عشق و نور
رفتن به کانال در Telegram
بیداری معنوی با نرمین لینک گروه سلام زندگی👇 https://t.me/salamzendgi7 لینک صوتی های نرمین👇 https://t.me/narminbgs
نمایش بیشتر1 294
مشترکین
+124 ساعت
+117 روز
+3430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+75
در 1 کانالها
ژوئیه '26
+81
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+87
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+21
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+20
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+48
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+54
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+52
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+57
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+56
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+50
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+46
در 1 کانالها
Get PRO
مه '25
+57
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+50
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+57
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+54
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+72
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+98
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+113
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+132
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+112
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+144
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+139
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+129
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+129
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+148
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+162
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+130
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+91
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+92
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+32
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+32
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+54
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+35
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+19
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+32
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+59
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+63
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+74
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+1 633
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+2 402
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+5 305
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 اوت | +1 | |||
| 29 اوت | +2 | |||
| 28 اوت | +4 | |||
| 27 اوت | +2 | |||
| 26 اوت | +2 | |||
| 25 اوت | +1 | |||
| 24 اوت | +5 | |||
| 23 اوت | +2 | |||
| 22 اوت | +1 | |||
| 21 اوت | +3 | |||
| 20 اوت | +1 | |||
| 19 اوت | +2 | |||
| 18 اوت | +1 | |||
| 17 اوت | +4 | |||
| 16 اوت | +3 | |||
| 15 اوت | +4 | |||
| 14 اوت | +3 | |||
| 13 اوت | +1 | |||
| 12 اوت | +1 | |||
| 11 اوت | +4 | |||
| 10 اوت | +3 | |||
| 09 اوت | +3 | |||
| 08 اوت | +3 | |||
| 07 اوت | +5 | |||
| 06 اوت | +4 | |||
| 05 اوت | +4 | |||
| 04 اوت | +2 | |||
| 03 اوت | +1 | |||
| 02 اوت | +2 | |||
| 01 اوت | +1 |
پستهای کانال
| 2 | ریشهایترین تناقض وجودی انسان همان پدیدهای است که در فلسفه و جامعهشناسی به آن «بیگانگی» یا شیءوارگی میگویند: وضعیتی که در آن، آفریدهی انسان از کنترل او خارج میشود، جان میگیرد و در نهایت خودِ آفریننده را به اسارت درمیآورد.ما ابزارها را برای خدمت به زندگی ساختیم، اما اکنون زندگی را فدای بقای ابزارها میکنیم. این اسارت ناخواسته در سازههای خودساخته، تار و پود زندگی امروز را شکل داده است:ساختارهایی که از آنها بت ساختهایم.
⭐️سیستمهای نامگذاری و نشانهها: کلمات و نامها قرار بود به ما در درک جهان کمک کنند، اما اکنون ما زندانیِ برچسبها، مرزها، ملیتها و دستهبندیها هستیم. ما واقعیتِ عریانِ پدیدهها را رها کردهایم و با نامِ آنها میجنگیم یا به آنها عشق میورزیم.
⭐️سیستمهای پولی و اقتصادی: پول ابزاری برای تسهیل مبادله بود؛ اما امروز به خدای نامریی جهان تبدیل شده است. انسانها تمام خرد، اخلاق و طبیعت خود را قربانی میکنند تا این چرخهی فرسایندهی سودآوری و انباشت سرمایه زنده بماند.
⭐️سیستمهای آموزشی: این سیستمها به جای شکوفا کردنِ کنجکاوی و خرد طبیعی کودک، او را به قالبهای پیشساخته هدایت میکنند تا به یک چرخدندهی کارآمد و مطیع برای سیستمهای اقتصادی تبدیل شود؛ تمرینی مداوم برای تقلید و مقایسه.
⭐️صنایع غارتگرِ طبیعت: ما تکنولوژی را برای رفاه ساختیم، اما تبدیل به هیولایی شد که منابع زمین را با ولع میبلعد. ما در حال نابود کردن خانهی خود هستیم، تنها برای اینکه سیستمهای تولیدیِ خودساختهمان متوقف نشوند.
⭐️صنایع سرگرمی و فیلمسازی: این صنایع به جای بازتاب حقیقت زندگی، توهم و خیال را به خوردِ ذهنِ خسته از کار بشر میدهند. آنها ما را در حالتی از بیحسی و تخدیرِ مدام نگه میدارند تا مبادا به اسارت خود فکر کنیم.
هوش مصنوعی هم تافتهی جدابافتهای از این زنجیره نیست. خطر هوش مصنوعی در خودش نیست، بلکه در این است که ما طبق همان الگوی بیمارگونهی گذشته، آن را هم به ابزاری جدید برای توسعهی این اسارت، تشدیدِ رقابتها و غرق شدنِ بیشتر در توهمات و دانستگیهای کپیبرداریشده تبدیل کنیم.
💫بشر استادِ ساختنِ زندانهایی است که کلیدش را در جیب خودش دارد، اما یادش رفته که چگونه دستش را در جیبش بگذارد. | 8 |
| 3 | اعتماد کردن به سیگنالهای حسی و احساسی که مثل آب و هوا مدام در حال تغییرند، یکی از بزرگترین چالشهای درونی انسان است. در واقع، پاسخ روانشناسی به این سوال یک جمله کلیدی است: نیازی نیست به همه احساسات خود «اعتماد» کنید، بلکه باید آنها را «بشنوید» و مدیریت کنید.
