fa
Feedback
مینای شهر خاموش

مینای شهر خاموش

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
936
مشترکین
-724 ساعت
+167 روز
+1930 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+50
در 1 کانال‌ها
مه '26
+39
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+16
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+83
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+92
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+69
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+118
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+86
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+41
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+50
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+45
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+72
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+113
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+57
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+31
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+73
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+99
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+13
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+69
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+31
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+19
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+23
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+40
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+29
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+194
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+24
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+105
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+580
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
15 ژوئن+8
14 ژوئن0
13 ژوئن0
12 ژوئن+1
11 ژوئن0
10 ژوئن+11
09 ژوئن0
08 ژوئن+22
07 ژوئن0
06 ژوئن+3
05 ژوئن+1
04 ژوئن0
03 ژوئن0
02 ژوئن0
01 ژوئن+4
پست‌های کانال
و یک نفر از بچه‌ها باید به ازای تمام اعضا‌ی خانواده بمیرد. هر خانواده به مرگی نمادین نیاز دارد. به یک قربانی. از قبل‌های بعد از مرگ

2
در را ببند و در خلوت شعری بنویس که در آن دوستت دارند، همین که سعی کنی این شعر را بنویسی، خواهی دید که شعری نمی‌نویسی، و تنها چیزی که باقی می‌ماند خوابیدن است.
278
3
#شعر روح آن تفنگ برنویی که زیر خاک مادرم ز بیم گزمه دفن کرده بود بازگشت و با غریو واژه‌های پوچ از من آن فراغ کودکانه را ربود شیون مهیب گرگ‌های منتظر میرسد کنون به گوش قریه‌های دور چون کمانچه‌زن درون خواب مرده است دم زند شبان به نی چو ایزدان صور ایل سر به زیر بود و خیمه‌ها خموش. زاگرس چرا چرا چنین فسرده است! خواهرم چراست گُـلونی‌ش غرق خون؟ کودکش مگر به گاهواره مرده است؟ خاک بر زمین و شط اشک‌ها به ره می‌کشند گِل به روی شانه‌ دایه‌‌ها کل زند یکی، دگر دو گیس می‌بُرَد هیوله، سپس هجوم تلخ سایه‌ها جسم سرکشی درون یک قماش سبز کیست او که مرده آن کسی که خویش نیست؟ کیست این جنازه این جنازه‌ی غریب؟ با هزار دیده بایدم بر او گریست! رسته‌ی مدور کبوتران مرگ بال میزنند بر فراز آسمان بر نشیب صخره‌های سنگی دنا شیهه می‌کشند گو هزار مادیان ناله‌ها شود خفیف و... ناگهان‌خموش! داغ سبز جنگل بلوط تازه است... آسمان غمین هجرت ستاره هاست، موعد صلاةِ عشق بر جنازه است. • قامت تناورت پدر چرا چرا اوفتاده روی سینه‌ی برادرم؟ دایه‌ها چرا به چهره چنگ میزنند؟ مشت پر کند چرا ز خاک خواهرم؟ یک نفر کشد کفن ز روی چهره‌اش... تا ببینم این غریبه‌ی جوان که بود مادرم چرا بر او فغان کند چنین؟ نامش آخر این غریق بی‌نشان که بود؟ او منم او منم منم نه هیچکس! زنده‌ام هنوز هم، اگرچه در مغاک در خشاب سینه‌ام گلوله بیشمار من همان تفنگ برنوام به زیر خاک... ...
266
4
چه اصراری‌است که یک تصویر سورئال از مردم بسازیم و مدام پاس‌کاری‌اش کنیم؟ فرافکنی فانتزی هم از آن معضل‌هاست. بخشی از مردم ایران کسانی‌اند که در آبدانان، شهری با بالاترین آمار فقر و بیکاری برنج را به هوا ریختند و به صدقه نه گفتند. همین مردم بالاجبار در صف گوشت و مرغ یخی و یارانه هم ایستاده‌اند. بخشی از مردم ایران هم کسانی هستند که برای یک بشقاب عدس پلو و یک لیوان چای هر قر و غمزه‌ای در خیابان آمدند‌. همه‌ی اینها هم مردم ایرانند‌. با اجازه‌ی شما البته‌. آدم احمق به یک دسته می‌چسبد و زور می‌زند مردم را ذیل آن دسته تعریف کند‌. شعور ایجاب می‌کند که از این دسته‌بندی‌ها ابا کنیم. مردم نام‌ناپذیرند‌. تعریف نمی‌شوند. نه باید ستایش کرد نه سرزنش. ضمن اینکه به احترام یاد کردن و حرمت نهادن به لحظات تاریخی‌ای که ایرانیان رقم زدند با چاپلوسی‌های رقت‌بار فرق دارد. باید بازگشت به واقع‌گرایی. با این سورئال بازی‌ها فقط اضطراب وجودی را سرکوب می‌کنیم‌ و به‌هیچ جایی جز سانتی‌مانتالیزم نمی‌رسیم. تمام.
