457
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-330 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+3
在0个频道中
八月 '26
+8
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+10
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+36
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+22
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+21
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+20
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+15
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+7
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+6
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+17
在2个频道中
Get PRO
八月 '24
+33
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+25
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+22
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+956
在1个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 15 九月 | 0 | |||
| 14 九月 | 0 | |||
| 13 九月 | 0 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | 0 | |||
| 10 九月 | +1 | |||
| 09 九月 | +1 | |||
| 08 九月 | +1 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | 0 | |||
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | 0 | |||
| 01 九月 | 0 |
频道帖子
در خوابِ دقیقهها، زمان گم شده است
معنای وجود آسمان گم شده است
زنجیر شده؛
زمین به ما،
ما به زمین!
زندان شدهایم و پاسبان گم شده است!
#امیرحسین_پناهنده
@sedayeashenaa
| 2 | فرسایش، همیشه با فرو ریختن آغاز نمیشود. گاهی به شکل پناه بردن به یک سکوت مصنوعی است تا هجوم بیوقفهی جهان بیرون را از گوشها پس بزند. آدمی به نقطهای میرسد که دیگر نه تقلایی برای یافتن ریشه دارد، و نه خشمی برای واماندگی در این جغرافیای سرد؛ تنها تسلیم چرخش مکانیکی شبهای متوالی میشود که مرز میان بیداری و کابوس را میبلعد.
در این امتداد بینور، گوشت و پوستت به ماشین خاموشی بدل میشود که تنها برای کشیدن بار تن، از یک تاریکی به تاریکی دیگر کوک شده است. دیگر دردی نیست؛ هرچه بود، در یکی از همین بیداریهای وارونه و وهمآلود، روی آسفالت خیابانهای ناآشنا لخته شد و از نفس افتاد. حالا فقط یک بیگانگی متراکم مانده و تنی که بیهیچ تمنایی، وزن استخوانهایش را در انزوای مطلق یک اتاق بسته، روی تخت رها میکند. پایان انسان مرگ نیست؛ همین پذیرش بیتفاوت عقربههاست.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 160 |
| 3 | خوابها کجا واقعیت دارند
کجا زندهاند
آن خانه کجا بود
آن صبح نورگیر
خواب دیدم دستت بر شانهام بود
و انگار دوستم داشتی.
#ماهیان_خاکزی
@sedayeashenaa | 101 |
| 4 | بعضی روزها
انسان فقط خستهست
نه تنهاست
نه غمگین
و نه عاشق
فقط خستهست.
#ایلهان_برک
@sedayeashenaa | 119 |
| 5 | اگر که شکوه به دل بردهام و خاموشم
ز فرطِ یأسِ دلم هست و از رضایت نیست
#محدثه_محمودلو
@sedayeashenaa | 148 |
| 6 | ما را شکایتی زِ تو گر هست هم به توست
کهز تو به دیگران نتوان بُرد داوری.
#سعدی
@sedayeashenaa | 197 |
| 7 | کمی مانده به #پاییز
عکسهایی از آلبوم شخصی
@sedayeashenaa | 116 |
| 8 | دلتنگی های زیادی در دلم دارم
اما تو
حَزین ترینشان بودی
غم انگیز ترینشان !
دلتنگی های قبل از تو
خراش های کوچکی بودند
اما تو .....
هر بار که به یادت می افتم
انگار کسی با ناخن
درون ِ جانم چنگ می کشد !
هر بار
زخم های قلبم تازه تر
هر بار
عمیق و عمیق تر ..
#آوالون
@sedayeashenaa | 184 |
| 9 | آدمها در این مدار کور به دنیا میآیند، میروند، به آغوش میکشند، ویران میشوند و تمام سنگینی جهان را در گوشت و خونشان تاب میآورند. اما هیچچیز، هیچکجای این هستی نمیتواند آن حفرهی تاریک و مکندهی فراق را پر کند.
