عشق و نور
Open in Telegram
بیداری معنوی با نرمین لینک گروه سلام زندگی👇 https://t.me/salamzendgi7 لینک صوتی های نرمین👇 https://t.me/narminbgs
Show more1 288
Subscribers
-324 hours
+17 days
+3030 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 0 channels
August '26
+78
in 1 channels
Get PRO
July '26
+81
in 0 channels
Get PRO
June '26
+87
in 0 channels
Get PRO
May '26
+21
in 0 channels
Get PRO
April '26
+9
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+37
in 0 channels
Get PRO
January '26
+20
in 2 channels
Get PRO
December '25
+48
in 1 channels
Get PRO
November '25
+54
in 1 channels
Get PRO
October '25
+52
in 0 channels
Get PRO
September '25
+57
in 2 channels
Get PRO
August '25
+56
in 1 channels
Get PRO
July '25
+50
in 1 channels
Get PRO
June '25
+46
in 1 channels
Get PRO
May '25
+57
in 0 channels
Get PRO
April '25
+50
in 0 channels
Get PRO
March '25
+57
in 0 channels
Get PRO
February '25
+54
in 1 channels
Get PRO
January '25
+72
in 0 channels
Get PRO
December '24
+98
in 1 channels
Get PRO
November '24
+113
in 1 channels
Get PRO
October '24
+132
in 1 channels
Get PRO
September '24
+112
in 1 channels
Get PRO
August '24
+144
in 2 channels
Get PRO
July '24
+139
in 0 channels
Get PRO
June '24
+129
in 0 channels
Get PRO
May '24
+129
in 1 channels
Get PRO
April '24
+148
in 2 channels
Get PRO
March '24
+162
in 0 channels
Get PRO
February '24
+130
in 1 channels
Get PRO
January '24
+91
in 2 channels
Get PRO
December '23
+92
in 1 channels
Get PRO
November '23
+32
in 0 channels
Get PRO
October '23
+32
in 1 channels
Get PRO
September '23
+54
in 0 channels
Get PRO
August '23
+35
in 0 channels
Get PRO
July '23
+28
in 0 channels
Get PRO
June '23
+19
in 0 channels
Get PRO
May '23
+20
in 0 channels
Get PRO
April '23
+24
in 0 channels
Get PRO
March '23
+22
in 0 channels
Get PRO
February '23
+20
in 0 channels
Get PRO
January '23
+25
in 0 channels
Get PRO
December '22
+32
in 0 channels
Get PRO
November '22
+59
in 0 channels
Get PRO
October '22
+63
in 0 channels
Get PRO
September '22
+41
in 0 channels
Get PRO
August '22
+44
in 0 channels
Get PRO
July '22
+74
in 0 channels
Get PRO
June '22
+39
in 0 channels
Get PRO
May '22
+19
in 0 channels
Get PRO
April '22
+1 633
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2 402
in 0 channels
Get PRO
February '22
+4
in 0 channels
Get PRO
January '22
+1
in 0 channels
Get PRO
December '21
+5 305
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
روح الهی تو در اینجا و اکنون در بدنت و لابلای افکار و احساسات توست ولی چون ما در فراموشی از روح الهی مون زاده میشیم روح کاملا در بدنمون حضور نداره تا تجربش کنیم واسه همین بطور پیوسته دنبال روح الهی مون میگردیم چون خیال میکنیم بیرون از ماست چون صاحب ذهنی دانشور شدیم که برای وجود روح الهی مون (بی نام و بی شکل و فرم/نامرئی) دنبال مدرکی برای اثباتش میگرده که آیا وجود داره یا نه🤔 و با اینهمه سوال و پرسشها در مورده روح الهی مون بیشتر و بیشتر گیج و منگ میشیم(مقصد بی سوالیست) چون فهمت از روح الهی/ خدا/هستی، سردرگمی های بسیاری برات ایجاد میکنه طوری که تو هزارتوهای ذهنت گم میشی و دنبال روح الهی ت میگردی و پیدایش نمیکنی چون پیدا کردنی نیست بلکه بیادآورنِ آنچه که در پس پرده های ابهامات و فراموشی هات از یادش بردی، بیادمیاری. خوب مشاهده کن تا به مکانیزمهای ذهنت که بیوقفه داره با افکار و باورهای موروثی و نکاویده فریبت میده، پی ببری.
