Hαмιd ѕαlιмι
📈 تحلیل کانال تلگرام Hαмιd ѕαlιмι
کانال Hαмιd ѕαlιмι (@hamid59salimi) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 31 880 مشترک است و جایگاه 2 214 را در دسته موسیقی و رتبه 10 827 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 31 880 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 03 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -69 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -8 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 27.86% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 12.95% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 8 889 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 4 133 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 265 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند بخیر, کس, چیز, جا, وقت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“instagram.com/hamid.salimi.59”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 04 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته موسیقی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | +3 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | +4 |
| 2 | عه دیسلایکیها برگشتن😍 | 2 200 |
| 3 | یکشنبه ۱۵ شهریور از ساعت ۱۸
به میزبانی حمید سلیمی
عمارت ژرفا
این هفته بخشهای متنوعی مثل معرفی کتاب با حضور نویسنده، شعرخوانی و سعدیخوانی داریم.
همچنین گروه نسیان مهمان گوسان خواهندبود و قطعاتی از موسیقی آلترنیتیو راک دهه ۹۰ را اجرا خواهندکرد.
خ لارستان خ پورفلاح پلاک یک
خرید بلیت:
https://haalin.ir/gussan/
@gusann | 3 192 |
| 4 | شب بخیر ❤️🖤 | 4 012 |
| 5 | اگر برای تو تنپوشی بودم، لااقل در سرمای پاییز در راه به کارت میآمدم. مثلا میپیچیدم دور تو تا بلوط بدنت گرم و گوارا بماند برای زائر مستت. بعد لابد وقتی مرا میراندی تا با او بیامیزی، به لبخندت نگاه می کردم و مطمئن میشدم لمس کوتاه تو به این هزار سال بدنامی و بیاعتباری میارزد.
تو. تو که ترکم میکردی و زیبا بودی. تو که مرا هم زیبا کرده بودی، مثل دانهی برف که روی موهایت نشسته و زیبا شده گرچه در حال انقراض است. رنج زیبا نیست اما رنجور ناگزیر است زیبا باشد، زیرا تنها مردگان زیبا شمارش میشوند. زیبا مرده بودم در حاشیهی خیابانی که تو را تا تاریکی بندرها می برد و مرا به خانه برمیگرداند، جایی ساکت و خلوت برای گریستن در تاریکی.
عزیزم من همیشه بازندهی محترمی بودهام. همیشه زمان و مکان علیه من بوده. با این همه تو را لمس کردهام و کمرت دستان مرا به یاد دارد. میبینی؟ غمگین کوچکت حالا که پیر شده هم بلد است امیدهای واهی داشته باشد. این ابر سرگردان که تنها برای وداع آفریده شده، در عبور کوتاه مبهمش از آسمان تو موقتا ابر خوشبختی بود.
دارم برای بدنت شعر مینویسم اما تو با زخم ترقوهات و با پهلوهای بوسیدنی و چشمهای یاغی از تمام کلمات شعرتری. کاش میان دندههایت برایم لانهای ساخته بودی. حیف که هیچکس یک گیاه زخمی را لای استخوانهایش نگه نمیدارد.
#حمیدسلیمی
@hamid59salimi | 4 378 |
| 6 | کارگاه استادخوانی
بررسی و تحلیل داستانهای نویسندگان حرفهای
دوره جدید:
مصطفی مستور ، کاشف فروتن شوکران
"برشهای کوتاه از عشقهای بلند"
در این دوره با خواندن و تحلیل آثار نویسندههای بزرگ، شیوهها و مهارتهای گسترش ایده و تکمیل جهان داستانی را بررسی میکنیم. در این جلسات سعی داریم عمیقتر به داستانها بنگریم، و مهارت ایجاد رابطهی موثر بین نویسنده و مخاطب را در درامهای داستانی بررسی کنیم.
این دوره برای داستاننویسان و همهی کسانی که مایلند داستان را دقیقتر درک کنند و بیشتر لذت ببرند مفید است و پیشنیازی ندارد.
*از ۱۶ شهریور*
چهار کارگاه/ دوشنبهها از ساعت ۱۸/ موسسه "عمارت ژرفا"
حضوری یا آنلاین
برگزارکننده: حمید سلیمی
یک میلیون و ششصد هزار تومان
برای ثبتنام از طریق تماس، واتساپ یا تلگرام با شمارهی
09121438705
در ارتباط باشید یا به
@behzd_aslani
پیام بدهید.
به امید دیدار.
"این دوره برای همراهان غیرحضوری در صورت امکان "انلاین" است. وویس کارگاه نیز در اختیار شما قرار میگیرد و پرسشها و مکالمات کلا در گروه تلگرامی انجام خواهدشد."
@hamid59salimi | 4 550 |
| 7 | کاش همهچی بهتر بود.
اقلا واسه بچهها.
چه میدونم...