250
5
حالا بعضی ممکنه بپرسند خانم‌های فوتبال‌دوست چطور؟ خواهم گفت که فوتبال‌دوستی در زنها مثل خیلی امیال دیگه نتیجه‌ی تقلید میل مردانه‌است. فلذا چندان محلی از اعراب نداره. اینا که شوخیه در کل. خوش باشید. خاورمیانه رو خدا زده‌.
425
6
اوهوع‌. جام جهانی شروع شده و قراره الهامات پر شور یک مشت مرد شاد رو هم در این گرما تحمل کنیم.‌ داداش همین‌طور که داری برای بازی‌های تیم عمو جیم الف ذوق می‌کنی لطفا بحران لیبیدوییت رو به یاد بیار، عمو لکان میگه تو هنوز هم اختگی‌ت رو نپذیرفتی و فشار نظم نمادین و بدتر از اون بازگشت پدر تا پایان عمر حسابی اذیتت می‌کنه‌. جام جهانی کمکی بهت نمی‌کنه، گریه کن مثلا.
410
7
این وضعیتِ نه جنگ نه صلح مفهوم اکولوژیِ جهل را از لومان تداعی می‌کند. لومان اینگونه تحلیل می‌کند که حتی اگر یک جنگ تمام‌عیار رخ دهد از نظر عملکردی معادل آتش‌بس است، چون هر دو طرف عملاً هرگونه ادعای واقعی بر اقتدار را رها کرده‌اند و تنها کاری که می‌کنند درواقع مدیریت جهل است‌. و جهل اینجا تنها ضامن بقای قدرت است. لومان تفسیر می‌کند که در دنیای مدرن جهل و عدم قطعیت‌ به حدی زیاد شده که دیگر نمی‌توان به یک اجماع واقعی رسید. به‌عبارتی در ساحت سیاسی، جهلی که بهتر مدیریت شده حرف اول را می‌زند. چنین می‌شود که ما همیشه در وضعیتی به‌نام آتش‌بس موقت هستیم. توافق‌های سطحی، شرایطی که هر دو طرف فقط بتوانند با آن کنار بیایند، بدون اینکه واقعاً یکی دیگری را قانع کند. در ادامه‌ی این وضع دیگر هیچ‌کدام نمی‌توانند به‌شکل سنتی پیروز شوند طوری که طرف مقابل را کاملاً به زانو دربیاورند. بنابراین فقط به بقای لحظه‌ای و تضمین‌کننده بسنده می‌کنند. غالب شدن جهلِ اکولوژیک اینطور خود را نشان می‌دهد: های و هوی زیاد است اما در عمق، هر دو طرف می‌دانند که نمی‌توانند اقتدار را در دست بگیرند. پس این جنگ، فارغ از تبعات غیرنظامی‌اش در عمل نوعی تسلیم متقابل و آتش‌بس مخفیانه است. هر دو طرف به‌شیوه‌ی خود در حال مدیریت جهل هستند: با درگیری‌های کنترل‌شده و البته اجتناب از جنگی تمام‌عیار. تحلیل لومان توصیف می‌کند که چگونه این قسم درگیری‌ها به فرسایش کشیده شده و به شکل جنگ-صلح هیبریدی ادامه پیدا خواهد کرد، احتمالا تا مدت‌های مدید.