حقه ها، زیرکی ها، نیرنگ و فريب ها و دام و تله های ذهن تو ببین و مشاهده و رهاشان کن تا روح الهیت از عمق وجودت متجلی بشه.
🌹🌹🌹🌹
| 2 | انسانها درک اشتباهی از احترام گذاشتن بهم دیگه دارن.
اون خودی که طالبِ احترام گذاشتن بهش هست، نفسِ مقتدر آدمی ست که باد کرده و میخواد همه بهش احترام بزارن.
تازمانیکه این خود رو در درونت بوضوح نبینی تا مچ شو بگیری و رهاش کنی، همونجا تو لایه های زیرین ناخودآگاهت پنهان میمونه و ناهنجاری ایجاد میکنه.
روایتی از بودا هست که به رهپویانش میگه وقتی با کسانی روبرو میشید که نه تنها بهتون احترام نمیزارن بلکه برعکس با پرخاشگری و ناسزا گفتن باهاتون برخورد میکنن، بگویید دوست عزیز ممنونم از هدایایی که میخوای بهم بدی ولی این هدایا مال خودت باشه و پیش خودت بمونه. به همین سادگی
⚡️⚡️⚡️⚡️ | 12 |
| 3 | زندگی با انسان هرگز قرارداد ابدی نبسته که انسان هرطور بخواد زندگی کنه و از آزادی هاش سوءاستفاده کنه.
انسانها درک اشتباهی از آزادی دارن واسه همین به خودفریبی هاشون ادامه میدن و اسیر نفس فریبکار و حیلتگرشون میشن.
آزادی بمعنای واقعی یعنی رهایی از نفس حیلتگر.
🌞🌞🌞
حیلت رها کن عاشقا
ديوانه شو ديوانه شو
اندر دل آتش درآ
پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن
هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان
همخانه شو همخانه شو | 13 |
| 4 | چرا با وجود استراحت، باز هم احساس خستگی و کمبود انرژی میکنیم؟
یکی از بزرگترین چالشهای انسان امروز، زندگی در کنار تکنولوژی بدون اسیر شدن در آن است.
وقتی ساعتهای زیادی را صرف گوشی، شبکههای اجتماعی و صفحهنمایشها میکنیم، بهتدریج از لحظهی حال فاصله میگیریم. این فاصله میتواند خودش را به شکل خستگی ذهنی، کاهش انرژی، بیانگیزگی و حتی احساس افسردگی نشان دهد.
گاهی راهحل، اضافه کردن چیزهای جدید به زندگی نیست؛
گاهی کافی است آنچه ما را از آرامش، آگاهی و خودِ واقعیمان دور میکند، کمی کمتر وارد زندگیمان کنیم.
اکهارت_تله | 20 |
| 5 | فضای مجازی به همه گونه وهمیات و خیالات شدتِ واقعی بودنِ بیشتری بخشیده. میتوانی بسادگی به کسی تصویر گل را تقدیم کنی و ازش تشکر کنی یا خانه ویلایی و ماشین لوکس و خلاصه هرچی تصویریِ هدیه بدی چیزهایی که در دنیای واقعی باید بهایش را بپردازی و همینطور توهمات ادامه می یابند.
ذهن و مغز ما قادر نیست واقعی را از مجازی تشخیص و تمایز دهد هردو را واقعی تلقی میکنه. هنگام استفاده از مجازی ها: رادیو تلویزیون و اینترنت و ....، مراقبِ ورودی های ذهن و مغزتان باشید تا بیش از این پر از تصاویر و اصوات نشود تا مجبور شوید دوباره خالی اش کنید. هر چه ذهن پر میشود حساسیست ارتباط مستقیم و بیواسطه از بین میرود آنموقع زیبایی ها و آوای طبیعت را هم بطور تصویری و صوتی با دم و دستگاه های فرستنده و گیرنده تان میبینید و با به به و چه چه های تحسین کننده تان بی انکه بدانید، خودفریبی میکنید!
