916
Obunachilar
-324 soatlar
-187 kunlar
+130 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+52
1 kanalda
May '26
+39
3 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+16
2 kanalda
Get PRO
Mart '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+83
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+92
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+69
4 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+118
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+86
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+41
4 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+50
4 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+45
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+72
3 kanalda
Get PRO
May '25
+113
5 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+57
4 kanalda
Get PRO
Mart '25
+45
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+31
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+73
2 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+99
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+13
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+69
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+30
2 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+31
1 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+19
2 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+17
0 kanalda
Get PRO
May '24
+23
2 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+17
1 kanalda
Get PRO
Mart '24
+40
3 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+29
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+194
2 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+36
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+24
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+16
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+24
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+21
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+14
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+20
0 kanalda
Get PRO
May '23
+13
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+16
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+17
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+23
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+15
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+14
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+21
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+6
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+55
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+113
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+10
0 kanalda
Get PRO
May '22
+16
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+8
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+12
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+16
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+26
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+51
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+46
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+54
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+6
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+99
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+105
0 kanalda
Get PRO
May '21
+212
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+50
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+45
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+10
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+57
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+580
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 24 Iyun | 0 | |||
| 23 Iyun | 0 | |||
| 22 Iyun | 0 | |||
| 21 Iyun | 0 | |||
| 20 Iyun | 0 | |||
| 19 Iyun | 0 | |||
| 18 Iyun | 0 | |||
| 17 Iyun | +1 | |||
| 16 Iyun | +1 | |||
| 15 Iyun | +8 | |||
| 14 Iyun | 0 | |||
| 13 Iyun | 0 | |||
| 12 Iyun | +1 | |||
| 11 Iyun | 0 | |||
| 10 Iyun | +11 | |||
| 09 Iyun | 0 | |||
| 08 Iyun | +22 | |||
| 07 Iyun | 0 | |||
| 06 Iyun | +3 | |||
| 05 Iyun | +1 | |||
| 04 Iyun | 0 | |||
| 03 Iyun | 0 | |||
| 02 Iyun | 0 | |||
| 01 Iyun | +4 |
Kanal postlari
من رازِ سبزآبیِ دریاها
تمثیلِ مردنهای بیمعنا
ویرانیِ بعد از تولد را
فهمیدم اما ای زن تنها
رازِ تو را هرگر نفهمیدم.
| 2 | شبیهِ آبیِ آغازها.
یکم تیر
⛵️🌊🍰 | 176 |
| 3 | 4_532582739342304643.mp3 | 574 |
| 4 | تمام عمر در یک کلمه زندگی کردی، و آن کلمه چه بود؟ همیشه یک کلمه نیست، میتواند اغتشاشی ریوی باشد، من در یک سرفه، یک سرفهی خشک زندگی کردم، تقریبا بیوقفه. سرفهی کسی؟ یا سرفهی چیزی؟ نمیخواهم بدانم، تو تصور کن هیچکس و هیچچیز، اما هر صدایی که از دور شنیدی، صدای من است.
ــــــــــــــــــــ
از یک داستان | 625 |
| 5 | تا حد زیادی وفادارم به سنتهای یونانی دربارهی ارتباط چهره و باطن. این معرفتِ بصری را عجیب باید جدی گرفت. خب البته استثنائاتی هم وجود دارد اما آنقدر کم که قاعدهی کلی را مخدوش نمیکند. افلاطون معترف است که چهره اعماق هارمونی باطنی را بازتاب میدهد و شوپنهاور میگوید بازنمایی رسوب تجارب را در چهره میتوان آشکارا دید. در نهایت سنتهای یونایی چگونگی چهره و فضائل روحانی را دو جلوه از یک هماهنگی واحد مراد میکردند.
القصه در ساحت معرفتِ بصری میزانِ ترازیاست. جدیاش بگیرید. | 560 |
| 6 | و یک نفر از بچهها باید به ازای تمام اعضای خانواده بمیرد. هر خانواده به مرگی نمادین نیاز دارد. به یک قربانی.