شب بخیر ❤️🖤 | 5 304 |
| 8 | برای روزی که دلار شد ۲۲۰ واقعا زیادی زر زدم :) | 5 754 |
| 9 | بعضی صبحها همچنان با اضطراب بیدار میشم که بردیا برای مدرسه خواب نمونده باشه. بعد میبینم اوووه، گذشت اون روزها پیرمرد، بچه مدرسهایت الان یه مرد جوونه اون سر دنیا. امروز طبق عادت کمی نوشتم و کمی خوندم و دیدم تازه ساعت شده هشت و نیم. چیه این سحرخیزی وقتی دنیا همهش تکرار و ملال و غروبای تابستونیه؟ بعد خبرهای جنگ رو خوندم و خواستم چیزی براتون بنویسم ولی راستش گفتن از بیهودگی جنگ هم خودش دیگه یه جنگ بیهودهس. فقط کاش
به اون عروسی موشک نخوردهبود و اون بچه... بابا ول کن مرد حسابی.
در ادامهی روز قراره از دلتنگی، از ویدیوهای کشتههای زیبای دی، از قیمت دلار و فقر در حال گسترش خودم، از اخبار جنگ، از صدای تجمع، از توانایی انسان در عوضیبودن، از فکر فردای بچههام، از حرف "نماینده" مجلس، از هزارتا احتمال دیگه اونقدر سرفه کنم که باز خون بپاشه روی آینه و بخندم بگم عه عین "از کرخه تا راین" و یادم بیاد همچنان لودهی سرخوش خیابونیاییم که هیچ حس تعلقی بهشون ندارم دیگه. بقیهش همینه، زیستن وسط غریبهها. غریبههای دور، غریبههای نزدیک...
از رنج نوشتن برای جامعهای که در رنجه، احمقانهترین کاره. مث کری خوندن برای دربی، وقتی خیلیامون دیگه نیستن که از تبم سهراب و تاتار عشق کنن یا حرص بخورن. نه، کسی حوصله نداره این چیزا رو بخونه. پس فرض کن همه رو پاک کردم و فقط نوشتم امروز صبح به طرز دلچسبی خنک بود و کشف کردم گربهی کوچه پایینی نون پنیر خیلی دوست داره اگه براش لقمههای کوچولو بگیرم. و فرض کن یه آهنگ هایده گذاشتم توی کانال و زیرش نوشتم به یاد رقص مست بابا تو سفرهای بچگیم. به روم نیار که هایده و بابا و نیکا و حمیدرضا و متین و سپهر و اون مرزبان غریب همگی مردن. یه امروز به روم نیار.
غریبه، کاش غریب نباشی.
همین.
@hamid59salimi | 6 147 |
| 10 | شب بخیر ❤️🦦 | 5 963 |
| 11 | روزهایی که از پس زندگی برنمیام گوش میدم. یعنی هر روز.
@hamid59salimi | 2 526 |
| 12 | .
🎬 "سینماسین"
جمعهها در ابرسین
به میزبانی حمید سلیمی (فیلمنامهنویس و منتقد سینما)
بحث نشست این هفته:
قهرمان و راه دور بهشت
Train drams نمایش فیلم
▪️ جمعه:۱۳ شهریور
▪️ساعت ۴ الی ۷ شب
----------------------؛
🔸️ بلیت: ۳۵۰،۰۰۰ تومان
🔸️ ظرفیت ما محدود است و اولویت با عزیزانی که زودتر اقدام کنند.
🔸️ ثبتنام فقط از طریق تلفن ابرسین صورت میگیرد.
تلفن تماس ابرسین: 09909292749
آیدی تلگرام ابرسین: @Abarsin1405
@abarsingroup | 6 923 |
| 13 | گفت چگونه دوام آوردی؟ گفتم تظاهر کردم. گفت به چه؟ گفتم به دوامآوردن...
شب بخیر ❤️🖤
@hamid59salimi | 6 517 |
| 14 | بعد فکر کردم اگه خودم را در صدای تو بپیچم و بگذارم یک گوشهی کوچه، آقاناصر چهار صبح که برای جاروزدن میآید پیدایم میکند و غصه میخورد. مثل آن صبح که میرفتم کوه و برایش صبحانه گذاشتم و گفت چرا اینقدر سرفه میکنی و غصه خورد. بعد مرا پیدا میکند و با لهجهی قشنگش اسمم را میخواند که روی صدای نوشتهام و نشانی تو را و شمارهای را که برایش گذاشتهام و زیرش نوشتهام: آقاناصر به این شماره زنگ بزن و بگو سنگتان افتاده توی کوچه، صداپوش و بیحوصله، بیایید بردارید. بعد تو بیایی، بالاخره بیایی. نگاهم کنی و غمگین بگویی آخر گم شدی پیرمرد. لمسم کنی و من کوچک شوم آنقدر که بتوانی مرا به گردنت بیاویزی کنار گردنبند قلبت که آن دیگری به تو داده. من همیشه بوی گردن تو را بدهم و هر مردی بدنت را زیارت میکند فاتحهای هم برای من بخواند که آنجا دراز کشیدهام مثل درختی مرده و بیهیاهو.