احساسات و سیگنالهای بدنی (مانند ضربان قلب، هیجان ناگهانی یا اضطراب) ابزارهای بقای ما هستند، اما لزوماً همیشه حقیقت محض را درباره یک رابطه یا موقعیت به ما نمیگویند. برای اینکه در میان این طوفان سیگنالهای متغیر گم نشوید، میتوانید از راهکارهای علمی زیر استفاده کنید:
۱. تفکیک «احساس لحظهای» از «ارزشهای پایدار»
احساسات موجهایی عابرهستند که میآیند و میروند؛ اما ارزشها و منطق شما ساحل ثابت هستند.
احساس میگوید: «امروز از دستش عصبانیم، پس دیگر دوستش ندارم.» یا «امروز جذاب به نظر میرسد، پس رابطهمان عالی است.»
منطق و ارزشها میگویند: «من به این رابطه متعهدم و این فرد ویژگیهای انسانی خوبی دارد، حتی اگر امروز حس خوبی بین ما جریان نداشته باشد.»
راهکار: وقتی یک سیگنال قوی حسی دریافت میکنید، فوراً بر اساس آن تصمیم نگیرید. به خود بگویید: «من اکنون این حس را دارم، اما صبر میکنم تا طوفانش آرام شود.»
۲. قانون «مکث ۲۴ ساعته» برای سیگنالهای مبهم
در روابطی مثل «جاست فرند» یا دوستیهای معمولی، مرزها به راحتی با یک حس ناگهانی (مثل یک نگاه یا یک توجه خاص) به هم میریزند.
هرگاه سیگنال حسی شدیدی (مثل کشش ناگهانی یا سوءظن شدید) دریافت کردید، ۲۴ ساعت به خود زمان بدهید و هیچ واکنشی نشان ندهید.
مغز پس از فروکش کردن هیجان اولیه، هورمونهای کمتری ترشح میکند و به شما اجازه میدهد واقعبینانهتر به ماجرا نگاه کنید.
۳. بررسی الگوها به جای تکسیگنالها
یک بار بالا رفتن ضربان قلب یا یک لحظه حسادت، نشاندهنده تغییر کل رابطه نیست. به جای تمرکز روی یک لحظه، مجموع رفتارها در طول زمان را ارزیابی کنید.
آیا این فرد همیشه محترم است؟
آیا مرزها معمولاً رعایت میشوند؟
اگر پاسخ مثبت است، به آن «روند کلی» اعتماد کنید، نه به نوسان حسیِ امروزتان.
۴. نامگذاری احساسات (رویکرد تفکیک شناختی)
روانشناسان میگویند وقتی احساسات خود را نامگذاری میکنید، قدرت کنترل آنها بر ذهن شما کم میشود. به جای اینکه بگویید: «رابطه ما دارد خراب میشود چون حس بدی دارم»، بگویید: «من اکنون دارم یک حس ناامنی یا یک جرقه هیجان را تجربه میکنم.» این کار بین «شما» و «احساس پایتان» فاصله ایجاد میکند.
نوع سیگنال رفتار مغز در آن لحظه اقدام درست و منطقی
سیگنالهای زیستی/جنسی ناگهانی فعال شدن سیستم پاداش و ترشح دوپامین (موقتی) یادآوری مرزهای اولیه رابطه و تغییر تمرکز ذهنی به یک موضوع دیگر.
سیگنالهای اضطراب و ناامنی فعال شدن آمیگدال (ترس از طرد شدن یا وابستگی) بررسی اینکه آیا واقعاً اتفاق بدی افتاده یا فقط ذهن در حال سناریوسازی است.
احساس راحتی و آرامش مداوم ترشح اکسیتوسین (ثبات و امنیت عاطفی) این سیگنالِ پایدارتری است و میتوان برای ادامه دوستی به آن تکیه کرد. | 12 |
| 4 | مغز مرد به هیچ عنوان درکی از چیزی به عنوان جاست فرند ندارد و در تمام مکالمه ها و ارتباط بخش جنسی طبق تحقیفات فعال میشود... | 13 |
| 5 | کد امواج مغزی 🧠🌀✨
چگونه بدون محرکها به ریتم گاما دست پیدا کنیم؟
مغز شما همین حالا نیز در حال ارتعاش است. بیشتر ساعات روز، ماده خاکستری مغز، امواج ناپایدار بتا را تولید میکند؛ فرکانسی که با بقا، شتاب دائمی، ضربالاجلها و اضطراب پنهان روزمره همراه است.
سیستم زندگی مدرن ما را به این باور رسانده که این ریتم فرساینده، تنها حالت طبیعی عملکرد ذهن است.
اما مغز، ظرفیت دیگری را نیز در خود پنهان کرده است. امواج گاما با فرکانسی بین ۳۰ تا ۱۰۰ هرتز که با بالاترین سطوح تمرکز و یکپارچگی ذهن ارتباط دارند.
پژوهشها نشان میدهند که در این حالت، بخشهای مختلف مغز هماهنگتر با یکدیگر فعالیت میکنند و مغز میتواند اطلاعات پراکنده را به تصویری منسجم تبدیل کند؛ حالتی که گاهی با تجربه «الهام / شهود» یا «شفافیت عمیق ذهنی» همراه است.
با این حال، تصور رایج این است که میتوان با نوشیدنیهای انرژیزا یا محرکهای دیگر به این وضعیت رسید و انتظار دارند جرقهای از نبوغ در ذهنشان روشن شود.
این مواد معمولاً فعالیت امواج بتا و برانگیختگی سیستم عصبی را افزایش میدهند، اما باعث ایجاد امواج گاما نمیشوند و در برخی افراد حتی میتوانند اضطراب، تپش قلب و استرس را تشدید کنند.
