1 953
Subscribers
-124 hours
+57 days
+2030 days
Posts Archive
1 953
من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم. اما سرانجام فراموش میکردم و آن که گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد آنگاه که میدید لبخند زنان به او سلام میکنم عظمت روحم تحسیناش را برمیانگیخت و یا منشام را خوار میشمرد غافل از این که علت رفتارم سادهتر از این حرف ها بود. من حتی ناماش را فراموش کرده بودم.
1 953
میگفت غمگینم و من میدیدم که زنی عریان، زیر سنگینی سایهی یک مرد در درونش، میگِریَد.
1 953
تمـــام آن شبهایی که برای تو گریه میکردم، این اشک نبود که از چشمهای من میافتاد این تو بودی که از چشمهایم میافتادی.
1 953
اما دنیا، آنقدر چرخید و چرخید تا مرا در جایگاه تویی که نمیتوانستی بگذارد. تنها به این خاطر که من بفهمم تو بیشتر از من رنج میکشیدی.
1 953
آدمی بیچاره و مجبور است. برای پذیرفتن چیزهای آزاردهندهی بسیاری باید تلاش کند و این چیزها، هرگز تمامی ندارند.
1 953
هر روز در میان کسانی که از جنس تو نیستند برای چیزی میجنگی که از جنس تو نیست. تا هر شب در تنهایی ساکت و مأنوسات، به تصور آرزوهایی بپردازی که از جنس تواند، اما هرگز آن تو نخواهند شد.
1 953
میدانی چه حسی دارم؟ انگار که از میان هزاران ستارهٔ آسمان یک ستارهٔ کوچک را گم کرده باشم و دلتنگیاش، تمام آسمانم را گرفته باشد.
1 953
در مرحلهی خاصی از مواجهه با رنج، انسان تنهایی را بر میگزیند. چرا که متوجه میشود هر حضوری تنها رنجش را مضاعف میکند. درک پریشانی درونش برای ناظر بیرونی ناممکن است. سکوت را انتخاب میکند یا دیگر نقابها را؛ خشم، مسخرگی، بی تفاوتی و...
آلبر کامو
1 953
برای زندگی کردن زیادی لطیفی و برای مردن زیادی جانسخت. نه حوصلهٔ آدمها را داری و نه تحمل انزوا را. نه مجال خوشبینی را و نه استعداد ناامیدی را. نیمی از تو همواره بر سر راه آسایشت قرار گرفتهاست
1 953
کمترین کفر این است که آدمی سخنی از برادرش بشنود و آن سخن را بر ذهنش بسپارد که (زمانی) با آن سخن او را رسوا کند، همانا که چنین شخصی بهرهای برایش (در آخرت) نیست.
رسولالله فرمود
1 953
زمان همه چیز را از هم دور میکند، کلمهها را، خاطرات را، خیالها را، آدمها را، انگار که آدم در آن زمانها گم شده باشد و همه چیز به اندازهی کافی از هم و از خود او هم آنقدر دور شده باشند، که حالا دیگر تنها رشتههای ناپیدایی که آدم در آنها گیر افتاده باقی مانده باشد، که همه چیز را در حوالی دور از آدم، در کنار هم نگه داشته باشند و آدم دیگر نه میتواند که به آنها برسد و نه میتواند که از آنها جدا بشود، رسیده و نرسیده و به اندازهی ناکافی دور از همه چیز، برای فراموش شدن و برای به یاد نیاوردن.
و لابد زمان همیشه و همینطور به دور کردن چیزها از هم ادامه خواهد داد، کلمات را، خاطرات را، خیالات را، آدمها را هم، و لابد تنها همین دوری را برای آدم باقی خواهد گذاشت
1 953
من هر روز، دعاگوی تقدیری هستم که مرا بر سر راه تو گذاشت. بدون تو بخشی از وجودم تا ابد کور میماند
1 953
Repost from اَسفَل 🇮🇷
تو همسنگ با آزادگان تاریخ؛ از پیش از اسلام تا سلمان و مالک و میثم و عمار، با هفتاد و دو جانفدای سیدالشهدا، با شهدای سربدار خراسان، با شهدای دشت گلگون چالدران، با خمینی و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، با سلیمانیها و شهدای بیتالمقدس، در کنار سربازان سرافراز حزب خدا و در سرزمین آزادگان تن به خاک میسپاری.
1 953
برای آدمهایی مثل من، که متعلق به دوران دیگری هستیم زندگی بدون کتابفروشیها، کتابخانهها و سینماها زندگی بیروحی است. اگر نام چنین چیزی پیشرفت است، امیدوارم باعثوبانی آن را به جایی تبعید کنند که خبری از نور خورشید نباشد
1 953
به یادآر پیکر بیجان خود را در پیش زن و فرزندت، آن زمان که نه طبیبی بتواند برایت سودمند باشد و نه دوستی که بتواند به تو نفعی برساند.
امام هادی علیه السلام فرمودند
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
