fa
Feedback
⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

رفتن به کانال در Telegram

این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

کانال ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ (@vkooki_fic) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 14 069 مشترک است و جایگاه 2 657 را در دسته کتب و رتبه 22 918 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 14 069 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 30 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 75 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -11 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 6.57% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.03% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 924 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 426 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 23 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند #healme, heal, me,, #ارسالی, #spoil تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 31 اوت, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

14 069
مشترکین
-1124 ساعت
-187 روز
+7530 روز
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+176
در 9 کانال‌ها
ژوئیه '26
+332
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+223
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+59
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+44
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+83
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+104
در 10 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+100
در 11 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+49
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+124
در 12 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+196
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+147
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+167
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+94
در 16 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+100
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+80
در 7 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+104
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+85
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+106
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+44
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+89
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+80
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+161
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+134
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+157
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+277
در 9 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+325
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+311
در 9 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+284
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+412
در 14 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+506
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+351
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+266
در 5 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+292
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+432
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+415
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+202
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+135
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+306
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+550
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+576
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+916
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+585
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+487
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+444
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+369
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+378
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+398
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+376
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+515
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+245
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+511
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+615
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+499
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+584
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+463
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+653
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+704
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+665
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+568
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+710
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+655
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+457
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+576
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 997
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
31 اوت+13
30 اوت0
29 اوت+9
28 اوت+7
27 اوت+6
26 اوت+2
25 اوت0
24 اوت0
23 اوت+4
22 اوت0
21 اوت+4
20 اوت+9
19 اوت+4
18 اوت+5
17 اوت+13
16 اوت+4
15 اوت+15
14 اوت+2
13 اوت+11
12 اوت+5
11 اوت0
10 اوت+5
09 اوت+5
08 اوت+10
07 اوت0
06 اوت+6
05 اوت+5
04 اوت+11
03 اوت+7
02 اوت+8
01 اوت+6
پست‌های کانال
␥ 𝙏𝙀𝙊; Part 24
"هنوز دوسش داری؟"
"فکر کنم آره..."
「 #Teo 🎏 ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i@vkooki_fic

2
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 "باختی!" "می‌خوای باهام چیکار کنی؟" "خیلی خوشگلی! بدجور عاشقتم!" مرد رو بوسید و جونگ+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 "باختی!" "می‌خوای باهام چیکار کنی؟" "خیلی خوشگلی! بدجور عاشقتم!" مرد رو بوسید و جونگکوک هم همراهیش کرد: "نمی‌خوای بیخیال بشی تهیونگ، نه؟" "نه." گفت و روی سینه مکانیک نشست: "بیا سرپایی انجامش بدیم." و شروع کرد به بوسیدنش. "تهیونگ..." "جان دلم..." بوسه رو قطع نمی‌کردن. این بار سراغ گردنش رفت، گاز زد و مکید و با اشتیاق به ردهای بنفشی که فردا بیشتر هم می‌شدن چشم دوخت. "جونگکوک..." "بگو... می‌شنومت...." تهیونگ دستش رو روی کمر مکانیک قرار داد و بهش چنگ زد: "تا یکیمون به گریه نیفتاده، تمامش نکن! قانون جدید بازی اینه." جونگکوک نیشخند زد و گردن کج کرد: "مطمئنی؟" "مطمئنم!" "تهیونگ می‌دونی..." "عاشقتم... هر روز..." "هر روز... عاشقتم..." مرد بزرگ‌تر به سمتش چرخید: "نگهم دار!" پاهاش رو به دور کمر جونگکوک پیچید: "نشونم بده چقدر دوستم داری..." "می‌میرم برات..." "و می‌کشی؟" "و می‌کشم." صدای جونگکوک دوباره به گوش رسید: "جون میدم برات!" "می‌دونم." تهیونگ گفت و قطره اشکی از گوشه چشمش به پایین افتاد که مرد نفهمید از لذته یا درد، از عشقه یا غم. 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
445
3
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 انتظار لطافت داشت اما وقتی موهاش محکم کشیده شد، ناخودآگاه «آخ» گفت. "بیا یه بازی کنی+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 انتظار لطافت داشت اما وقتی موهاش محکم کشیده شد، ناخودآگاه «آخ» گفت. "بیا یه بازی کنیم. اگه بتونی تا رسیدن به ارگاسم ناله نکنی، هر کاری بخوای می‌کنم و اگه انجامش بدی هر کاری بخوام باهات می‌کنم!" "ته-آه..." وقتی دوباره موهاش رو کشید و همزمان با مکیدن گردنش، گازش گرفت کنترل از دستش خارج شد. "باختی!" "عوضی." تهیونگ این بار پوزخند زد: "بیا..." "سرده، نکن." "پس بازی نکنیم؟" "لعنت بهت..." "پاشو." "چی؟" "انجامش بده! پشتت رو بهم بکن. می‌تونی طناب رو نگه داری." "تهیونگ می‌خوای چه غلطی-" "بازی اصلی الان شروع می‌شه." نشستن دستش روی بخش انتهایی کمرش رو حس کرد. فشار اندک کف دستش بهش گفت باید خم بشه. "خیلی خوشگلی عوضی!" "تهیونگ..." "هوم؟" "ته... تهیو..." مرد دستش رو بین پاهای میخک برد و بیشتر از هم بازشون کرد. "عزیزم..." "هوم..." "پسر من..." "خفه شو..." "عزیز من..." "تهیونگ!" اسپنک محکمی بهش زد و وقتی دید دوباره ناخواسته پاهاش رو بست، یکی دیگه زد که باعث شد جای پنج انگشتش باقی بمونه. "پاهاتو نبند!" "نمی‌تونم..." "می‌تونی." "آه..." و باخت. 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