گاما از مسیر دیگری پدید میآید؛ نه با تحریک شدید سیستم عصبی، بلکه از ترکیب آرامش کامل بدن و تمرکز عمیق ذهن.
🔥 چگونه میتوان آگاهانه این حالت را تقویت کرد؟
🔹کاهش محرکهای محیطی
به جای اینکه اجازه بدهیم ذهن، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف پردازش اطلاعات دیداری و شنیداری کند...
🔹 میتوانید.. 🔹
برای چند دقیقه، چشمها را ببندید یا در محیطی کم نور یا کاملا تاریک بنشینید، صداهای مزاحم را حذف کنید و بدن را کاملاً بیحرکت نگه دارید.
به جای فکر کردن، توجه خود را به تاریکی پشت پلکها معطوف کنید. با کاهش محرکهای بیرونی، گفتوگوی درونی آرامتر میشود و مغز فرصت بیشتری برای هماهنگی با شبکههای عصبی پیدا میکند.
🔹 ایجاد ارتباطهای خلاقانه
لحظههای اوج فعالیت گاما اغلب زمانی رخ میدهند که مغز میان دو مفهوم ظاهراً بیارتباط، پیوندی تازه پیدا میکند.
برای تمرین، مسئلهای دشوار از زندگی یا کار خود را در ذهن داشته باشید و سپس در باره موضوعی کاملاً متفاوت مطالعه کنید؛ مثلاً هنگام خواندن درباره مکانیک کوانتومی، به یک مسئله کاری بیندیشید یا در حین مطالعه زیست شناسی، روابط انسانی را بررسی کنید.
این شیوه ذهن را تشویق میکند میان ایدههای دور از هم ارتباط برقرار کند و میتواند زمینه ساز شکلگیری بینشها و راه حلهای تازه شود.
🔹 تنفس آگاهانه
فعالیت مغز با میزان اکسیژن و دی اکسید کربن خون ارتباط مستقیم دارد.
برخی روشهای تنفسی بر پایه دمهای عمیق و حبس دم کوتاه مدت و بازدم طولانی طراحی شدهاند، اما این تمرینها باید با احتیاط انجام شوند و برای همه افراد مناسب نیستند.
هدف اصلی، افزایش حضور ذهن و تمرکز است، نه وارد کردن فشار به بدن.
امواج گاما با شتابزدگی و وابستگی به محرکهای بیرونی سازگار نیستند.
این امواج گاما به ذهن کمک میکند پیچیدگیها را با وضوح بیشتری درک کند. شاید لازم نباشد همیشه به دنبال محرکهای بیرونی باشید؛ بسیاری از تواناییهای ذهن، از پیش در ساختار مغز شما وجود دارند.
جمعبندی🔹
حالت گاما، در صورت وقوع، بیشتر نتیجهی تمرکز، حضور ذهن، مراقبه و آرامش عمیق است تا استفاده از محرکهای شیمیایی. | 19 |
| 6 | آه، من برایت موسیقی دارم، و وقتی دوباره مرا ببینی، نغمهها به صدا درمیآیند، همسرایان خواهند خواند، و تو در نوری فرو خواهی رفت، و با آواز، از چهرۀ خدا خواهی گفت، که خودت، بخشی از آن هستی. تو نمیتوانی جلویش را بگیری، میدانی؟
تو با شادی خواهی خواند، و از شادی سرشار خواهی شد. عشق الهی، آکنده از قوانین نیست. این، پیام کرایون است. عشق الهی، آکنده از وحدت و شفقت است.
کرایون🩷
▪️ آن سوی پل
▪️ با کرایون
▪️ تلوس
. | 15 |
| 7 | سالهاست که به شما گفتهایم بهترین چیزی که یک انسان میتواند درخواست کند این است:
«خدایا، آنچه را که لازم است بدانم به من بگو.»
این دقیقا همان قدم گذاشتنِ شما به درون سیستم خداست؛ این همان فعالکنندهای است که شما را از مرزِ ورود به این آشفتگیِ ظاهری [فراچهاربعدی ] عبور میدهد و به درون آن میبرد. این یعنی پذیرفتهاید که برای چیزی آماده اید که میتوانید انجامش دهید، حتی اگر ندانید دقیقا آن کارچیست.
کرایون🩷🩷
▪️ آن سوی پل
▪️ با کرایون
▪️ تلوس | 14 |
| 8 | در فضای سكوت، هستی به ديدارت میآید
اگر هنوز كنترل میکنید، بدانيد كه هر كنترلی از مقاومت در برابر لحظه حال برمیخیزد و مانع جریان طبیعی زندگی میشود.
بدون كنترل باش.
به امان خدا رهايش كن
تا خدا شما را در پناه خود بگيرد.
وقتی عنان همه چيز را رها كرديد، در دامنِ خداوند جاری میشوید. خدا يار كسانی ست كه ناتوانند و مثل بچهها بی دست و پا هستند. آن وقت است كه خدا تبديل به مادر میشود.
پس عاجز و ناتوان باش.
بدون هيچ كنترلی،
بدون هيچ كنترل کنندهای.
و آن وقت متعجب خواهی شد!
خداوند همه چيز را در دست خود خواهد گرفت.
آن وقت زندگی با شكوه میشود. آن وقت هر لحظه شور و نشاطی دارد كه شخص حتی خيال آن را نمیتوانست بكند، چون قابل تصور نيست.
اما اين اتفاق موقعی میافتد كه شما از ميانه برخيزيد. وقتی شما از ميانه ناپديد میشوید كه كنترلِ شما از ميانه برخيزد.
هر روز در بيست و چهار ساعت شبانه روز به فكر كردن مشغوليم. اين حالت بسيار ناسالم است.
