صدای انترناسیونالیستی
رفتن به کانال در Telegram
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
نمایش بیشتر914
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+730 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26نوامبر '26
نوامبر '26
+5
در 0 کانالها
اکتبر '26
+26
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '26
+26
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+27
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+39
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+16
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+55
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+26
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+29
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+27
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+33
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+45
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+36
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+35
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+28
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+38
در 3 کانالها
Get PRO
مه '25
+34
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+28
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+28
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+33
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+38
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+35
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+34
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+18
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+24
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+31
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+28
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+21
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+27
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+27
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+35
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+34
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+42
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+44
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+44
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+48
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+29
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+72
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+64
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+34
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+40
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+57
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+35
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+38
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+34
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+26
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+29
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+44
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+37
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+354
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 07 نوامبر | 0 | |||
| 06 نوامبر | +1 | |||
| 05 نوامبر | 0 | |||
| 04 نوامبر | +1 | |||
| 03 نوامبر | +1 | |||
| 02 نوامبر | +1 | |||
| 01 نوامبر | +1 |
پستهای کانال
نقد مارکسیستی دموکراسی بورژوایی
دموکراسی، برخلاف ادعای ایدئولوژی بورژوایی، شکل نهایی و جاودانهی سازماندهی جامعه نیست؛ بلکه محصول تاریخی مناسبات سرمایهداری و بیان سیاسی جامعهای است که در آن، انسانها اتمیزه و از یکدیگر و از تواناییهای اجتماعی و انسانی خویش بیگانه شدهاند و نیروی کارشان به کالا تبدیل شده است.
مارکس، در عین نقد ریشهای این بیگانگی، از مبارزه برای دموکراسی در دورهای که این مبارزه بیانگر پیشرفت تاریخی بورژوازی بود، حمایت میکرد؛ اما افق مبارزهی پرولتاریا هرگز به تحقق دموکراسی محدود نمیشد. هدف، رهایی انسان از مناسبات طبقاتی و الغای خودِ پرولتاریا به مثابهی یک طبقهی استثمار شونده بود.
چپِ سرمایه، با تبدیل دموکراسی به ارزشی ابدی و دفاع از نظم سیاسی موجود، نمیتواند افقی انقلابی برای رهایی طبقاتی ترسیم کند. پارلمان، انتخابات و رقابت احزاب، هرچند شکلهایی از مشارکت سیاسی را فراهم میکنند، در نهایت در چارچوب مناسبات مالکیت خصوصی، کار مزدی و سلطهی سرمایه عمل میکنند و به باز تولید این مناسبات یاری میرسانند.
آزادی سیاسی در چارچوب جامعهی سرمایهداری، به معنای رهایی انسان از استثمار نیست؛ بلکه در محدودهی نظمی تعریف میشود که باز تولید استثمار و بردگی مزدی را ممکن میسازد. مبارزهی پرولتری نمیتواند به انتخاب میان جناحهای مختلف بورژوازی یا دفاع از یکی از اشکال حکمرانی سرمایه محدود شود. نیروی رهایی بخش طبقهی کارگر در خودسازمانیابی مستقل، مجامع عمومی، تصمیم گیری جمعی و گسترش مبارزه در مقیاس بینالمللی نهفته است.
مسئله، نجات دموکراسی سرمایهداری نیست. مسئله، به زیر کشیدن نظمی اجتماعی است که در آن انسانها تحت سلطهی سرمایه زندگی میکنند. رهایی پرولتاریا تنها به دست خودِ پرولتاریا و از طریق الغای مناسبات سرمایهداری ممکن است.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
| 2 | مالکیت اجتماعی، نه مالکیت خصوصی سرمایه
«قطع نظر از سیستم سهامی - که نوع حذف صنعت خصوصی بر مبنای خود سیستم سرمایهداری است و به میزانی که گسترش مییابد و محیطهای تولیدی نوئی را فرا میگیرد، صنعت خصوصی را نابود میسازد، اعتبار برای تک سرمایهدار یا کسی که به مثابه یک سرمایهدار تلقی میشود، در درون مرزهای مشخص، دستیابی مطلق بر سرمایهٔ غیر و مالکیت غیر و لذا بر کار غیر را فراهم میسازد. استیلا نه بر سرمایهٔ خود، بلکه بر سرمایهٔ اجتماعی، تسلط بر کار اجتماعی را نیز به او میبخشد.
