صدای انترناسیونالیستی
Open in Telegram
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Show more905
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1030 days
Posts Archive
مارکس، خودرهایی پرولتاریا و آگاهی طبقاتی
مارکس در سراسر زندگی سیاسی و نظری خود مبارزه کرد تا پیشرفتهترین و برندهترین ابزارهای نظری را در اختیار پرولتاریا قرار دهد. او «سرمایه» و دیگر نوشتههای خود را در پیوند با مبارزهی تاریخی طبقهی کارگر علیه سرمایه نوشت. مارکس همچنین با قاطعیت در برابر گرایشهایی ایستاد که نقش نظریه و ضرورت فهم مناسبات اجتماعی را در مبارزهی پرولتری تحقیر میکردند.
نمونهی روشنی از این برخورد را میتوان در ۳۰ مارس ۱۸۴۶، در جلسهای از کمیتهی مکاتبات کمونیستی در بروکسل، در اختلاف میان مارکس و انگلس از یک سو و وایتلینگ از سوی دیگر دید. وایتلینگ چهرهای گمنام نبود؛ او از بنیان گذاران مهم «اتحادیهی عدالت» بود که بعدها به «اتحادیهی کمونیستها» تبدیل شد و تدوین «مانیفست کمونیست» نیز در ادامهی فعالیت همین جریان صورت گرفت.
وایتلینگ بر این باور بود که کارگران در مبارزه علیه جامعهی سرمایهداری، از تحلیلهای نظری و «علمی» دستاورد چندانی به دست نخواهند آورد. یکی از شرکتکنندگان در آن جلسه چنین روایت میکند:
"با شنیدن این سخنان، مارکس که بهشدت خشمگین شده بود، چنان محکم با مشت بر میز کوبید که چراغ به لرزه درآمد. سپس ناگهان از جا برخاست و فریاد زد: «تا به امروز، جهل هرگز به کسی کمکی نکرده است!»"
زندگی کارل مارکس، بوریس نیکلایفسکی
این برخورد صرفاً دفاع از «نظریه» در برابر «عمل» نبود. مسئله، رابطهی مادی و تاریخی مبارزهی پرولتری با شناخت مناسبات سرمایهداری بود. پرولتاریا در مبارزهی روزمره، در رویارویی مستقیم با سرمایه و در تجربهی مشترک استثمار، مقاومت و سازمانیابی، درمییابد که رنجها و تضادهایش حاصل شکست یا ناتوانی فردی نیست، بلکه ریشه در مناسبات اجتماعی تولید سرمایهداری دارد.
اما این تجربهی عملی، خود به خود و به صورت خطی به آگاهی کمونیستی منجر نمیشود؛ فهم سرمایه و ضرورت الغای مناسبات سرمایهداری، نیازمند نقد نظری و تعمیم تاریخیِ تجربهی مبارزه نیز هست.
از این رو، مبارزهی طبقاتی زمینهی شکلگیری آگاهی طبقاتی را فراهم میکند. مبارزهی پرولتری، بدون نقد آگاهانهی مناسبات سرمایهداری، نمیتواند از سطح مقاومت در برابر آثار سرمایه فراتر رود. سازمان انقلابی نیز نباید بهعنوان نهادی بیرون و بالاتر از طبقه تصور شود. سازمان انقلابی، بیان متشکل و آگاهانهی گرایش کمونیستی در خودِ طبقهی کارگر است؛ بخشی از پرولتاریا که در جریان مبارزه، برای تعمیق و گسترش مبارزه علیه رابطهی سرمایه و در جهت الغای کار مزدی و مناسبات سرمایهداری سازمان مییابد.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
بورژوازی داوطلبانه قدرت را واگذار نخواهد کرد
این جنون محضِ است که باور کنیم سرمایهداران با خوش رویی حکم سوسیالیستی یک پارلمان یا مجلس ملی را خواهند پذیرفت و آرام و بی دردسر از مالکیت، سود و حق استثمار خود دست خواهند کشید. همه طبقات حاکم در طول تاریخ تا آخرین لحظه و با تمام توان برای حفظ امتیازات خود جنگیدهاند.
