fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

صدای انترناسیونالیستی

صدای انترناسیونالیستی

رفتن به کانال در Telegram

صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@

نمایش بیشتر
913
مشترکین
-124 ساعت
+57 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
شنود در مهد تمدن دموکراسی   یوریسپِس به ما اطلاع می‌دهد که طی ده سال گذشته، ۲۹ میلیون و ۲۰۰ هزار ایتالیایی مورد شنود قرار گرفته‌اند. این مطلبی است که در روزنامهٔ لا رپوبلیکا، مورخ ۳ اوت ۲۰۰۵، آمده است.   همان مقاله با یک حساب سرانگشتی، یعنی با کسر کردن تمام روحانیون، ناشنوایان و لال‌ها، گوشه ‌نشینان، بی‌خانمان‌ها، زندانیان، مهاجران غیرقانونی، دیپلمات‌های خارجی، پرستاران صلیب سرخ و امثال آنان از شمار کل افرادی که ممکن است مورد شنود قرار گیرند، به این نتیجه می‌رسد که حدود دو میلیون نفر باقی می‌مانند که شنود نشده‌اند. منظور از این افراد، کسانی‌اند که بنا بر تصور شنود کنندگان نباید سوژه‌های جالبی باشند. همچنین افراد زیر پانزده سال و بالای هشتاد و پنج سال از شمار کل کنار گذاشته می‌شوند.   این دو میلیون نفر خوش ‌اقبالی‌شان را مدیون آن نیستند که از «گوش بزرگ» گریخته‌اند؛ بلکه صرفاً برای گردآوری اطلاعاتی که بتوان به‌ نحوی در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، مالی، مالیاتی، تبهکارانه، نظامی یا هر زمینهٔ دیگری که امکان بهره ‌برداری سودجویانه یا باج ‌خواهانه در آن وجود دارد، از آن‌ها استفاده کرد، بی‌اهمیت تلقی شده‌اند...   «دولت حقوق‌ مدار» دیروز هم افسانه‌ای بیش نبود؛ امروز بیش از پیش چنین است. شاهدش چیست؟ بیش از ۲۹ میلیون ایتالیایی که کاملاً قانونی مورد شنود قرار گرفته‌اند، در حالی‌ که سرمایه‌ها با سرعتی سرسام‌آور دست ‌به ‌دست می‌شوند و میلیاردها عملیات مالی هر روز در سراسر جهان جریان دارند؛ عملیاتی که نمی‌توان تک‌تک آن‌ها را برای احراز قانونی ‌بودنشان کنترل کرد!   رسوایی‌ای برملا می‌شود و چند نفر قربانی می‌شوند؛ بگذار قربانی شوند! از نظر سرمایه‌داری، مهم آن است که چرخ ‌و فلک پرشتاب نظام مالی همچنان بچرخد. اعتماد پس‌انداز کنندگان و سرمایه‌داران بزرگ ــ اعم از نوکیسگان یا سرمایه‌داران جا افتاده ــ به نظام بانکی و مالی هر بازار و به هر بورس، بخش جدایی‌ ناپذیر این گردش پرشتاب سرمایه است. هنگامی که رسوایی‌ای از این دست، که مستقیماً بانک مرکزی ایتالیا را درگیر کرده، این اعتماد را به‌طور جدی به خطر می‌اندازد، نهادها فراخوانده می‌شوند تا آن را بازگردانند. دستگاه قضایی نیز در همین‌ جا حاضر است تا از بازار حفاظت کند؛ حتی هنگامی که پای پیگرد کیفری مقام‌های بلند پایه‌ای چون رئیس بانک مرکزی ایتالیا در میان باشد...   شنودهای تلفنی‌ای که امکان مستند کردن اتهامات علیه فازیو، فیورانی، ریکوچی و شرکای آن‌ها را فراهم کرده‌اند، از منظر بازگرداندن اعتماد بازارهای مالی به بورس ایتالیا، آشکارا از سوی بخشی از بورژوازی خوشامد گفته می‌شوند. اما از آنجا که بیشتر عملیات مالی در برابر چشم عموم انجام نمی‌شوند ــ و دلیلش هم روشن است ــ و پیوندهای میان محافل مالی و سیاست نیز به‌ هیچ‌ وجه نادر نیستند، احزاب سیاسی مختلف زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند: باید قواعد دقیقی وضع کرد! برای مثال، باید نمایندگان پارلمان را از شنود تلفنی مصون داشت.   این همان قاعده‌ای است که نمایندگان پارلمان بسیار دوست دارند: فراتر از هر قاعده‌ای قرار گرفتن؛ برای دیگران قاعده وضع کردن، بی‌آنکه خود لزوماً ملزم به رعایت آن باشند؛ و مهم‌تر از همه، آزادی انجام کارها در خفا. درست مثل خون‌ آشام‌ها؛ برای آن‌ها نیز نور خورشید مرگبار است!   برگرفته از نشریه کمونیست شمارهٔ ۹۷–۹۸، نوامبر ۲۰۰۵، صفحه ۱۰ ارگان حزب کمونیست بین‌الملل در ایتالیا.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