درد جا ماندن، زخمی نیست که زمان زورَش برسد روی آن پوست بکشد؛ یک بریدگیِ زنده و عفونی است که تا آخرین نفس در عمق جان میسوزد. ما هرگز خوب نمیشویم؛ تنها یاد میگیریم چگونه با روحی مُثلهشده راه برویم و جای خالیِ آنچه را که نیست، شبیه به درد ممتدِ یک عضو قطعشدهی بدن، تا آخرین تپشهای یک قلب ویران با خودمان روی زمین بکشیم.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 316 |
| 10 | سوگ، منتظر فاجعه نمیماند. خیلی پیشتر، درست در نقطهی اوج یک دلخوشی، با هراس مبهم زوال نطفه میبندد. اما بیداری بیرحم آن، سهم اولین صبح پس از ویرانی است؛ همان ثانیهی خفهکنندهای که چشم باز میکنی و حافظه، مثل تکهسنگی سربی روی قفسهی سینهات آوار میشود. آنجاست که میفهمی در این فقدان سرد، هیچ زیبایی و شعری پنهان نیست. سوگ، تنها یک حفرهی لال است که زور کلمات به آن نمیرسد و آدمی ناگزیر است آن را تا ابد، با استخوانهای خستهاش به دوش بکشد.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 340 |
| 11 | حافظ شکایت از غمِ هجران چه میکنی؟
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
#حافظ
@sedayeashenaa | 269 |
| 12 | گر دهد عمرم امان رویت ببینم عاقبت
ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد
#سعدی
@sedayeashenaa | 234 |
| 13 | باد پیراهن کشید ازدست گل ها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد٬گمان کردم تویی
#فاضل_نظری
@sedayeashenaa | 215 |
| 14 | واقعیت، برهنه و بیرحم است. ما کلمات را چون مرهمی دروغین روی زخمها میکشیم تا شاید تماشای عفونت جهان ممکن شود. تقلا میکنیم به فقدان، به آوارگی و به این حجم از ویرانی معنا بدهیم؛ چرا که پذیرش این حقیقت که رنج، تنها رنج است و هیچ رسالت شکوهمندی در پس آن پنهان نیست، استخوان آدم را میسوزاند.
خون، فقط سرخ است و روی آسفالت لخته میشود. درد، فقط ویران میکند و جوانی را میبلعد. آن شاعرانگی، تنها مکانیزم دفاعی ماست برای زنده ماندن در جهانی که هیچ تعهدی به زیبایی و انصاف ندارد؛ تقلایی برای آنکه به خودمان بقبولانیم اینهمه تاوان دادن، کاملا هم بیهوده نبوده است.
وقتی اینگونه بینقاب و عریان به چشمهای تاریک واقعیت خیره میشویم، رها کردن آن توهم شاعرانه، دیگر نه یک فقدان، که شاید نوعی رهایی تلخ و تسکیندهنده باشد.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 236 |
| 15 | اواسط تابستان سال ۰۵
عکسهایی از البوم شخصی
@sedayeashenaa | 218 |
| 16 | خوابها کجا واقعیت دارند
کجا زندهاند
آن خانه کجا بود
آن صبح نورگیر
خواب دیدم دستت بر شانهام بود
و انگار دوستم داشتی.
#ماهیان_خاکزی
@sedayeashenaa | 188 |
| 17 | در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن و آنجا
که پسِ صبر تو را او، به سرِ صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها،
رهِ پنهان بنماید که کس آن راه نداند
#مولانا
@sedayeashenaa | 191 |
| 18 | مهاجرت، شبیه به حبس شدن در یک اتاقک شیشهای زیر باران است؛ صدای خوردن قطرهها به شیشه را میشنوی اما جهان بیرون در هالهای از مه و بیگانگی مسدود شده است. همین که بوی گس هوای پاییزی از درز پنجره به داخل میخزد، کوه مشکلات و خستگیهای این مسیر دور، زیر آوار سنگین دلتنگی گم میشود تا درد اصیلتری بیدار شود. در این سردرگمی خفهکننده، آدم میان دو خلاء معلق میماند؛ جسمی فرسوده در محاصره دیوارهای سرد غربت، و روحی سرگردان که هر شب به دنبال تصویر محو خانواده در راهروهای تاریک گذشته دست و پا میزند. تو میمانی و غمی متراکم؛ مسافری مچاله در یک چمدان باز، که نه توانی برای ریشه دواندن در این جغرافیای غبارآلود دارد و نه راهی برای بازگشت به آن آغوشهای دور.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 319 |
| 19 | مسیر دور، همیشه امتداد جادهای در افق نیست؛ گاهی همین نقطهی کوری است که اکنون در آن ایستادهایم. در این چهاردیواری مهآلود که هوا طعم فراموشی میدهد، هر قدم که برمیداری دیوارها جایشان را با هم عوض میکنند و سقف، آرامآرام روی بغضت آوار میشود. این یک هزارتوی مسدود است؛ راه میروی اما زمان به عقب برمیگردد، دست و پا میزنی اما در همان مختصات سرد و تاریک حبس شدهای. در این سردرگمی خفهکننده، ترسناکترین فاجعه آن است که میفهمی این مسیر دور و دراز، تنها فاصلهی میان تو و سایهی گمشدهات در یک اتاقک بیدریچه است؛ سفری بینهایت و غبارآلود در مساحتی چند وجبی، که هرگز به هیچ مقصدی نمیرسد و جانت را تا ابد در همین چرخهی مسخشده میبلعد.
#میم_ح
@sedayeashenaa | 267 |
| 20 | اگر با جمله خویشانم، چو تو دوری پریشانم
#مولانا
@sedayeashenaa | 231 |