پاتریسینهای رومی و بارونهای فئودال قرون وسطی، شوالیههای انگلیسی و برده فروشان آمریکایی، بویارهای والاچی و کارخانه داران ابریشم بافی لیون ــ همه جویهایی از خون به راه انداختند؛ از روی اجساد گذشتند، دست به قتل و آتشسوزی زدند و جنگ داخلی به راه انداختند و خیانت کرده اند تا از امتیازات و قدرت خود دفاع کنند.
طبقه سرمایهدار امپریالیستی، به عنوان آخرین زادهٔ طبقهٔ استثمارگران، از نظر سبعیت، بدبینی آشکار و خیانت، از همه پیشینیان خود فراتر میرود. این طبقه از مقدسترین مقدسات خود، یعنی سود و امتیاز استثمارش، با چنگ و دندان دفاع خواهد کرد؛ با همان روشهای شرارتآمیز و بیرحمانهای که در سراسر تاریخ سیاست استعماری و در جنگ جهانی اخیر به جهانیان نشان داده است. این طبقه آسمان و جهنم را علیه پرولتاریا بسیج خواهد کرد.
دهقانان را علیه شهرها بسیج خواهد کرد و لایههای عقب ماندهٔ طبقهٔ کارگر را علیه پیشتاز سوسیالیست خواهد شوراند؛ از افسران برای برانگیختن جنایت و کشتار استفاده خواهد کرد؛ با هزاران شیوهٔ مقاومت منفعلانه خواهد کوشید هر اقدام سوسیالیستی را فلج کند؛ انقلاب را گرفتار دهها ونده خواهد کرد؛ برای نجات خود دشمن خارجی و سلاحهای مرگبار کلمانسو، لوید جورج و ویلسون را به کشور فراخواهد خواند ــ و ترجیح خواهد داد کشور را به تودهای از ویرانههای دود گرفته تبدیل کند تا اینکه داوطلبانه از بردگی مزدی دست بکشد.
برگرفته از «اتحادیه اسپارتاکوس چه میخواهد؟» نوشته رزا لوکزامبورگ
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
In Memory of Comrade Luciano, Living On in the Continuation of the Communist Struggle
Death, although it brings a fighter’s life to an end, cannot bring to an end the struggle in which he consciously took his place. What does not disappear with the death of a communist is the struggle that he regarded as part of the historic battle of the working class for emancipation from capitalism; the positions he defended, the horizon for which he fought, and the tasks that remain for succeeding generations to take up.
Comrade Luciano was no longer among us. His sudden death is undoubtedly a loss for the Communist Left and for the comrades who worked alongside him on this political path…
Comrade Luciano was a comrade well known to us and played an active role…
For this reason, our deepest sympathy and solidarity with Comrade Luciano’s family and with his comrades in the ICC are expressed through continuing the very struggle that he consciously chose, in the tradition of the Communist Left.
The best way to honour...
یاد رفیق لوچیانو، در تداوم مبارزه کمونیستی زنده است
مرگ، هرچند زندگی یک مبارز را متوقف میکند، نمیتواند مبارزهای را که او آگاهانه در صفوف آن قرار گرفته بود به پایان برساند. آنچه با مرگ یک کمونیست از میان نمیرود، مبارزهای است که او آن را بخشی از نبرد تاریخی طبقه کارگر برای رهایی از سرمایهداری میدانست؛ مواضعی است که از آنها دفاع کرد، افقی است که برای آن مبارزه کرد و وظایفی است که همچنان بر دوش نسلهای بعدی باقی میماند.
رفیق لوچیانو دیگر در میان ما نیست. مرگ ناگهانی و سریع او، بیتردید فقدانی برای کمونیستهای چپ و رفقایی است که در این مسیر سیاسی با او همکاری داشتند...
رفیق لوچیانو برای ما رفیقی آشنا بود..
از این رو، عمیقترین همدردی و همبستگی ما با خانواده رفیق لوچیانو و با رفقای او در جریان کمونیست بینالمللی، در ادامه همان مبارزهای است که او آگاهانه و در سنت کمونیست چپ برگزید.
بهترین گرامیداشت یک انترناسیونالیست، ایستادگی بر همان اصول و افقی است که زندگی خود را در راه آنها گذاشت. امروز، در برابر فقدان این رفیق، وظیفه ما تنها یاد کردن از او نیست؛ وظیفه ما ادامه دادن راهی است که ...