توهم دموکراسی و افسانهٔ دولت آزاد مردمی   لنین می‌نویسید: "ایمان به «دموکراسی» به ‌طور کلی، همچون نوشدارویی همگانی، و ناتوانی از درک این حقیقت که دموکراسی موجود، دموکراسی بورژوایی است و سودمندی و ضرورت آن از لحاظ تاریخی محدود است، دهه‌ها و حتی قرن‌ها است که در همهٔ کشورها، به ‌ویژه در میان خرده ‌بورژوازی، رواج داشته است. بورژوای بزرگ آب ‌دیده است. او می‌داند که جمهوری دموکراتیک، مانند هر شکل دیگری از دولت در نظام سرمایه‌داری، چیزی جز ماشینی برای سرکوب پرولتاریا نیست. بورژوای بزرگ این را از نزدیک می‌داند، زیرا با رهبران واقعی و ژرف‌ترین ساز و کارها و اهرم‌های قدرت در هر دولت بورژوایی آشنایی مستقیم دارد؛ همان ساز و کارها و اهرم‌هایی که اغلب دقیقاً به همین دلیل، پنهان‌تر از بقیه‌اند. خرده‌ بورژوا، به ‌سبب موقعیت اقتصادی و شرایط عمومی زندگی‌اش، کمتر قادر به درک این حقیقت است. او حتی به این توهم دل می‌بندد که جمهوری دموکراتیک به معنای «دموکراسی ناب»، «دولت آزاد مردمی»، حاکمیت مردم مستقل از طبقات یا فراتر از آن‌ها، تجلی ناب ارادهٔ تمام مردم و مانند این‌ها است. پایداری این پیش ‌داوری‌های دموکراتیک خرده ‌بورژوازی، ناگزیر، از این واقعیت ناشی می‌شود که خرده‌ بورژوا از مبارزهٔ حاد طبقاتی، از بورس و از سیاست «واقعی» دورتر است. انتظار اینکه بتوان صرفاً با تبلیغ، این پیش ‌داوری‌ها را در مدتی کوتاه ریشه‌ کن کرد، مطلقاً با مارکسیسم ناسازگار است." منبع نقل و ‌قول: لنین، «اعترافات ارزشمند پیتیریم سوروکین»، نوشته ‌شده در ۲۰ نوامبر ۱۹۱۸ و منتشر شده در روزنامهٔ پراودا، شمارهٔ ۲۵۲، مورخ ۲۱ نوامبر ۱۹۱۸؛ برگرفته از مجموعه آثار لنین به زبان انگلیسی، جلد ۲۸، صفحات ۱۸۸–۱۸۹.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

The Working Class Pays the Price for the War Economy   A war economy is a form of social organisation under capitalism in conditions of intensifying imperialist rivalries and a growing tendency towards generalised war. Under these conditions, an increasing share of society’s resources and productive capacity is placed at the service of the state, capital and the war machine, while human needs are pushed to the margins.   From this perspective, examining the war economy means more than simply explaining the increase in war (military) expenditure in a metropolitan capitalist country. It means asking how, under metropolitan capitalism, society’s wealth and productive capacity are allocated to serve the needs of capital, and how this allocation finds expression in a form of capitalist existence in the era of its decline…   The protests by young people and school students in France can be understood in the context of the social consequences of the war economy and the government’s austerity policies. As more ...

طبقه کارگر بهای اقتصاد جنگی را می‌پردازد   اقتصاد جنگی، یکی از اشکال سازمان‌دهی اجتماعی سرمایه‌داری در شرایط گرایش به‌سوی جنگ‌های عمومی است؛ شرایطی که در آن، بخش فزاینده‌ای از منابع و توان تولیدی جامعه در خدمت نیازهای دولت، سرمایه و ماشین جنگی قرار می‌گیرد، در حالی که نیازهای انسانی به حاشیه رانده می‌شوند...   بررسی اقتصاد جنگی صرفا به معنای توضیح افزایش بودجه جنگی (نظامی) در یک کشور سرمایه‌داری متروپل نیست، بلکه به معنای طرح این پرسش است که در سرمایه‌داری چگونه توان تولیدی جامعه در خدمت نیازهای سرمایه قرار می‌گیرد و به شکلی از حیات سرمایه‌داری در عصر انحطاط آن تجلی می‌یابد...   اعتراض جوانان و دانش‌آموزان فرانسوی را می‌توان در متن پیامدهای اجتماعی اقتصاد جنگی و سیاست‌های ریاضتی دولت فهمید. در شرایطی که منابع بیشتری به گسترش ظرفیت‌های نظامی اختصاص می‌یابد، فشار بر آموزش و سایر خدمات عمومی افزایش پیدا می‌کند. کمبود امکانات آموزشی، فرسودگی فضاهای آموزشی و فشار بر نیروی کار آموزشی، برای دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان به تجربه‌ای روزمره تبدیل می‌شود. از این منظر، اعتراض دانش‌آموزان واکنشی به اقتصاد جنگی است...

