دژم... .
رفتن به کانال در Telegram
1 695
مشترکین
-324 ساعت
-147 روز
-5330 روز
آرشیو پست ها
1 695
دشمن عجيبیست، شب را میگویم!
آنکه نباید را از حافظهات بیرون میکشد و مینشاند روبروی دلت؛
و بعد تو هرچه برایش مینویسی
نامهایست
که هیچ ادارهی پستی مقصدش را پیدا نمیکند... .
1 695
تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب
مرا همخانه کن تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب...
1 695
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن در یار چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مُردن خوشا از عاشقی مُردن اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من من تن خسته را دریاب مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود ضیافت های عاشق را خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن در یار نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خود سوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مُردن خوشا از عاشقی مُردن
1 695
سرزمینی را دوست دارم که نامش مال من است،
اما آرامشش نه.
آسمانی را نگاه میکنم که رنگش آشناست،
اما امنیتش نه.
اینجا "صلح" هنوز فعلِ آینده است... .