#کمونیست_چپ
علیه تمام اشکال حاکمیت بورژوایی
بیتردید این یک واقعیت تاریخی است که دژخیمان بورژوازی اسلامی آن چنان جنایت کردهاند و چنان حمامهای خون به راه انداختهاند که در قیاس با آن، جنایتکاران شاهنشاهی و ساواک «سفید» جلوه داده میشوند. با این حال، از منظر ما، چه جمهوری ننگین اسلامی و چه نظام توحش شاهنشاهی، هر دو اشکال متفاوتی از حاکمیت بورژوایی بوده و هستند.
پروژهی سلطنتطلبی، پروژهای خودجوش از ناراضیان جامعه یا برخاسته از نیازهای واقعی جامعهی ایران نیست، بلکه طرحی است که امپریالیستهای غربی، اسرائیل و همپیمانان آنها سالهاست در راستای منافع استراتژیک خود دنبال میکنند و باید آن را در چارچوب نظم نوین جهانی فهمید.
هدف کوتاه مدت این پروژه، اعمال فشار بر جمهوری اسلامی، تضعیف آن و وادار کردنش به «سر به راه شدن» بوده است؛ و در صورتی که این هدف محقق نشود، ارائهی یک آلترناتیو حکومتی آماده به کار. هدف نهایی اما فراتر از ایران است: تضعیف چین، از طریق تضعیف یا بازآرایی همپیمانان آن در منطقه.
با این همه، زمینهی مادیای که پذیرش این مواضع ارتجاعی را در جامعه ممکن میسازد، صرفاً دیکتاتوری عریان سیاسی نیست؛ بلکه پیش از هر چیز، نتیجهی شکست طبقهی کارگر پس از مبارزات پرشکوه سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ و نیز سقوط غیر قابل تصور سطح زندگی این طبقه در دهههای اخیر است. در چنین شرایطی، طبقهای که ابزارهای تولید مادی را در اختیار دارد، ابزارهای تولید فکری را نیز تحت کنترل خود میگیرد و از این طریق، به عنوان تولیدکنندهی مسلط افکار و ایدهها، سلطهی طبقاتی خویش را بازتولید میکند.
برگرفته از «اعتراضات ایران: آیا ایدههای سوسیالیستی امروز واقعا عملی و تأثیرگذار هستند؟» ، آن را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
جنبش بیکاران، ضرورتی انکارناپذیر
منظور از بیکاران در اینجا، کارگرانی نیست که در آستانه از دست دادن شغل خود هستند، بلکه کارگرانی است که مدت قابل توجهی از بیکاری آنها گذشته است یا کارگرانی که هنوز فرصت ورود به بازار کار را نیافتهاند. اما یک کارگر بیکار چگونه میتواند علیه تورم افسارگسیخته، گرانی سرسامآور خدمات بهداشتی و درمانی، و از همه مهمتر، برای حق اشتغال مبارزه کند؟
متاسفانه برخلاف بازنشستگان و کارگران شاغل در سالهای اخیر شاهد اعتراض کارگران بیکار نبودیم، این در حالی است که کارگران بیکار مبارزات درخشانی را در تاریخ مبارزاتی طبقه کارگر ثبت کرده اند. برای بررسی میتوان از حافظه تاریخی مبارزات کارگران بیکار بهره گرفت و تجربیات گذشته را در جهت سازماندهی و پیگیری مطالبات این بخش از طبقه کارگر به کار بست.
جنبش بیکاران در سال ۱۳۵۸ یکی از مهمترین بخشهای اعتراضات جنبش کارگری همان سال بود. این جنبش عمدتاً توسط کارگران بیکار، جوانان و اقشار تحتانی جامعه شکل گرفت که از وضعیت اقتصادی و فقدان فرصتهای شغلی ناراضی بودند. عامل اصلی شکلگیری این جنبش نه صرفاً افزایش تعداد بیکاران، بلکه رشد توقعات اجتماعی در پی فضای مبارزاتی جامعه بود. بیکاران، جوانان، به ویژه دیپلمههای بیکار، انتظار بهبود شرایط معیشتی و اشتغال را داشتند، اما این انتظارات برآورده نمیشد.
بیکاران در سال ۱۳۵۸ در جریان اعتراضات خود با یکدیگر تبادل نظر میکردند، مجامع عمومی برگزار میکردند، نمایندگان خود را انتخاب میکردند و همزمان هم خود را سازمان میدادند و هم مبارزه را پیش میبردند، که این روند به افزایش سطح آگاهی آنها منجر میشد. کشاندن اعتراضات به بطن جامعه و جلب همدردی مردم، جنبش بیکاران را تقویت میکرد، هرچند مسئولان تلاش میکردند مانع ورود این اعتراضات به فضای شهری شوند.