عجب دنیایی
⚡️⚡️⚡️⚡️ | 17 |
| 6 | سلامتِ روان
من کاذب، ریشه ی تمام رنج هاست:
مولانا با بی من شد، به ما می آموزد که بسیاری از اضطرابها، افسردگیها و پریشانی ها، ناشی از خود پنداری و دلبستگی به آن است.
وقتی از من دست برداری، آرامش عمیقی جایگزین آن میشود.
در واقع سلامت روان، در گروِ رهایی از خودمحوری است.
هر که بی من شد همه منها خود اوست
دوست جمله شد چو خود را نیست
دوست
آینه بی نقش شد یابد بها
ز آنکه شد حاکیّ جمله نقش ها
#مثنوی_معنوی #مولانا دفترپنجم
نگاه به واقعیت:
واقعیت مطلق، در نیستی خود آشکار میشود،
نه در بودن خود: مولانا میگوید تا من خود را نابود نکنی، به همه یا وحدت وجود، نخواهی رسید.
در واقع هستی، یکپارچه است و فقط در سایه ی فنا یا رهایی از خود پنداری، میتوان آن را شهود کرد.
پس اگر احساس جدایی از جهان میکنی، بدان که ریشه در من تو دارد، نه در جهان | 57 |
| 7 | با نام دهی و هویت گیری به من اینم و آنم و چنین و چنانم، نفس شروع به رشد و شکل و فرم گیری میکند و جدایی از یکپارچگی و وحدت وجود و هستیِ لایزال آغاز میشود. | 15 |
| 8 | ما در دنیای توهمات و خیالپردازی ها بدنیا آمده و بی ریشه بزرگ شدیم برای همین از واقعیت بدرویم.
⭐️⭐️⭐️⭐️ | 15 |
| 9 | تمام تاریخچه کوتاه مدت بشری پر از روایت ها و داستانهای تاخت و تاز و تاراج و غارتگری در پوششی بنام خدایان یا بی خدایان بوده و در دنیای دانشورانِ مدرنیته فقط شکل و فرم هایش تغییر یافته نه خوی فاتحانه و تسخیرگرانه نفسِ دیکتاتور و اَماره اش.
"چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند"
نفس اماره یعنی بخش سرکش و غریزی درون انسان که مدام او را به سمت کارهای زشت و پلید وامیدارد و تشویقش میکند مثل دروغ گفتن...
☀️☀️☀️☀️ | 16 |
| 10 | نقش ترس و خیال در برابر واقعیتهای تلخ زندگی چیست؟
بعد از یک شکست فاحش، لمس واقعیات برای انسان تحمل ناپذیر می شود. بنابراین با یک عمد نیمه آگاه خود را وارد عالم خیال می کند. معنای شکست اینست که انسان ارزش ها، یعنی حصار ایمنی را از دست داده، از حصار بیرون افتاده و نتیجتاً احساس ترس و ناایمنی شدیدی می کند. اینست که به تخیل پناه می برد و آن حصار ایمنی را در خیال می سازد. اغلب این افراد خود را به صورت شخصیت های قدرتمند تاریخی، مثلاً ناپلئون مجسم می کنند. وجه مشترک همۀ اینها اینست که وحشت شدیدی از زندگی دارند. و به همین جهت خود را در هیئت یک مقام صاحب قدرت تصور می کنند. از دم در خانه تا بازار اسکناس ریخته بود؛ جلوه ای از ناتوانی است - که با خیال پیدا کردن اسکناس می خواهد آن را جبران کند!