358
4
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 اولین ضربه روی صورتش نشست. مشت اول به فکش اصابت کرد و دومی به پهلوش. جونگکوک دوباره+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 اولین ضربه روی صورتش نشست. مشت اول به فکش اصابت کرد و دومی به پهلوش. جونگکوک دوباره به سمتش رفت و دوباره زد. تهیونگ ضربه بعدی رو دفع کرد. ضربه می‌خورد اما دستش رو بالا نمی‌آورد. مکانیک فریاد زد: "چرا نمی‌زنی؟" و دستش رو محکم به سینه مرد کوبید. مشت تهیونگ تکون خورد، سنگین و بیرحم و روی سینه معشوق نشست، یکی دیگه و یکی دیگه. بعد زانوش رو بالا آورد و ضربه محکمی کوبید. جونگکوک دوباره فریاد زد: "حرف بزن!" تنش بین تن معشوقش و طناب رینگ حبس شد. "وگرنه اونقدر می‌زنمت که بعدش لازم باشه به آمبولانس زنگ بزنم. بهت قسم می‌خورم لعنتی." فریاد تهیونگ در باشگاه پیچید. به سمتش اومد و هر دو دستش رو روی بازوهاش گذاشت و به عقب هلش داد، قطرات عرق از نوک موهاش به پایین می‌چکیدن. ضربه نشسته بر گونه تب‌دار جئون اونقدر محکم بود که گردنش درد گرفت. می‌خواست عصبانیش کنه و موفق شده بود. کیم این بار لگدی پشت پای مکانیک زد که باعث شد کف رینگ پخش بشه... 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
323
5
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 با دست خالی ظرف داغ رو جا به جا کرد. مکانیک تقریباً فریاد زد و به سمتش قدم برداشت: "+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 با دست خالی ظرف داغ رو جا به جا کرد. مکانیک تقریباً فریاد زد و به سمتش قدم برداشت: "تهیونگ... هیچ معلوم هست چیکار می‌کنی؟" "اصلاً حواسم نبود که داغه." "به خیلی چیزها حواست نیست." "جونگکوک گفتم که چیزی نیست." جئون فریاد زد: "تهیونگ محض رضای فاک!" به سمت ظرف داغ دست برد و محکم نگهش داشت، جلز و ولز حاصل از سوختن گوشتش به گوش رسید. "چیزی نیست؟ این درد داره لعنتی!" مرد خواست به سمتش بیاد اما دستش رو محکم به سینه تهیونگ کوبید و به عقب هلش داد: "لعنتی برای یه بارم که شده بگو درد داره." دستش هنوز به ظرف داغ چسبیده بود. "جونگکوک دستت رو بردار..." "برنمی‌دارم." دست دیگرش رو هم روش گذاشت و فریاد زد: "عوضی! الان برای من ناراحتی؟ چند ماهه وضع من همینه." دستش رو به نشونه تهدید به سمتش گرفت: "و جرأت نکن بگی دوستت ندارم یا ازت خسته شدم. من برات می‌میرم..." تهیونگ به آرومی دستش رو به سمتش برد و روی مچش نشوند: "باشه... معذرت می‌خوام میخک." جونگکوک اما یقه مرد رو گرفت و لب زد: "نه و بهت قسم می‌خورم اگه امشب هر کاری ازت می‌خوام رو انجام ندی..." 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
335
6
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 "کجا بودی؟" پرسید، بدون اینکه سر بلند کنه. "امروز سه‌شنبه بود پس کلیسا." "من... به ج+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 "کجا بودی؟" پرسید، بدون اینکه سر بلند کنه. "امروز سه‌شنبه بود پس کلیسا." "من... به جز تو کسی رو ندارم جونگکوک. اگه اتفاقی برات بیفته، کسی تهدیدت کنه، کاری باهات داشته باشه..." و این بار جونگکوک سرش رو پایین انداخت. دست مرد روی زانوش نشست اما قصد محبت نداشت. "خواهش می‌کنم چیزی رو ازم قایم نکن." مکانیک سرش رو نزدیک برد: "نمی‌ذارم هیچ‌کس بهمون آسیب بزنه." "این وظیفه منه جونگکوک..." "نیست. این وظیفه هردومونه که از هم محافظت کنیم و می‌کنیم." کارآگاه زمزمه کرد: "وجدانم درد می‌گیره که به خاطر من به خطر بیفتی..." جونگکوک لبخند زد و آروم جواب داد: "اگه انتخاب تو به معنی در خطر بودنه، من خیلی وقته که خطر رو انتخاب کردم و با جون دل پذیرفتم." 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
376
7