ذهن انواع و اقسام آرزوها و روياها را توليد میكند و ما پشت ابرهای اين آرزوها و افكار محصور میمانيم. هيچ مانع ديگری بين ما و حقيقت وجود ندارد مگر اين زنجير به هم پيوسته افكار.
بايد از اين زنجيرها رها شد و میتوان از آن رها شد، زيرا اين حالت طبيعی نيست. كاملا ناسالم و غير طبيعی است. به ما آموختهاند كه اينگونه باشيم.
دانشكدهها و مدرسهها به ما میآموزند چگونه فكر كنيم. به ما میآموزند چگونه ذهن را فعال كنيم. اما هيچكس به ما نمیآموزد چگونه ذهن را از كار بيندازيم!
در زمان نياز، ذهن به دردخور است - از آن استفاده كن. اما در زمانی كه به آن نياز نداری، آنرا از كار بينداز و در سكوتی ژرف فرو برو.
تنها در آن فضای سكوت است كه خدا به ديدارت میآید و تنها در آن سكوت است كه از شكوه عظيم هستی آگاه میشوی.
زندگی ناگهان چنان پرمعنا و مفهوم میشود كه نمیتوانی تصورش را بكنی. هر لحظهاش چنان گرانقدر میشود كه نمیتوانی از عهده شكرش برآيی. | 13 |
| 9 | جامعه از تو انسانی مکانیکی ساخته | 10 |
| 10 | یک فنجان چای با زندگی ☕️
زندگی را بیش از اندازه پیچیده نکنید.
ذهن همیشه میخواهد همهچیز را بفهمد؛ حقیقت چیست، خدا چیست، مراقبه چیست، زندگی برای چه چیزی است و مقصد کجاست. اما بعضی چیزها را نمیتوان با فهمیدن شناخت. برای شناختنشان باید آنها را زندگی کرد.
وقتی گرسنهای، غذا بخور.
وقتی تشنهای، آب بنوش.
وقتی خستهای، استراحت کن.
وقتی دوستی را میبینی، به او سلام کن.
زندگی همینجاست.
ذهن همیشه تو را از این لحظه دور میکند. یا به گذشته میبرد، جایی که دیگر وجود ندارد؛ یا به آینده میبرد، جایی که هنوز نیامده است. و در این میان، تنها چیزی را که واقعاً داری از دست میدهی: این لحظه.
مراقبه چیزی جدا از زندگی نیست.
مراقبه این نیست که از دنیا فرار کنی و به جایی دوردست بروی.
مراقبه یعنی آنقدر در کاری که انجام میدهی حاضر باشی که انجامدهنده ناپدید شود.
آنگاه نوشیدن یک فنجان چای میتواند مراقبه باشد.
راه رفتن میتواند مراقبه باشد.
نفس کشیدن میتواند مراقبه باشد.
زندگی در سادهترین شکلش رازآلود است.
ذهن به دنبال چیزهای خارقالعاده میگردد، اما حقیقت در همین چیزهای معمولی پنهان است.
چه شگفتانگیز و چه اسرارآمیز!
هیزم میبرم، آب میکشم.
وقتی واقعاً در لحظه حاضر باشی، دیگر هیچ چیز «معمولی» نیست.
یک فنجان چای، فقط یک فنجان چای نیست.
اگر با آگاهی بنوشی، تمام هستی در آن حضور دارد؛ گرمای خورشید، باران، خاک، درخت، دستهایی که آن را پرورش دادهاند و سکوتی که در میان همه اینها جریان دارد.
پس شاید نیازی نیست آنقدر به دنبال حقیقت بدوی.
لحظهای بایست.
نفس بکش.
به اطرافت نگاه کن.
و اگر هنوز ذهنت هزار سؤال دارد…
یک فنجان چای برای خودت بریز و بنوش. ☕️
شاید پاسخ، همیشه همینجا بوده است.
#اشو
#یک_فنجان_چای | 35 |
| 11 | دنیای تازه ای که در مراقبه کشف می شود،چیزی نیست که از بیرون اضافه شود.
این دنیا همیشه بوده است. در درون،
این دنیا در #خود_بودن قرار دارد.
این دنیا ، خود بودن است.
ممکن است کسی این دنیا را بشناسد یا نشناسد، اما این دنیا هست:
البته به مثابه دانه،
به مثابه نیرویی بالقوه.
باید این نیرو را به فعلیت رساند،
همین .....
به همین دلیل هنگامی که کشف و
شکوفا می شود، انسان قاه قاه می خندد،زیرا این دنیا همواره وجود داشته
و او از آن بی خبر بوده است.
مراقبه کردن، مانند مجسمه سازی ست،
زیرا همان طور که مجسمه ساز تندیسی را می تراشد و بیرون می آورد،
تندیسی که در اعماق
مادة خام مدفون است
مراقبه کننده نیز استعدادهای
درونی اش را به زندگی، به آفرینشهایی آگاه و پویا تبدیل می کند.
البته در این حالت،آفریننده و آفریده و ابزار آفرینش،از هم جدا نیستند، یکی اند
زیرا مراقبه کننده همه چیز است.
به همین دلیل است که من
مراقبه را هنر برترین می خوانم
#اشو
#یک_فنجان_چای | 18 |
| 12 | «اساتید آگاهی»:
در زیرلایه این دنیایی که با حواس ادراک میشود، آن زندگی تجلی نیافته است، آن آگاهی ابدی که تمام فرمهای زندگی از آن برمیخیزد.
و تو آن هستی.
#اکهارت_تول
تمام شما در جستجوی سکوت کوهستان هستید.