خود سرمایه، خواه آن سرمایهای که واقعاً شخص در اختیار دارد و یا در پندار و باور عمومی صاحب آن به شمار میرود، فقط به صورت زیربنای اعتبار درمیآید. این امر به ویژه در مورد تجارت عمده فروشی، که قسمت اعظم محصول اجتماعی از زیر دست آن میگذرد، صدق میکند.
همهٔ موازین، کلیهٔ دلایل ایضاحی که هنوز کم و بیش در درون شیوهٔ تولید سرمایهداری توجیه داشت، در اینجا ناپدید میشود. آنچه عمده بازرگانِ سودباز به خطر میاندازد عبارت از مال خود نیست، بلکه دارائی اجتماعی است. بدینسان حکم مربوط به بیرون آمدن سرمایه از پسانداز نیز پوچ میشود، زیرا سودباز مزبور، درست به عکس، طلب میکند که دیگران برای وی پسانداز نمایند.
تجملی که سودباز به رُخ میکشد و اکنون خود وسیلهٔ اعتبار گردیده است، تکذیب آشکاری است بر حکم دیگر مبنی بر امساک و پرهیز. تصورات که در مرحلهٔ کم رشدیافتهتر تولید سرمایهداری هنوز معنائی دارند، در اینجا کاملاً خالی از معنی میگردند. کامیابی یا عدم موفقیت، هر دو در اینجا به تمرکز سرمایهها میانجامد و لذا موجب خلع ید در بزرگترین ابعاد میگردد. در اینجا سلب مالکیت از تولیدکنندگان مستقیم فراتر رفته، به سرمایهداران کوچک و متوسط سرایت میکند.
این سلب مالکیت مبدأ عزیمت شیوهٔ تولید سرمایهداری است و هدف آن تحقق دادن به این سلب مالکیت است؛ به نحوی که سرانجام مالکیت وسایل تولید از همهٔ افراد سلب شود، وسایلی که با تکامل تولید اجتماعی دیگر از صورت وسایل تولید خصوصی و حاصل تولید خصوصی بودن خارج میشوند و فقط میتوانند به صورت وسایل تولیدی باشند که در دست تولیدکنندگان مشارک قرار دارند و لذا، همچنان که محصول اجتماعی آنها هستند، ملک اجتماعی آنان به شمار آیند.
ولی این سلب مالکیت در درون خود سیستم سرمایهداری با سیمای متناقضی نمایش مییابد که در آن مالکیت اجتماعی به وسیلهٔ عدهٔ معدودی تصاحب میشود، و اعتبار بیش از پیش به این عدهٔ معدود خصلت بختآزمایان محض میدهد. نظر به اینکه در اینجا مالکیت در قالب سهام وجود دارد، حرکت و نقل و انتقال آن صرفاً نتیجهٔ بورسبازی میشود که در آن ماهیهای کوچک به وسیلهٔ نهنگان و گوسفندان از سوی گرگان بورس بلعیده میشوند.
در سیستم سهامی از ابتدا تضاد با شکل قدیم، که در آن وسایل تولید اجتماعی به صورت مالکیت خصوصی تظاهر میکنند، وجود دارد؛ ولی تحول به شکل سهامی خود باز در درون مرزهای سرمایهداری گرفتار است و لذا، به جای آنکه تضاد میان خصلت اجتماعی ثروت و دارائی خصوصی را حل کند، آن را فقط در قالب نوئی میریزد.»
برگرفته از جلد سوم «سرمایه»، اثر کارل مارکس، فصل ۲۷.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice | 190 |
| 3 | لنین: انترناسیونالیسم چیست؟
"همهٔ خرده بورژواها و عامیان کوته فکر، درست مانند مرتدانِ کائوتسکیست، طرفداران لونگه، توراتی و همفکران آنها، چنین استدلال می کنند: دشمن به کشور من حمله کرده است؛ دیگر هیچ چیز دیگری به من مربوط نیست!
اما سوسیالیست، پرولتر انقلابی و انترناسیونالیست به گونهای دیگر میاندیشد. ماهیت جنگ ــ اینکه ارتجاعی است یا انقلابی ــ به این بستگی ندارد که چه کسی حمله کرده یا دشمن در خاک کدام کشور قرار دارد؛ بلکه باید دید کدام طبقه جنگ را هدایت میکند و این جنگ ادامهٔ کدام سیاست است.