اسطوره دموکراسی: از آرمان آزادی و برابری تا واقعیت قدرت بورژوایی   آزادی، برابری و برادری مفاهیم بزرگی بودند که بورژوازی انقلابی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم توانست با تکیه بر آنها توده‌های بزرگی از کارگران و دهقانان را برای سرنگونی قدرت اشراف و روحانیت بسیج کند. این جنبش همچنین راه را برای رهایی اقتصاد سرمایه‌داری از محدودیت‌های فئودالی و گسترش بازار و تولید سرمایه‌داری باز کرد.   اما این رهایی سیاسی و اقتصادی یک معنای طبقاتی مشخص داشت. با کنار رفتن موانع فئودالی، دوران رقابت آزاد، بازار آزاد و ابتکار اقتصادی آغاز شد. در این نظم، آزادی در درجه اول به معنای آزادی مالکیت، خرید و فروش زمین، سرمایه‌گذاری و گردش سرمایه و مهم‌تر از همه، آزادی سرمایه‌دار برای خرید نیروی کار و استثمار آن بود.   در این نظام، برابری نیز پیش از هر چیز یک برابری حقوقی است. سرمایه‌دار، کارگر، دهقان، کشیش، آخوند، بوروکرات و هنرمند در برابر قانون و صندوق رأی از نظر حقوقی برابرند و رأی هرکدام یک رأی محسوب می‌شود. اما این برابری حقوقی، نابرابری واقعی میان آنها را از بین نمی‌برد. کسی که سرمایه و ثروت بیشتری دارد، در جامعه قدرت و امکانات بیشتری نیز در اختیار دارد.   همین مسئله درباره آزادی نیز صدق می‌کند. از نظر حقوقی، همه آزادند و قانون برای همه یکسان است. اما در جامعه‌ای که قدرت اقتصادی در دست یک طبقه متمرکز است، این برابری حقوقی لزوماً به برابری واقعی در قدرت و تصمیم‌گیری منجر نمی‌شود. در عمل، قانون در چارچوب جامعه سرمایه‌داری از مناسبات مالکیت و منافع نظم موجود دفاع می‌کند؛ و این نظم اساساً بر منافع طبقه‌ای استوار است که مالک بخش اصلی ابزارهای تولید است.   البته گاهی افراد متعلق به طبقه حاکم نیز به دلیل فعالیت‌های غیرقانونی مجازات می‌شوند. اما این واقعیت، ماهیت طبقاتی ساختار اجتماعی را تغییر نمی‌دهد. یک سرمایه‌دار می‌تواند قانون را نقض کند و مجازات شود، همان‌طور که یک کارگر می‌تواند قانون را نقض کند و مجازات شود؛ اما این به معنای از میان رفتن تفاوت بنیادی میان موقعیت اقتصادی و اجتماعی این دو طبقه نیست.   با وجود شواهد فراوانی که نشان می‌دهند دموکراسی بورژوایی نتوانسته است از فساد، جرم و جنایت، فقر و بسیاری از فجایع اجتماعی جلوگیری کند، اسطوره دموکراسی همچنان پا برجا است. قرن بیستم نیز با دو جنگ جهانی و مجموعه‌ای از جنگ‌های منطقه‌ای و محلی نشان داد که وجود نهادهای انتخاباتی و حقوق قانونی به‌ خودی‌ خود مانع جنگ، خشونت و استثمار نمی‌شود.   در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته، قدرت اقتصادی و مالی آن‌ قدر گسترده است که می‌تواند منابع قابل ‌توجهی را صرف حفظ دستگاه تبلیغاتی و نهادهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی‌ای کند که نظم موجود را توجیه می‌کنند. در کشورهای فقیرتر و کم‌توسعه‌تر نیز، حتی در مواردی که شکل حکومت جمهوری و انتخاباتی است، چهره اقتدارگرای سرمایه‌داری و سرکوب آزادی‌های فردی می‌تواند آشکارتر دیده شود.   پس پرسش این است: از دموکراسی‌ای که این ‌همه ستایش می‌شود، چه چیزی باقی می‌ماند؟ از این دیدگاه، دموکراسی به واژه‌ای تهی تبدیل می‌شود. واژه‌ای که می‌تواند برای پنهان کردن مناسبات واقعی قدرت و جلوگیری از شناخت تضادهای طبقاتی به کار رود. مسئله فقط این نیست که طبقه کارگر دشمنان طبقاتی خود را نشناسد؛ بلکه مهم‌تر آن است که نتواند جایگاه و منافع طبقاتی خود را نیز به‌ درستی بشناسد.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice   

دموکراسی و کمونیسم   《انقلاب فرانسه، برآمدن دموکراسی در اروپا بود.   دموکراسی، و من معتقدم که این امر در بارهٔ همهٔ اشکال حکومت نیز صدق می‌کند، در اساس خود تناقضی است، یک دروغ است و چیزی جز ریاکاری نیست (الهیات، چنان ‌که ما آلمانی‌ها آن را می‌نامیم).   آزادی سیاسی، آزادی‌ای کاذب و بدترین شکل بردگی است؛ ظاهر آزادی و در نتیجه، واقعیت بندگی.   برابری سیاسی نیز از همین قرار است؛ بنابراین دموکراسی، همچون هر شکل دیگری از حکومت، سرانجام باید از هم فروبپاشد: ریاکاری نمی‌تواند دوام بیاورد؛ تناقضی که در درون آن پنهان است، باید آشکار شود. ما باید یا بردگی آشکار و رسمی داشته باشیم ــ یعنی استبدادی بی ‌پرده ــ یا آزادی واقعی و برابری واقعی؛ یعنی کمونیسم.》   برگرفته از مقالهٔ «پیشرفت اصلاحات اجتماعی در قارهٔ اروپا» به قلم فریدریش انگلس، که نخستین ‌بار در دنیای اخلاقی نوین (The New Moral World)، شمارهٔ ۱۹، در ۴ نوامبر ۱۸۴۳ منتشر شد.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