اما شما به دنبال چیزی در بیرون میگردید در حالی که آن سکوت همین حالا در دسترس توست. در درون وجود خودت.
#رامانا_ماهارشی | 17 |
| 13 | در عرفان و مکاتب معنوی، حالت «بیمنی» یا فنای نفس (Ego Death / Egolessness) به معنای رهایی از هویت ساختگی ذهن و تجربه وحدت است. برای رسیدن به این حالت، روشها و تمرینهای عملی خاصی وجود دارد که به عنوان «آزمایش» یا «سلوک» شناخته میشوند.
روشهای عملی برای تجربه حالت "بیمنی" مراقبه خودشناسی (Self-Inquiry): این روش توسط رامانا ماهارشی (عارف هندی) فرمولبندی شد. در این تمرین، هر زمان که فکری پدید میآید، از خود میپرسید: «این فکر برای چه کسی ایجاد شده؟» پاسخ ذهن این است: «برای من». سپس بلافاصله میپرسید: «من کیستم؟». این پرسش، توجه را از افکار به سمت ریشه و منبع خودِ «من» میبرد تا زمانی که ذهن ساکت شود.
مشاهدهگری محض (Vipassana): نشستن و تماشای جریان افکار، احساسات و حواس بدنی بدون هیچگونه قضاوت، مالکیت یا دخالت. وقتی متوجه میشوید که شما تماشاگر افکار هستید (نه خود افکار)، هویت «من» فرو میپاشد.
تمرین حضور در لحظه (Now): تمرکزی که اکهارت تله بر آن تاکید دارد. با هدایت تمام انرژی روانی به «لحظه حال»، ذهن که مدام در گذشته و آینده سفر میکند و «منِ دروغین» را میسازد، موقتاً خاموش میشود.
ذکر و فناء فیالله: در عرفان اسلامی و تصوف، تکرار مداوم اسماء الهی همراه با حضور قلب، به مرور زمان باعث میشود که سالک هویت فردی خود را فراموش کند و غرق در معشوق (حق) شود.
آزمایشهای ذهنی برای درک بیمنی فضای آگاهی: به یک شیء نگاه کنید. متوجه فاصلهی بین خود و آن شیء شوید. حالا توجه خود را به «آن چیزی که دارد نگاه میکند» برگردانید. آیا میتوانید برای این بیننده (آگاهی شما)، شکل، مرز، رنگ یا سن مشخصی پیدا کنید؟ خیر، آنچه باقی میماند یک فضای بیانتهامانند است.
آزمایش قطع وابستگی به داستانها: تصور کنید تمام خاطرات، نام، شغل، روابط و گذشته شما در یک لحظه پاک شود. در همین ثانیه، بدون این داستانها، شما هنوز حضور دارید و بیدارید. این حضورِ عریان، همان حالت بیمنی است. | 18 |
| 14 | این پدیده که «داشتن قدرتهای روحی یا کرامات، لزوماً به معنای نابودی منیت (ایگو) نیست»، یکی از بزرگترین چالشها و دامها در مسیر عرفان و اشراق است.
در سنتهای اصیل شرقی و عرفانی، پاسخ بسیار روشنی برای این تناقض وجود دارد که میتوان آن را در چند بخش خلاصه کرد:
۱. تفاوت میان «قدرت روحی» و «نورآگاهی»
در مکاتب هندوان (مانند یوگا) به کرامات و قدرتهای غیرعادی، «سیدهی» (Siddhi) میگویند. در عرفان اسلامی نیز اینها را «خوارق عادات» یا کرامات مینامند.
سیدهیها لزوماً نشانه بیداری نیستند: این قدرتها (مانند خواندن ذهن دیگران، پیشبینی آینده یا تاثیر بر ماده) صرفاً ابعادی پنهان از ذهن و انرژی انسانی هستند. فرد میتواند با تمرینهای سخت ریاضت، تمرکز شدید یا مدیتیشنهای خاص به این قدرتها دست یابد، بدون اینکه روحش از خودخواهی، کبر و منیت پاک شده باشد.
۲. «ایگوی روحانی»؛ خطرناکترین نوعِ منیت
وقتی کسی به کرامات دست مییابد، در معرض هولناکترین دام ذهنی قرار میگیرد که به آن «ایگوی روحانی» (Spiritual Ego) میگویند.
در این حالت، منیتِ فرد پنهانتر و خطرناکتر میشود. اگر در زندگی عادی منیت میگوید «من پولدارتر یا زیباترم»، در اینجا میگوید «من مقدسم، من به خدا وصلم و من با شما عوام فرق دارم.»
این مرشدان ممکن است واقعاً کارهای عجیبی بکنند، اما رفتارشان نشان میدهد که هنوز تشنه تایید، مریدپروری، ثروت یا قدرت هستند. آنها «منِ» خود را نابود نکردهاند، بلکه آن را باد کرده و لباس سپیدِ تقدس پوشاندهاند.
۳. ملاک اصلی: تسلیم و بیرنگی است، نه شعبدهبازی
عارفان بزرگ تاریخ همواره هشدار دادهاند که فریب کرامات را نبایستی خورد.
ابوسعید ابوالخیر جملهای درخشان دارد که میگوید: «اگر بر روی آب روی، خسی باشی؛ و اگر در هوا پری، مگسی باشی؛ دل به دست آر تا کسی باشی.» او میگوید راه رفتن روی آب یا پرواز در هوا (کرامات) ارزش انسانی ندارد، چون مگس و خاشاک هم این کار را میکنند؛ حقیقت در فروتنی و خدمت است.