اگر جنگی ارتجاعی و امپریالیستی باشد، یعنی دو بلوک از بورژوازی جهانیِ مرتجع، استثمارگر، سرکوبگر و امپریالیست آن را هدایت کنند، هر بورژوازیای، حتی بورژوازی یک کشور کوچک، در این غارتگری شریک است. در چنین شرایطی، وظیفهٔ من، به عنوان نمایندهٔ پرولتاریای انقلابی، تدارک انقلاب جهانی پرولتری است؛ تنها راه رهایی از وحشتهای کشتار جهانی انسانها.
من نباید از منظر کشورِ «خودم» بیندیشم؛ زیرا چنین نگرشی، نگرش یک ناسیونالیست خرده بورژوا است که نمیفهمد به عروسکی در دست بورژوازی امپریالیستی بدل شده است. باید از منظر مشارکت خود در تدارک انقلاب جهانی پرولتری، تبلیغ آن و تلاش برای نزدیک کردن زمان وقوع آن بیندیشم.
این است معنای انترناسیونالیسم؛ این است وظیفهٔ انترناسیونالیست، کارگر انقلابی و سوسیالیست واقعی."
برگرفته از کتاب، انقلاب پرولتری و کائوتسکیمرتد، بخش «معنای انترناسیونالیسم چیست؟» - لنین
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice | 293 |
| 4 | Against the War Economy, Austerity, and Repression: The Working Class Must Lead Its Own Struggle
The protests that began in France with students opposing austerity measures in education have gradually taken on a broader social character and spread to other countries, including Belgium, Italy, Albania, Spain, and Portugal. These protests cannot be understood as isolated phenomena, detached from capitalist social relations and the class antagonisms that shape society.
The intensifying economic pressures on the exploited masses, combined with the expansion of militarism and rising military expenditures by states, have created the material conditions for this discontent to emerge. However, the geographical spread of these protests does not, in itself, mean that they have become an independent and effective force in the class struggle. The central question is how to connect these protests with the independent struggle of the working class and expand …
The Future Belongs to Class Struggle!
#Communist_Left | 246 |
| 5 | بدون متن... | 210 |
| 6 | علیه اقتصاد جنگی، ریاضت اقتصادی و سرکوب؛ طبقهی کارگر باید مبارزهی مستقل خود را پیش ببرد
اعتراضاتی که با مخالفت دانشآموزان و دانشجویان با ریاضت اقتصادی در آموزش در فرانسه آغاز شد، بهتدریج ابعادی اجتماعیتر یافته و به کشورهای دیگری، از جمله بلژیک، ایتالیا، آلبانی، اسپانیا و پرتغال، گسترش یافته است. این اعتراضات را نمیتوان پدیدههایی جدا از مناسبات سرمایهداری و تضادهای طبقاتی حاکم بر جامعه درک کرد.
تشدید فشارهای اقتصادی بر زندگی تودههای استثمار شده، در کنار گسترش نظامیگری و افزایش هزینههای جنگی دولتها، زمینه مادی بروز این نارضایتیها را فراهم کرده است. با این حال، گسترش جغرافیایی اعتراضات به خودی خود به معنای تبدیل آنها به نیرویی مستقل و مؤثر در مبارزه طبقاتی نیست. مسئله اساسی، پیوند این اعتراضات با مبارزه مستقل طبقه کارگر و گسترش خودسازمانیابی آن در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی است.
اقتصاد جنگی و ریاضت اقتصادی دو روی یک سیاست طبقاتی هستند. دولتهای سرمایهداری با افزایش هزینههای جنگی(نظامی) و گسترش تولید تسلیحاتی، منابع اجتماعی را به سوی ...
آینده متعلق به مبارزه طبقاتی است!
#کمونیست_چپ | 558 |
| 7 | بدون متن... | 441 |
| 8 | درسهائی از انقلاب اکتبر
دستگاه عریض و طویل دروغ پردازی استالینی با ساختن جعلیات تاریخی و نظری همراه با جناحهای گوناگون سرمایه داری، استالینیسم را ادامۀ بلشویسم و کشورهای بلوک شرق را سوسیالیسم معرفی کرده اند. شعارهای دفاع از میهن سوسیالیستی، جبهه خلق و سوسیالیسم در یک کشور را بمنظور مخدوش نمودن مرز طبقاتی و مبارزات طبقاتی جهانی در خدمت سازش با سرمایه داری مورد استفاده قرار داده و مسبب بزرگترین قتلعامها در تاریخ بشری گردیده است.