تنها طبقه کارگر است که همه ارزش‌ها را تولید می‌کند نیروی کار در جامعه سرمایه‌داری امروز، همچون هر کالای دیگری، یک کالا است؛ اما در عین حال کالایی بسیار ویژه است. ویژگی آن، به‌ طور مشخص، این است که نیرویی ارزش ‌آفرین و سرچشمه ارزش است و افزون بر این، در صورت استفاده درست، می‌تواند سرچشمه ارزشی بیش از ارزش خود باشد.   در وضعیت کنونی تولید، نیروی کار انسان نه ‌تنها در طول یک روز ارزشی بیش از ارزش و هزینه خود تولید می‌کند، بلکه با هر کشف علمی جدید و هر اختراع فنی جدید، مازاد تولید روزانه آن نسبت به هزینه روزانه‌اش نیز افزایش می‌یابد. در نتیجه، بخشی از روز کاری که کارگر در آن معادل دستمزد روزانه خود را تولید می‌کند، کاهش می‌یابد؛ و از سوی دیگر، بخشی از روز کاری که در آن باید نیروی کار خود را به ‌رایگان در اختیار سرمایه‌دار بگذارد، طولانی‌تر می‌شود.   و این، ساختار اقتصادی سراسر جامعه مدرن ماست: تنها طبقه کارگر است که همه ارزش‌ها را تولید می‌کند.   زیرا ارزش چیزی جز بیان دیگری از کار نیست؛ یعنی تعبیری که در جامعه سرمایه‌داری امروز، مقدار کارِ اجتماعاً لازمی را که در یک کالای معین تجسم یافته است، بیان می‌کند.   اما ارزش‌هایی که کارگران تولید می‌کنند، متعلق به خود آنان نیست. این ارزش‌ها متعلق به صاحبان مواد خام، ماشین‌آلات، ابزارها و پولی است که به آنان امکان می‌دهد نیروی کار طبقه کارگر را خریداری کنند. ازاین‌ رو، طبقه کارگر تنها بخشی از کل محصولاتی را که خود تولید کرده است، پس می‌گیرد.   همان ‌گونه که دیدیم، بخش دیگر ــ که طبقه سرمایه‌دار آن را تصاحب می‌کند و حداکثر ناچار است آن را با طبقه زمین‌دار تقسیم کند ــ با هر کشف و اختراع جدید افزایش می‌یابد؛ در حالی که سهمی که به طبقه کارگر می‌رسد، به ازای هر نفر، یا تنها اندکی و با سرعتی بسیار کم افزایش می‌یابد، یا اصلاً افزایش نمی‌یابد و تحت شرایطی حتی ممکن است کاهش پیدا کند.   اما همین کشفیات و اختراعات که با سرعتی روزافزون جای یکدیگر را می‌گیرند، و همین بارآوری نیروی کار انسانی که روز به ‌روز با ابعادی بی ‌سابقه افزایش می‌یابد، سرانجام به تضادی منجر می‌شود که در آن اقتصاد سرمایه‌داری موجود ناگزیر به ورطه نابودی کشیده خواهد شد.   از یک سو، ثروتی عظیم و انبوهی فزاینده از محصولات وجود دارد که خریداران قادر به جذب آن نیستند؛ و از سوی دیگر، توده عظیم جامعه پرولتریزه شده، به کارگران مزدبگیر تبدیل شده و از این‌ رو از تصاحب این مازاد عظیم محصولات برای خود ناتوان است.   تقسیم جامعه به یک طبقه کوچک بی ‌اندازه ثروتمند و یک طبقه بزرگ از کارگران مزدبگیرِ فاقد مالکیت، موجب می‌شود که این جامعه در وفور و مازاد محصولات خود خفه شود، در حالی که اکثریت عظیم اعضای آن به‌ سختی، یا اصلاً، از فقر و نیاز شدید در امان نیستند.   برگرفته از مقدمه ۱۸۹۱ انگلس برکار مزدی و سرمایه، اثر مارکس   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

بوردیگا: دیکتاتوری پرولتاریا یا «حکومت کارگری»؟   "«دیکتاتوری پرولتاریا» ــ این عبارت شگفت ‌انگیز مارکس ــ تأسف‌آور است که بخواهند آن را به چنین شیوهٔ نامؤدبانه‌ای از پنجرهٔ یک کنگرهٔ کمونیستی به بیرون بیندازند. در این دو کلمه، بیان روشنی از تمام دیدگاه سیاسی و برنامه‌ای ما نهفته است.   «دیکتاتوری پرولتاریا» به من می‌گوید که قدرت پرولتری بدون هیچ ‌گونه نمایندگی سیاسی برای بورژوازی اعمال خواهد شد. همچنین به من می‌گوید که قدرت پرولتری تنها از طریق یک اقدام انقلابی، یعنی قیام مسلحانهٔ توده‌ها، قابل تصرف است.   هنگامی که از «حکومت کارگری» سخن می‌گویم، اگر بخواهیم، می‌توان همهٔ این مفاهیم را از آن فهمید؛ اما اگر نخواهیم، می‌توان هر چیز دیگری را نیز از آن فهمید."   برگرفته از سخنرانی آمادئو بوردیگا در پنجمین کنگرهٔ انترناسیونال کمونیستی، در نقد مفهوم «دولت کارگری» و دفاع از دیکتاتوری پرولتاریا. «دولت کارگری» مفهومی مبهم است که در چارچوب نظام سیاسی بورژوایی معنا پیدا می‌کند. در حالی که دیکتاتوری پرولتاریا بیانگر تصرف انقلابی قدرت و اعمال قدرت سیاسی پرولتاریا بدون نمایندگی سیاسی بورژوازی است.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice   

