fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

صدای آشنا

صدای آشنا

رفتن به کانال در Telegram

#میم_ح ✍️ نوشته | عکس | موسیقی یک روایت

نمایش بیشتر
459
مشترکین
+224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+430 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+12
در 0 کانال‌ها
سپتامبر '26
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+20
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+7
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+6
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+33
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+956
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
26 اکتبر+1
25 اکتبر+2
24 اکتبر+1
23 اکتبر0
22 اکتبر0
21 اکتبر0
20 اکتبر0
19 اکتبر+1
18 اکتبر0
17 اکتبر0
16 اکتبر0
15 اکتبر0
14 اکتبر0
13 اکتبر0
12 اکتبر0
11 اکتبر0
10 اکتبر0
09 اکتبر+1
08 اکتبر0
07 اکتبر0
06 اکتبر0
05 اکتبر+1
04 اکتبر0
03 اکتبر+1
02 اکتبر+1
01 اکتبر+3
پست‌های کانال
و این بی‌تابی که مثل خوره به جانم افتاده، هیچ‌چیز آرامش نمی‌کند. نه سکوت شب، نه شلوغی روز، نه حرف‌های آرامش‌بخش و نه حتی زمان که می‌گذرد و انگار فقط زخم را عمیق‌تر می‌کند. یک خلأ درونم شکل گرفته که هیچ چیز پرش نمی‌کند، و هرچه بیشتر دست و پا می‌زنم، بیشتر در این حس غرق می‌شوم. #میم_ح @sedayeashenaa