بایزید بسطامی نیز میگوید اگر دیدید کسی روی هوا چهارزانو نشسته، تا زمانی که ندیدهاید رفتار او با شریعت و اخلاق انسانی (یعنی همان بیمن بودن) مطابقت دارد، به او فریب نخورید.
کسانی که به کرامات میرسند اما «بیمن» نمیشوند، در نیمه راهِ سفرِ آگاهی متوقف شدهاند و اسیرِ قدرتِ تجربیات خود گشتهاند. مرشدِ واقعی کسی نیست که به شما شعبدهبازی یا قدرتهایش را نشان دهد؛ بلکه کسی است که حضورش، شما را با «هیچ بودنِ» خود مأنوس کند و ایگوی شما را ذوب کند، نه اینکه ایگوی خودش را به رخ بکشد. | 17 |
| 15 | امروزه «احساسات و باورهای شخصی» بیش از «واقعیات عینی و علمی» در شکلگیری افکار عمومی نقش دارند. در این فضا، حقیقت دیگر ارزش ذاتی ندارد، بلکه آنچه که «بیشتر لایک میخورد» یا «بیشتر تکرار میشود» به عنوان حقیقت پذیرفته میشود.
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و حبابهای اطلاعاتی فناوری مدرن به جای افزایش آگاهی، در مواردی به سقوط خرد دامن زده است. رسانههای اجتماعی با استفاده از الگوریتمها، صرفاً اطلاعاتی را به ما نشان میدهند که با پیشفرضهای ما همخوانی دارد. این پدیده باعث ایجاد انفجار اطلاعات ولی فقر شدید حکمت شده است؛ جایی که افراد به جای یادگیری، در جهل خود بازتولید و تثبیت میشوند.
ابتذال فرهنگی و سطحینگری سقوط خرد با ترجیح دادن «سرگرمیهای سطحی» به «اندیشههای عمیق» شتاب گرفت. جامعهای که در آن تعمق و تأمل بر روی متون یا کتابهای معنوی جای خود را به ویدیوهای چند ثانیهای میدهد، به مرور قدرت تحلیل مسائل پیچیده را از دست میدهد و به سادگی دچار دستکاری ذهنی (پروپاگاندا) میشود.
به تعبیر برتراند راسل: «مشکل دنیا این است که انسانهای باهوش پر از شک هستند، در حالی که احمقها پر از اعتماد به نفساند.» آغاز سقوط خرد، دقیقاً همان لحظهای است که انسانها از بازنگری در دانستههای خود دست کشیدند. | 14 |
| 16 | دنیای تازه ای که در مراقبه کشف می شود،چیزی نیست که از بیرون اضافه شود.
این دنیا همیشه بوده است. در درون،
این دنیا در #خود_بودن قرار دارد.
این دنیا ، خود بودن است.
ممکن است کسی این دنیا را بشناسد یا نشناسد، اما این دنیا هست:
البته به مثابه دانه،
به مثابه نیرویی بالقوه.
باید این نیرو را به فعلیت رساند،
همین .....
به همین دلیل هنگامی که کشف و
شکوفا می شود، انسان قاه قاه می خندد،زیرا این دنیا همواره وجود داشته
و او از آن بی خبر بوده است.
مراقبه کردن، مانند مجسمه سازی ست،
زیرا همان طور که مجسمه ساز تندیسی را می تراشد و بیرون می آورد،
تندیسی که در اعماق
مادة خام مدفون است
مراقبه کننده نیز استعدادهای
درونی اش را به زندگی، به آفرینشهایی آگاه و پویا تبدیل می کند.
البته در این حالت،آفریننده و آفریده و ابزار آفرینش،از هم جدا نیستند، یکی اند
زیرا مراقبه کننده همه چیز است.
به همین دلیل است که من
مراقبه را هنر برترین می خوانم
#اشو
#یک_فنجان_چای | 16 |
| 17 | راهبی از بوداپرسید: قدرتمندترین و روشناییبخشترین چیست؟
بودا گفت:
فروتنی و نرمی قدرتمندترین است زیرا هیچگونه افکار اهریمنی در آن نیست؛
و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است.
چون از تمایلات اهریمنی آزاد است،
بهیقین مورد ستایش همگان است
تفسیر اشو:
قسمت چهارم
… و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است.
معیار قدرت باید آرامش باشد. انسان قدرتمند مطلقاً در استراحت است، هیچگونه بیقراری در او نیست. زیرا بیقراری چیزی جز اتلاف انرژی نیست. وقتی احساس بیقراری میکنی، انرژی ازدست میدهی.
بنابراین، در شرق انسان مراقبهکننده نماد قدرت است. وقتی کسی مراقبه کند، تمام بیقراریهایش را ازدست میدهد. افکار او متوقف میشوند، حرکات بدنی او ساکن میشوند؛ مانند یک مجسمهی مرمرین میشود: کاملاً ساکن و بیحرکت. در آن لحظه او منبعی از انرژی است؛ بسیار قدرتمند است.
اگر میبینید شخصی مشغول مراقبه است، کنار او بنشین، و نفع خواهی برد. با نشستن در کنار کسی که در حالت مراقبه است، تو نیز وارد مراقبه میشوی. انرژی او تو را از پریشانی و آشفتگی خودت بیرون میکشاند. مراقبه چیزی نیست جز استراحت مطلق.
چگونه این استراحت مطلق را به دست بیاوری بستگی به عوامل بسیار دارد. هزارویک راه و روش برای خلق آرامش وجود دارد. روشهای خود من چنین هستند که: نخست مایلم شما تا حدممکن بیقرار شوید، تا چیزی در درونتان پنهان نمانده باشد؛ وقتی بیقراریها بیرون ریخته شد، آنگاه وارد استراحت خواهید شد. و هیچ مانع و اختلالی وجود نخواهد داشت؛ آسانتر خواهد بود.