رزا لوکزامبورگ: مجلس ملی یا شوراهای کارگری؟   همه ‌جا دعوتی یکپارچه برای تشکیل مجلس ملی به گوش می‌رسد؛ و هم ‌زمان، فریادی یکپارچه از هراس در برابر این اندیشه بلند است که قدرت به دست طبقهٔ کارگر بیفتد.   قرار است همهٔ «مردم»، سراسر «ملت»، فراخوانده شوند تا با رأی اکثریت دربارهٔ سرنوشت آتی انقلاب تصمیم بگیرند. این مارکسیست‌های ژرف‌اندیش، الفبای سوسیالیسم را فراموش کرده‌اند.   فراموش کرده‌اند که بورژوازی یک حزب پارلمانی نیست، بلکه طبقه‌ای حاکم است که تمامی ابزارهای قدرت اقتصادی و اجتماعی را در اختیار دارد.   این آقایان، زمینداران و سرمایه ‌داران، تنها تا زمانی آرام خواهند ماند که حکومت انقلابی به سفید کاری مناسبات مزدی سرمایه‌داری رضایت دهد. آنان تنها تا زمانی با انقلاب همراه خواهند بود که انقلاب «خوب» باشد؛ یعنی تا زمانی که عصب حیاتی و شریان اصلی حیات طبقاتی بورژوازی ــ مالکیت خصوصی سرمایه‌دارانه، مناسبات مزدی و سود ــ دست‌ نخورده باقی بماند.   اما اگر سود به پرسش کشیده شود، اگر قرار باشد مالکیت خصوصی برچیده شود، آن ‌گاه دیگر کار از حد گذشته است.   این منظرهٔ آرام امروز، که در آن گرگ‌ها و گوسفندان، ببرها و بره‌ها، همچون در کشتی نوح، در کنار یکدیگر مسالمت‌آمیز چرا می‌کنند، تا همان لحظه‌ای دوام خواهد آورد که سوسیالیسم واقعی پا به عرصهٔ عمل بگذارد.   پس از این دور زدن بزدلانه که «مجلس ملی» نام گرفته، چه چیزی به دست می‌آید؟ موضع بورژوازی تقویت می‌شود؛ پرولتاریا تضعیف و با توهمات پوچ و بی ‌محتوا دچار سردرگمی می‌شود؛ زمان و انرژی در «بحث‌هایی» میان گرگ و بره هدر می‌رود و از دست می‌رود؛ خلاصه اینکه این کار به نفع تمام آن عناصری تمام می‌شود که قصد دارند انقلاب پرولتری را از اهداف سوسیالیستی‌اش محروم کنند و آن را با اخته‌ کردن، به یک انقلاب دموکراتیک بورژوایی تبدیل کنند.   اما مسئلهٔ مجلس ملی، مسئلهٔ فرصت یا «مناسب‌تر بودن» نیست؛ مسئله‌ای اصولی است، مسئلهٔ شناخت سوسیالیست‌ها از خویشتن و شناخت محدودیت‌های انقلاب است.   به همین ترتیب، نماد نظم اجتماعی جدید و سوسیالیستی که انقلاب کنونی پرولتری با خود حمل می‌کند ــ نماد خصلت طبقاتیِ وظیفهٔ واقعی آن و نیز خصلت طبقاتیِ ارگان سیاسی‌ای که قرار است این وظیفه را به اجرا بگذارد ــ عبارت است از: شورای کارگران، مبتنی بر نمایندگی پرولتاریای شهری و روستایی.   مجلس ملی میراثی منسوخ از انقلاب‌های بورژوایی است؛ پوسته‌ای خالی، یادگاری از دوران توهمات خرده‌بورژوایی دربارهٔ «مردم متحد» و دربارهٔ «آزادی، برابری و برادری» دولت بورژوایی.   امروز متوسل شدن به مجلس ملی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به معنای بازگرداندن انقلاب به مرحلهٔ تاریخی انقلاب‌های بورژوایی است.   امروز مسئله، دموکراسی یا دیکتاتوری نیست. مسئله‌ای که تاریخ در برابر ما قرار داده این است: دموکراسی بورژوایی یا دموکراسی سوسیالیستی؟   زیرا دیکتاتوری پرولتاریا، دموکراسی در معنای سوسیالیستی آن است. مسئله، بمب، کودتا، شورش یا «آنارشی» نیست، آن ‌گونه که کارگزاران سود سرمایه‌داری با بی‌ شرمی وانمود می‌کنند؛ بلکه مسئله استفاده از تمامی ابزارهای قدرت سیاسی برای تحقق سوسیالیسم و سلب مالکیت از طبقهٔ سرمایه ‌دار است ــ در جهت منافع و از طریق ارادهٔ اکثریت انقلابی پرولتاریا، یعنی در روح دموکراسی سوسیالیستی.   برگرفته از مقاله «مجلس ملی» منتشر شده در پرچم سرخ به تاریخ 20 نوامبر 1918.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

یقین به کمونیسم، بر چه چیزی استوار است؟   «اگر برای سرنگونی قریب ‌الوقوع شیوه کنونی توزیع محصولات کار، با تضادهای زننده آن، یعنی فقر و تجمل، گرسنگی و شکم‌بارگی، تضمینی جز این آگاهی نداشتیم که این شیوه توزیع ناعادلانه است و سرانجام عدالت پیروز خواهد شد، در وضع بسیار بدی قرار می‌گرفتیم و شاید می‌بایست مدت زیادی منتظر بمانیم.   عارفان قرون وسطی که در رؤیای فرارسیدن هزاره موعود بودند، از پیش به ناعادلانه بودن تضادهای طبقاتی آگاه بودند. ۳۵۰ سال پیش، در آستانه تاریخ مدرن، توماس مونتسر این ندا را با صدای بلند به جهان اعلام کرد. در انقلاب‌های بورژوایی انگلستان و فرانسه نیز همین فریاد طنین انداخت و خاموش شد.   اما اگر امروز همان ندای الغای تضادها و تمایزات طبقاتی، که تا سال ۱۸۳۰ توده‌های کارگر و رنج‌کشیده را بی‌تفاوت می‌گذاشت، میلیون‌ها بار طنین‌انداز می‌شود؛ اگر این ندا یکی پس از دیگری کشورهای مختلف را، به همان ترتیب و با همان درجه از شدتی که صنایع بزرگ در هر کشور گسترش می‌یابند، دربرمی‌گیرد؛ اگر در طول یک نسل چنان قدرتی به دست آورده است که می‌تواند در برابر همه نیروهایی که علیه آن متحد شده‌اند بایستد و به پیروزی در آینده‌ای نزدیک اطمینان داشته باشد ــ دلیل آن چیست؟   دلیل آن این است که صنایع بزرگ مدرن، از یک سو، پرولتاریا را به وجود آورده است؛ طبقه‌ای که برای نخستین بار در تاریخ می‌تواند خواهان الغای نه این یا آن سازمان طبقاتی، و نه این یا آن امتیاز طبقاتی، بلکه الغای خودِ طبقات باشد و در موقعیتی قرار گرفته است که باید این خواست را تحقق بخشد، وگرنه به سطح کولّی چینی سقوط خواهد کرد.   از سوی دیگر، همین صنایع بزرگ در بورژوازی طبقه‌ای را پدید آورده است که انحصار همه ابزارهای تولید و همه وسایل معاش را در اختیار دارد، اما در هر دوره رونق سفته ‌بازانه و در هر بحران متعاقب آن نشان می‌دهد که دیگر قادر به کنترل نیروهای مولده‌ای نیست که از توانش فراتر رفته‌اند؛ طبقه‌ای که تحت رهبری آن جامعه همچون لوکوموتیوی که راننده‌اش از گشودن دریچه‌های اطمینانِ بیش از حد بسته ‌شده ناتوان است، با شتاب به سوی نابودی پیش می‌رود.   به عبارت دیگر، دلیل آن این است که نه‌تنها نیروهای مولده‌ای که شیوه تولید سرمایه‌داری مدرن ایجاد کرده است، بلکه نظام توزیع کالاهایی که بر اساس آن شکل گرفته نیز با خودِ این شیوه تولید به تضادی زننده رسیده است؛ تضادی چنان عمیق که اگر قرار نباشد کل جامعه مدرن نابود شود، باید انقلابی در شیوه تولید و توزیع رخ دهد؛ انقلابی که به همه تمایزات طبقاتی پایان دهد.   اعتماد سوسیالیسم مدرن به پیروزی خود بر این واقعیت ملموس و مادی استوار است؛ واقعیتی که با ضرورتی مقاومت ‌ناپذیر، هرچند کم‌وبیش روشن، خود را بر ذهن پرولتاریای استثمارشده تحمیل می‌کند؛ و نه بر تصورات این یا آن فیلسوف پشت‌ میز نشین درباره عدالت و بی‌عدالتی.»    برگرفته ازآنتی‌دورینگ اثر انگلس، صفحه 96 نسخه انگلیسی.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

