fa
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

رفتن به کانال در Telegram
1 964
مشترکین
-224 ساعت
+27 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
شاید چون قرار نبود استوری باشه. شاید چون مردم واقعی وسط‌اند. ترکیبی از هر دو قشراند. شاید چون اگر فکر می‌کنید همه چیز یا صفر
شاید چون قرار نبود استوری باشه. شاید چون مردم واقعی وسط‌اند. ترکیبی از هر دو قشراند. شاید چون اگر فکر می‌کنید همه چیز یا صفر است یا صد در تعصب و کینه غوطه‌ورید.

از تمام احساساتم خسته‌ام. در آغوشم بگیر و برایم داستانی تعریف کن که مرا به خوابی بدون بیداری فرو ببرد.

امروز هجدهم بهمن است. یک ماه پیش، هزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.

افیون، دین توده‌هاست! تلویزیون، ماهواره، کانال‌ها و سکوهای‌اینترنتی؛ منابر آن‌ و در نهایت سلبریتی‌ها و بازیگران پیامبران آن‌اند، گمان مبرید که اینان پیامبرانی بی‌معجزه‌اند! نه! صبحگاهان و شامگاهان عقلانیت را در پیشگاه چشمان دنبال‌کنندگانشان سر می‌بُرند و چه معجزه‌ای از این بالاتر؟ اینان مادامی که روح خود را به پول نفروشند به پیامبری مبعوث نمی‌گردند، زیرا کسی که بخواهد سامری گوساله ساز را به احیا فرابخواند باید پیش از آن روح خود را با شیاطین طاق زده باشد.

دوربین بشکند اگر حقایق را ثبت نکند، قلم بشکند اگر از حقایق ننویسد، آدم بمیرد اگر حقیقت را انکار کند.

آرزو می‌کنم روزی بتوانی کسی را دریابی که در کنارش موجود کوچک و ضعیفی باشی و نترسی. چنان که او درد خنجر را به جان خود بخرد، تا تو از آسیب بر حذر باشی.

آدم یک‌هو وسط خنده و معرکه برای همه چیز دلتنگ می‌شه و فرو می‌ریزه.

آدم یک‌هو وسط خنده و معرکه برای همه چیز دلتنگ می‌شه و فرو می‌ریزه.

شاید مرا در این وطن از تشنگی مرده یا به دار آویخته ببینی اما هرگز درحال پاداش گرفتن برای خیانت به آن نخواهی دید.

چقدر کلمات به ابتذال کشیده‌ شده‌اند. نیازمند سکوتم. سکوت عمیق و طولانی.

مرا از شر خودم در امان بدار. و مرا در برابر خودم و آن ظلمی که بر خودم روا می‌دارم، محافظت کن. مرا دوست بدار و نگذار که اینطور سهمگین، به نابودی خود بلند شوم.

خون در زمین فرو نرفت، روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی کشته‌اند.

Repost from Saved Messages
ایران؛ شبیه یوسف است با غم و اندوه پدرش و خیانت برادارانش.

انسان باید آنقدر آزادی و جسارت درون خود داشته باشد که بتواند از مناظر متفاوت یک پدیده را ببیند و وارسی کند بی‌آنکه از قضاوت سایرین زهره بترکاند و مجبور شود آن دیدگاه را به ایشان اثبات کند یا برای شک و تأمل خود توضیحی بدهکار باشد. اساسا میل به اثبات برتری یک دیدگاه، ورطه‌ایست وسواس‌گون که کلام و کردار آدمی را به واکنش‌های اضطرابی تنزل می‌دهد. تناقض و شکاکیت ضرورت بروز تفکر خلاق‌اند. انسان آزاد پیش از هر چیز انسانی شکاک است. از بسیاری مناظر می‌توان فاش گمان کرد و فاش اندیشید و در نهایت دیدگاه برگزیده‌ای برای خود اتخاذ کرد. دیدگاهی به حد کفایت کبریاوار که انسان را به اخلاق بردگی وا ندارد و برگزیدنش نیاز به خودزنی و غرق شدن در هیستری اثبات نداشته باشد.

از چند تومن گرونی در دست اصلاحه؟ چون من تخم‌مرغ ۲۵ تک تومنی با اون سکه کوچولوها هم یادمه و هنوز ۲۴ سال دارم. !

اینجا وطن دزدها و قاچاقچی‌ها و زندان مردمانش است. ما در چاهک دنیا زندگی می‌کنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت می‌لولیم و به ننگین‌ترین طرزی که ممکن است، در قید حیاتیم. مضحک آنجاست که تصور می‌کنیم بهترین زندگی را داریم!

این بد است که آدم هیچ وقت فرصت نکند سرش را روی شانه کسی بگذارد و از ته دل گریه کند و بداند که این کس، پشت سر آدم نمی‌خندد. - از نامه‌های سهراب شهید ثالث به احمد شهید ثالث

این بد است که آدم هیچ وقت فرصت نکند سرش را روی شانه کسی بگذارد و از ته دل گریه کند و بداند که این کس، پشت سر آدم نمی‌خندد.

معشوق به سامان شد 🤍