ch
Feedback
صدای آشنا

صدای آشنا

前往频道在 Telegram

#میم_ح ✍️ نوشته | عکس | موسیقی یک روایت

显示更多
466
订阅者
-124 小时
-37
-130
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+5
在0个频道中
六月 '26
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+36
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+22
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+21
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+20
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+15
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+7
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+6
在2个频道中
Get PRO
二月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+19
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+17
在2个频道中
Get PRO
八月 '24
+33
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+25
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+22
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+7
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+956
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
14 七月0
13 七月0
12 七月0
11 七月0
10 七月0
09 七月0
08 七月+1
07 七月0
06 七月+1
05 七月0
04 七月+1
03 七月0
02 七月+1
01 七月+1
频道帖子
در این قمارخانه سرد که هستی اش می‌نامند، هیچ برنده‌ای از پای میز برنمی‌خیزد. ما همه بازندگان این بازی عبثیم؛ تنها سهممان از باختن در این ضیافت نیستی با یکدیگر تفاوت دارد. یکی تمام رویاهایش را به تاراج می‌دهد و دیگری ذره ذره جانش را. در نهایت، این جهان تهی است که با دهانی گشوده، تمام تقلاهای حقیر ما را می‌بلعد تا ثابت کند در این سراب بی‌بنیاد، پیروزی دروغی تسکین‌دهنده بیش نیست و ما، تنها در ابعاد و اندازه‌های شکست خوردن خویش با یکدیگر برابریم. #میم_ح
@sedayeashenaa