بیکاری نتیجهی نظام سرمایهداری است و در دوران بحران اقتصادی بیشتر نمایان میشود. حتی در دورههای رونق اقتصادی، سرمایهداری نیاز به بیکاری دارد تا مانع افزایش دستمزدها شود. در شرایط فعلی، با بحران اقتصادی، افزایش بیکاری و کاهش فرصتهای شغلی، وضعیت بیکاران در ایران بحرانیتر از وضعیت بیکاران در سال ۱۳۵۸ است. در آن زمان، بیکاران با تشکیل جنبشی توانستند خواستههای خود را به شکلی موثر مطرح کنند. امروز نیز، ارجاع بیکاران به حافظه تاریخی و تجربیات مبارزاتی گذشته میتواند راهگشا باشد. آگاهی از سیر این مبارزات، علاوه بر احیای روحیه مطالبهگری، میتواند مسیرهای عملی برای پیوستن به اعتراضات دیگر بخشهای طبقه کارگر را روشن کند.
مشارکت بیکاران در اعتراضات کارگران شاغل، بازنشستگان و سایر جنبشهای کارگری اهمیت زیادی دارد. این همراهی نهتنها به تقویت و گسترش اعتراضات کمک میکند، بلکه باعث میشود مشکلات بیکاران نیز به یک مطالبهی اساسی در جنبش کارگری تبدیل شود. حضور بیکاران در کنار دیگر کارگران نشان میدهد که مسئلهی کار و معیشت یک دغدغهی مشترک است و به تمام بخشهای طبقهی کارگر مربوط میشود. این اتحاد، قدرت طبقاتی کارگران را افزایش داده و امکان اعمال فشار بیشتری بر دولت و کارفرمایان فراهم میکند، در نتیجه، مطالبات کارگران شاغل، بازنشسته و بیکار در مبارزهی طبقاتی پررنگتر میشود.
آینده متعلق به مبارزه طبقاتی است!
برگرفته از کتابچه «مشکلات و موانع عملی طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی» ، کتابچه را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
Execution, an Instrument of Bourgeois Repression; Class Struggle, the Path to Emancipation!
“What a state of society is that which knows of no better instrument for its own defence than the hangman, and which proclaims through the ‘leading journal of the world’ its own brutality as eternal law?” — Marx (Capital Punishment)
The criminal Islamist bourgeoisie has unleashed a new wave of executions in recent days and weeks. These executions include both ordinary prisoners and prisoners who have been arrested in connection with the protests or sentenced to death on charges such as espionage. Execution is one of the most naked forms of state coercion and repression, and it must be understood within the framework of capitalist class relations and the role of the state as an instrument of class domination.
The shameful history of the Islamist bourgeoisie is a history steeped in repression and bloodshed. In the 1980s, the Islamist criminals imprisoned tens of thousands of people who opposed the dictatorship and...
اعدام، ابزار سرکوب بورژوازی؛ مبارزه طبقاتی، راه رهایی!
«این چه نوع جامعهای است که برای دفاع از خود هیچ ابزار بهتری جز جلاد نمیشناسد، و از طریق «روزنامهی پیشرو جهان»، بیرحمی خود را بهعنوان قانونی ابدی اعلام میکند؟» مارکس – مجازات اعدام
بورژوازی جنایتکار اسلامی در روزها و هفتههای اخیر موج تازهای از اعدامها را به راه انداخته است. این اعدامها هم زندانیان عادی و هم زندانیانی را در بر میگیرد که در پی اعتراضات بازداشت شدهاند یا با اتهاماتی همچون جاسوسی به اعدام محکوم شدهاند. اعدام یکی از عریانترین اشکال قهر و سرکوب دولتی است و باید آن را در چارچوب مناسبات طبقاتی سرمایهداری و نقش دولت به عنوان ابزار سلطه طبقاتی فهمید.
تاریخ بورژوازی ننگین اسلامی، تاریخی آمیخته با سرکوب و خونریزی بوده است. در دهه ۶۰ ، جنایتکاران اسلامی دهها هزار انسان معترض به دیکتاتوری و توحش حاکم را به بند کشید و دهها هزار زندانی سیاسی را اعدام و قتلعام کرد. اعدام، کشتار و سرکوب، نه رویدادهایی استثنایی، بلکه بخشی از عملکرد مستمر بورژوازی اسلامی در طول حیات ننگین آن بوده است.
