ترس میفهمی ارادهای که به آن میبالیدی، بدون یاری خدا چیزی نیست؛ و بدون حفظ او، حتی در برابر یک وسوسهٔ گذرا هم ناتوانی.
این سقوط، هرچند دردناک است، میتواند عینِ لطف خدا باشد؛ تا توهّمِ «تکیه بر خود» را از قلبت بیرون بکشد.
خدا میداند گاهی اعتماد تو به قدرت خودت، بیشتر از خودِ گناه میتواند هلاکتبار باشد. پس تو را با ضعف خودت روبهرو میکند تا از عمق وجودت بگویی:
«یا رب، مرا حتی یک لحظه به خودم واگذار نکن.»
آنگاه میفهمی که اگر رحمت خدا دستت را نگیرد، راهی برای نجات نداری.
﴿وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ﴾
«اگر خدا ما را هدایت نمیکرد، هرگز راه نمییافتیم.»
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
چند روز پیش بیمار جوانی داشتیم، که با تورم و قرمزی زانوی چپ آمده بود. بشدت از درد به خود میپیچید و گریه میکرد. تمام خواستهاش این بود که دردش را تسکین دهیم. پس از طی اقدامات تشخیصی، مشخص شد زانو عفونت کرده است. او همچنان از درد فراوان گریه میکرد و من هم در همین حین به این فکر میکردم که فتبارک الله أحسن الخالقین. چه نعمت بزرگیست این درد. نعمت و خلقتی شگفتانگیز که هر بار تو را به یاد ظرافت آفرینش خداوند میاندازد.
کاش میتوانستم در گوش آن جوان زمزمه میکردم که بخند و خوشحال باش، که همین درد باعث شد زانویت را از دست ندهی! اگر درد نداشتی و متوجه عفونت نمیشدی، این زانو دو هفته بعد، دیگر همان زانوی قبلی نبود.
آمدم از زیبایی و عظمت درد بگویم. آزاردهنده، و اما نجاتبخش است. درد که نباشد، بیدار نمیشوی، حرکت نمیکنی، به سمت درمان نمیروی!
درد پس از گناه هم، همان است. اگر پس از گناه، دردی درونت را به آتش کشانده قدرش را بدان. آن درد است که گویی مبعوث شده ایمانت را نجات دهد. قلبت را از مخمصه فراری دهد. تو را به حرکت وادارد که به طبیبت مراجعه کنی، که دوای دردت آنجاست...
{ وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ... }
و از صبر و نماز یاری جویید.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
درونت را اصلاح کن؛ شاید ظاهر زندگیات هم سامان بگیرد.
به سجده برو؛ شاید سنگینیهایی که بر قلبت نشسته، همانجا فرو بریزد.
صدقه بده؛ شاید بلایی که پشت درِ زندگیات ایستاده، از تو دور شود.
گاهی برای تغییر آنچه در زندگیات میبینی،
باید ابتدا چیزی را در درون خودت تغییر دهی.
اصلاح از دل آغاز میشود؛
با سجده، صدقه و بازگشت به خدا.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
شبِ تاریکی بود، نه ماه در آسمان بود و نه چراغی در کوچهها روشن...
اما مردی چون ماه، با قلبی نورانی، در کوچههای مدینه قدم میزد.
او قرآن را با صدای ابوموسی اشعری که در خانه تلاوت میکرد شنید و ایستاد تا گوش دهد. صبح روز بعد پیامبرﷺ او را دید و گفت:
«ای ابوموسی! اگر میدانستی دیشب چگونه به تلاوتت گوش میدادم، میدیدی که صدایت مثل یکی از نغمههای داوود است!»
پیامبرﷺ اینگونه از توانمندی دیگران تقدیر میکرد و ارزش نیکوییها و مهارتهای دیگران را میشناخت. همانطور که موسی علیهالسلام درباره هارون برادرش گفت:
«او فصیحتر از من است.»
درس مهم این است: قدردانی و ستایش دیگران از اخلاق نیک پیامبران است.
وقتی از سخنرانیِ کسی لذت بردید، او را تحسین کنید.
وقتی به خانه کسی دعوت شدید و همه چیز مرتب و خوشایند بود، صاحب خانه و همسرش را تحسین کنید.