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 58 پنجمین اسپویل صوتی هیل می کمکم کن کمی بیشتر زنده بمانم. به من جرأت رویاپردازی بده و شهامت زندگی کردن. تمام روزگارم سیاه است و تو نوری. تمام روزهایم سردند و تو خورشیدی. تمام دنیایم غریب است و تو آشنایی. تنها آشنایم... 「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
405
8
سلام به همراهانِ همیشگی و نازنینم. متاسفانه باید اعلام کنم پارت جدید سوداد، امشب آپ نخواهد شد. هفته‌ی مشکلی رو گذروندم و نتونستم پارت رو اونطور که لایق شماست، آماده کنم. ممنون از درک و صبوری شما عزيزان.🥺 🩵 #‌‌Saren #Saudade
626
9
␥ 𝙏𝙀𝙊; Part 25 ⚠️ " پدرت موافق این مدل موها بود؟ بلند و بلوند؟ مثل یه پرنس رفتار کن جیمین... یه پرنس با دوستِ برادرش به یه
␥ 𝙏𝙀𝙊; Part 25 ⚠️ " پدرت موافق این مدل موها بود؟ بلند و بلوند؟ مثل یه پرنس رفتار کن جیمین... یه پرنس با دوستِ برادرش به یه آرایشگاه معمولی توی شهر نمیره تا موهاش رو به این حال و روز بندازه! " جیمین لبخند پر از خشمی رو تحویلش داد، دلش نمیخواست اصلا و ابدا حال خوبش با حرف‌های شخصی مثل اون خراب بشه، فقط دستش رو روی دستگیره درب اتاقش قرار داد تا بعد از اتمام جوابش اون درب رو توی صورت مرد ببنده. " من این رو از تو یاد گرفتم! درست وقتی تو هم مثل یه وزیر رفتار نکردی و با یه خیانت کثیف گند زدی به رابطه‌ای که خیلی دوست داشتنی بود. " 「 #Teo 🀄️ ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
644
10
␥ 𝙏𝙀𝙊; Part 25 ⚠️ _ آفرین جونگوک! خب اینجا باید پاهات رو بلند کنی... هی خوبه خوبه. حالا وایسا این در رو باز کنم. صدای باز
␥ 𝙏𝙀𝙊; Part 25 ⚠️ _ آفرین جونگوک! خب اینجا باید پاهات رو بلند کنی... هی خوبه خوبه. حالا وایسا این در رو باز کنم. صدای باز شدن درب رو شنید و بعد از اون صدای تهیونگ که میگفت، " هنوز چشمات رو باز نکن! برو داخل... آروم آروم... خیلی خب خوبه! " و بعد از اون صدای بسته شدن مجدد درب؛ انگار وارد فضای بسته‌ای شده بودن و بوی عود آشنایی به مشامش میرسید، حتی میشد گفت بوی سیگار آشنایی هم می‌شنید. " حالا میتونی چشم‌هات رو باز کنی. " وقتی چشم‌هاش رو باز کرد، نور باعث اذیتش نشد چرا که جز نور چند شمع چیز دیگه‌ای اون فضا رو روشن نکرده بود، اما در همین تاریکی هم میشد دهان باز و چشم‌های درشت شده‌ی اون رو دید. _ ایده‌ی اماده کردن اینجا وقتی به ذهنم رسید که موقع بوسیدنت بهم گفتی از آروم بوسیده شدن بدت میاد... گفتی این یه راز پیش خودت بود اما دوست داشتی باهام در میون بذاری... راستش رو بخوای منم پرنس! متنفرم از اینکه میون یه بوسه و رابطه‌ی آروم گیر بیوفتم. 「 #Teo 🎏 ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
615
11
درود، صادیکسن صحبت می‌کنه. دخترای عزیز، بنا به دلایلی آپ پارت جدید اسکاتو به تعویق می‌افته و امشب نمی‌تونم همراهتون باشم‌. ممنون از درک و همراهی‌تون 🫶🏻 #Scatto
737
12
Falling – After Image.mp3
784
13
␥ Petronas☆ _ پس لازم نیست بگی چی می‌بینی… فقط بگو دنیا توی چشم‌های تو چه رنگیه؟ _ سیاه. _ سیاه؟ _ آره… اون‌قدر سیاه که دیگه
␥ Petronas☆ _ پس لازم نیست بگی چی می‌بینی… فقط بگو دنیا توی چشم‌های تو چه رنگیه؟ _ سیاه. _ سیاه؟ _ آره… اون‌قدر سیاه که دیگه یادم نمیاد قبل از این، دنیا چه رنگی بوده. برای همین نمی‌خوام رنگ نگاه منو ببینی. بعضی چیزا رو وقتی ببینی، دیگه نمی‌تونی مثل قبل به دنیا نگاه کنی. _ شاید من هم دیگه نتونم… _ چی؟ _ نتونم به دنیا مثل قبل نگاه کنم. چون اگه دنیا توی چشم‌های تو این‌قدر تاریکه… من دلم می‌خواد توی اون تاریکی سرگردون بشم! 「 #Petronas ⁞ #TwT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
680
14
␥ Petronas☆ _ کهربا! _ چی؟ _ تو منو این‌جوری صدا می‌کنی، کهربا! یادآوری کرد، چرا که شنیدن آن نام بهتر از غریبه‌بودن با اویی ب+1
␥ Petronas☆ _ کهربا! _ چی؟ _ تو منو این‌جوری صدا می‌کنی، کهربا! یادآوری کرد، چرا که شنیدن آن نام بهتر از غریبه‌بودن با اویی بود که به اندازه‌ی تنها یک روز، صاحب بهترین خاطرات‌اش بود. _ کهربا… _ رنگ چشم‌هام، همون نوری که می‌بینی، همونی که می‌گی بدجوری می‌درخشه! اون کهرباست و من اینو قبلاً بهت یاد داده بودم، رویو! 「 #Petronas ⁞ #TwT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
587
15