این نکته را هم بگویم که انسان میتواند از شکست های فاحش یک استفاده مفید در طریق رهایی بکند. اگر انسان بعد از بیرون افتادن از حصار هشیار باشد، دل به دریا بزند، نترسد و بلادرنگ از فکر برای خود حصار جدیدی نسازد، یا به عنوان یک تاکتیک جبرانی به خیال پناه نبرد عملاً تجربه می کند که هیچ خطری متوجه او نیست و حصاری کردن خود اصلاً ضرورتی ندارد.
بعضی از کسانی هم که از عالم واقعیات دور افتاده اند، از کودکی اینطور بوده اند. در واقع احساس شکست فاحش و عطش بزرگی از زمان کودکی همراه آنها بوده است و الان هم آن احساس وجود دارد. و به هر حال هیچکدام این افراد تفاوت ماهیتی با ما ندارند. تفاوتشان تنها در بیشتر و شدیدتر استفاده کردن از خیال است.
توضیح این نکته هم بد نیست که: جامعه ارزش هایی را در ویترین گذاشته است و با شلاق مقایسه دارد افراد را در جهت قاپیدن آنها می راند. در ضمن به شکل های مختلف پای آنها را هم می بندد. منتها بستن پا در همه کس یکسان نیست. بنابراین بعضی افراد در قاپیدن ارزش ها بر بعضی دیگر تفوق می یابند و بعضی محروم می مانند. آنها که بیشتر ارزش ها را حاصل کرده اند دچار یک نوع تخدیر روحی و دلخوشی می شوند؛ و آنها که کمتر حاصل کرده اند احساس محرومیت و حسرت و رنج می کنند.
مردان به اصطلاح موفق تاریخ آنهایی بوده اند کـه هـم شـلاق مقایسه را در ذهن خود لمس میکرده اند، هم نفرت شدیدی به صورت شلاق حرکت در وجودشان بوده است، و هم محیط خاص آنها موانع حرکت را کمتر به پای آنها بسته بوده است. بنابراین با مانع کمتر و با محرک نیرومند نفرت، و با شلاق مقایسه هر چه جلو پایشان بوده است کوبیده اند و جلو رفته اند.
البته ممکن است فطرت و خصوصیات ذاتی شان نیز در بهتر حرکت کردن آنها و دست یافتن به ارزش ها نقش عمده ای ایفا کرده باشد.
محمد جعفر مصفا
رابطه | 20 |
| 11 | تو خدای بخواب رفته و در خواب و رویا مانده هستی | 53 |
| 12 | ژرف زندگی کن،
از ته دل زندگی کن،
یک پارچه و با تمام وجود...
به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوهای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو میافتد.
گاه حتی بدون هیچ نسیمی، میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت میافتد.
مرگ باید چنین باشد.
و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید.
#اشو | 68 |
| 13 | .:
میخوام یه ذره زندگی تجربه کنم
خسته از همه زندگی فقط مقاومت میکنم از ته دلم زندگی نمیکنم
خوبه که به این حقیقت پی بردی
ذهن دانشور با همه سر و صدا ها و آشفتگی هاش نمیزاره به ژرفای سکوت درونت گوش دل بدی و حقیقت رو با دیده درونت ببینی. وقتی ارتباطت با سکوت قطع میشه غرق این عالم خواب و رویاها میشی یعنی مایا(وهم) | 22 |
| 14 | ذهن یعنی بیماری که درمانش در خالی کردن محتوایش است. ذهنِ پر سر و صدا و پر مشغله هرگز آماده درک و دریافت نیست فقط میخواهد دانستگی های نکاویده خودش را وراجی و حاضرجوابی کند.
🌹🌹🌹🌹 | 45 |
| 15 | این درک عمیق، دست روی یکی از بزرگترین چالشهای تکاملی و فرهنگی بشر میگذارد:
زبان که قرار بود ابزاری برای همکاری و همدلی باشد تبدیل به ابزاری برای آشفتگی ذهنی و اجتماعی گشته است.