در ادامه رقابتهای امپریالیستی و جنگ سرد بین دو بلوک غرب و شرق به رهبری آمریکا و روسیه، این دروغ بزرگ در خدمت توجیه جاه طلبی های سرمایه داری روسیه از یکطرف و دموکراسی بورژوائی بر علیه دیکتاتوری روسیه از طرف دیگر قرار گرفت.
استالینیسم با مسموم سازی آگاهی طبقاتی این مسئله را القاء می نمود که در برابر دیکتاتوری عریان سرمایه داری، سوسیالیسم موجود با تمام معایب آن بهتر است. با فروپاشی بلوک شرق بورژوازی با و ندای مرگ کمونیسم که پایان عصر مبارزۀ طبقاتی را بشارت می داد و اینکه دیگر طبقه ای بنام کارگر وجود ندارد. در این لشکرکشی جناح چپ سرمایه همراه با آکادمسین ها و ...
#کمونیست_چپ | 450 |
| 9 | بدون متن... | 453 |
| 10 | ایده ها و آرمانهای انقلاب اکتبر جاودانه هستند!
حدود صد سال پیش بدنبال شدت یابی مبارزه طبقاتی، موج انقلاب جهانی توانست در اکتبر 1917 بورژوازی را از قدرت سیاسی در روسیه به زمین بکشد و پرولتاریای روسیه بسوی حاکمیت شوراها قدم بردارد. انقلاب اکتبر بزرگترین حادثه، اتفاق و شگفتی قرن بیستم بوده است...
پرولتاریا بعد از کمون پاریس، اولین بار سرمایه داری را به زیر کشید و نشان داد انقلاب کمونیستی نه تنها ضروری، امکان پذیر، بلکه تنها آلترناتیو برای بربریت سرمایه داری است. کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا در روسیه، بیانگر آغازعصر نوینی بود. عصر امپریالیسم و عصر انقلابات کمونیستی.
پرولتاریای روسیه پیشگام انقلاب جهانی شده بود. بلشویکها و در راس آن لنین بخوبی میدانستند بدون پیروزی انقلاب در دیگر کشورهای سرمایه داری، انقلاب در روسیه منزوی خواهد شد. لنین در نامۀ خداحافظی خود به کارگران سوئیس، تصور یک طبقه انقلابی در روسیه، مجزا از سایر کارگران اروپا را مطلقا بیگانه ارزیابی می کرد و تاکید می کرد که این شرایط احتمالا خیلی کوتاه مدت خواهد بود...
#کمونیست_چپ | 428 |
| 11 | بدون متن... | 439 |
| 12 | The Proletariat of the Republic of Azerbaijan Must Reclaim Its Class-Historical Memory
In recent days and weeks, the Republic of Azerbaijan has witnessed protests against restrictions on the wearing of the hijab in schools…
Meanwhile, student protests against the French government’s austerity policies in education have spread to Belgium and subsequently to Italy and Albania…
The following question may arise: Can the protests in the Republic of Azerbaijan move beyond religious demands and the dispute over the hijab to develop into a broader social struggle against the state and capitalist social relations?...
There was a time when the proletariat of Baku, that giant of exploitation, was not dormant but a living and advancing force in the class struggle. During the revolutions of 1905 and 1917, Baku’s workers, as part of the world proletariat, played a prominent role in the struggle against capital…
Bourgeois ideology plays a significant role in dividing and weakening the ranks of the working class... | 194 |
| 13 | بدون متن... | 210 |
| 14 | پرولتاریای جمهوری آذربایجان باید به حافظهی تاریخی طبقاتی خود رجوع کند
در روزها و هفتههای اخیر، جمهوری آذربایجان شاهد اعتراضاتی علیه محدودیت حجاب در مدارس بوده است...
هم زمان، اعتراضات دانشآموزی علیه سیاستهای ریاضتی دولت فرانسه در حوزهی آموزش، به بلژیک و سپس ایتالیا و آلبانی گسترش یافته است...
شاید این سوال مطرح شود: آیا اعتراضات در جمهوری آذربایجان میتوانند از چارچوب مطالبات مذهبی و مناقشه بر سر حجاب فراتر روند و به عرصهی مبارزهی اجتماعی علیه دولت و مناسبات سرمایهداری راه یابند؟ ...