از قبلهای بعد از مرگ | 633 |
| 7 | در را ببند و در خلوت شعری بنویس که در آن دوستت دارند، همین که سعی کنی این شعر را بنویسی، خواهی دید که شعری نمینویسی، و تنها چیزی که باقی میماند خوابیدن است. | 671 |
| 8 | #شعر
روح آن تفنگ برنویی که زیر خاک
مادرم ز بیم گزمه دفن کرده بود
بازگشت و با غریو واژههای پوچ
از من آن فراغ کودکانه را ربود
شیون مهیب گرگهای منتظر
میرسد کنون به گوش قریههای دور
چون کمانچهزن درون خواب مرده است
دم زند شبان به نی چو ایزدان صور
ایل سر به زیر بود و خیمهها خموش.
زاگرس چرا چرا چنین فسرده است!
خواهرم چراست گُـلونیش غرق خون؟
کودکش مگر به گاهواره مرده است؟
خاک بر زمین و شط اشکها به ره
میکشند گِل به روی شانه دایهها
کل زند یکی، دگر دو گیس میبُرَد
هیوله،
سپس هجوم تلخ سایهها
جسم سرکشی درون یک قماش سبز
کیست او که مرده آن کسی که خویش نیست؟
کیست این جنازه
این جنازهی غریب؟
با هزار دیده بایدم بر او گریست!
رستهی مدور کبوتران مرگ
بال میزنند بر فراز آسمان
بر نشیب صخرههای سنگی دنا
شیهه میکشند گو هزار مادیان
نالهها شود خفیف
و... ناگهانخموش!
داغ سبز جنگل بلوط تازه است...
آسمان غمین هجرت ستاره هاست،
موعد صلاةِ عشق بر جنازه است.
•
قامت تناورت پدر چرا چرا
اوفتاده روی سینهی برادرم؟
دایهها چرا به چهره چنگ میزنند؟
مشت پر کند چرا ز خاک خواهرم؟
یک نفر کشد کفن ز روی چهرهاش...
تا ببینم این غریبهی جوان که بود
مادرم چرا بر او فغان کند چنین؟
نامش آخر این غریق بینشان که بود؟
او منم
او منم
منم
نه هیچکس!
زندهام هنوز هم، اگرچه در مغاک
در خشاب سینهام گلوله بیشمار
من همان تفنگ برنوام به زیر خاک...
... | 629 |
| 9 | چه اصراریاست که یک تصویر سورئال از مردم بسازیم و مدام پاسکاریاش کنیم؟ فرافکنی فانتزی هم از آن معضلهاست. بخشی از مردم ایران کسانیاند که در آبدانان، شهری با بالاترین آمار فقر و بیکاری برنج را به هوا ریختند و به صدقه نه گفتند. همین مردم بالاجبار در صف گوشت و مرغ یخی و یارانه هم ایستادهاند.
بخشی از مردم ایران هم کسانی هستند که برای یک بشقاب عدس پلو و یک لیوان چای هر قر و غمزهای در خیابان آمدند. همهی اینها هم مردم ایرانند. با اجازهی شما البته.
آدم احمق به یک دسته میچسبد و زور میزند مردم را ذیل آن دسته تعریف کند. شعور ایجاب میکند که از این دستهبندیها ابا کنیم. مردم نامناپذیرند. تعریف نمیشوند. نه باید ستایش کرد نه سرزنش. ضمن اینکه به احترام یاد کردن و حرمت نهادن به لحظات تاریخیای که ایرانیان رقم زدند با چاپلوسیهای رقتبار فرق دارد.