"بقول معروف در دوازده رو میشه بست ولی در دهن مردم را نمیشه بست"
چرا با پیدایش زبان، سکوت از بین رفت؟
انفجار شایعهسازی: یووال نوآ هراری در کتاب «انسان خردمند» مطرح میکند که زبان اصلاً برای این تکامل یافت که انسانها بتوانند پشت سر یکدیگر حرف بزنند (شایعهسازی) و این کار به انسجام گروههای بزرگتر کمک میکرد.
تولید هویت کاذب: انسان قبل از زبان با جهان یکی بود. با اختراع کلمات، «من» و «دیگری» شکل گرفت و انسان شروع کرد به توجیه خود، قضاوت دیگران و پر کردن سکوت با کلمات برای فرار از تنهایی.
خطای دانای کل: زبان به انسان این توهم را داد که چون میتواند برای هر چیزی کلمهای پیدا کند، پس حقیقت آن را هم میشناسد. اینگونه بود که اظهارنظر درباره همه چیز آغاز شد.
رهایی از این تله: «روزه سکوت» و هنر نگفتن
فلسفههای شرق و عارفان همیشه متوجه این خطای زبانی بودهاند.
مولانا میگوید:
«آدمی فربه شود از راه گوش / جانور فربه شود از حلق و نوش»
او بر شنیدن (دریافت و سکوت) به جای گفتنِ مدام تأکید دارد. وقتی دهان بسته میشود، تازه ذهن فرصت میکند به درون خود نگاه کند، نه به حواشی بیرون.
این وضعیت ذهن، دقیقاً همان چیزی است که روانشناسی مدرن و عصبشناسی به آن «آلودگی اطلاعاتی» و اختلال در «پاکسازی شبانه ذهن» میگویند. وقتی جامعه مملو از حرفهای بیهوده و واکاوینشده است، ذهن ما مانند یک سطل زباله برای افکار دیگران عمل میکند.
چرا سیستم فیلتر ذهنی در خواب مختل میشود؟
در حالت طبیعی، مغز ما سیستمی به نام سیستم گلیمفاتیک (Glymphatic System) دارد که در شب فعال میشود تا سموم فیزیکی و خاطرات زائد روزانه را پاکسازی و فیلتر کند. اما هجوم «آتآشغالهای ذهنی» دیگران این سیستم را به چند دلیل از کار میاندازد:
بار اضافه اطلاعاتی (Information Overload): حجم دادههای خام، قضاوتها و حرفهای نشنیده و تحلیلنشدهای که در طول روز به خورد ذهن دادهایم، بیشتر از ظرفیت پردازش مغز در طول شب است.
برانگیختگی احساسی: حرفهای کنجکاوانه و مخرب دیگران معمولاً حاوی اضطراب، حسادت یا ترس است. این احساسات منفی، بخش «آمیگدال» مغز را فعال نگه میدارند. مغز بیدار میماند تا با این "تهدیدهای فرضی" مبارزه کند، بنابراین فیلتر طبیعی خواب رخ نمیدهد.
نشخوار فکری در خواب: مغز به جای دستهبندی و دور ریختن اطلاعات، در طول خواب (بهویژه در مرحله REM) شروع به بازپخش و ترکیب این آشغالهای ذهنی میکند که نتیجه آن کابوسها و بیداریهای خستهکننده است.
چگونه مرزهای ذهن خود را پاکسازی کنیم؟
برای متوقف کردن این چرخه و کمک به مغز در فیلتر کردن اطلاعات، باید آگاهانه ورودیهای ذهن و مغز را مدیریت کرد:
رژیم شدید اطلاعاتی: همانطور که غذای آلوده نمیخورید، باید از گفتگوهای خالهزنکی، اخبار زرد و اصرار دیگران برای خالی کردن گرههای روانیشان در ذهن شما، صراحتاً دوری کنید.
