Saved Messages
رفتن به کانال در Telegram
1 957
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
-1430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+27
در 3 کانالها
اوت '26
+57
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+90
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+68
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+34
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+12
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+45
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+40
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+64
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+46
در 9 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+58
در 14 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+92
در 17 کانالها
Get PRO
اوت '25
+73
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+78
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+79
در 18 کانالها
Get PRO
مه '25
+1 773
در 11 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+111
در 14 کانالها
Get PRO
مارس '25
+104
در 11 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+586
در 9 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+129
در 11 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+83
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+139
در 8 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+167
در 21 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+89
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '24
+92
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+139
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+70
در 14 کانالها
Get PRO
مه '24
+245
در 33 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+73
در 9 کانالها
Get PRO
مارس '24
+81
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+67
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+52
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+66
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+119
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+96
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+78
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+34
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+116
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+57
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+80
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+90
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+135
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+128
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+119
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+52
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+67
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+48
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+30
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+35
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+68
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+91
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+245
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 17 سپتامبر | +1 | |||
| 16 سپتامبر | +1 | |||
| 15 سپتامبر | +2 | |||
| 14 سپتامبر | +3 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | +3 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | +2 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | +1 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | +5 | |||
| 03 سپتامبر | +4 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | +2 |
پستهای کانال
بعضی درها را نه از سر خشم میبندی، نه به امید بازگشت باز میگذاری. تنها یک روز میبینی که دیگر چیزی در آن سوی در نیست [و شاید هیچوقت هم نبوده است].
| 2 | داستان دستها | 413 |
| 3 | از مردمگریزیام احساس گناه نمیکنم، هرچند گاهی ممکن است بابتش تأسف بخورم چون تنهاییام دردناک است. اما وقتی وارد دنیا میشوم، احساس سقوط اخلاقی به من دست میدهد! حسی مانند گشتن به دنبال عشق در فاحشهخانه. | 759 |
| 4 | من میروم و کلید این خانهی دلگیر را زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت. دلتنگ که شدی، آمدی نبودم، نگرد. باران هرگز شبیه آنچه بود به آسمان برنمیگردد. | 674 |
| 5 | از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخهای قایقات را دیدم. با این حال با تو دل به دریا زدم به این امید که عشق، معجزهها میسازد. نساخت. | 998 |
| 6 | زادروز خودم رو به بشریت تبریک عرض میکنم. ⭐️ | 935 |
| 7 | گاهی به من سخت بگیر. وقتهایی که زیادی در خودم فرو میروم. مرا بیرون بکش آن زمانی که زیادی فکر میکنم، فریاد بزن و بگو بس است. همان زمانها که خودم را سرزنش میکنم، جلوی مرا بگیر و وقتی میگویم دیگر نمیتوانم، باورم نکن. دست مرا بگیر و بگو فقط امروز را دوام بیاور. من قول نمیدهم که همیشه قوی باشم. قول نمیدهم دیگر غمگین نباشم و حتی زندگی را ادامه بدهم. قول نمیدهم به آن اتاق تاریک و نمور کنج سرم برنگردم. اما قول میدهم اگر تو گفتی و من صدای تو را شنیدم، بار دیگر تلاش کنم. | 1 220 |
| 8 | 03 - The Shallows.mp3 | 77 |
| 9 | میدانید، من از آن آدمهاییام که میخواهم بدی کنم، اما بدیام خوبی از آب درمیآید.