زمانی پرولتاریای باکو، این غول استثمار شده، نه خفته، بلکه نیرویی زنده و پیشرو در مبارزهی طبقاتی بود. در انقلابهای ۱۹۰۵ و ۱۹۱۷، کارگران باکو به عنوان بخشی از پرولتاریای جهانی، نقشی برجسته در مبارزه علیه سرمایه ایفا کردند...
کارکرد مدرسه در جامعه سرمایهداری را نمیتوان صرفاً به انتقال دانش و پرورش نیروی کار محدود...
ایدئولوژی بورژوایی با دامن زدن به شکافهای مذهبی، ملی، قومی و نژادی و تقویت تقابلهایی چون سکولار در برابر مذهبی و مهاجر در برابر بومی، در تقسیم و تضعیف صفوف طبقه کارگر نقش مهمی ایفا میکند... | 280 |
| 15 | بدون متن... | 289 |
| 16 | علیه اقتصاد جنگی، ریاضت و سرکوب؛ ضرورت پیوند مبارزات جوانان با مبارزه مستقل طبقه کارگر
چندین هفته است که اعتراضات دانش آموزان و دانشجویان علیه ریاضت اقتصادی در آموزش در فرانسه ادامه دارد و اکنون به بلژیک، ایتالیا، آلبانی و کشورهای دیگر نیز گسترش یافته است. این اعتراضات را نمی توان جدا از مناسبات طبقاتی حاکم بر جامعه درک کرد و گسترش آنها به حمایت و همبستگی طبقه کارگر و انقلابیون نیاز دارد.
دولتها با افزایش بودجه نظامی و گسترش صنایع تسلیحاتی، منابع اجتماعی را از آموزش، بهداشت، مسکن و دیگر نیازهای انسانی به سوی ماشین جنگی سوق میدهند. هزینه این سیاستها را طبقه کارگر از طریق تورم، کاهش قدرت خرید، فشار بر دستمزدها، بیکاری و تشدید استثمار میپردازد.
با این حال، خشم و اعتراض، هر قدر گسترده باشد، بدون سازمانیابی جمعی و پیوند با مبارزه کارگران نمیتواند به نیرویی تعیین کننده تبدیل شود. راه پیشروی، گسترش مبارزه از مدارس و دانشگاهها به محیطهای کار، محلات و دیگر عرصههای زندگی اجتماعی است.
احزاب بورژوایی و اتحادیههای کارگری، نمیتوانند افقی برای رهایی طبقاتی ترسیم کنند. در برابر اقتصاد جنگی، ریاضت و سرکوب، مبارزه مستقل و بینالمللی طبقه کارگر، با مشارکت جوانان کارگر، میتواند افق رهایی از استثمار و جنگ را بگشاید.
مجامع عمومی مستقل، کمیتههای مبارزاتی و تصمیم گیری جمعی از پایین، ابزارهای ضروری برای گسترش همبستگی و تداوم مبارزه هستند. افق این مبارزات در آن است که طبقه کارگر، با حفظ استقلال و سازمانیابی خود، به نیرویی محوری در گسترش مبارزه تبدیل شود و اعتراضات دانش آموزان و دانشجویان را در چارچوب مبارزه طبقاتی خود پیوند دهد. در برابر اقتصاد جنگی، ریاضت اقتصادی و سرکوب پلیسی، همبستگی مستقل و بینالمللی کارگران و جوانان میتواند راه را برای گسترش مبارزه طبقاتی و گشودن چشم اندازی نوین هموار کند.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
| 309 |
| 17 | ناپدیدشدن سرمایهدار بهعنوان شخصیت زائد از روند تولید
«مؤسسات سهامی، که همراه با سیستم اعتباری گسترش مییابند، به طورکلی دارای چنین گرایشی هستند که کار مباشرت را هرچه بیشتر از مالکیت سرمایه، خواه خودی باشد یا استقراضی، جدا سازند. این امر عیناً مانند تکامل جامعهٔ بورژوایی است که در آن وظایف قضائی و اداری از مالکیت ارضی جدا میگردند، در صورتی که در عصر فئودالی وظایف مزبور در زمرهٔ اختیارات زمینداری به شمار میرفت.