2
من در تاریکیِ زخم‌هایم غرق شده‌ام، گویی چنگال‌هایشان تا ابد در روحم فرو رفته‌اند. سال‌هاست که از دوست داشتن خود عاجزم، گویی من لکه‌ی ننگی هستم که هیچ‌گاه پاک نخواهد شد. #میم_ح @sedayeashenaa
136
3
ما نه بر خاک استواریم و نه در نیستی پذیرفته می‌شویم. بودن، دینی بود که بی‌خواست خویش پرداختیم، و نبودن، آستانه‌ای که کلیدش را دریغ کردند. حالا تنها در دهلیز بی‌طنین این بی‌تفاوتی معلقیم؛ نیمی سایه، نیمی نگاه، و سراپا سکوتی که هیچ فریادی بیدارش نمی‌کند. #میم_ح @sedayeashenaa
125
4
گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم #حافظ @sedayeashenaa
123
5
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست یکی تمام بود مطّلع بر اسرارم #سعدی @sedayeashenaa
116
6
صدا، همیشه گواه زنده بودن نیست. زنگوله‌ها گاهی تنها آواز حنجره‌های مرده‌ای هستند که باد، کور و بی‌تفاوت در آن‌ها می‌دمد. ما کاروانی ازنفس‌افتاده‌ایم که دیریست در بطن یک یخبندان ممتد زانو زده و از ادامه‌ی این مسیر تاریک انصراف داده‌ایم. اما باد ولگرد مدام از میان استخوان‌های فرسوده‌مان عبور می‌کند و زنگوله‌های آویخته بر گردن این تسلیم را تکان می‌دهد، تا توهمِ حرکت در این جغرافیای مسدود نمیرد. تماشاگران دوردست، به اعتبار این هیاهوی بی‌امان گمان می‌کنند که ما هنوز در راهیم؛ بی‌آنکه بدانند این طنین فلزی، نوید رسیدن نیست. تنها بازیِ بی‌رحمانه‌ی باد است با نعش تقلاهایی که خیلی وقت پیش، در سکوت همین گردنه از پا درآمدند. #میم_ح @sedayeashenaa
345
7
باکی نیست اگر گاه تن به این سایه‌ی سنگین بسپاریم؛ که ما وارثان ناگزیر همین شکنندگی‌های مدامیم. اما در آن پستوی مه‌آلود، درست پیش از آنکه آن پوسیدنِ پنهان به آخرین رگه‌های جان برسد، چیزی در انتهای غبار بیدار می‌شود. من مرزِ انجماد را می‌شناسم و پیش از آنکه این وهمِ جونده، آخرین پناهِ بی‌نامم را در خود حل کند، در سکوتی مبهم برمی‌خیزم؛ نه برای فتح، که تنها برای آنکه این ویرانی، بی‌‌تقلا تمام نشود. #میم_ح @sedayeashenaa
411
8
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعشِ خود به شانه گرفتم گریستم… #عفیف‌‌باختری @sedayeashenaa
279
9
پاییز، فصل تسلیم است؛ لحظه‌ای که جهان سرانجام از تقلای بیهوده برای سبز ماندن دست می‌کشد. درختان، همان جنگاوران خسته‌اند که پس از نبردی بی‌ثمر سلاح می‌اندازند و انجماد را می‌پذیرند. ما نیز در این خزان ممتد، دیگر نه تمنایی برای شکفتن داریم و نه نایی برای جنگیدن؛ تنها در سکوت فرو می‌ریزیم تا سرمای پایان را در استخوان‌های فرسوده‌مان حل کنیم. #میم_ح @sedayeashenaa
301
10
این برگ‌هاي‌ زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند قرار است تو از این کوچه بگذری و ان‌ها پیشی می گیرند از یک دیگر برای فرش کردن مسیرت #یغما_گلرویی @sedayeashenaa
336
11
باغ بی‌برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن پادشاه فصل‌ها، پاییز. #مهدی_اخوان_ثالث @sedayeashenaa
243
12
باغ بی‌برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن پادشاه فصل‌ها، پاییز. #مهدی_اخوان_ثالث @sedayeashenaa
1
13
گرچه رنج به جان می‌رسد، اُمید دواست … #سعدی @sedayeashenaa
253
14
به پایِ شوق گر این رَه به سر شدی حافظ به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق #حافظ @sedayeashenaa
221
15
‏پس از اين ‏هر نور لطيفی که مرا لمس کند ‏تو خواهی بود #سیروس_آتابای @sedayeashenaa
246
16
خستگی از جایی به بعد، مستقیم در استخوان رسوب می‌کند. آدم از نرسیدن کم نمی‌آورد؛ از تکرار وقیحانه نفس کشیدن ویران می‌شود. ما سال‌هاست زندگی نکرده‌ایم؛ تنها تن فرسوده‌مان را از تقویمی به تقویم دیگر کشیده‌ایم تا آمار زندگان این جهان به هم نریزد. حالا دیگر هیچ فاجعه‌ای تاریک‌تر از بیداری نیست؛ همان ثانیه‌ای که چشم باز می‌کنی و می‌فهمی دوباره باید تمام وزن این بودن بی‌دلیل را تا خود شب به دوش بکشی. #میم_ح @sedayeashenaa
214
17
در خوابِ دقیقه‌ها، زمان گم شده است معنای وجود آسمان گم شده است زنجیر شده؛ زمین به ما، ما به زمین! زندان شده‌ایم و پاسبان گم شده است! #امیرحسین_پناهنده @sedayeashenaa
211
18
فرسایش، همیشه با فرو ریختن آغاز نمی‌شود. گاهی به شکل پناه بردن به یک سکوت مصنوعی است تا هجوم بی‌وقفه‌ی جهان بیرون را از گوش‌ها پس بزند. آدمی به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر نه تقلایی برای یافتن ریشه دارد، و نه خشمی برای واماندگی در این جغرافیای سرد؛ تنها تسلیم چرخش مکانیکی شب‌های متوالی می‌شود که مرز میان بیداری و کابوس را می‌بلعد. در این امتداد بی‌نور، گوشت و پوستت به ماشین خاموشی بدل می‌شود که تنها برای کشیدن بار تن، از یک تاریکی به تاریکی دیگر کوک شده است. دیگر دردی نیست؛ هرچه بود، در یکی از همین بیداری‌های وارونه و وهم‌آلود، روی آسفالت خیابان‌های ناآشنا لخته شد و از نفس افتاد. حالا فقط یک بیگانگی متراکم مانده و تنی که بی‌هیچ تمنایی، وزن استخوان‌هایش را در انزوای مطلق یک اتاق بسته، روی تخت رها می‌کند. پایان انسان مرگ نیست؛ همین پذیرش بی‌تفاوت عقربه‌هاست. #میم_ح @sedayeashenaa
344
19
خواب‌ها کجا واقعیت دارند کجا زنده‌اند آن‌ خانه کجا بود آن صبح نورگیر خواب دیدم دستت بر شانه‌ام بود و انگار دوستم داشتی. #ماهیان_خاکزی @sedayeashenaa
209
20
بعضی روزها انسان فقط خسته‌ست نه تنهاست نه غمگین و نه عاشق فقط خسته‌ست. #ایلهان_برک @sedayeashenaa
238