📚نازنین | 1 394 |
| 10 | آمدنت را جشن میگیرم. نه به این خاطر که به تنهاییام پایان دادی. بلکه به این دلیل که به من یادآوری کردی که این خانهی از رونق افتاده هنوز میتواند میزبان قابلی باشد. با همهی تاریکیاش. | 1 454 |
| 11 | Ghost-Mary-On-A-Cross-128.mp3 | 57 |
| 12 | فکر میکنم یک جایی «بهتر شدن» میتواند خودش تبدیل به خستگی شود. اینکه مدام خودمان را با نسخهای خیالی مقایسه کنیم که باید آرامتر، موفقتر، قویتر، داناتر، شادتر و بیاشتباهتر باشد. گاهی واقعا لازم نیست بهتر باشیم؛ فقط لازم است واقعی باشیم. | 69 |
| 13 | آدمی که میتواند غم خود را به صورتی بروز دهد که از آن حاصلی زیبا و بدون آسیب به بشریت خلق شود، چون تصویری بر بوم و یا نگاتیو، طرحی پیاده شده بر تار و پود نخ یا پارچه، صدایی خوش بر تاری و یا پوستین آهو، خوشبخت است. بسیاری غم خود را فروخورده و به خشم و نفرتی غیرقابل جبران تبدیل ساخته و مجبور به نابودی قلب خود و دیگران میشوند. غم در پوشش هر لهجه و گویش و زبانی، در قالبهای مختلف شعر و ادبیات هم که باشد، تو را با خودش میبرد. شاید بگویی شادی نیز چنین است؛ اما برای من این مسئله در مورد شادی چنین قدرتمند صدق نمیکند. گاها به این فکر می کنم که نوای غم چیست؟ طنین صدای او از کجا شروع میشود که همان ابتدا به جانم مینشیند، میدانم که قدرتی عجیب و غریب دارد، آنقدر قَدَر است که میتواند در لابهلای خندههای گاهوبیگاهم هم خودنمایی کند. هر بار که گوشم این نوا را میشنود، پندارم این است که همین حالا از سر مزار عزیزی برگشتهام که پارهی تنم بوده است. انگار خودم هم زیر خاک مدفون شدهام با او. حالا من ماندهام تنها و بر سر مزاری میگریم که بخشی از خودم هم آنجاست. همینقدر دردناک، همینقدر تاریک، همینقدر سرد. | 1 506 |
| 14 | از یک جایی به بعد، دیگه احساس ناکافی بودن هم نمیگیری چون اینطوری هستی که خب باشه، من کمم، حالا که چی؟ | 1 605 |
| 15 | من خبرهی این هستم که همه چیز را بدانم و طوری رفتار کنم که انگار روحم خبردار نیست. و ذاتا هم انسان غمگینی هستم. پس اگر دیدی به تو در سکوت لبخند میزنم، احتمالا دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم دید. | 1 498 |
| 16 | از پلیدیهای استبداد، یکی هم این است که شریف زیستن را مدام دشوارتر میکند. استبداد کارش این است که هر روز آدمهای بیشتری را مجبور به انتخاب بین «شرافت» و «آسایش» کند.
📚 قدرت بیقدرتان | 1 512 |
| 17 | آدم میبایست با یک سری چیزها تنها روبرو شود. مثلا این که چقدر پست است. اینکه چقدر ناتوان است. اینکه چقدر فکر میکند قدرتمند است و هیچ قدرتی ندارد، ما چه چیزی نرمتر و منعطفتر از احساسات در دنیا داریم که نشود بر آن مسلط شد؟ اصلا سؤال اصلی اینجاست چیز دیگری هست که بشود بر آن چیره شد به جز خود؟ آن خود بیخودی که گاهی از فرط بیخودیاش خود هم پشت آن نمیایستد و دور میایستد و راهش را جدا میکند؟ احتمالا میخواهی بگویی که از فرط انعطاف، شکستنش سخت است و مهارش دلی جگرتر از این میخواهد، میدانم. گفتههای تو را همه از برم عزیزم. این هم شکل دیگری از مغلوبی من است که همه چیز را میدانم اما نمیتوانم. دانستن به انسان قدرت مضاعف میدهد. آرامش خیال میدهد که بروی با هرچه دوست داری بجنگی. اگر آرامش خیال میداشتم، این همه جنگ نمیداشتم. یک دالون پیچ اندر پیچ و تاریک که با اینکه از برماش، هر بار در آن گم میشوم، این هم یک مغلوبهی دیگر. | 1 996 |
| 18 | اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا اینقدر غمگینم، پاسخ میدهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست!
هیچ سبز زندهای نیست.
احتمالاً میخندی و میگویی: «همین؟»
بله همین.
این کاملترین جوابیست که میتوانم به چنین سوالی بدهم!
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد.
یعنی آدمهای این خانه از هم خستهاند، از خودشان خستهاند.
یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمیکنیم.
یعنی همهچیز آنقدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است!
هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقهی بلندی و هیچ برگ پهنی نمیتواند این فاصلهها را پر کند. | 1 285 |
| 19 | اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا اینقدر غمگینم، پاسخ میدهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست. هیچ سبز زندهای نیست.
احتمالاً میخندی و میگویی: «همین؟»
بله همین. این کاملترین جوابیست که میتوانم به چنین سوالی بدهم.
این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند.
یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد. یعنی آدمهای این خانه از هم خستهاند، از خودشان خستهاند. یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمیکنیم. یعنی همهچیز آنقدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است. هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقهی بلندی و هیچ برگ پهنی نمیتواند این فاصلهها را پر کند. | 33 |
| 20 | گاهی هم آدم دلش میخواهد شبها کنار پنجره بنشیند. آسمان را نگاه کند. و ستارهها را، بیآنکه بداند چندتایند بشمارد. و برای لحظاتی، نه گذشتهای باشد که بخواهد به آن فکر کند، نه فردایی که از او چیزی بخواهد. فقط خودش باشد و شب و سکوت. و آن آدم خستهای که پشت تمام نقشهای بزرگسالی، هنوز گاهی دوست دارد هیچ مسئولیتی نداشته باشد و تنها به آسمان نگاه کند. | 1 491 |