این کار نه تنها باعث خوشحالی دیگران میشود، بلکه جامعه را به همکاری و اتحاد نزدیکتر میکند. انتقاد و پرداختن به نقصها، تنها اختلاف و نزاع میآورد، اما ستایش مزایای دیگران وحدت و همدلی میسازد.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
پاسخ سریع؛ نشانهٔ صداقت:
عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما فقط سخن پیامبر ﷺ را نشنید و از آن عبور نکرد؛ بلکه آن را در زندگی خود به عمل تبدیل کرد.
پس از آن، جز اندکی از شب نمیخوابید.
این است معنای واقعیِ پذیرش نصیحت:
شنیدن، تأمل کردن و سپس تغییر دادن.
نصیحت زمانی اثر خود را نشان میدهد که از گوش عبور کند و به زندگی برسد.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
تقویت شخصیت، پیش از اصلاح:
پیامبر ﷺ پیش از آنکه عبدالله را به نمازِ شب توصیه کند، شخصیت او را مورد تمجید قرار داد و فرمود:
«عبدالله چه مرد خوبی است!»
سپس توصیهٔ خود را به او منتقل کرد:
«اگر نماز شب میخواند!»
این شیوهای مهم در تربیت است:
محبت، پیش از دستور؛ تقویت شخصیت، پیش از اصلاح.
وقتی دل با محبت گشوده شود، پذیرشِ نصیحت و اصلاح آسانتر خواهد بود.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
درسهایی از حدیثِ عبدالله بن عمر:
رؤیای صادق؛ وسیلهای برای تذکر، نه ترساندن
رؤیای صادق میتواند وسیلهای برای یادآوری و بیداری باشد، نه ابزاری برای ایجاد وحشت.
پیامبر ﷺ با خوابی که عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما دیده بود، او را نترساند؛ بلکه او را به یک قدمِ مهم در مسیر بندگی متوجه کرد.
گاهی انسان برای بیدار شدن، به یک تلنگر کوچک نیاز دارد.
ترسی که تو را به خدا نزدیک کند، نعمت است؛ نه نقمت.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
رؤیای عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما
امام بخاری در صحیح خود از عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما روایت میکند:
«در زمان پیامبر ﷺ، هرگاه کسی خوابی میدید، آن را برای رسول خدا ﷺ بازگو میکرد.
من هم آرزو کردم خوابی ببینم و آن را برای پیامبر ﷺ تعریف کنم. آن زمان جوان بودم و در مسجد، در دوران پیامبر ﷺ میخوابیدم.
در خواب دیدم دو فرشته مرا گرفتند و به سوی آتش بردند. ناگهان دیدم آتش مانند چاهی عمیق و پیچیده است و دو شاخ دارد. در آن، افرادی را دیدم که میشناختم.
شروع کردم به گفتن: «از آتش به خدا پناه میبرم.»
در همین هنگام، فرشتهای دیگر با ما روبهرو شد و به من گفت: «نترس.»
خوابم را برای حفصه رضیاللهعنها تعریف کردم و او آن را برای پیامبر ﷺ بازگو کرد.
پیامبر ﷺ فرمود:
«عبدالله چه مرد خوبی است؛ اگر نماز شب میخواند!»
پس از آن، عبدالله جز اندکی از شب را نمیخوابید» ( نماز شب میخواند).
📖 صحیح بخاری
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
9 262
تصور نکن پیروزی فقط این است که فرماندهی یک میدان جهاد را بر عهده بگیری و لشکری از دشمن را شکست دهی.
پیروزی، شکلهای دیگری هم دارد.
اینکه با دعوتی صحیح و از روی احساس مسئولیت، دوستت را به سوی اسلام دعوت کنی و قدمی در راه هدایت او برداری؛ این خود یک پیروزیِ بزرگ است.
اینکه شب تا دیر وقت مشغول کار بودهای، خستهای و چشمانت سنگین است؛ اما با این حال، نماز صبحت را در وقتش بهجا میآوری؛ این یعنی پیروزی.
اینکه گناهی در دسترس توست و بهراحتی میتوانی مرتکبش شوی، هیچکس هم تو را نمیبیند؛ اما فقط به خاطر ترس از الله دست نگه میداری؛ این هم پیروزی است.
همهٔ اینها پیروزیاند؛ چون پیروزی همیشه شکست دادن دیگران نیست، گاهی پیروزی یعنی در برابر نفس خودت شکست نخوری.
••┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈••
@Raaasekh | راسخ