اعتصاب ایرباس: مجامع عمومی، همبستگی و ضرورت گسترش اعتصاب   اعتصاب کارگران ایرباس در اسپانیا نمونه‌ای از قدرت مبارزه‌ای است که از پایین و با ابتکار خود کارگران شکل گرفته است. تشکیل مجامع عمومی، خطوط پیکت، کمیته‌های اعتصاب و گروه‌های بحث و گفتگوی کارگری، ابزارهایی هستند که کارگران برای سازمان‌ دهی مبارزه خود به کار گرفته‌اند.   یکی از نقاط مهم این مبارزه، پیوند میان کارگران یقه ‌سفید و یقه ‌آبی و عبور از تقسیم‌ بندی‌های کاذبی است که مدیریت میان آنها ایجاد کرده بود. گسترش اعتصاب از ختافه به کارخانه‌های تولدو، سویا، آلباسته و کادیز نیز نشان داد که مبارزه می‌تواند از یک محل کار فراتر رفته و به نیرویی گسترده‌تر تبدیل شود. با وجود گسترش اعتصاب به دیگر کارخانجات ایرباس، اعتراضات کارگری نتوانست به دیگر بخشهای طبقه کارگر گسترش یابد.   اما مسئله اساسی، ادامه این روند و گسترش مبارزه فراتر از بخش ایرباس است. اگر هر بخش از طبقه کارگر در محدوده مبارزه خود باقی بماند، قدرت جمعی کارگران محدود می‌شود. به همین دلیل، اعزام هیئت‌ها به سایر بخش‌های درگیر مبارزه، پیوند با کارگران دیگر بخش‌ها و برگزاری مجامع عمومی باز برای همه کارگران اهمیت ویژه‌ای دارد.   ضرورت حفظ ابتکار عمل کارگران در برابر اتحادیه‌ها برای تعمیق مبارزه از اهمیت بسزایی برخوردار است. تجربه توافق‌های اتحادیه‌ای و جایگزین شدن رفراندوم به جای تصمیم ‌گیری در مجامع عمومی نشان می‌دهد که وقتی کنترل مبارزه از دست خود کارگران خارج شود، امکان محدود و مدیریت شدن آن افزایش می‌یابد. مجامع عمومی باید محل بحث، تصمیم‌گیری و سازمان‌دهی مستقیم مبارزه توسط خود کارگران باشند.   قدرت مبارزه فقط در متوقف کردن تولید یک کارخانه یا یک بخش نیست بلکه در گسترش سریع مبارزه، همبستگی و تبدیل مبارزات پراکنده به یک مبارزه جمعی طبقه کارگر است. تجربه ایرباس نشان می‌دهد که خود سازمان‌یابی، بحث جمعی و اعزام هیئت‌ها به سایر بخش‌ها می‌تواند مبارزه را از یک مبارزه محدود فراتر ببرد و موازنه قدرت طبقاتی را در برابر کارفرمایان، شرکت‌ها و حتی دولت تغییر دهد.   در نهایت، مسئله فقط پیروزی یک بخش از کارگران بر یک شرکت نیست بلکه مسئله ایجاد روندی است که در آن کارگران بخش‌های مختلف، مبارزات خود را به یکدیگر پیوند بزنند و در برابر حملات مشترک، به‌ عنوان یک نیروی جمعی و آگاه عمل کنند.   #کمونیست_چپ   تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل:  contact@internationalistvoice.org  وبسایت:  www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice 

