Saved Messages
前往频道在 Telegram
2 452
订阅者
-424 小时
-77 天
+48130 天
帖子存档
2 452
زمانی که مردم نتوانند اشتباهی در نسخهی جدید شما پیدا کنند، گذشتهی شما را به یادتان میآورند.
2 452
زمانی که مردم نتوانند هیچ اشتباهی در نسخهی جدید شما پیدا کنند، گذشتهی شما را به یادتان میآورند.
2 452
Repost from حامد کاشانى
در دورانی زندگی میکنیم که در غزه این چنین پدرها داغ میبینند و مادرها آب میشوند و تعداد یتیمان لحظه به لحظه در حال افزایش است ولی بسیاری از مردم و سیاست ورزان نادیده میگیرند و این ظلم آشکار به هیچ انگاشته میشود...
اللّهمَّ عَجِّل لِوَليِّكَ الفَرَجَ
@kashani1395
2 452
گفتم چرا اینگونه غمگین و ناامیدی؟گفت شاخهای پر از شکوفههای بهاری را در نظر بگیر که آن را شکستهاند. با من اینگونه کردند. ابتدا رویا و امیدهای بزرگی به من دادند و بعد همهی آنهارا از من گرفتند.
2 452
وقتی سنات پایینه، دوست داری با همه بگردی و معاشرت کنی.یکم که بگذره همه رو پس میزنی و فقط با آدمایی رفت و آمد میکنی که از ته دلت دوستشون داری.به مرور دیگه از اصلا هیچکس خوشت نمیاد و فقط میخوای جایی باشی که اذیت نشی.ولی بعد از این مراحل، مرحلهایه که موازی با درک ممکنالخطایی انسان و شکست خوردن باورهای ایدهآلگرایانه و بنا به جبر اجتماعی بودن انسان، میفهمی که ارتباطات اجتماعی حدالامکان میبایست باقی بمونن. انگاری دیگه برقراری ارتباط خیلی خوشامدی و دلبخواهی نیست برات، اما هرکی به هرکی و هیچکی نبود این آمدی هم نیست. اصلا انگار از یه سنی به بعد، آدم یادش میره صمیمیت چیه و چجوری به وجود میاد،حتی خیلی از صمیمیتها از دست میره یا دیگه مثل قبل نیست. حتی گاهی با ضرر و خطای بعضی از ارتباطات و آدمها میبایست کنار بیای و صبور و باگذشت باشی چرا که خودت هم موقع خطا و اشتباه، نیاز به همراهی و همدلی داری نه تنهایی. بزرگسالی جاییه که نه دوسش دارم نه آمادشم.
2 452
Repost from Saved Messages
و اگر از تو دربارهی غزه پرسیدند، پس بگو در آنجا شهیدی است که شهیدی آن را حمل میکند و شهیدی از وی عکس میگیرد، و شهیدی او را بدرقه میکند و شهیدی بر وی، نماز میخواند.
2 452
فکرتان را درگیر افرادی نکنید که نمیدانید چرا با شما ناسازگارند و چنان بد رفتار میکنند که گویی با آنها پدرکشتگی دارید. ما مسئول مشکلات روانی دیگران نیستیم.
2 452
من شیفتهی خوشیهای سادهام. مثل گوش دادن به یک موسیقی خوب، کنار کسی که دوستش داری، بدون حرف. مثل دراز کشیدن روی سرامیک سرد. مثل دیدن رنگ نارنجی آسمون موقع غروب، مثل بیهوا آواز خوندن با صدای بلند. مثل خندیدن موقع فکر کردن به یک خاطرهی قشنگ. اینکه یکی بهت یک شاخه گل هدیه بده و بگه این مال توئه، از طرف من! حتی خنکی اونور بالشت، مثل شنیدن صدای نفسهای کسی که به عشق اون نفس میکشی. من شیفتهی همین خوشیهای سادهام که از من دریغ شدهاند.
2 452
هر بار که با لبخند از کسی شنیدی "آدمها فقط یک بار عاشق میشوند" مطمئن باش که منظورش تو نیستی. آدمها هیچوقت متوجه نمیشوند که در لحظه در حال تجربهی یک بار خود هستند و معمولا برای گفتن این حرف، همیشه دیر شده است.
2 452
هر بار که با لبخند شنیدی "آدمها فقط یک بار عاشق میشوند" مطمئن باش که منظورش تو نیستی. آدمها هیچوقت متوجه نمیشوند که در لحظه در حال تجربهی یک بار هستن و معمولا برای گفتن این حرف، همیشه دیر شده.
2 452
تنبلی، نام دیگر فرسودگی روان است.
انسانی که بار سنگین انتظارات، ترس از شکست، و اضطراب قضاوت شدن را بر دوش دارد، چگونه میتواند خود را به حرکت درآورد؟ او شاید ناتوان از حرکت نیست، بلکه اسیر است اسیر روایتی که دربارهی خود دارد یا روایتی که دیگران برایش ساختهاند.
گاهی تنبلی نشانهای است از یک سوگواری ناتمام. کسی که در درون خود سوگ چیزی را حمل میکند یک امید بر باد رفته، یک رؤیای محقق نشده، یا حتی یک خویشتن از دسترفته چگونه میتواند بیواسطه دست به کار شود؟ او پیش از آنکه حرکت کند، باید چیزی را به رسمیت بشناسد، چیزی را بپذیرد، چیزی را در درون خود عزاداری کند.
و گاهی، تنبلی نام دیگر نافرمانی ناخودآگاه است. وقتی در ژرفای ذهنمان، کاری که باید انجام دهیم، نه از آن ما، بلکه از آن دیگری است وقتی حرکت ما نه برای خودمان، که برای برآوردن خواستهای بیرونی است بدن و روانمان در برابر این اجبار خاموش مقاومت میکنند. آنکه تنبل خوانده میشود، شاید تنها کسی است که هنوز در برابر استانداردهای تحمیلی، فرمانبرداری کورکورانه را نپذیرفته است.
2 452
افسوس که تمامی روابط انسانی، نیاز به نوعی نقاب دارد و تنهایی؛ آخرین گریزگاه انسانهای صادق است.
صادق هدایت
2 452
پرسید، به نظرت چه چیزی درباره مرگ هست که ترسناکه؟ پاسخ شنید، تمامی آنچه که انجام ندادهام.
2 452
چه چیزی دربارهی مرگ هست که تو رو بیشتر میترسونه؟ پاسخ شنید، تمامی آنچه که انجام ندادهام.
2 452
نوتیفیکیشنها را خاموش کردم، نیم بیشتر چیزها حل شد. مغزم را هم بتوانم خاموش کنم تمامی چیزها حل میشوند.
2 452
درد من تنها از روی شکست در یک عشق قدیمی یا رویاهای بر باد رفتهی یک نوجوان سرزنده نیست. درد من زندگیست و اگر میبینی در انتها همه چیز را به تو تبدیل میکنم، از آنجاست که تو هنوز هم تنها پناه منی.
2 452
بچهها این زیر کانالهایی مثل محتوای همین کانال معرفی کنید میخوام داشته باشمشون.
