fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Saved Messages

Saved Messages

رفتن به کانال در Telegram
2 453
مشترکین
-424 ساعت
-77 روز
+48130 روز
آرشیو پست ها
او همانند موسیقی بی‌کلام بود، چیزی نمی‌گفت اما تأثیرش را می‌گذاشت.

زمانی که مردم نتوانند اشتباهی در نسخه‌ی جدید شما پیدا کنند، گذشته‌ی شما را به یادتان می‌آورند.

زمانی که مردم نتوانند هیچ اشتباهی در نسخه‌ی جدید شما پیدا کنند، گذشته‌ی شما را به یادتان می‌آورند.

در دورانی زندگی می‌کنیم که در غزه این چنین پدرها داغ می‌بینند و مادرها آب می‌شوند و تعداد یتیمان لحظه به لحظه در حال افزایش است ولی بسیاری از مردم و سیاست ورزان نادیده می‌گیرند و این ظلم آشکار به هیچ انگاشته می‌شود... اللّهمَّ عَجِّل لِوَليِّكَ الفَرَجَ @kashani1395

گفتم چرا این‌گونه غمگین و ناامیدی؟گفت شاخه‌ای پر از شکوفه‌های بهاری را در نظر بگیر که آن را شکسته‌اند. با من این‌گونه کردند. ابتدا رویا و امیدهای بزرگی به من دادند و بعد همه‌ی آن‌هارا از من گرفتند.

وقتی سن‌ات پایینه، دوست داری با همه بگردی و معاشرت کنی.یکم که بگذره همه رو پس می‌زنی و فقط با آدمایی رفت و آمد می‌کنی که از ته دلت دوست‌شون داری.به مرور دیگه از اصلا هیچکس خوشت نمیاد و فقط میخوای جایی باشی که اذیت نشی.ولی بعد از این مراحل، مرحله‌ایه که موازی با درک ممکن‌الخطایی انسان و شکست خوردن باورهای ایده‌آل‌گرایانه و بنا به جبر اجتماعی بودن انسان، می‌فهمی که ارتباطات اجتماعی حدالامکان می‌بایست باقی بمونن. انگاری دیگه برقراری ارتباط خیلی خوشامدی و دل‌بخواهی نیست ‌برات، اما هرکی به هرکی و هیچکی نبود این آمدی هم نیست. اصلا انگار از یه سنی به بعد، آدم یادش می‌ره صمیمیت‌ چیه و چجوری به وجود میاد،حتی خیلی از صمیمیت‌ها از دست می‌ره یا دیگه مثل قبل نیست. حتی گاهی با ضرر و خطای بعضی از ارتباطات و آدم‌ها می‌بایست کنار بیای و صبور و باگذشت باشی چرا که خودت هم موقع خطا و اشتباه، نیاز به همراهی و همدلی داری نه تنهایی. بزرگسالی جاییه که نه دوسش دارم نه آمادشم.

Repost from Saved Messages
و اگر‌ از تو درباره‌ی غزه پرسیدند، پس بگو در آن‌جا شهیدی‌ است که شهیدی آن را حمل میکند و شهیدی از وی عکس میگیرد، و شهیدی او را بدرقه میکند و شهیدی بر وی، نماز میخواند.

فکرتان را درگیر افرادی نکنید که نمی‌دانید چرا با شما ناسازگارند و چنان بد رفتار میکنند که گویی با آن‌ها پدرکشتگی دارید. ما مسئول مشکلات روانی دیگران نیستیم.

03._paola.11099_-1501867411.mp36.16 MB

من شیفته‌ی خوشی‌های ساده‌ام. مثل گوش دادن به یک موسیقی خوب، کنار کسی که دوستش داری، بدون حرف. مثل دراز کشیدن روی سرامیک سرد. مثل دیدن رنگ نارنجی آسمون موقع غروب، مثل بی‌هوا آواز خوندن با صدای بلند. مثل خندیدن موقع فکر کردن به یک خاطره‌ی قشنگ. این‌که یکی بهت یک شاخه گل هدیه بده و بگه این مال توئه، از طرف من! حتی خنکی اونور بالشت، مثل شنیدن صدای نفس‌های کسی که به عشق اون نفس می‌کشی. من شیفته‌‌ی همین خوشی‌های ساده‌ام که از من دریغ شده‌اند.

هر بار که با لبخند از کسی شنیدی "آدم‌ها فقط یک بار عاشق می‌شوند" مطمئن باش که منظورش تو نیستی. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوند که در لحظه در حال تجربه‌ی یک بار خود هستند و معمولا برای گفتن این حرف، همیشه دیر شده است.

هر بار که با لبخند شنیدی "آدم‌ها فقط یک بار عاشق می‌شوند" مطمئن باش که منظورش تو نیستی. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوند که در لحظه در حال تجربه‌ی یک بار هستن و معمولا برای گفتن این حرف، همیشه دیر شده.

تنبلی، نام دیگر فرسودگی روان است. انسانی که بار سنگین انتظارات، ترس از شکست، و اضطراب قضاوت شدن را بر دوش دارد، چگونه می‌تواند خود را به حرکت درآورد؟ او شاید ناتوان از حرکت نیست، بلکه اسیر است اسیر روایتی که درباره‌ی خود دارد یا روایتی که دیگران برایش ساخته‌اند. گاهی تنبلی نشانه‌ای است از یک سوگواری ناتمام. کسی که در درون خود سوگ چیزی را حمل می‌کند یک امید بر باد رفته، یک رؤیای محقق نشده، یا حتی یک خویشتن از دست‌رفته چگونه می‌تواند بی‌واسطه دست به کار شود؟ او پیش از آنکه حرکت کند، باید چیزی را به رسمیت بشناسد، چیزی را بپذیرد، چیزی را در درون خود عزاداری کند. و گاهی، تنبلی نام دیگر نافرمانی ناخودآگاه است. وقتی در ژرفای ذهنمان، کاری که باید انجام دهیم، نه از آن ما، بلکه از آن دیگری است وقتی حرکت ما نه برای خودمان، که برای برآوردن خواسته‌ای بیرونی است بدن و روانمان در برابر این اجبار خاموش مقاومت می‌کنند. آنکه تنبل خوانده می‌شود، شاید تنها کسی است که هنوز در برابر استانداردهای تحمیلی، فرمانبرداری کورکورانه را نپذیرفته است.

افسوس که تمامی روابط انسانی، نیاز به نوعی نقاب دارد و تنهایی؛ آخرین گریزگاه انسان‌های صادق است.
صادق هدایت

پرسید، به نظرت چه چیزی درباره‌‌ مرگ هست که ترسناکه؟ پاسخ شنید، تمامی آن‌چه که انجام نداده‌ام.

چه چیزی درباره‌ی‌ مرگ هست که تو رو بیشتر می‌ترسونه؟ پاسخ شنید، تمامی آن‌چه که انجام نداده‌ام.

درون من کسی بی‌وقفه غمگین‌ترین موسیقی‌ها را می‌نوازد و دست از نواختن نمی‌کشد.

نوتیفیکیشن‌ها را خاموش کردم، نیم بیشتر چیزها حل شد. مغزم را هم بتوانم خاموش کنم تمامی چیزها حل ‌می‌شوند.

Mattia Vlad Morleo - Neeno.mp37.59 MB

درد من تنها از روی شکست در یک عشق قدیمی یا رویاهای بر باد رفته‌ی یک نوجوان سرزنده نیست. درد من زندگی‌ست و اگر می‌بینی در انتها همه چیز را به تو تبدیل می‌کنم، از آن‌جاست که تو هنوز هم تنها پناه منی.