ولی در حالی که از سوئی سرمایهدار فعال در نقطهٔ مقابل صاحب سرمایه، یعنی پول-سرمایهدار، قرار میگیرد و با تکامل سیستم اعتباری، این پول-سرمایه خود نیز خصلت اجتماعی پیدا میکند، در بانکها گردآوری میشود و دیگر نه به وسیلهٔ صاحبان مستقیم پول-سرمایه، بلکه به وسیلهٔ بانکها قرض داده میشود؛ و از سوی دیگر، مدیر محض، که خود تحت هیچ عنوانی، نه از راه وامدهی و نه از طریق دیگر، مالک سرمایه نیست، همهٔ وظایف واقعی را که به عهدهٔ سرمایهدار فعال از این حیث قرار گرفته است انجام میدهد، آنچه باقی میماند همانا کارمند است و لذا سرمایهدار مانند شخصیت زائد از روند تولید ناپدید میگردد.»
برگرفته از جلد سوم «سرمایه»، اثر کارل مارکس، فصل ۲۳.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice | 251 |
| 18 | شنود در مهد تمدن دموکراسی
یوریسپِس به ما اطلاع میدهد که طی ده سال گذشته، ۲۹ میلیون و ۲۰۰ هزار ایتالیایی مورد شنود قرار گرفتهاند. این مطلبی است که در روزنامهٔ لا رپوبلیکا، مورخ ۳ اوت ۲۰۰۵، آمده است.
همان مقاله با یک حساب سرانگشتی، یعنی با کسر کردن تمام روحانیون، ناشنوایان و لالها، گوشه نشینان، بیخانمانها، زندانیان، مهاجران غیرقانونی، دیپلماتهای خارجی، پرستاران صلیب سرخ و امثال آنان از شمار کل افرادی که ممکن است مورد شنود قرار گیرند، به این نتیجه میرسد که حدود دو میلیون نفر باقی میمانند که شنود نشدهاند. منظور از این افراد، کسانیاند که بنا بر تصور شنود کنندگان نباید سوژههای جالبی باشند. همچنین افراد زیر پانزده سال و بالای هشتاد و پنج سال از شمار کل کنار گذاشته میشوند.
این دو میلیون نفر خوش اقبالیشان را مدیون آن نیستند که از «گوش بزرگ» گریختهاند؛ بلکه صرفاً برای گردآوری اطلاعاتی که بتوان به نحوی در عرصههای اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، مالی، مالیاتی، تبهکارانه، نظامی یا هر زمینهٔ دیگری که امکان بهره برداری سودجویانه یا باج خواهانه در آن وجود دارد، از آنها استفاده کرد، بیاهمیت تلقی شدهاند...
«دولت حقوق مدار» دیروز هم افسانهای بیش نبود؛ امروز بیش از پیش چنین است. شاهدش چیست؟ بیش از ۲۹ میلیون ایتالیایی که کاملاً قانونی مورد شنود قرار گرفتهاند، در حالی که سرمایهها با سرعتی سرسامآور دست به دست میشوند و میلیاردها عملیات مالی هر روز در سراسر جهان جریان دارند؛ عملیاتی که نمیتوان تکتک آنها را برای احراز قانونی بودنشان کنترل کرد!
رسواییای برملا میشود و چند نفر قربانی میشوند؛ بگذار قربانی شوند! از نظر سرمایهداری، مهم آن است که چرخ و فلک پرشتاب نظام مالی همچنان بچرخد. اعتماد پسانداز کنندگان و سرمایهداران بزرگ ــ اعم از نوکیسگان یا سرمایهداران جا افتاده ــ به نظام بانکی و مالی هر بازار و به هر بورس، بخش جدایی ناپذیر این گردش پرشتاب سرمایه است. هنگامی که رسواییای از این دست، که مستقیماً بانک مرکزی ایتالیا را درگیر کرده، این اعتماد را بهطور جدی به خطر میاندازد، نهادها فراخوانده میشوند تا آن را بازگردانند. دستگاه قضایی نیز در همین جا حاضر است تا از بازار حفاظت کند؛ حتی هنگامی که پای پیگرد کیفری مقامهای بلند پایهای چون رئیس بانک مرکزی ایتالیا در میان باشد...