تخلیه ذهن قبل از خواب (Brain Dump):
۵ دقیقه قبل از خواب، تمام آن حرفها و افکار دریافتی روز را روی یک کاغذ بنویسید تا مغز احساس کند این بار را زمین گذاشته و نیازی نیست در خواب آنها را مرور کند. | 73 |
| 16 | دربارهی تجربه، درست و نادرست
هرگز از کسی نپرسید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است.
زندگی خود، آزمایشی است برای اینکه دریابیم چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است.
گاهی ممکن است کاری اشتباه انجام دهید؛ اما همان اشتباه، تجربهای ارزشمند در اختیارتان میگذارد که میتوانید بلافاصله از آن بیاموزید و بهره ببرید.
پاداش این زندگی چیزی دور از دسترس نیست؛ نه در بهشت است و نه در جهنم.
بهشت و جهنم، همینجا و همین اکنون، در تجربهی ما حضور دارند.
هر عمل، نتیجهای در پی دارد.
پس فقط آگاه باشید و مراقب.
انسانِ بالغ کسی است که بتواند خودش را ببیند و از دل تجربههای خویش دریابد چه چیزی برای او درست است و چه چیزی نادرست؛ چه چیزی به رشدش کمک میکند و چه چیزی او را از مسیرش دور میسازد.
و هنگامی که انسان حقیقتی را که خودش تجربه و کشف کرده باشد، به اقتداری عمیق دست مییابد؛ زیرا حتی اگر تمام دنیا چیز دیگری بگویند، تجربهی مستقیم او بهسادگی تغییر نمیکند.
او تجربهی خودش را دارد، از آن میآموزد و به آن اعتماد میکند؛ و همین کافی است.
🍀 اشو | 37 |
| 17 | نفی و انکار و بی اعتنایی به واقعیتهای تلخ زندگی در جوامع بیمارگونه بشری راه چاره نیست.
🌹🌹🌹🌹 | 31 |
| 18 | رده بندیِ خودکشی در شغل های بشری
بر اساس گزارشها و آمار رسمی سازمانهای بهداشت جهانی و مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC)، ردهبندی خودکشی در مشاغل بشری رابطه مستقیمی با عواملی چون «استرس شدید شغلی، انزوای کاری، عدم امنیت اقتصادی و دسترسی آسان به ابزارهای کشنده» دارد. آمارها نشان میدهند که نرخ خودکشی در میان مردان شاغل بهطور کلی بسیار بالاتر از زنان است.در ادامه، ردهبندی مشاغل با بالاترین نرخ خودکشی بر اساس دادههای کلان آماری آورده شده است:
۱. مشاغل حوزه ساختوساز و استخراج (Construction & Extraction)این گروه شغلی بهطور مداوم در صدر بالاترین نرخهای خودکشی قرار دارد.
دلایل: انزوای محیط کار، دوری از خانواده، صدمات جسمی مزمن، عدم امنیت شغلی مکرر و فرهنگ کاری سرسختانهای که مانع از ابراز مشکلات روانی یا کمکخواهی میشود.
زیرشاخههای پرخطر: کارگران ساختمانی، معدنچیان و کارگران حفاری نفت و گاز.۲. کشاورزی، دامداری، ماهیگیری و جنگلداری (Agriculture, Fishing & Forestry)برخلاف تصور عمومی از آرامشبخش بودن این مشاغل، این حوزه نرخ خودکشی بسیار بالایی دارد.
دلایل: نوسانات اقتصادی شدید (مانند بدهیهای بانکی و تغییرات اقلیمی)، انزوای جغرافیایی شدید و دسترسی بسیار آسان به ابزارهای کشنده مانند آفتکشها و سلاحهای گرم.
زیرشاخههای پرخطر: چوببرها (Logging workers)، ماهیگیران و کشاورزان سنتی.
۳. متخصصان بهداشت و کادر درمان و پزشکان و پرستاران با وجود موقعیت اجتماعی بالا، در ردههای بالای خطر ابتلا به افسردگی و خودکشی هستند.