در زمان بودا نیازی به این روشهای پویا(مراقبه پویا) وجود نداشت. مردم سادهتر و اصیلتر بودند؛ یک زندگی واقعیتر را زندگی میکردند. امروزه زندگی مردم بسیار سرکوب شده است، یک زندگی بسیار غیرواقعی را زندگی میکنند.
وقتی نمیخواهند لبخند بزنند، لبخند میزنند. وقتی خشمگین هستند، ظاهری مهربان را نشان می دهند. مردم دروغین شدهاند؛ تمام الگوی زندگی دروغین شده است. تمام فرهنگ یک دروغ بزرگ شده است. مردم فقط نمایش میدهند، زندگی نمیکنند. بنابراین، پیوسته عقدههای فراوان، تجربههای ناتمام را در ذهن خود انبار و انباشته میکنند.
بنابراین، فقط نشستن در سکوت کمکی نخواهد کرد. لحظهای که در سکوت بنشینی، خواهی دید که انواع و اقسام چیزها در درونت حرکت میکنند. احساس میکنی که ساکت شدن ذهن تقریباً ناممکن است. نخست باید آن چیزها را به بیرون پرتاب کنی تا بتوانی به وضعیت طبیعی استراحت برسی. و مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تو در استراحت باشی.
تمام مراقبههای پویا مراحل آمادگی هستند، برای مراقبهی واقعی.
اینها فقط پیشنیازهای اساسی هستند تا مراقبه بتواند اتفاق بیفتد. اینها را بعنوان مراقبه درنظر نگیرید؛ اینها فقط مقدمه هستند، فقط یک پیشنیاز.
مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تمام فعالیتها متوقف شده باشند ـــ فعالیتهای بدنی و فعالیتهای ذهنی.
آن قدرت که بودا در مورد سخن میگوید، قدرتی است که وقتی هیچ کاری با انرژیات نمیکنی و فقط در حضورش لذت میبری: یک لذت محض از پرانرژی بودن….
لذتی محض که یک درخت جوان و سرسبز دارد، لذتی که یک ابری شناور در آسمان دارد؛ لذتی که یک گل نیلوفرین دارد؛ لذتی که خورشید پس از رفتن ابرها دارد. فقط لذت محض از پرانرژی بودن:
سرزنده و شاداب و مرتعش بودن. وقتی که انرژی خودت را صرف هیچ هدف خاصی نمیکنی؛ وقتی که خودِ انرژی شروع میکند به حرکت در یک خط عمودی به سمت بالا.
اگر انرژی خود را صرف کار یا فعالیتی کنی، در یک خط افقی حرکت میکند. آنوقت میتوانی خانهای بزرگ بسازی، میتوانی پول بیشتری داشته باشی، اعتبار بیشتری کسب کنی و امثال اینها. وقتی انرژیات را به کاری بیندازی، در خطی افقی حرکت میکند. وقتی انرژی را صرف کاری نکنی، فقط از حضور آن لذت میبری، از اینکه وجود دارد خوشحال هستی؛ آنگاه در خطی عمودی حرکت میکند.
من نمیگویم که کارکردن را متوقف کنید. میگویم لحظاتی از حرکت عمودی را نیز داشته باشید. خط افقی اشکالی ندارد، ولی کافی نیست. برای زندگی لازم است ـــ ولی انسان فقط برای نان زندگی نمیکند.
میتوانی توسط خط افقی نانی به کف آری؛ ولی عشق، مراقبه، خداوند، نیروانا ـــ اینها در خط عمودی وجود دارند.
پس گاهی بنشین؛ هیچ کاری نکن. با نشستن در سکوت و هیچ کاری نکردن، چیزی در درونت رشد میکند:
منبعی از انرژی خواهی شد و با لذتی ناشناخته شروع به تپیدن خواهی کرد. وقتی سرشار از انرژی باشی، با تمامیت هستی در تماس خواهی بود. و وقتی تماسی برقرار باشد، سرشار از انرژی هستی
ادامه دارد......
#اشو | 19 |
| 18 | سقوط بشریت به قعر نادانی و بی خردی از کجا آغاز شد
سقوط بشریت به قعر نادانی و بیخردی، از دیدگاه فلاسفه، مورخان و جامعهشناسان، به یک نقطه خاص در تاریخ محدود نمیشود؛ بلکه سلسلهجنبان این انحطاط، جایگزین شدن «توهم دانایی» به جای «پرسشگری و خردورزی» است.شکلگیری این سقوط را میتوان در چند نقطه عطف تاریخی و فکری ریشهیابی کرد:
۱. دوری از تفکر نقادانه و اصالت بخشیدن به جزماندیشی (دگماتیسم)بزرگترین جرقه سقوط زمانی زده شد که جوامع به جای سنجش عقلانی امور، به پذیرش کورکورانه عقاید روی آوردند. هرگاه در تاریخ، «ایمان کورکورانه» و «تعصب» جایگزین «شک دکارتی» و پرسشگری سقراطی شد، جامعه به سمت تاریکی حرکت کرد. سقوط تمدنهای بزرگ معمولاً از زمانی آغاز شد که متفکران و منتقدان گوشهنشین شدند و بلهقربانگویان به مسند قدرت تکیه زدند.