از منظر مارکسیستی، مخالفت با اعدام صرفاً مخالفتی...
فروپاشی استالینیسم؛ اضمحلال یک ضدانقلاب، نه شکست کمونیسم
بورژوازی با راهاندازی کمپین فروپاشی استالینیسم، آن را معادل فروپاشی کمونیسم جلوه داد و به تبع آن، ضربهای جدی به طبقه کارگر وارد کرد و زمینه بیاعتبارسازی کمونیسم را فراهم ساخت. این وضعیت همچنین فرصتی برای رشد گرایشات چپگرایی با ریتوریک آنارشیستی و نسخههای متفاوت آن ایجاد کرد. دیگر گرایشات چپگرایی، مانند تروتسکیستها، کمتر آسیب دیدند؛ اما ضربه اصلی متوجه استالینیستها شد. استالینیسم در دو مقطع دچار بحران جدی شد و در ادامه، نگاهی کوتاه به هر دو مقطع خواهیم انداخت.
نخست، در سال ۱۹۵۶ و پس از کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی؛ جایی که خروشچف در گزارشی محرمانه برای نمایندگان کنگره، به نقد کیش شخصیت استالین و پیامدهای جنایتبار آن پرداخت. انتشار این گزارش ضربهای سنگین بر احزاب استالینیست در سراسر جهان وارد کرد. بسیاری از این احزاب بهتدریج به سوی سوسیالدموکراسی دگردیسی یافتند و آنهایی که بر وفاداری به استالینیسم پای فشردند، با ریزش گسترده نیروهای خود مواجه شدند.
مقطع دوم و ویرانگرتر، با سقوط دیوار برلین و فروپاشی بلوک شرق رقم خورد. استالینیسم در عمل فروپاشید، بخش اعظم احزاب استالینیست بار دیگر به سمت سوسیالدموکراسی چرخش کردند و باز هم آن دسته که بر استالینیسم وفادار باقی ماندند، دچار ریزش شدید نیرو شدند.
برخلاف گرایشها یا محافل چپگرا که صرفاً با کلام رادیکال خود شناخته میشوند و هریک نسخهها و روایتهای متفاوتی ارائه میدهند، کمونیسم چپ، با همهی ابهامات، سردرگمی ها و حتی اشتباهاتی که در طول تاریخ پرافتخار خود مرتکب شده است، همچنان به مواضع و اهداف پرولتری پایدار و وفادار مانده است.
این جریان، همچون قطبنما مسیر نبردهای طبقاتی را نشان داده و مرجعی واقعی برای مبارزات طبقه کارگر بوده است. کمونیسم چپ تداوم حقیقی مارکسیسم در صد سال گذشته است و بخشی از حافظه تاریخی پرولتاریا محسوب میشود؛ از سال ۱۹۲۸ به بعد، کمونیسم یعنی کمونیسم چپ.
برگرفته از کتاب «حقیقتِ کمونیست چپ» ، چگونه وبسایت نقد اقتصاد سیاسی حقیقت را تحریف و جعل میکند. کتاب را به زبانهای فارسی و انگلیسی بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید.
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
آنتیفاشیسم؛ زنجیر ایدئولوژیک طبقهی کارگر به دموکراسی سرمایه
یکی دیگر از ایدئولوژیهایی که رابطهای نزدیک با دموکراسی دارد و نقش مهمی در ابهامسازی کارگران ایفا میکند، ایدئولوژی «ضدِ فاشیسم» است. فاشیسم و ضد فاشیسم خاستگاه مشترکی دارند. به بیان دیگر، آنتیفاشیسم ابزاری برای تحکیم نهادهای دموکراتیک سرمایهداری بوده است: این ایدئولوژی به تقویت دولت «دموکراتیکِ» سرمایه کمک میکند و در عمل طبقهی کارگر را مسموم کرده و از موضع طبقاتیاش دور میسازد.