آدم چه فکرهایی میکند وقتی غمگین و خسته است و حوصلهی هیچ چیزی را ندارد جز این که پناهندهی غمها و باختهایش شود. اما قبول کن من بازندهی باشکوهی بودم. زیبا شکستم و زیبا تکهتکه هیزم شدم در زمستان تماشای تو وقتی دیگری آرزوهایت را برآورده میکرد. قبول کن طوری تو را بوسیدم که هنوز یادت هست کسی بود قبل از بوسیدنت به ابروی راستت دست میکشید و آهسته میگفت روز از تو شروع میشود، ای خداوارهی سرخوش در پیکر زنی غمگین.
حالا از تماشای دنیا برگشتهام عزیز. از شب بیخوابی و مرور و تمنا. برای این است که دیوانهام. دوباره آرام میشوم و سنگی سیاه و ساکت کنار مسیر کوه میمانم و از نامرئیبودنم لذت میبرم و سوگوار بچههایم میمانم که کشته شدهاند. این حرفها بیهوده است، و تنها حرفی که برایم مانده اسم کوچک توست، و انتظار خوشایند دیدن لبخندت. صدای تو را هم از یاد میبرم و دیگر کفن دلخواهی ندارم و این هم بهانهای است برای ادامهدادن این آدم ساده که از زندگی و مرگ به یکاندازه بیزار است.
همین.
#حمیدسلیمی
@hamid59salimi | 7 043 |
| 15 | شب بخیر ای خانه به دوش، ای کسی که در هیچ قلبی خانهای نداری...
🖤❤️ | 7 757 |
| 16 | https://t.me/gusann?livestream=4326321bb8acf1fdf1
اینجاییم 😌 | 681 |
| 17 | https://t.me/gusann?livestream=7053f155edb6735e0e
امشب از ساعت ۲۱ در لایو استریم کانال گپ میزنیم. | 1 242 |
| 18 | چگونه به یادت بیاورم؟
مرده در کهریزک؟
زنده در دانشگاه؟
با کدام پیراهن گلوله میخوری
با کدام کفش مادرت را ترک میکنی
و با کدام شماره بر کیسهای سیاه پیدا میشوی؟
تو اسم بلندی داری:
زیبایی ربوده شده
من اسمی کوچک:
غرق در خویش
من و تو شروع قصهی بعدی دنیاییم
یکی بود، تو
یکی نبود، من
یکی که دیگر هیچجا نبود...
@hamid59salimi | 7 850 |
| 19 | اینک خزانهای درپی
از هم برگهای جوان میخواهند
میتوانستیم توانستن را به برگها بیاموزیم
تا افتادن نیز توانستن باشد...
#بیژن_الهی
@hamid59salimi
شب بخیر ❤️🖤 | 7 879 |
| 20 | غمانگیز است که چه آرزوهای سادهای داشتیم. خانهای گرم، قلبی زنده، روزهایی روشن و شبهایی امن. کسی که دوستمان بدارد و بگذارد خودمان را در دوست داشتن او بپیچیم و از زمهریرهای تنهایی سالم بگذریم. کشوری برای آزاد و بیاضطراب زیستن، شهری برای تماشا و مدارا، خیابانی برای کار و شادمانیهای جمعی، و خانهای امن تا از تمام نشدنها به امنیت آن برگردیم، نوازش شویم، نوازش کنیم، و مهیای نبرد روز بعد شویم و خیالمان راحت باشد بالاخره برنده میشویم. میبینید؟ به سادگی آرزو داشتیم زنده باشیم و زندگی کنیم.
نه، فقر به شعر بدل نمیشود. مرگ رویاها اسمش تابآوری نیست. در انزوا پیرشدن، پیلهای نیست که از ما پروانه ساخته باشد، نه. ما که در آستانهی پیری ایستادهایم و به مغاک مهیب آینده مینگریم، در جنونزدهترین عصرهای عمرمان. گناه ما چه بود که نخواستیم دلالی کنیم و خودفروشی بلد نبودیم و تن ندادیم؟ ما که حرمت انسان را نگه داشتیم، کتک خوردیم و ادامه دادیم، مردیم و ادامه دادیم، و حالا رسیدیم به دوراهی نفرت-سکوت.
از چند بوسه فرار کنیم؟ چندبار برای غریبهها گریه کنیم؟ تا آفتاب، چندبار حملهی عصبی در خیابان باقی مانده وقتی رد خون و صدای گلوله و زوزهی موشک و دندان فقر نوبتی حمله میکنند؟ چقدر دلمان را در خاکسپاری خلوتش با مرور گذشتهها تسکین بدهیم تا از تاریکی کمتر بترسد؟ بله، این آواز خستگی یک نهنگ دلمرده است، کودکی که قدش برای لمس آرزوها هرگز به قدر کافی بلند نشد.
ما که دوباره راهی برای ادامه پیدا میکنیم، اما قرار نبود زندگی ما در اسارت سیاهیفروشان بگذرد. و قرار نبود زندگی فقط ادامهدادن باشد. بله، این یک حساب تسویه نشده است.
همین.
#حمیدسلیمی
@hamid59salimi | 10 022 |