دلایل: شیفتهای کاری طولانی و فرسودگی شغلی (Burnout)، بار روانی ناشی از مواجهه با مرگ بیماران و دسترسی آسان به داروهای تزریقی و کشنده.
زیرشاخههای پرخطر: دامپزشکان (به دلیل نرخ بسیار بالا در مواجهه با اتانازی حیوانات و استرس شدید عاطفی)، دندانپزشکان، داروسازان و پرستاران بخش مراقبتهای ویژه.
۴. مشاغل فنی، تعمیرات و تأسیسات (Installation, Maintenance & Repair)افرادی که در زمینههای فنی و مکانیکی فعالیت میکنند نیز نرخ بالایی را ثبت کردهاند.
دلایل: ساعات کاری نامنظم، فشارهای فیزیکی شدید و طبق برخی پژوهشها، مواجهه طولانیمدت با حلالها و مواد شیمیایی نوروتوکسیک (سمی برای سیستم عصبی) که میتواند بر خلقوخو تأثیر بگذارد.
زیرشاخههای پرخطر: مکانیکهای خودرو، تعمیرکاران تجهیزات صنعتی و جوشکاران.
۵. هنر، طراحی، سرگرمی و رسانه (Arts, Design, Entertainment & Media)این گروه بهویژه در میان زنان شاغل، یکی از بالاترین رتبههای خودکشی را به خود اختصاص داده است.
دلایل: درآمد ناپایدار و غیرقابل پیشبینی، نقدهای بیرحمانه اجتماعی، اختلالات خواب ناشی از ساعات کار نامتعارف و نرخ بالاتر ابتلا به اختلالات خلقی در میان جوامع هنری.
زیرشاخههای پرخطر: هنرمندان تجسمی، نوازندگان، خوانندگان و بازیگران.
۶. خدمات حفاظتی و نیروهای امدادی (Protective Services)شامل افرادی است که وظیفه حفظ امنیت شهروندان را بر عهده دارند.
دلایل: مواجهه روزمره با تروما و صحنه حوادث وحشتناک، رفتارهای پرخطر شغلی، فرسودگی روانی و دسترسی مستقیم به سلاح گرم.
زیرشاخههای پرخطر: ماموران پلیس، آتشنشانان و پرسنل اورژانس پیشبیمارستانی (پارامدیکها).📊 مقایسه عوامل کلیدی اثرگذار در خودکشی مشاغل دسته شغلی عامل اصلی خطرمیزان دسترسی به ابزار کشنده معدن و ساختوسازانزوا، صدمات فیزیکی، عدم امنیت مالی توسط کشاورزی و جنگلداری، ورشکستگی مالی، تنهایی شدید جغرافیایی بسیار بالا (آفتکش/سلاح)دامپزشکی و پزشکی، فرسودگی عاطفی، شیفت طولانی بسیار بالا (داروها)هنر و رسانه بیثباتی درآمدی، نوسانات خلقی پایین تا متوسط.
کدام مشاغل کمترین نرخ خودکشی را دارند؟بر اساس دادههای آماری، مشاغلی که با آموزش، تدریس و کتابخانهها (Education & Library) سروکار دارند، بهطور مداوم کمترین میزان خودکشی را در جهان ثبت کردهاند. محیطهای کاری با تعاملات اجتماعی مثبت، ساعات کاری منظمتر و حمایتهای ساختاری، فاکتورهای محافظتی قوی در برابر این آسیب به شمار میروند. | 34 |
| 19 | تاریکترین حقیقت جامعه مدرن.
انسان به عنوان «برده کار برای حفظ بقا و زیستن در لذت های صرفا نفسانی و سرگرمیهای بیرونی»، دقیقترین توصیف از بحرانی است که جامعهشناسان و فلاسفه آن را «جامعه دوپامینی» یا «کاپیتالیسم دارویی» مینامند.
