ar
Feedback
صدای آشنا

صدای آشنا

الذهاب إلى القناة على Telegram

#میم_ح ✍️ نوشته | عکس | موسیقی یک روایت

إظهار المزيد
469
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
-730 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+14
في 0 قنوات
مايو '26
+36
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+21
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+20
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+14
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+6
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+15
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+7
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+9
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+6
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+19
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+19
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+9
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+17
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+33
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+13
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+25
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+15
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+13
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+22
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+7
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+956
في 1 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
30 يونيو0
29 يونيو+1
28 يونيو+1
27 يونيو0
26 يونيو0
25 يونيو+2
24 يونيو0
23 يونيو0
22 يونيو+2
21 يونيو+2
20 يونيو+1
19 يونيو+1
18 يونيو0
17 يونيو0
16 يونيو+2
15 يونيو+1
14 يونيو0
13 يونيو0
12 يونيو0
11 يونيو0
10 يونيو0
09 يونيو0
08 يونيو0
07 يونيو0
06 يونيو0
05 يونيو0
04 يونيو0
03 يونيو0
02 يونيو0
01 يونيو+1
منشورات القناة
بیداریِ حیات شود منتهی به مرگ آرامش است عاقبت اضطراب‌ها #صائب_تبریزی
@sedayeashenaa