تئوری آنتیفاشیسم یکی از قویترین ابزارهای ایدئولوژیک برای ایجاد سردرگمی در طبقهی کارگر و کشاندن آن به درگیریهای امپریالیستی بوده است. نمونهی بارز آن، رخدادهای جنگ در اسپانیا ( ۱۹۳۹–۱۹۳۶) است. برخلاف آنارشیستها، استالینیستها و تروتسکیستها، موضع کمونیستهای چپ عدم مشارکت در «دفاع از جمهوری» بود و استدلال کردند که جنگ اسپانیا، نه یک جنگ داخلی بلکه یک جنگ امپریالیستی است که طبقهی کارگر در آن قربانی میشود.
از دیدگاه کمونیستهای چپ، جنگ اسپانیا این فرصت را برای استالینیستها، تروتسکیستها و آنارشیستها فراهم کرد تا در کنار دموکراتها جنگیدن را تمرین کرده و خود را برای «جنگ میهنی» تحت اتحاد امپریالیستی بریتانیا، روسیه و آمریکا آماده کنند. کمونیستهای چپ معتقد بودند که «آنتیفاشیسم» فرمولی ایدئولوژیک بود که به تشتت مواضع پرولتری و نهایتاً به شکست جدی طبقهی کارگر انجامید ، زیرا کارگران را به کانالهای بورژوایی کشاند و از مبارزهی مستقل طبقاتی بازداشت.
برگرفته از کتابچه « تغییر توازن قدرتهای امپریالیستی و بازنویسی نظم جهانی: ضرورت سازمانیابی مستقل طبقهی کارگر» کتابچه را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
در برابر جنگ امپریالیستی: مبارزه طبقاتی
جنگهای امپریالیستی نه حاصل جاه طلبی این یا آن دولت، بلکه محصول تضادهای عمیق و ساختاری سرمایه داری در دوره انحطاط آن هستند. بحران اضافه تولید، تشدید رقابت میان سرمایههای ملی و تلاش قدرتهای امپریالیستی برای حفظ یا گسترش بازارها، منابع و حوزههای نفوذ و مهم تر از همه، گسترش حوزههای نفوذ امپریالیستی، سرمایهداری را به سوی تشدید نظامی گری و جنگهای امپریالیستی سوق میدهد. جنگ کنونی در خاورمیانه را نیز باید در همین چارچوب و به عنوان بخشی از روند شتاب گرفتن سرمایهداری جهانی به سوی جنگهای تعمیم یافته درک کرد.
در این شرایط، رقابت میان قدرتهای امپریالیستی به بهای سنگینی برای طبقه کارگر تمام میشود. هزینه بحران و جنگ از طریق کاهش دستمزدهای واقعی و قدرت خرید، تورم، بیکاری، اخراجها، تشدید استثمار و سقوط سطح زندگی بر دوش کارگران گذاشته میشود. در عین حال، بورژوازی هر کشور میکوشد طبقه کارگر را زیر پرچم منافع ملی، دفاع از میهن یا «امنیت» خود بسیج کند و هزینه جنگ و بحران را به او تحمیل نماید. از این منظر، طبقه کارگر نه متحد هیچ یک از اردوگاههای امپریالیستی، بلکه طبقهای است که در هر دو سوی جبهه استثمار میشود و قربانی جنگ است.
از این رو، مقابله با جنگ را نمیتوان به صلح طلبی و درخواست از دولتها برای پایان دادن به جنگ و برقراری صلح محدود کرد. در سرمایهداری، صلح پایدار وجود ندارد؛ دورههای صلح خود بخشی از روند بازسازی نیروها و آماده سازی برای جنگهای بعدی هستند. مسئله برای طبقه کارگر، انتخاب میان این یا آن قدرت امپریالیستی یا حمایت از یک «جبهه» در برابر جبههای دیگر نیست؛ بلکه رد منطق جنگ امپریالیستی، حفظ استقلال طبقاتی و دفاع از منافع مستقل طبقه کارگر در برابر همه اردوگاههای امپریالیستی است.
مقاومت واقعی در برابر جنگ از جایی آغاز میشود که کارگران از پذیرش هزینههای بحران و جنگ سرمایهداری سر باز زنند: از مبارزه برای دستمزد و شرایط بهتر زندگی و کار، از مبارزه در خیابان برای دفاع از حقوق بازنشستگی و خدمات اجتماعی، تا اعتصاب و مقاومت در برابر بسیج جنگی. این مبارزات باید در مسیر تبدیلشدن به مبارزهای آگاهانه، مستقل و طبقاتی علیه سرمایه و دولتهای آن قرار گیرند.