2
در امتداد تابستان عکس‌های از آلبوم شخصی @sedayeashenaa+2
در امتداد تابستان عکس‌های از آلبوم شخصی @sedayeashenaa
73
3
البته هیچ‌وقت نمی‌شود با قاطعیت گفت در دل آدم‌ها چه می‌گذرد، چه در دل خودمان چه در دل آشنایانمان، و شاید مخصوصاً در دل آنها که بهتر از همه می‌شناسیمشان. #هشام_مطر @sedayeashenaa
132
4
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره‌ها تسکینم چرا صدایم کردی؟ چرا؟! #حسین_پناهی @sedayeashenaa
128
5
جهان، عمارتی است بنا شده بر پایه‌های هیچ، و ما، باربران خسته‌ی این بهت عظیمیم. در این تسلسل عبث، "غم" تنها میراث صادقانه‌ای است که دست به دست می‌گردد و بر جان می‌نشیند. هر تقلا در این دایره‌ی بسته، مشتی کوبیده بر درهای سنگی است و هر آرزو، فریادی که در گلوگاه تاریک این جهان بی‌تفاوت گم می‌شود. گویی به تماشای نمایشی بی‌سرانجام تبعید شده‌ایم تا سنگینی آگاهی را بر دوش بکشیم و سرانجام، خسته از این دویدن‌های بی‌حاصل، در آغوش همان نیستی سردی که از آن برآمده‌ایم، فرو بپاشیم. زیستن، در غایت خویش، گاه تنها به دوش کشیدن صبورانه‌ی بار همین بیهودگی ژرف است. #میم_ح @sedayeashenaa
322
6
بیداریِ حیات شود منتهی به مرگ آرامش است عاقبت اضطراب‌ها #صائب_تبریزی @sedayeashenaa
362
7
غروب، شکوه‌مندانه‌ترین مرثیه‌ی آفتاب است؛ آنگاه که روز، خسته از تقلای ماندن، تن به زوال می‌سپارد و آسمان در احتضاری سرخ، روشن
غروب، شکوه‌مندانه‌ترین مرثیه‌ی آفتاب است؛ آنگاه که روز، خسته از تقلای ماندن، تن به زوال می‌سپارد و آسمان در احتضاری سرخ، روشنایی‌اش را به تاریکی می‌بازد. خورشید، چون زخمی عمیق بر گریبان افق دهان باز می‌کند تا آخرین قطره‌های نور را در گلوی تشنه‌ی شب بچکاند. در این تسلیم ناگزیر، ماییم که بر لبه‌ی جهان ایستاده‌ایم؛ خاموش و بی‌دفاع، به تماشای غارتِ روز، و چشم‌به‌راه سایه‌های بلندی که آرام‌ آرام کش می‌آیند تا تمام تنهایی‌مان را در بر بگیرند. #میم_ح @sedayeashenaa
341
8
«خوبم» را فقط به غریبه‌ها می‌گوییم آنانی را که دوست ‌می‌داریم در آغوش می‌گیریم و گریه می‌کنیم. #لاادری @sedayeashenaa
251
9
کنون که جای شبنم از تمام برگ و بال من هزار غصه می‌چکد اگر در این غم آشیان هنوز زنده‌ای بیا که مبتلای ظلمتم #محدثه_محمودلو @sedayeashenaa
249
10
ز دشمن بغض داریم از خودی آه مدام از چاله می‌افتیم در چاه غم ما چون غم آن بچه‌آهوست که تنها مانده بین گرگ و روباه #مهدی_جوی @sedayeashenaa
273
11
در پستوی تاریک جانم، گویی نوازنده‌ای مطرود پناه گرفته است که بی‌امان، آرشه بر تارهای روانم می‌کشد. مجال هیچ درنگی نیست؛ او با سماجتی وهم‌انگیز، اندوه‌بارترین مرثیه‌های جهان را در انزوای سینه‌ام کوک می‌کند و من، صحنه‌ی خاموش این سمفونی بی‌پایانم. گویی تمام رنج‌های آدمی در همین نت‌های کشدار و ممتد رسوب کرده است، تا مدام به خاطرم بیاورد که زیستن، گاه چیزی نیست جز تحمل صبورانه‌ی همین تک‌نوازی تلخ. #میم_ح @sedayeashenaa
341
12
زمین، امانت‌دار ستم نیست و هیچ خاکی، بیداد را در تاریکی خود پنهان نمی‌کند. خونی که به ناحق می‌ریزد، خاموش نمی‌ماند؛ بلکه چون بغضی سرکش در رگ‌های زمین می‌دود تا سرانجام از شکاف سنگی، بیدار و توفنده سر برآورد. این سرخی لجوج که بر چهره‌ی جهان می‌نشیند، گواه روشنی است بر آنکه هیچ جنایتی در سکوتِ خاک گم نخواهد شد و هر قطره خون، خود حنجره‌ای است برای فریاد کردنِ بی‌گناهیِ گم‌شده‌ای در باد. #میم_ح @sedayeashenaa
259
13
شب از التهاب یک حادثه سرشار بود و درون من کوره‌ای از طغیان می‌سوخت؛ نیامدی تا تماشاگر پرپر زدن این جان عاصی باشی. این روزگار تخدیرگر و این حقیقت مسخ‌کننده، چنان است که عقل روشن بیداران را به یغما می‌برد و هشیاران جهان را بی‌سلاح به زانو در می‌آورد. در گذر از این مسلخ حقیر که هیچ انسانی بی‌دریغ از آن نمی‌گذرد، تنها آن کس سرفرازانه با خاک وداع می‌گوید که سینه‌اش آماج تیر باوری سترگ باشد. جان دادن بر سر یک آرمان، یگانه مرگی است که به حسرت پوزخند می‌زند و جاودانگی را در آغوش می‌کشد. #میم_ح @sedayeashenaa
284
14
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @sedayeashenaa
436
15
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دست بیداران #سعدی @sedayeashenaa
266
16
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست #سعدی @sedayeashenaa
192
17
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa+3
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa
302
18
پیش از این گمان می بردم که به گاه دیدارت، بار این رنج کهنه را به واژه ها خواهم سپرد و مرثیه خوان دردهای خویش خواهم شد. اما شکوه حضورت مجال هر گلایه را ستاند. چه جای سخن از شب، آن هنگام که خورشید از آستانه در به درون می خرامد؟ تو که پا به میانه می گذاری، اندوه در برابر عظمت بودنت تسلیم می شود و در این سکوت سرشار، جان خسته من از هر چه درد تهی می گردد. #میم_ح @sedayeashenaa
290
19
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی #سعدی @sedayeashenaa
281
20
حافظ از جورِ تو حاشا که بِگَرداند روی مَن اَز آن روز که دَر بَندِ توام آزادَم #حافظ @sedayeashenaa
258