2
غروب، شکوه‌مندانه‌ترین مرثیه‌ی آفتاب است؛ آنگاه که روز، خسته از تقلای ماندن، تن به زوال می‌سپارد و آسمان در احتضاری سرخ، روشن
غروب، شکوه‌مندانه‌ترین مرثیه‌ی آفتاب است؛ آنگاه که روز، خسته از تقلای ماندن، تن به زوال می‌سپارد و آسمان در احتضاری سرخ، روشنایی‌اش را به تاریکی می‌بازد. خورشید، چون زخمی عمیق بر گریبان افق دهان باز می‌کند تا آخرین قطره‌های نور را در گلوی تشنه‌ی شب بچکاند. در این تسلیم ناگزیر، ماییم که بر لبه‌ی جهان ایستاده‌ایم؛ خاموش و بی‌دفاع، به تماشای غارتِ روز، و چشم‌به‌راه سایه‌های بلندی که آرام‌ آرام کش می‌آیند تا تمام تنهایی‌مان را در بر بگیرند. #میم_ح @sedayeashenaa
199
3
«خوبم» را فقط به غریبه‌ها می‌گوییم آنانی را که دوست ‌می‌داریم در آغوش می‌گیریم و گریه می‌کنیم. #لاادری @sedayeashenaa
159
4
کنون که جای شبنم از تمام برگ و بال من هزار غصه می‌چکد اگر در این غم آشیان هنوز زنده‌ای بیا که مبتلای ظلمتم #محدثه_محمودلو @sedayeashenaa
162
5
ز دشمن بغض داریم از خودی آه مدام از چاله می‌افتیم در چاه غم ما چون غم آن بچه‌آهوست که تنها مانده بین گرگ و روباه #مهدی_جوی @sedayeashenaa
207
6
در پستوی تاریک جانم، گویی نوازنده‌ای مطرود پناه گرفته است که بی‌امان، آرشه بر تارهای روانم می‌کشد. مجال هیچ درنگی نیست؛ او با سماجتی وهم‌انگیز، اندوه‌بارترین مرثیه‌های جهان را در انزوای سینه‌ام کوک می‌کند و من، صحنه‌ی خاموش این سمفونی بی‌پایانم. گویی تمام رنج‌های آدمی در همین نت‌های کشدار و ممتد رسوب کرده است، تا مدام به خاطرم بیاورد که زیستن، گاه چیزی نیست جز تحمل صبورانه‌ی همین تک‌نوازی تلخ. #میم_ح @sedayeashenaa
286
7
زمین، امانت‌دار ستم نیست و هیچ خاکی، بیداد را در تاریکی خود پنهان نمی‌کند. خونی که به ناحق می‌ریزد، خاموش نمی‌ماند؛ بلکه چون بغضی سرکش در رگ‌های زمین می‌دود تا سرانجام از شکاف سنگی، بیدار و توفنده سر برآورد. این سرخی لجوج که بر چهره‌ی جهان می‌نشیند، گواه روشنی است بر آنکه هیچ جنایتی در سکوتِ خاک گم نخواهد شد و هر قطره خون، خود حنجره‌ای است برای فریاد کردنِ بی‌گناهیِ گم‌شده‌ای در باد. #میم_ح @sedayeashenaa
206
8
شب از التهاب یک حادثه سرشار بود و درون من کوره‌ای از طغیان می‌سوخت؛ نیامدی تا تماشاگر پرپر زدن این جان عاصی باشی. این روزگار تخدیرگر و این حقیقت مسخ‌کننده، چنان است که عقل روشن بیداران را به یغما می‌برد و هشیاران جهان را بی‌سلاح به زانو در می‌آورد. در گذر از این مسلخ حقیر که هیچ انسانی بی‌دریغ از آن نمی‌گذرد، تنها آن کس سرفرازانه با خاک وداع می‌گوید که سینه‌اش آماج تیر باوری سترگ باشد. جان دادن بر سر یک آرمان، یگانه مرگی است که به حسرت پوزخند می‌زند و جاودانگی را در آغوش می‌کشد. #میم_ح @sedayeashenaa
237
9
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد #هوشنگ_ابتهاج @sedayeashenaa
360
10
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دست بیداران #سعدی @sedayeashenaa
215
11
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست #سعدی @sedayeashenaa
134
12
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa+3
اواسط خرداد عکس‌هایی از آلبوم شخصی @sedayeashenaa
264
13
پیش از این گمان می بردم که به گاه دیدارت، بار این رنج کهنه را به واژه ها خواهم سپرد و مرثیه خوان دردهای خویش خواهم شد. اما شکوه حضورت مجال هر گلایه را ستاند. چه جای سخن از شب، آن هنگام که خورشید از آستانه در به درون می خرامد؟ تو که پا به میانه می گذاری، اندوه در برابر عظمت بودنت تسلیم می شود و در این سکوت سرشار، جان خسته من از هر چه درد تهی می گردد. #میم_ح @sedayeashenaa
272
14
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی #سعدی @sedayeashenaa
261
15
حافظ از جورِ تو حاشا که بِگَرداند روی مَن اَز آن روز که دَر بَندِ توام آزادَم #حافظ @sedayeashenaa
235
16
چه خوش صیدِ دلم کردی، بنازم چَشمِ مستت را که کَس مُرغانِ وحشی را، از این خوش‌تر نمی‌گیرد #حافظ @sedayeashenaa
260
17
آن سال‌های بد، روزگار سیاه مردم، مثل زخمی ناسور بر پیشانی تاریخ ماند، که ماند. هیچ‌کس سال بلوا و قحطی و جنگ را از یاد نبرد. هیچ‌کس این نحوست نکبت را از یاد نبرد. که برخی تفنگ برداشتند، یاغی شدند و مردم شهرشان را کشتند و چپاول کردند. #عباس_معروفی @sedayeashenaa
430
18
اوج شادمانی، آن درنگ بی وزنی است که اندیشه از تکاپو باز می ایستد. آنجا که دست از هر تمنایی می کشم و ذهن، حتی به فریب گوارای رویا نیز تن نمی دهد. شکوه رستگاری در همین هیچ مطلق خفته است؛ در این تهی شدن ناب که جان خسته، دور از شلاق خواستن ها و دویدن ها، در آرامش ژرف یک خلا بی پایان نفس می کشد. #میم_ح @sedayeashenaa
215
19
شب که می‌آید چراغی هست؟ من نمی‌گویم بهاران، شاخه‌ای گل در یکی گلدان، یا چو ابر اندهان بارید، دل شد تیره و لبریز زآشنایی غمگسار آنجا سراغی هست؟ #مهدی_اخوان_ثالث @sedayeashenaa
248
20
از ابر دلتنگی من فقط خیال تو میبارد! #لیلا_مقربی @sedayeashenaa
از ابر دلتنگی من فقط خیال تو میبارد! #لیلا_مقربی @sedayeashenaa
222