The Persistence of Barbarism in Syria: Capitalism Means Barbarism For years, Syria has been one of the main arenas of rivalry and the settling of scores between imperialist and regional powers. On the one hand, the United States and its Western and regional allies, including Turkey and some Arab states, and, on the other, Russia and the Islamic Republic of Iran, were each seeking to consolidate their position and influence in the country. But it was not the powers involved that paid the price of this rivalry. It was the Syrian people who paid the price of the war … In September 2026, the Syrian government increased the price of diesel by around 40 per cent, while increases in the prices of petrol and gas were also announced. This decision sparked a fresh wave of protests… The proletariat must not become an instrument for the reconstruction of capital; it must not serve as cannon fodder for states and armies; it must not become the labour force for “national reconstruction” projects; nor … #Communist_Left

تداوم توحش در سوریه: سرمایه‌داری یعنی بربریت سوریه سال‌ها است که به یکی از میدان‌های اصلی رقابت و تسویه ‌حساب قدرت‌های امپریالیستی و منطقه‌ای تبدیل شده است. از یک سو ایالات متحده و متحدان غربی و منطقه‌ای آن، از جمله ترکیه و برخی دولت‌های عربی، و از سوی دیگر روسیه و جمهوری اسلامی ایران، هر یک در پی تثبیت موقعیت و نفوذ خود در این کشور بودند. اما بهای این رقابت را قدرت‌های درگیر نمی‌پرداختند. بهای جنگ را مردم سوریه پرداختند... در سپتامبر ۲۰۲۶، دولت سوریه قیمت گازوئیل را حدود ۴۰ درصد افزایش داد و افزایش قیمت بنزین و گاز نیز اعلام شد. این تصمیم جرقه موج تازه‌ای از اعتراضات شد؛ اعتراضاتی که از مناطق مختلف سوریه گزارش شد و در آنها جاده‌ها مسدود، لاستیک‌ها سوزانده و مسیر حرکت کامیون‌های نفتی مختل شد... اما مسئله اساسی برای کمونیست‌ها این است که آیا طبقه کارگر می‌تواند مبارزه و اعتراضات مستقل طبقاتی خود را پیش ببرد و استقلال سیاسی و طبقاتی خود را حفظ کند؛ نه اینکه کارگران، صرفاً به ‌عنوان «شهروند»، خود را در اعتراضات «همه با همی» حل کنند. مسئله، حضور کارگران در اعتراضات به ‌مثابه بخشی از «مردم» نیست.. #کمونیست_چپ

کارگران در ترکیه: پیش از رویارویی با کارفرما، باید با اتحادیه تسویه‌حساب کرد در مقاطعی که کارگران از چارچوب‌های تحمیل‌شده توسط اتحادیه‌ها و سازوکارهای رسمی سرمایه‌داری فراتر رفته و ابتکار عمل مبارزه را مستقیماً در دست گرفته‌اند، توانسته‌اند نیروی جمعی خود را به شکلی مؤثر به نمایش بگذارند. از جمله‌ی این مبارزات می‌توان به قیام ژوئن ۱۹۷۰ اشاره کرد که ده‌ها هزار کارگر را در استانبول و دیگر مراکز صنعتی به خیابان‌ها کشاند؛ مبارزات قهرمانانه‌ی کارگران تکل در سال ۲۰۱۰ و اعتصاب وحشی، خودجوش و خارج از کنترل اتحادیه‌ها در کارخانه‌ی چیمساتاش در مرسین در ژانویه‌ی ۲۰۲۲. در مورد اخیر، دخالت اتحادیه‌ها در نهایت به مهار و شکست مبارزه انجامید. مبارزه‌ی کارگران چیمساتاش می‌توانست به الگویی برای گسترش مبارزه به دیگر بخش‌های طبقه تبدیل شود، اما در فقدان یک سازمان مستقل کارگری که بتواند ابتکار عمل را در دست خود کارگران حفظ کند، مسئولان اتحادیه، از جمله مهمت کورت، توانستند ابتکار عمل را از کارگران گرفته و آن را در چارچوب سازمان اتحادیه‌ای قرار دهند. پیامد این مداخله چنان بود که پس از شکست اعتراضات، خود کارگران بر این نکته تأکید می‌کردند که پیش از رویارویی با کارفرما، باید «با اتحادیه تسویه‌حساب کنند». این تجارب نشان می‌دهد که مسئله‌ی سازمان‌یابی را نمی‌توان صرفاً به وجود یا عدم وجود یک تشکل کارگری فروکاست. پرسش اساسی این است که چه کسی کنترل مبارزه را در دست دارد و تصمیم‌گیری در مورد مسیر آن در کجا صورت می‌گیرد: در مجامع و ارگان‌های مستقیم کارگران، یا در ساختارهای دائمی و بوروکراتیک اتحادیه‌ای که می‌توانند مبارزه را در چهارچوب روابط قانونی و نهادی سرمایه‌داری مهار کنند. از منظر کمونیست‌های چپ، استقلال طبقاتی دقیقاً در همین سطح اهمیت پیدا می‌کند. اعتصاب کارگران نساجی در سال ۲۰۲۳ نیز نمونه‌ی دیگری از همین گرایش بود؛ مبارزه‌ای که خارج از کنترل اتحادیه‌ها شکل گرفت و سرانجام تنها با مداخله و سرکوب پلیس پایان یافت. پس از آن نیز نمونه‌های دیگری از اعتراضات و اعتصابات کارگری خارج از کنترل اتحادیه‌های رسمی در شهرداری‌های تحت مدیریت حزب جمهوری‌خواه خلق مشاهده شد. با این همه، یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های مبارزه‌ی مستقل کارگران در ترکیه به سال ۲۰۱۵ بازمی‌گردد؛ موجی از اعتصابات خودجوش و خارج از کنترل اتحادیه‌ها در صنایع خودروسازی و فلزی که هم‌زمان علیه کارفرمایان و دستگاه بوروکراتیک اتحادیه‌ای شکل گرفت و حتی بر تولید برخی خودروسازان اروپایی تأثیر گذاشت. این موج از شهر صنعتی بورسا و از کارخانه‌ی رنو آغاز شد. در ۱۴ مه ۲۰۱۵، کارگران پس از رأی‌گیری در یک شیفت کامل، تصمیم به اعتصاب گرفتند و کمیته‌ای برای سازمان‌دهی اعتصاب تشکیل دادند. کارگران در محوطه‌ی کارخانه چادر برپا کردند و مواد غذایی و آب از خارج کارخانه برای آنان ارسال می‌شد. مبارزه سپس به کارخانه‌ی فورد در اسکی‌شهر و شماری از کارخانه‌های تولیدکننده‌ی قطعات خودرو گسترش یافت. بنابراین، آنچه در ابتدا مبارزه‌ای در یک کارخانه بود، به‌سرعت به مبارزه‌ای گسترده‌تر در بخش خودروسازی تبدیل شد و نشان داد که چگونه یک مبارزه‌ی مستقل می‌تواند، در شرایط مناسب، از مرزهای یک واحد تولیدی فراتر رفته و بخش‌های دیگری از طبقه را درگیر کند. اهمیت این مبارزات صرفاً در دامنه‌ی اعتصاب یا میزان خسارت اقتصادی واردشده به سرمایه نبود. آنچه این تجربه را برای کمونیست‌ها مهم می‌کند، شکل سازمان‌یابی و رابطه‌ی مستقیم آن با خودفعالیتی کارگران است. کارگران نه تنها علیه کارفرمایان، بلکه علیه سازوکار اتحادیه‌ای‌ای نیز شوریدند که آن را بخشی از مناسبات موجود و مانعی در برابر اراده‌ی مستقیم خود می‌دیدند. تشکیل کمیته‌های اعتصاب، تصمیم‌گیری جمعی و گسترش مبارزه به سایر کارخانه‌ها، نشانه‌هایی از تلاش پرولتاریا برای در دست گرفتن مستقیم کنترل مبارزه‌ی خود بودند. برگرفته از «مباحثه ای با حزب کمونیست بین‌الملل (ایل پارتیتو):کمونیسم چپ یا چپگرایی؟»، آن را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید! #کمونیست_چپ تماس از طریق تلگرام: @internationalists کانال تلگرام: https://t.me/intvoice ایمیل: contact@internationalistvoice.org وبسایت: www.internationalistvoice.org ایکس(توییترسابق) : https://x.com/int_voice