باید بازگشت به واقعگرایی. با این سورئال بازیها فقط اضطراب وجودی را سرکوب میکنیم و بههیچ جایی جز سانتیمانتالیزم نمیرسیم. تمام. | 443 |
| 10 | حالا بعضی ممکنه بپرسند خانمهای فوتبالدوست چطور؟ خواهم گفت که فوتبالدوستی در زنها مثل خیلی امیال دیگه نتیجهی تقلید میل مردانهاست. فلذا چندان محلی از اعراب نداره.
اینا که شوخیه در کل. خوش باشید. خاورمیانه رو خدا زده. | 613 |
| 11 | اوهوع. جام جهانی شروع شده و قراره الهامات پر شور یک مشت مرد شاد رو هم در این گرما تحمل کنیم.
داداش همینطور که داری برای بازیهای تیم عمو جیم الف ذوق میکنی لطفا بحران لیبیدوییت رو به یاد بیار، عمو لکان میگه تو هنوز هم اختگیت رو نپذیرفتی و فشار نظم نمادین و بدتر از اون بازگشت پدر تا پایان عمر حسابی اذیتت میکنه. جام جهانی کمکی بهت نمیکنه، گریه کن مثلا. | 614 |
| 12 | این وضعیتِ نه جنگ نه صلح مفهوم اکولوژیِ جهل را از لومان تداعی میکند. لومان اینگونه تحلیل میکند که حتی اگر یک جنگ تمامعیار رخ دهد از نظر عملکردی معادل آتشبس است، چون هر دو طرف عملاً هرگونه ادعای واقعی بر اقتدار را رها کردهاند و تنها کاری که میکنند درواقع مدیریت جهل است. و جهل اینجا تنها ضامن بقای قدرت است.
لومان تفسیر میکند که در دنیای مدرن جهل و عدم قطعیت به حدی زیاد شده که دیگر نمیتوان به یک اجماع واقعی رسید. بهعبارتی در ساحت سیاسی، جهلی که بهتر مدیریت شده حرف اول را میزند. چنین میشود که ما همیشه در وضعیتی بهنام آتشبس موقت هستیم. توافقهای سطحی، شرایطی که هر دو طرف فقط بتوانند با آن کنار بیایند، بدون اینکه واقعاً یکی دیگری را قانع کند. در ادامهی این وضع دیگر هیچکدام نمیتوانند بهشکل سنتی پیروز شوند طوری که طرف مقابل را کاملاً به زانو دربیاورند. بنابراین فقط به بقای لحظهای و تضمینکننده بسنده میکنند.
غالب شدن جهلِ اکولوژیک اینطور خود را نشان میدهد: های و هوی زیاد است اما در عمق، هر دو طرف میدانند که نمیتوانند اقتدار را در دست بگیرند. پس این جنگ، فارغ از تبعات غیرنظامیاش در عمل نوعی تسلیم متقابل و آتشبس مخفیانه است. هر دو طرف بهشیوهی خود در حال مدیریت جهل هستند: با درگیریهای کنترلشده و البته اجتناب از جنگی تمامعیار. تحلیل لومان توصیف میکند که چگونه این قسم درگیریها به فرسایش کشیده شده و به شکل جنگ-صلح هیبریدی ادامه پیدا خواهد کرد، احتمالا تا مدتهای مدید. | 756 |
| 13 | این وضعیتِ نه جنگ نه صلح مفهوم اکولوژیِ جهل را از لومان تداعی میکند. لومان اینگونه تحلیل میکند که حتی اگر یک جنگ تمامعیار رخ دهد از نظر عملکردی معادل آتشبس است، چون هر دو طرف عملاً هرگونه ادعای واقعی بر اقتدار را رها کردهاند و تنها کاری که میکنند درواقع مدیریت جهل است. و جهل اینجا تنها ضامن بقای قدرت است.