بنابراین، مبارزه علیه جنگ از مبارزه طبقاتی جدا نیست؛ بلکه همان مبارزه طبقاتی است که در شرایط بحران و جنگ، بهطور مستقیم در برابر الزامات سرمایه و دولتهای امپریالیستی قرار میگیرد. طبقه کارگر با دفاع از منافع مستقل و طبقاتی خود، نهتنها از پرداخت هزینه بحران و جنگ سر باز میزند، بلکه زمینه را برای گسترش و تعمیق مبارزه طبقاتی فراهم میکند. تنها از خلال چنین مبارزه مستقل و انترناسیونالیستی است که طبقه کارگر میتواند در برابر روند جنگ امپریالیستی مقاومت کند و چشمانداز برانداختن نظام سرمایهداری، یعنی نظامی که دائماً بحران و جنگ را بازتولید میکند، پیش روی خود قرار دهد.
آینده متعلق به مبارزه طبقاتی است!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
The Mecca Defense Pact: A Sign of Escalating Tensions and Imperialist Chaos
On August 7, 2026, a defense agreement between Turkey, Saudi Arabia, and Pakistan was signed in Mecca, stipulating that an attack on any one of the three countries would be considered an attack on all three...
Turkey is a member of NATO, the most important and powerful imperialist military alliance in the world, and U.S. nuclear weapons are also stationed on Turkish territory…Pakistan is also a nuclear power. China, driven by its own imperialist and geopolitical interests…
Saudi Arabia, meanwhile, has been heavily armed by the imperialist powers, above all the United States, for decades, and continues to maintain military agreements with various imperialist powers.
Capitalism is pushing humanity toward greater imperialist rivalries, war, and expanding chaos. What we are witnessing today in West Asia must also be understood within the framework of this global process: the expansion of imperialist rivalries...
#Communist_Left
پیمان دفاعی مکه؛ نشانهای از تشدید تنشها و هرجومرج امپریالیستی
در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، توافقی دفاعی میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در مکه به امضا رسید که بر اساس آن، حمله به هر یک از این سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد. اهمیت این توافق را نه باید در مفاد آن، بلکه در جایگاهش در روند تشدید و بازآرایی مناسبات امپریالیستی جستجو کرد...
ترکیه عضو ناتو است؛ پیمانی که مهمترین و قدرتمندترین ائتلاف نظامی امپریالیستی جهان محسوب میشود و سلاحهای هستهای آمریکا نیز در خاک ترکیه مستقر هستند... پاکستان نیز یک قدرت هستهای است. چین نیز به دلیل منافع امپریالیستی و ژئوپلیتیکی خود، نقش مهمی در تقویت توان نظامی و اقتصادی پاکستان دارد.
عربستان سعودی نیز دههها است که از سوی قدرتهای امپریالیستی، در رأس آنها آمریکا، به شدت مسلح شده و همچنان با قدرتهای مختلف امپریالیستی قراردادهای نظامی دارد. بنابراین، این پرسش مطرح است که پیمان جدید تا چه اندازه میتواند امنیت کشورهای عضو و به ویژه عربستان سعودی را افزایش دهد؟
سرمایهداری، با تشدید بحرانها و تضادهای خود، بشریت را به سوی رقابتهای امپریالیستی بیشتر...
#کمونیست_چپ
پروژه امپریالیستی مهار بورژوایی اسلامی
این واقعیتی انکارناپذیر است که بحرانهای سرمایهداری و گرایش به اقتصاد جنگی، دامنگیر تمامی دولتهای سرمایهداری شده است و هزینه این وضعیت عمدتاً از طریق سیاستهای ریاضتی بر دوش طبقه کارگر جهانی گذاشته میشود. با این حال، شدت ویرانگر این بحران در کشورهای پیرامونی سرمایهداری به مراتب بیش از کشورهای متروپل است و برای حاکمیتهای این کشورها چالشهای عمیقتری ایجاد میکند. شکنندگی ساختار اقتصادی، وابستگی به بازار جهانی و محدودیت منابع مالی، اثرات بحران را در این جوامع تشدید میکند.