A Polemic with the International Communist Party (Communist Left): Communist Left or Leftism? Table of Contents: • Introduction • Imperialist War and the Communist Left • Referencing Sources: A Requirement of Marxist Methodology • The Party’s Analysis of the Causes of the War in the Middle East • The Marxist Concept of Social Revolution • Class Struggle: The Motor of History • Portraying Popular Protests as Class Struggle • Sanctions: An Instrument of Imperialist Hegemony • The Immediate Defeat of the Bourgeoisie Without Class Struggle • Trade Unions: Part of the Capitalist State • The Alleged Example of a Class Union • A Compass or a Source of Confusion in the Turkish Workers’ Movement? • The Kurdish Question: Class Analysis or Obfuscation? • The Left of Capital • Reducing the Revolutionary Organisation to a Passive Role • The Communist Left • Appendix “A” • Appendix “B” • Appendix “C” • Appendix “D” • Basic Positions: Read the polemic in multiple languages on the Internationalist Voice website! #Communist_Left Contact via Telegram: @internationalists Thelegram Channel: https://t.me/intvoice Email: contact@internationalistvoice.org Website: www.internationalistvoice.org X (formerly Twitter): https://x.com/int_voice

A Polemic with the International Communist Party (Communist Left): Communist Left or Leftism? Marxism is a living and dynamic tradition that is continually enriched in the light of the experience of the class struggle. Enriching this tradition on the basis of the achievements and lessons of the class struggle makes discussion, criticism and polemic among internationalists indispensable. From this perspective, political polemic is an important form of solidarity with and support for communist tendencies. This is also one of the important lessons we have inherited from the tradition of Bilan and, more broadly, from the tradition of the Communist Left. The proletarian movement cannot take effective steps forward in the class struggle without political clarity. Internationalists must participate actively and dynamically in debates and, through polemic, contribute to clarifying the positions and orientations within the proletarian political milieu. Such clarity can only be achieved through the open and frank confrontation of differing viewpoints, mutual criticism and political polemic. In this polemic, we emphasise the proletarian and communist character of the tendencies with which we are engaging in debate. For this reason, we never forget that those with whom we are polemicising are comrades, sisters and brothers who consider themselves part of the tradition of the Communist Left. Therefore, despite the seriousness and frankness of our criticisms, the language of this polemic remains comradely and within the framework of communist solidarity. Our sole aim is to clarify political and theoretical differences and to contribute to deepening our common understanding of communist tasks in the class struggle. For this reason, the text of this polemic was made available to the comrades concerned prior to publication. This is important to us because a political polemic can only lead to a fruitful outcome when it is based on an accurate understanding of the positions of both sides, rather than on misunderstanding, misinterpretation or the attribution of positions that the other side has not adopted. The aim of every communist polemic should be to achieve greater clarity within the proletarian political milieu. A polemic that, instead of clarifying positions, adds to confusion cannot be said to have fulfilled its purpose. We therefore hope that this polemic, too, will be a step towards greater clarity within the proletarian political milieu and towards strengthening the internationalist and communist struggle. Read the polemic in multiple languages on the Internationalist Voice website! #Communist_Left Contact via Telegram: @internationalists Thelegram Channel: https://t.me/intvoice Email: contact@internationalistvoice.org Website: www.internationalistvoice.org X (formerly Twitter): https://x.com/int_voice