fa
Feedback
صدای آشنا

صدای آشنا

رفتن به کانال در Telegram

#میم_ح ✍️ نوشته | عکس | موسیقی یک روایت

نمایش بیشتر
467
مشترکین
+124 ساعت
-37 روز
-430 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+2
در 0 کانال‌ها
مه '26
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+20
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+6
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+33
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+956
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
16 ژوئن0
15 ژوئن+1
14 ژوئن0
13 ژوئن0
12 ژوئن0
11 ژوئن0
10 ژوئن0
09 ژوئن0
08 ژوئن0
07 ژوئن0
06 ژوئن0
05 ژوئن0
04 ژوئن0
03 ژوئن0
02 ژوئن0
01 ژوئن+1
پست‌های کانال
شب از التهاب یک حادثه سرشار بود و درون من کوره‌ای از طغیان می‌سوخت؛ نیامدی تا تماشاگر پرپر زدن این جان عاصی باشی. این روزگار تخدیرگر و این حقیقت مسخ‌کننده، چنان است که عقل روشن بیداران را به یغما می‌برد و هشیاران جهان را بی‌سلاح به زانو در می‌آورد. در گذر از این مسلخ حقیر که هیچ انسانی بی‌دریغ از آن نمی‌گذرد، تنها آن کس سرفرازانه با خاک وداع می‌گوید که سینه‌اش آماج تیر باوری سترگ باشد. جان دادن بر سر یک آرمان، یگانه مرگی است که به حسرت پوزخند می‌زند و جاودانگی را در آغوش می‌کشد. #میم_ح
@sedayeashenaa

2
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @sedayeashenaa
102
3
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دست بیداران #سعدی @sedayeashenaa
102
4
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست #سعدی @sedayeashenaa
43
5
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa+3
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa
68
6
پیش از این گمان می بردم که به گاه دیدارت، بار این رنج کهنه را به واژه ها خواهم سپرد و مرثیه خوان دردهای خویش خواهم شد. اما شکوه حضورت مجال هر گلایه را ستاند. چه جای سخن از شب، آن هنگام که خورشید از آستانه در به درون می خرامد؟ تو که پا به میانه می گذاری، اندوه در برابر عظمت بودنت تسلیم می شود و در این سکوت سرشار، جان خسته من از هر چه درد تهی می گردد. #میم_ح @sedayeashenaa
182
7
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی #سعدی @sedayeashenaa
173
8
حافظ از جورِ تو حاشا که بِگَرداند روی مَن اَز آن روز که دَر بَندِ توام آزادَم #حافظ @sedayeashenaa
150
9
چه خوش صیدِ دلم کردی، بنازم چَشمِ مستت را که کَس مُرغانِ وحشی را، از این خوش‌تر نمی‌گیرد #حافظ @sedayeashenaa
169
10
آن سال‌های بد، روزگار سیاه مردم، مثل زخمی ناسور بر پیشانی تاریخ ماند، که ماند. هیچ‌کس سال بلوا و قحطی و جنگ را از یاد نبرد. هیچ‌کس این نحوست نکبت را از یاد نبرد. که برخی تفنگ برداشتند، یاغی شدند و مردم شهرشان را کشتند و چپاول کردند. #عباس_معروفی @sedayeashenaa
350
11
اوج شادمانی، آن درنگ بی وزنی است که اندیشه از تکاپو باز می ایستد. آنجا که دست از هر تمنایی می کشم و ذهن، حتی به فریب گوارای رویا نیز تن نمی دهد. شکوه رستگاری در همین هیچ مطلق خفته است؛ در این تهی شدن ناب که جان خسته، دور از شلاق خواستن ها و دویدن ها، در آرامش ژرف یک خلا بی پایان نفس می کشد. #میم_ح @sedayeashenaa
179
12
شب که می‌آید چراغی هست؟ من نمی‌گویم بهاران، شاخه‌ای گل در یکی گلدان، یا چو ابر اندهان بارید، دل شد تیره و لبریز زآشنایی غمگسار آنجا سراغی هست؟ #مهدی_اخوان_ثالث @sedayeashenaa
211
13
از ابر دلتنگی من فقط خیال تو میبارد! #لیلا_مقربی @sedayeashenaa
از ابر دلتنگی من فقط خیال تو میبارد! #لیلا_مقربی @sedayeashenaa
191
14
دشت‌هایی چه فراخ! کوه‌هایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد! من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم: پی خوابی شاید، پی نوری،
دشت‌هایی چه فراخ! کوه‌هایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد! من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم: پی خوابی شاید، پی نوری، ریگی، لبخندی... #سهراب_سپهری @sedayeashenaa
222
15
چه خوش‌تر زآن که بعد از انتظار‌ی‌؟ به امیدی رسد امیدوار‌ی‌؟ #نظامی @sedayeashenaa
233
16
بیگانه با تو چون دلِ من، روزگارِ من آه ای امید اگر دگری یافتی بگو #محدثه_محمودلو @sedayeashenaa
294
17
این اوراق باطل که تقویمش می خوانند، شمارش عبث روزها نیست؛ خود امید است که در سکوتی وهم انگیز شعله می کشد و خاکستر می شود. ما فرو ریختن خویش را در این خاموشی مطلق به تماشا ایستاده ایم. زمان باد غارتگری است که آرزوها را بی صدا به یغما می برد تا از آن حریق سرکش، جز مشتی غبار سرد چیزی در دست های خالی ما باقی نماند. #میم_ح @sedayeashenaa
217
18
چو مستم کرده‌ای مستور منشین چو نوشم داده‌ای زهرم منوشان #حافظ @sedayeashenaa
188
19
دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری و گر نه فتنه ندیدی به خواب، بیداری #سعدی @sedayeashenaa
176
20
در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیش‌ترند #مسعود_مسیح_کاشانی @sedayeashenaa
202