در مورد مشخص ایران، دو عامل بار این بحران را مخربتر و حادتر کرده است؛ پیامدهایی که عموم مردم و بهویژه طبقه کارگر هزینه آن را میپردازند. این دو عامل عبارتاند از: نخست، تحریمهای گسترده علیه ایران؛ و دوم، فربهتر شدن بخشی از بورژوازی داخلی در بستر اقتصاد تحریمی و بهرهمندی آن از رانتها و سازوکارهای غیر شفاف. در ادامه به هر دو عامل پرداخته خواهد شد.
هدف اعلامی تحریمها، وارد کردن فشار حداکثری بر اقتصاد ایران است؛ فشاری که هدف آن از کار افتادن صنایع، گسترش بیکاری، افزایش شدید تورم، سقوط قدرت خرید مردم، بهویژه طبقه کارگر و تیرهتر شدن چشمانداز آینده برای جوانان میانجامد. مجموعه این پیامدها، همراه با دهها آسیب اجتماعی دیگر، زمینه مادی نارضایتی گسترده را فراهم میکند...
تحریمهای بینالمللی به رهبری آمریکا نقش مهمی در وخامت شرایط اقتصادی ایران داشتهاند؛ اما تحریمها تنها بخشی از واقعیت را توضیح میدهند. هم زمان با تشدید فشارهای خارجی، بخشهایی از طبقه حاکم نیز از تداوم این وضعیت منتفع شدهاند.
در پی تشدید تحریمها و محدودیتهای مالی، بورژوازی ننگین حاکم برای دور زدن این تحریمها و فشارها به ایجاد شبکههای غیرشفاف و موازی روی آورد؛ شبکههایی که خارج از سازوکارهای رسمی اقتصاد عمل میکنند و عملاً «اقتصاد در سایه» را گسترش دادهاند. این وضعیت، به بستری مناسب برای شکلگیری و تقویت مافیای اقتصادی تبدیل شد.
در این چارچوب، ساختار قدرت در برخی حوزهها کارکردی شبیه به یک مافیای اقتصادی پیدا کرده است؛ بهگونهای که برخی مقامها و نزدیکانشان از طریق سازوکارهای ویژه، به طور مستقیم از شرایط تحریمی سود میبرند. این بهرهمندی میتواند شامل در اختیار گرفتن انحصاری واردات و صادرات، مدیریت و انتقال درآمدهای نفتی به خارج از کشور، کسب سود از شبکههای غیرشفاف مالی و پولشویی، و بهرهمندی از انواع امتیازهای خاص باشد.
در چنین ساختاری، افزایش و نوسان بهای ارزهای خارجی به فرصتی طلایی برای انباشت ثروت در دست اقلیتی بسیار محدود تبدیل شد. گروه کوچکی با بهرهگیری از رانتهای ارزی و دسترسیهای ویژه ثروتهایی کلان و بعضاً افسانهای اندوختند؛ بهگونهای که سطح تجمل و تمرکز ثروت در برخی محلههای بورژوانشین، نمونهای هم سنگ برای آن حتی در بسیاری از کشورهای اروپای غربی نیز به سختی میتوان یافت.
در مقابل، اکثریت جامعه با کاهش مداوم قدرت خرید، رشد تورم، گسترش فقر و ناامنی شغلی مواجه شدند. شکاف طبقاتی تعمیق یافت و بخشهای وسیعی از مردم، بهویژه طبقه کارگر، با سقوط به زیر خط فقر و تزلزل معیشتی روبهرو شدند.
این در حالی است که محدودیت منابع ارزی و کاهش دسترسی به درآمدهای خارجی، به افزایش شدید نرخ دلار انجامید؛ افزایشی که به دنبال آن موجی از گرانی و نارضایتی اجتماعی شکل گرفت. در ادامه، دولت با حذف ارز ترجیحی کوشید فشارهای بودجهای را مدیریت کند، اما این اقدام به جهش بی سابقه تورم و تشدید فشار معیشتی بر اقشار کم درآمد انجامید...
برگرفته از کتابچه «سرکوب خونین و شکستسازی آلترناتیوهای بورژوایی؛ ضرورت مبارزه مستقل و انترناسیونالیستی طبقه کارگر.» کتابچه را بخوانید و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید!
#کمونیست_چپ
تماس از طریق تلگرام:
@internationalists
کانال تلگرام:
https://t.me/intvoice
ایمیل:
contact@internationalistvoice.org
وبسایت:
www.internationalistvoice.org
ایکس(توییترسابق) :
https://x.com/int_voice
