دژم... .
رفتن به کانال در Telegram
1 601
مشترکین
-424 ساعت
-67 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
1 600
هنوز
راهِ خانهات را بلد نیستم،
اما هرچه راه میروم
انگار جادهها
خودشان را به سمت تُو میکشند... .
1 600
یک وقتهایی آدم از زندگی فرار نمیکند،
فقط کمی عقب میایستد.
نه برای اینکه چیزی را تمام کند،
نه چون دیگر دوستش ندارد؛
فقط میخواهد چند قدم فاصله بگیرد
تا ببیند
دقیقاً چه چیزی اینهمه خستهاش کرده.
و شاید همین فاصله،
خودِ بخشی از فهمیدن باشد...
1 600
گاهی آنقدر از خودت میپرسی 'چی شده؟"
که خودِ سؤال تبدیل میشود به یک فشار تازه.
شاید هنوز چیزی نشده که بتوانی تعریفش کنی.
شاید فقط چندین اتفاق کوچک،
چند خستگیِ قدیمی،
چند حرفِ نگفته
و چند دلخوریِ بیاسم
جایی درونت روی هم جمع شدهاند.
همهچیز لازم نیست همان لحظه که درد گرفت،
قابل توضیح هم باشد...
1 600
بعضی روزها هیچ اتفاق بدی نیفتاده،
اما چیزی درونت سر جایش نیست.
نه میتوانی بگویی غمگینی،
نه خستهای،
نه حتی میدانی دقیقاً چه چیزی آزارت میدهد.
فقط کمتر حرف میزنی،
کمتر جواب میدهی،
کمتر دلت میخواهد جایی باشی.
شاید بعضی حالها پیش از آنکه اسم داشته باشند،
فقط باید مدتی زندگی شوند...
1 600
در حال حاضر تنها بخشِ مثبت زندگی برام اینه که؛
دیگه مدرسه و دانشگاه نمیرم و از هرچی درس و مشق بود، فارغ شدم... .
1 600
نمیدونم با قلبش چیکار کرده بودن
که دوست داشتنِ من رو
دید و نخواست،
شنید و باور نکرد... .
1 600
شاید خیلی از ما
آدمهای اشتباهی برای هم نبودیم؛
فقط
دنیا
جای اشتباهی برای عاشق شدنمون بود... .
1 600
هیچوقت به خاطر "دیگران" از کسی فاصله نگیر.
قبلش یه لحظه فکر کن؛
ببین "دیگران" چقدر برات مهم
و
اون "آدم" چقدر برات ارزش داره... .