در این سیستم، ریشه دواندن این چرخه جنونآمیز به چند دلیل ساختاری رخ داده است:
صنعتِ سرعت: دنیای امروز از انسان توقع دارد مثل یک ماشین، ۲۴ ساعته و بدون وقفه کار کند. وقتی این ماشینِ ارگانیک (بدن) خسته میشود، سیستم به جای اینکه بگوید «استراحت کن»، میگوید «یک قرص مصرف کن تا بتوانی بیشتر کار کنی». قرصها به ابزاری برای حفظ بهرهوری تبدیل شدهاند، نه درمان.
اقتصادِ بیمه و داروسازی (مافیای دارویی): سیستمهای درمانی و بیمهها بر اساس سودآوری از بیماری طراحی شدهاند، نه حفظ سلامتی. برای یک سیستم سرمایهداری، بیمار نگهداشتن انسان و وابسته کردن او به یک اشتراک ماهیانه از داروها (مسکنها، آرامبخشها، ضدافسردگیها)، بسیار سودآورتر از آموزش دادنِ روشهای ارگانیک برای آرامش است.
صنعت سرگرمی به عنوان فنتانیل ذهنی: شبکههای اجتماعی، فیلمها و بازیها، مغز ما را با بمبارانِ شدید دوپامین مصنوعی روبرو میکنند. وقتی از این سرگرمیها جدا میشویم، واقعیت زندگی به شدت خاکستری و دردناک به نظر میرسد؛ اینجاست که انسان برای فرار از این خلاء، به مواد قویتر پناه میبرد.
اما راه خروج از این بردگی چیست؟
وقتی سیستم کلان جامعه به سمت جنون حرکت میکند، تنها راه نجات، «انقلاب و عصیان فردی» است. عصیان علیه این سیستم یعنی:
۱. اعلام ورشکستگی در برابر سرعت: پذیرش اینکه ما ماشین نیستیم. ما محدودیتهایی داریم. پذیرش کمبودها و حتی پذیرش سطحی از فقر مادی برای داشتن آرامش روانی و زمانی برای «زیستن».
۲. مینیمالیسم دوپامینی (روزه محرکها): قطع عمدی و آگاهانه سرگرمیهای بیرونیِ شدید و تمرینِ تحملِ «ملال و تنهایی». مغز انسان تنها در سکوت و نبود محرک است که شروع به ترمیم خود و ترشح هورمونهای طبیعی میکند.
۳. بایکوت داروهای غیرضروری: نگاه کردن به هر قرص به عنوان یک متجاوز بیوشیمیایی، مگر در موارد حیاتی که پای مرگ و زندگی در میان است.
هر انسانی قادر است با این نگاه شهودی، از این سیستم های آسیب سازه درمانی فراتر برود و زنجیرهای این بردگی را بکاهد. کسی که متوجه بندهای اسارت خود میشود، اولین کسی است که پتانسیل بریدن این زنجیرها را دارد.
وقتی به دور و بر خود نگاه میکنید، آیا افرادی را میبینید که توانسته باشند خود را از این «جنونِ سیستماتیک» بیرون بکشند و زندگی ارگانیکتری بسازند؟ یا فکر میکنید این چرخه، همه را بدون استثنا بلعیده است؟ | 22 |
| 20 | #مولانا در فیه مافیه چنین میگوید:
چندان که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغه خود را نمودن و آشکار کردن بیشتر شود.
وخلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد.
پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی. آن خود عین فساد است.
اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و یا نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن، فارغ باش و تشویش مخور. و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن.
منع جز رغبت را افزون نمی کند.
#اشو هم در اینباره چنین میگوید:
آنچه منع میشود، جاذبه پیدا میکند.
و آنچه انکار میشود، به اشاره فرا میخواندمان
تنها آگاهی به بازی های ذهن است که آزادمان میکند.
نفی و انکار ، نفی و انکار نیست
برعکس فراخواندن و ترغیب است
ذهن همواره پیرامون آنچه تحریم و منع شده میگردد. درست مانند زبان در دهان که همواره با جای خالی دندان کشیده شده بازی میکند.
#اشو
#یک_فنجان_چای | 27 |