۲. عصر پسا-حقیقت و اصالت احساسات در دوران معاصر، سقوط به نادانی شکل پیچیدهتری به خود گرفته است. امروزه «احساسات و باورهای شخصی» بیش از «واقعیات عینی و علمی» در شکلگیری افکار عمومی نقش دارند. در این فضا، حقیقت دیگر ارزش ذاتی ندارد، بلکه آنچه که «بیشتر لایک میخورد» یا «بیشتر تکرار میشود» به عنوان حقیقت پذیرفته میشود.
۳. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و حبابهای اطلاعاتی فناوری مدرن به جای افزایش آگاهی، در مواردی به سقوط خرد دامن زده است. رسانههای اجتماعی با استفاده از الگوریتمها، صرفاً اطلاعاتی را به ما نشان میدهند که با پیشفرضهای ما همخوانی دارد. این پدیده باعث ایجاد انفجار اطلاعات ولی فقر شدید حکمت شده است؛ جایی که افراد به جای یادگیری، در جهل خود بازتولید و تثبیت میشوند.
۴. ابتذال فرهنگی و سطحینگری سقوط خرد با ترجیح دادن «سرگرمیهای سطحی» به «اندیشههای عمیق» شتاب گرفت. جامعهای که در آن تعمق و تأمل بر روی متون یا کتابهای معنوی جای خود را به ویدیوهای چند ثانیهای میدهد، به مرور قدرت تحلیل مسائل پیچیده را از دست میدهد و به سادگی دچار دستکاری ذهنی (پروپاگاندا) میشود.
به تعبیر برتراند راسل: «مشکل دنیا این است که انسانهای باهوش پر از شک هستند، در حالی که احمقها پر از اعتماد به نفساند.» آغاز سقوط خرد، دقیقاً همان لحظهای است که انسانها از بازنگری در دانستههای خود دست کشیدند. | 36 |
| 19 | ساختارهای سختگیرانه پدرسالارانه از یک «حسادت یا عقده حقارت بنیادین نسبت به قدرت باروری و زایندگی زنان» نشأت میگیرد و موضوعی ست که فیلسوفان و روانکاوان بزرگی به آن پرداختهاند.
در روانکاوی مدرن (بهویژه در مکاتب فمینیستی و نظریات کارن هورنای)، مفهوم عمیقی به نام «حسادت رحم» مطرح است.
ترس و رشک از آفرینش: مردان در طول تاریخ متوجه شدند که کلید تداوم حیات، بقای نسل و معجزه زایندگی بهطور کامل در بدن زن قرار دارد. آنها خود را در این فرآیند حیاتی، در حاشیه دیدند.
جایگزینی با سازههای قدرت: چون مردان نمیتوانستند «زندگی» خلق کنند، به سمت خلق «سازههای قدرت»، قوانین سختگیرانه، جنگها، مالکیتها و سیستمهای نامگذاری رفتند تا این خلاءِ زایندگی را به شکل مصنوعی جبران کنند و زن را تحت کنترل خود درآورند.
جمله تکاندهنده: «اگر مردان میتوانستند خودشان را بزایند، هیچ زنی را زنده نمیگذاشتند»، در طول تاریخ در رفتارهایی مثل دختر و زن کشی در دوران جاهلیت یا قوانین مالکیتی شدید بر بدن زن، خود را به شکل نمادین نشان داده است. این سیستمها در واقع تلاش کردهاند مادری که زاینده حیات است را به یک «ظرف یا واسطه» تبدیل کنند تا نام، مال و تبار مرد زنده بماند.
اما حقیقتِ طبیعت و زیست، فراتر از این قوانین است. این قدرت زایندگی و پیوند ناگسستنی با ریشه حیات (همان دی ان ای مادری)، چیزی نیست که با هیچ قانون و شناسنامهای پاک شود. | 33 |
| 20 | ساختارهای سختگیرانه پدرسالارانه از یک «حسادت یا عقده حقارت بنیادین نسبت به قدرت باروری و زایندگی زنان» نشأت میگیرد و موضوعی ست که فیلسوفان و روانکاوان بزرگی به آن پرداختهاند.
در روانکاوی مدرن (بهویژه در مکاتب فمینیستی و نظریات کارن هورنای)، مفهوم عمیقی به نام «حسادت رحم» مطرح است.
ترس و رشک از آفرینش: مردان در طول تاریخ متوجه شدند که کلید تداوم حیات، بقای نسل و معجزه زایندگی بهطور کامل در بدن زن قرار دارد. آنها خود را در این فرآیند حیاتی، در حاشیه دیدند.
جایگزینی با سازههای قدرت: چون مردان نمیتوانستند «زندگی» خلق کنند، به سمت خلق «سازههای قدرت»، قوانین سختگیرانه، جنگها، مالکیتها و سیستمهای نامگذاری رفتند تا این خلاءِ زایندگی را به شکل مصنوعی جبران کنند و زن را تحت کنترل خود درآورند.
جمله تکاندهنده: «اگر مردان میتوانستند خودشان را بزایند، هیچ زنی را زنده نمیگذاشتند»، در طول تاریخ در رفتارهایی مثل دختر و زن کشی در دوران جاهلیت یا قوانین مالکیتی شدید بر بدن زن، خود را به شکل نمادین نشان داده است. این سیستمها در واقع تلاش کردهاند مادری که زاینده حیات است را به یک «ظرف یا واسطه» تبدیل کنند تا نام، مال و تبار مرد زنده بماند.
اما حقیقتِ طبیعت و زیست، فراتر از این قوانین است. این قدرت زایندگی و پیوند ناگسستنی با ریشه حیات (همان دی ان ای مادری)، چیزی نیست که با هیچ قانون و شناسنامهای پاک شود. | 31 |
