Saved Messages
رفتن به کانال در Telegram
1 979
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+1930 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+2
در 0 کانالها
ژوئیه '26
+90
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+68
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+34
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+12
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+45
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+40
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+64
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+46
در 9 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+58
در 13 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+92
در 17 کانالها
Get PRO
اوت '25
+73
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+78
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+79
در 18 کانالها
Get PRO
مه '25
+1 773
در 11 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+111
در 14 کانالها
Get PRO
مارس '25
+104
در 11 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+586
در 9 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+129
در 11 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+83
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+139
در 8 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+167
در 21 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+89
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '24
+92
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+139
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+70
در 14 کانالها
Get PRO
مه '24
+245
در 33 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+73
در 9 کانالها
Get PRO
مارس '24
+81
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+67
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+52
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+66
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+119
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+96
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+78
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+34
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+116
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+80
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+90
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+135
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+128
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+119
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+52
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+67
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+48
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+30
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+35
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+68
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+91
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+245
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اوت | +2 |
پستهای کانال
Repost from Saved Messages
نمیتوانم با این آدمها و دنیای مضحکی که برای خودشان ساختهاند خو بگیرم. انگار همهچیزشان تصنعیاست. لبخندهایشان تصنعی است. تفکراتی که از آن دم میزنند، حاصل نشخوار دیگران است نه اندیشههای خودشان. آدمها دیگر اصیل و عمیق نیستند، تکههایی از دیگرانند.
| 2 | من هیچوقت واقعاً در لحظه حضور ندارم و همیشه بخشی از من زیر آواریست که هیچکس آن را هرگز نخواهد دید. | 766 |
| 3 | وقتی تمامی نگاهها قضاوت بود، نگاه او عشق بود. محبت بود. گرما بود. از تمام حرکاتش صمیمیت میتراوید و محبت میبخشید و تن زخمیام را شفا میداد. گهگاهی که خسته میشدم، به صورتش نگاه میکردم. صورتش خود خود زندگی بود که به من لبخند میزد. | 474 |
| 4 | 1767 | 1 |
| 5 | از پیکر در حال تجزیهی من، گلهایی خواهند رویید و من در آن گلها خواهم بود و این جاودانگیست. | 700 |
| 6 | بعضی نبودنها شبیه خاموش شدن یک چراغ نیستند. شبیه این هستند که خود تاریکی، آدرس خانهات را یاد بگیرد. | 794 |
| 7 | چرا هر آنچه که هست، مرا به یاد هر آنچه که نیست میاندازد؟ | 1 171 |
| 8 | او شبیه وطن بود. زخمی، غمگین، زیبا و همیشه در حال جنگ. و من شبیه یک وطنپرست عاشق ویرانههایش بودم. | 1 164 |
| 9 | حتی اگر میانمان دیوار بکشی، در نهایت آن دیوار را به رنگی که تو دوستش داری نقاشی خواهم کرد. | 1 482 |
| 10 | انسانهای بسیار باهوش نمیتوانند شرور باشند زیرا شر نیازمند نوعی حماقت و محدودیت در اندیشه است. | 176 |
| 11 | آدم آنقدر به دردش عادت میکند که اگر یک روز بیدار شود و هیچ زخمی نداشته باشد، احساس میکند مهمترین بخش وجودش را از دست داده است. | 1 431 |
| 12 | Lord-Huron-The-Night-We-Met-320.mp3 | 1 380 |
| 13 | Lord-Huron-The-Night-We-Met-320.mp3 | 2 |
| 14 | من آدم دلگیریهای کوچکی هستم که بیشتر وقتها آنقدر کوچکاند که آدم حتی بیخیال به روی کسی آوردنشان میشود. ولی با این وجود و همیشه، مثل خار ریز کاکتوس در دست آدماند؛ با اینکه قرار نیست او را بکشند ولی با این حال و همیشه به یک چیزی و جایی گیر میکنند و آدم باز هم دوباره و دوباره آنها را حس خواهد کرد و آنها را تا همیشه با خودش نگه خواهد داشت. آن حس ناراحتی کوچیک بیمورد همیشگی و تیغتیغکننده از جایی نامعلوم در ناکجای خانههای ذهن آدم، که آدم فراموشکار دلیلش را هم گاهی فراموش میکند، ولی خودش را باقی مانده، باقی خواهد گذاشت. | 1 419 |
| 15 | حتی به هنگام کودکی وقتی رفقایم به اسباببازیها نگاه میکردند، من به مردی نگاه میکردم که آنها را میفروشد. | 1 317 |
| 16 | +7 01_THE FIRST SIGH.mp3 | 1 759 |
| 17 | آدم فکر میکند اندوه، با گریه خودش را ثابت میکند. اما بعضی فقدانها آنقدر بزرگاند که حتی اشک هم جرئت نزدیک شدن به آنها را ندارد. پس از تو و در تمام این روزها در من چیزی تمام نشد، از جا کنده شد. نه میتوانم فقدان تو را به سوگ و عزا بنشینم، نه عمق ریشهی دوانیدهات در قلبم را انکار. میان وانفسای تاریخ بیحرکت ماندهام. مانند خانهای که ستونش را برداشتهاند و هنوز نفهمیده باید فرو بریزد. هیچ جملهای اندازهی این نبودن نیست. هر کلمهای که مینویسم در کنار آنچه که از دست دادهام کوچک و بیاعتبار به نظر میرسد. آدم وقتی تکیهگاهش را از دست میدهد، زمین نمیخورد؛ فقط دیگر نمیداند روی چه ایستاده است. | 1 762 |
| 18 | چشمهای تو زیباترین چشمهایی است که آدم میتواند ببیند. و نگاهت همهی آفتابهای یک کهکشان است، سپیدهدم همهی ستارهها. | 1 319 |
| 19 | بدتر از همه این است که از خودت میپرسی فردا چطور قدرتی پیدا میکنی که دوباره همان کاری را که دیروز کردهای و از مدتها پیش هم غیر از آن کار نکردهای ادامه بدهی؟ از کجا قدرتش را پیدا میکنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزار نقشه را که به هیچکجا نمیرسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از فلاکت خردکننده، تلاشهایی را که همیشه مردهزاد به دنیا میآیند، پیش ببری؟ و این همه به خاطر اینکه یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است، که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشورهی فردا که هر بار شکنندهتر و کثیفتر از روز پیش است، سقوط کنی؟ شاید هم پیری آب زیرکاه باشد که میآید و تهدیدمان میکند. دیگر آنقدر ساز نداری که زندگی را با آن برقصانی، موضوع این است. همهی جوانیات به انتهای عالم کوچیده تا در سکوت، واقعیت بمیرد. حالا از شما میپرسم، وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید بروی؟ واقعیت احتضاری است که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانستهام خودکشی کنم. | 1 227 |
| 20 | اگر راه بودم به شهری آرام منتهی میشدم، اگر خانه بودم پناه فراری میشدم و اگر مسیح بودم تمام مردگان را زنده میکردم. اگر امید بودم در کنج قلبهای منتظران چمباتمه میزدم و تکان نمیخوردم، اگر باد بودم از موهای پریشان دختران میگذشتم واگر طوفان بودم پادگانها و توپخانهها را ویران میکردم. اگر پرنده بودم، پشت پنجرهی مادری غمگین و چشم انتظار مینشستم و آرام به شیشهها نوک میزدم. اگر شادی بودم، جهان را روشن میکردم عزالدین اما اگر غم هم بودم تمام نمیشدم. اگر اشک بودم بسیار سرازیر میشدم، خون را میشستم.
نامهی دریابند به عزالدین | 1 268 |