538
8
این وضعیتِ نه جنگ نه صلح مفهوم اکولوژیِ جهل را از لومان تداعی می‌کند. لومان اینگونه تحلیل می‌کند که حتی اگر یک جنگ تمام‌عیار رخ دهد از نظر عملکردی معادل آتش‌بس است، چون هر دو طرف عملاً هرگونه ادعای واقعی بر اقتدار را رها کرده‌اند و تنها کاری که می‌کنند درواقع مدیریت جهل است‌. و جهل اینجا تنها ضامن بقای قدرت است. لومان تفسیر می‌کند که در دنیای مدرن جهل و عدم قطعیت‌ به حدی زیاد شده که دیگر نمی‌توان به یک اجماع واقعی رسید. به‌عبارتی در ساحت سیاسی، جهلی که بهتر مدیریت شده حرف اول را می‌زند. چنین می‌شود که ما همیشه در وضعیتی به‌نام آتش‌بس موقت هستیم. توافق‌های سطحی، شرایطی که هر دو طرف فقط بتوانند با آن کنار بیایند، بدون اینکه واقعاً یکی دیگری را قانع کند. در ادامه‌ی این وضع دیگر هیچ‌کدام نمی‌توانند به‌شکل سنتی پیروز شوند طوری که طرف مقابل را کاملاً به زانو دربیاورند یا اقتدار کامل بگیرند. بنابراین فقط به بقای لحظه‌ای و تضمین‌کننده بسنده می‌کنند. غالب شدن جهلِ اکولوژیک اینطور خود را نشان می‌دهد: های و هوی زیاد است اما در عمق، هر دو طرف می‌دانند که نمی‌توانند واقعاً طرف مقابل را شکست دهند یا اقتدار کامل بگیرند. پس این جنگ، فارغ از تبعات غیرنظامی‌اش در عمل نوعی تسلیم متقابل و آتش‌بس مخفیانه است. هر دو طرف در حال مدیریت جهل هستند: با درگیری‌های کنترل‌شده و البته اجتناب از جنگی تمام‌عیار. تحلیل لومان توصیف می‌کند که چگونه این قسم درگیری‌ها به فرسایش کشیده شده و به شکل جنگ-صلح هیبریدی ادامه پیدا خواهد کرد، احتمالا تا مدت‌های مدید.
1
9
داشتن دره‌ای مخفیانه‌ در سینه‌ات. بازگشتن به آن. فرو افتادن‌ و در سکوت گریستن از درد.
571
10
اغلب، پیش از آنکه شروع به نوشتن روایت یک اعدامی کنم، به خود می‌گویم ای ریاکار، تظاهر کن که او گاهی زندگی کرده است، تظاهر کن که بی‌وقفه از اضطراب، از تنهایی، از دلتنگی مچاله نشده، تظاهر کن که فقط یکبار می‌میرد.
1
11
برای تعلق داشتن باید از جایی آمده باشی. تعلق یک ارجاع ازلی است. باید بتوانی احساس کنی از جایی آمدی. اما وقتی خاکت را محاصره کردند امکانِ ارجاع را از تو گرفتند. تو را به انتزاعی سرد تبعید کردند، وادار شدی بر اجساد نشانه‌ها پا بگذاری و برای همیشه در تأخیرها گم‌ شوی‌. اینگونه است که احساس بی‌تعلقی لحظه‌ای رهایت نمی‌کند، تو گویی از هیچ کجا نیامده‌ای اما از همه‌جا رفته‌ای‌.
744
12
اینترنت اساسا یک کابوس است برای کسانی که از عادی‌سازی پس از فاجعه می‌ترسند. سوگیری رسانه‌های جمعی فقط اطلاعاتی را که به عنوان اطلاعات جدید ارائه می‌شوند، واقعیت به‌حساب میاورد. بنابراین کابوس ما به تجربه‌ی وجودی فرافکنی می‌شود، میبینیم که همه‌چیز چگونه کهنه می‌شود و ما تقلا می‌کنیم، و ما دست و پا می‌زنیم، و ما هزاران بار در فراموشی میمیریم تا شاید حافظه به امکان رستاخیز دست یابد.
804
13
...مادرانگی را می‌توان نوعی ادراک والاتبارانه از نفسِ زندگی‌ مراد کرد، ادراکی ورای ارزش‌های اجتماعی، سیاسی و حتی قضاوتهای اخلاقی‌. از یادداشتِ تازه‌ی من در روزنامه‌ی شرق «مادران زنان ساکن در سپیده‌دم» لینک خوانش: https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1107042
779
14
اگر اشک‌هایت را به ستاره تشبیه کنم آیا از رنج تو کاسته خواهد شد؟
637
15
فکر کردم که چرا همیشه این‌گونه دلم برای تو تنگ می‌شود؟ طوری که انگار یکی از ما مرده است.