␥ Petronas☆ _ چی می‌گی؟ تو از کجا مطمئنی اینو می‌شناسی؟ باهاش نرو! _ باهاش نرم؟ و با تو بمونم؟ _ تو با من اومدی، با منم برگرد
␥ Petronas☆ _ چی می‌گی؟ تو از کجا مطمئنی اینو می‌شناسی؟ باهاش نرو! _ باهاش نرم؟ و با تو بمونم؟ _ تو با من اومدی، با منم برگرد! دیدی که من از اسلحه‌ش نمی‌ترسم، توام نمی‌ترسی! لزومی نداره که بخوایم به حرف‌هاش اهمیت بدیم! _ مطمئنی من از اسلحه‌ش نمی‌ترسم؟ _ آره، تو رویو هستی، نبایدم بترسی! دیدی که چه راحت مکانیزم کار باهاشو بلدی! رویو، به نرمی و بدون آن‌که سرانگشت‌های قرمز‌شده‌اش، کوچک‌ترین برخوردی با پوست شیری‌رنگ پسرک داشته باشد، تره‌ی مخملی گیسوان‌اش را که به‌روی پیشانی‌اش به رقص باد درآمده و تاب می‌خورد، کنار زد تا چشمان گوشه‌دار خمار و نیمه‌بازش را از بازیگوشی‌های مجعدی‌های خرمایی‌اش در امان نگاه دارد! _ من از اسلحه‌ش نمی‌ترسم، غریبه؛ از این‌که اونو گرفت رو شقیقه‌ی تو می‌ترسم! 「 #Petronas ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
559
16
_ حوصله‌م سر رفته بود، اومدم یه سرکی بکشم. همراه من رو ندیدی؟ _ آهان، دنبال اون قرومساق می‌گردی؟ _ چی؟ چی‌چی‌ساق؟ جیمین معنی
_ حوصله‌م سر رفته بود، اومدم یه سرکی بکشم. همراه من رو ندیدی؟ _ آهان، دنبال اون قرومساق می‌گردی؟ _ چی؟ چی‌چی‌ساق؟ جیمین معنی حرف‌هایش را نمی‌فهمید؛ اما با دیدن آن نگاه خندان و آن چهره‌ی آفتاب‌خورده که پوشیده از لبخندی مضحک بود، می‌توانست حدس بزند چیزهای خوبی به زبان نیاورده است. _ داری فحش می‌دی، مگه نه؟ دیاکو پوزخندی زد. هم‌زمان که شات کثیفی را از روی کانتر برداشت و داخل سینک انداخت، دست‌های خیسش را با حوله خشک کرد. _ تو مملکت من «قرومساق» فقط یه فحش نیست و هر کسی لایق شنیدنش نیست. باید خیلی آدم گه و توکون‌نرویی باشی که این نسبت رو بهت بدن، یونو؟ 「 #Petronas ⁞ #TwT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
606
17
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 ـ جهنمم رو دیدی؟ ـ دیدم‌. ـ خودت رو هم توی آینه ببین‌…تو برای این جهنم، حتی با وجود خون‌های ر
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 ـ جهنمم رو دیدی؟ ـ دیدم‌. ـ خودت رو هم توی آینه ببین‌…تو برای این جهنم، حتی با وجود خون‌های روی صورتت زیادی خوشگلی. 「 #Azazel  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
983
18
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 ـ تهیونگ...واقعا فکر کردی با خوردن گوشت راهبه و خوراندن اون گوشت به یک کشیش، شیطان شدی؟ تو فق
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 ـ تهیونگ...واقعا فکر کردی با خوردن گوشت راهبه و خوراندن اون گوشت به یک کشیش، شیطان شدی؟ تو فقط کاری کردی وقتی روز حساب برسه، خدا برای شمردن گناهانت مجبور به پاره کردن شکمت بشه. 「 #Azazel  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
897
19
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 -گلوله بدون تفنگ سرگردونه، تفنگ بدون گلوله بی‌مصرف...شما دوتا به طرز برنامه‌ریزی شده‌ای به هم
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 59 -گلوله بدون تفنگ سرگردونه، تفنگ بدون گلوله بی‌مصرف...شما دوتا به طرز برنامه‌ریزی شده‌ای به همدیگه میاید و همین هست که ترسناکتون کرده. 「 #Azazel  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
835
20
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 ☆ ❗️در صورتی که تا پارت ۵۶ رو خونید، ادامه صحبت‌هام رو بخونید.❗️ این فایل صوتی جایی حوالی ۵ صبح ضبط شد و در ابتدا قصدی برای انتشارش نداشتم فقط پارت پنجاه اونقدر سنگین بود که حس کردم اگر با صدای بلند بخونمش، نوشتنش آسون‌تر می‌شه. به همین دلیل بارها صدای کلیک کردن، تایپ کردن، نفس کشیدن، مکث و بغض رو بینش می‌شنوید چون برنامه‌ریزی‌نشده بود پس ازتون می‌خوام این هدیه رو با تمام عشق و صداقتی که داخلش هست، از من بپذیرید نه به خاطر زیباییش بلکه به این خاطر که بدونید در هر احساسی که با هیل می تجربه می‌کنید، من هم سهیم هستم و مثل همیشه با تمام عشق و توانم برای شما می‌نویسم چون ارزشمندید و لایق بهترین‌ها هستید. – الهه جنایتکار شما، دلونا 「 #HealMe 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
930