شنودهای تلفنیای که امکان مستند کردن اتهامات علیه فازیو، فیورانی، ریکوچی و شرکای آنها را فراهم کردهاند، از منظر بازگرداندن اعتماد بازارهای مالی به بورس ایتالیا، آشکارا از سوی بخشی از بورژوازی خوشامد گفته میشوند. اما از آنجا که بیشتر عملیات مالی در برابر چشم عموم انجام نمیشوند ــ و دلیلش هم روشن است ــ و پیوندهای میان محافل مالی و سیاست نیز به هیچ وجه نادر نیستند، احزاب سیاسی مختلف زنگ خطر را به صدا درآوردهاند: باید قواعد دقیقی وضع کرد! برای مثال، باید نمایندگان پارلمان را از شنود تلفنی مصون داشت.
این همان قاعدهای است که نمایندگان پارلمان بسیار دوست دارند: فراتر از هر قاعدهای قرار گرفتن؛ برای دیگران قاعده وضع کردن، بیآنکه خود لزوماً ملزم به رعایت آن باشند؛ و مهمتر از همه، آزادی انجام کارها در خفا. درست مثل خون آشامها؛ برای آنها نیز نور خورشید مرگبار است!
برگرفته از نشریه کمونیست شمارهٔ ۹۷–۹۸، نوامبر ۲۰۰۵، صفحه ۱۰ ارگان حزب کمونیست بینالملل در ایتالیا.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice | 310 |
| 19 | توهم دموکراسی و افسانهٔ دولت آزاد مردمی
لنین مینویسید:
"ایمان به «دموکراسی» به طور کلی، همچون نوشدارویی همگانی، و ناتوانی از درک این حقیقت که دموکراسی موجود، دموکراسی بورژوایی است و سودمندی و ضرورت آن از لحاظ تاریخی محدود است، دههها و حتی قرنها است که در همهٔ کشورها، به ویژه در میان خرده بورژوازی، رواج داشته است.
بورژوای بزرگ آب دیده است. او میداند که جمهوری دموکراتیک، مانند هر شکل دیگری از دولت در نظام سرمایهداری، چیزی جز ماشینی برای سرکوب پرولتاریا نیست. بورژوای بزرگ این را از نزدیک میداند، زیرا با رهبران واقعی و ژرفترین ساز و کارها و اهرمهای قدرت در هر دولت بورژوایی آشنایی مستقیم دارد؛ همان ساز و کارها و اهرمهایی که اغلب دقیقاً به همین دلیل، پنهانتر از بقیهاند.
خرده بورژوا، به سبب موقعیت اقتصادی و شرایط عمومی زندگیاش، کمتر قادر به درک این حقیقت است. او حتی به این توهم دل میبندد که جمهوری دموکراتیک به معنای «دموکراسی ناب»، «دولت آزاد مردمی»، حاکمیت مردم مستقل از طبقات یا فراتر از آنها، تجلی ناب ارادهٔ تمام مردم و مانند اینها است. پایداری این پیش داوریهای دموکراتیک خرده بورژوازی، ناگزیر، از این واقعیت ناشی میشود که خرده بورژوا از مبارزهٔ حاد طبقاتی، از بورس و از سیاست «واقعی» دورتر است. انتظار اینکه بتوان صرفاً با تبلیغ، این پیش داوریها را در مدتی کوتاه ریشه کن کرد، مطلقاً با مارکسیسم ناسازگار است."
منبع نقل و قول: لنین، «اعترافات ارزشمند پیتیریم سوروکین»، نوشته شده در ۲۰ نوامبر ۱۹۱۸ و منتشر شده در روزنامهٔ پراودا، شمارهٔ ۲۵۲، مورخ ۲۱ نوامبر ۱۹۱۸؛ برگرفته از مجموعه آثار لنین به زبان انگلیسی، جلد ۲۸، صفحات ۱۸۸–۱۸۹.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice | 255 |
| 20 | The Working Class Pays the Price for the War Economy
A war economy is a form of social organisation under capitalism in conditions of intensifying imperialist rivalries and a growing tendency towards generalised war. Under these conditions, an increasing share of society’s resources and productive capacity is placed at the service of the state, capital and the war machine, while human needs are pushed to the margins.
From this perspective, examining the war economy means more than simply explaining the increase in war (military) expenditure in a metropolitan capitalist country. It means asking how, under metropolitan capitalism, society’s wealth and productive capacity are allocated to serve the needs of capital, and how this allocation finds expression in a form of capitalist existence in the era of its decline…
The protests by young people and school students in France can be understood in the context of the social consequences of the war economy and the government’s austerity policies. As more ... | 231 |