681
16
اتودهایی در زمان قطعی نامشان را گذاشتم ذرات پراکنده‌ی خصومت انسانی٫ دیگری‌های کوچک+3
اتودهایی در زمان قطعی نامشان را گذاشتم ذرات پراکنده‌ی خصومت انسانی٫ دیگری‌های کوچک
807
17
ناامیدی نتیجه‌ی مواجه‌ی بی‌واسطه‌ی اِگو با واقعیت است. جایی که تمام وساطت‌ها عاملیت خود را از دست می‌دهند و اگویِ ماجراجو آن‌ها را با پرخاشگری عقب می‌زند تا با واقعیت چشم در چشم شود. نتیجه؟ ناامیدی. تنها دریافتی که در این دیدار وجود دارد، تنها حقیقیتی که این خیرگی به ارمغان میاورد ناامیدی‌است. بله، به‌نوعی ناامیدی تنها حقیقتِ ممکن است‌. اما تسخیر شدن اگو توسط این حقیقت، عاملیت طبیعتِ آزادِ انسانی را خدشه‌دار می‌کند. ناامیدی نتیجه‌ی بهای بی‌اندازه و لوس‌کردن بیش از حد اِگوست، این بچه‌ی فضول! در لحظه‌ی خیرگیِ اگو به واقعیت، ناامیدی اجتناب‌ناپذیر است و امیدواری یک خطای معرفت‌شناختی‌؛ اما روشی در این میان وجود دارد: همسویی با واسطه‌ها. واسطه‌هایی که مسئولیتِ بودن را شکل می‌دهند و انسان را به‌سوی زیستی طبیعت‌مند و عامل هدایت می‌کنند. اعتماد به ساز و کار طبیعت٫خدا، وضعی ورای امید و ناامیدی‌است که ما را به عمل‌گرایی تشویق می‌کند، به شُدَن‌ِ مدام.
696
18
ناامیدی نتیجه‌ی مواجه‌ی بی‌واسطه‌ی اِگو با واقعیت است. جایی که تمام وساطتت‌ها عاملیت خود را از دست می‌دهند و اگویِ ماجراجو آن‌ها را با پرخاشگری عقب می‌زند تا با واقعیت چشم در چشم شود. نتیجه؟ ناامیدی. تنها دریافتی که در این دیدار وجود دارد، تنها حقیقیتی که این خیرگی به ارمغان میاورد ناامیدی‌است. بله، به‌نوعی ناامیدی تنها حقیقتِ ممکن است‌. اما تسخیر شدن اگو توسط این حقیقت، عاملیت طبیعتِ آزادِ انسانی را خدشه‌دار می‌کند. ناامیدی نتیجه‌ی بهای بی‌اندازه و لوس‌کردن بیش از حد اِگوست، این بچه‌ی فضول! در لحظه‌ی خیرگی اگو و واقعیت، ناامیدی اجتناب‌ناپذیر است و امیدواری یک خطای معرفت‌شناختی‌؛ اما روشی در این میان وجود دارد: همسویی با واسطه‌ها. واسطه‌هایی که مسئولیتِ بودن را شکل می‌دهند و انسان را به‌سوی زیستی طبیعت‌مند و عامل هدایت می‌کنند. اعتماد به ساز و کار طبیعت٫خدا، وضعی ورای امید و ناامیدی است که ما را به عمل‌گرایی تشویق می‌کند، به شُدَن‌ِ مدام.
1
19
اندوه اگر رسید به سر، تو به جای من از تنگنای این شب بیهوده پر بگیر...
680
20
فروید نقش نمادینِ مادر را تنها والدیت سیاسی مثبت می‌داند. جامعه در جست‌و جوی پدر اولیه است و یافتن این پدر در واقعیت ناممکن، زیرا پدر اولیه را تنها در ساختار تابو (ممنوعیت‌ها) می‌توان تجسم کرد. جامعه‌ای که سرخورده از یافتن پدر است فقط در پناه محافظت مادرانه اختگی خود را تاب می‌آورد. همواره در جستجوی پدر اما در نهایت نیازمند مادر. و پس از یافتن مادر حالتی بیمارگون به‌خود می‌گیرد، خصایصی در او بروز پیدا می‌کند نظیر وابستگی، سالوسی، تمنای افراطی و غیره، برای دریافت محافظت مادر؛ جمله‌ حالت‌های یک کودک در رابطه با مادرش. یافتن مادر در یک شخصیت سیاسی امری مثبت و ایجابی است به‌شرطی که از حالت ضعف و وابستگیِ کودکانه به رابطه‌ای بالغانه، نمادین و مولد گذار کند‌.
0