لومان تفسیر میکند که در دنیای مدرن جهل و عدم قطعیت به حدی زیاد شده که دیگر نمیتوان به یک اجماع واقعی رسید. بهعبارتی در ساحت سیاسی، جهلی که بهتر مدیریت شده حرف اول را میزند. چنین میشود که ما همیشه در وضعیتی بهنام آتشبس موقت هستیم. توافقهای سطحی، شرایطی که هر دو طرف فقط بتوانند با آن کنار بیایند، بدون اینکه واقعاً یکی دیگری را قانع کند. در ادامهی این وضع دیگر هیچکدام نمیتوانند بهشکل سنتی پیروز شوند طوری که طرف مقابل را کاملاً به زانو دربیاورند یا اقتدار کامل بگیرند. بنابراین فقط به بقای لحظهای و تضمینکننده بسنده میکنند.
غالب شدن جهلِ اکولوژیک اینطور خود را نشان میدهد: های و هوی زیاد است اما در عمق، هر دو طرف میدانند که نمیتوانند واقعاً طرف مقابل را شکست دهند یا اقتدار کامل بگیرند. پس این جنگ، فارغ از تبعات غیرنظامیاش در عمل نوعی تسلیم متقابل و آتشبس مخفیانه است. هر دو طرف در حال مدیریت جهل هستند: با درگیریهای کنترلشده و البته اجتناب از جنگی تمامعیار. تحلیل لومان توصیف میکند که چگونه این قسم درگیریها به فرسایش کشیده شده و به شکل جنگ-صلح هیبریدی ادامه پیدا خواهد کرد، احتمالا تا مدتهای مدید. | 1 |
| 14 | داشتن درهای مخفیانه در سینهات. بازگشتن به آن. فرو افتادن و در سکوت گریستن از درد. | 707 |
| 15 | اغلب، پیش از آنکه شروع به نوشتن روایت یک اعدامی کنم، به خود میگویم ای ریاکار، تظاهر کن که او گاهی زندگی کرده است، تظاهر کن که بیوقفه از اضطراب، از تنهایی، از دلتنگی مچاله نشده، تظاهر کن که فقط یکبار میمیرد. | 1 |
| 16 | برای تعلق داشتن باید از جایی آمده باشی. تعلق یک ارجاع ازلی است. باید بتوانی احساس کنی از جایی آمدی.
اما وقتی خاکت را محاصره کردند امکانِ ارجاع را از تو گرفتند. تو را به انتزاعی سرد تبعید کردند، وادار شدی بر اجساد نشانهها پا بگذاری و برای همیشه در تأخیرها گم شوی. اینگونه است که احساس بیتعلقی لحظهای رهایت نمیکند، تو گویی از هیچ کجا نیامدهای اما از همهجا رفتهای. | 960 |
| 17 | اینترنت اساسا یک کابوس است برای کسانی که از عادیسازی پس از فاجعه میترسند. سوگیری رسانههای جمعی فقط اطلاعاتی را که به عنوان اطلاعات جدید ارائه میشوند، واقعیت بهحساب میاورد. بنابراین کابوس ما به تجربهی وجودی فرافکنی میشود، میبینیم که همهچیز چگونه کهنه میشود و ما تقلا میکنیم، و ما دست و پا میزنیم، و ما هزاران بار در فراموشی میمیریم تا شاید حافظه به امکان رستاخیز دست یابد. | 1 005 |
| 18 | ...مادرانگی را میتوان نوعی ادراک والاتبارانه از نفسِ زندگی مراد کرد، ادراکی ورای ارزشهای اجتماعی، سیاسی و حتی قضاوتهای اخلاقی.
از یادداشتِ تازهی من در روزنامهی شرق «مادران زنان ساکن در سپیدهدم»
لینک خوانش:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1107042 | 959 |
| 19 | اگر اشکهایت را به ستاره تشبیه کنم آیا از رنج تو کاسته خواهد شد؟ | 781 |
| 20 | فکر کردم که چرا همیشه اینگونه دلم برای تو تنگ میشود؟ طوری که انگار یکی از ما مرده است. | 857 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
